داخلی     خبر     هنر و رسانه
آیت الله جوادی آملی در دیدار با استاد فرشچیان:
دیدار استاد فرشچیان با آیت الله آملی
  استاد محمود فرشچیان از هنرمندان بنام ایران با آیت الله عبدالله جوادی آملی از استادان برجسته حوزه علمیه در قم دیدار و گفت‌وگو کرد.
عکاس : امیر حسامی نژاد
Share/Save/Bookmark
چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۴۱
کد مطلب : 9116
استاد محمود فرشچیان
استاد محمود فرشچیان
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسرا، وی در دیدار با استاد فرشچیان و هیات همراه گفت: بزرگان دين ما آنها كارهاي خودشان را كردند در روزي كه هنر در حدّ ادبيات بود و هنر از گوش به آغوش به تعبير حكيم سنايي نيامده اكنون كه به جايي رسيد كه به تعبير جناب حكيم سنايي و امثال او از علم به عين آمد و از گوش به آغوش بايد آ‌ن معارف عقلي را محسوس كرد. هنر آنچه در غرب رايج است به صورت فيلم، به صورت سينما يك دور باطلي است از حس به خيال از خيال به حس، از حس به خيال از خيال به حس، لذا به عقل نمي‌رسد و پايانش هم همين سرگرداني است هيچ هرزگي نشد و نيست كه اينها انجام ندهند اما سير نمي‌شوند چون انسان يك گمشده ديگري دارد. جنگ كردند جنگ جهاني اول، جنگ جهاني دوم ميليون ها خون ريختند سير نشدند خاورميانه مورد تاخت و تاز آ‌نها بود و هر روز هست سير نشدند، شرق ما افغانستان و پاكستان كشتار هر روز، غرب ما عراق كشتار هر روز آنها را سير نكرد، پس نه از نظر جاذبه نه از نظر دافعه چيزي بشر را آرام نمي‌كند مگر ﴿أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾ و آ‌نچه در غرب نيست همين است فيلم هست، تلويزيون هست، سينما هست ولي يك دور باطلي است از حس به خيال از خيال به حس، از خيال به حس از حس به خيال. 

وی افزود: هنر ديني سه پايگاه اصلي دارد يكي تجلّي معقول، يكي فرودگاه خيال، يكي خروجي‌اش هم جمال محسوس. اگر هنر، عقلي نباشد همين فيلم و سينماهاي رايج است اگر عقلي باشد ولي در كارگاه خيال هنرمندانه شكل نگرفت و هندسه پيدا نكند مثل بعضي از علما هستند كه بيان ندارند علم دارند ولي خروجي ندارند نه اثر بناني دارند نه بياني، نه كتاب خوبي نوشتند نه درس خوبي گفتند براي اينكه مطلب عقلي بخواهد به حس بيايد بدون فرودگاه خيال اثر ندارد. اما آن هنرمند معروف مولوي، عطار و امثال ذلك اينها آن معقول را تجلّي دادند در خود بعضي ها هستند كه عجله دارند از عقل به حس مي‌آيند از آسمان خيال مي‌گذرند بدون اينكه پايين بيايند اين هنرمند نيست موفق هم نخواهد بود ولي اگر از معقول آمد در فرودگاه خيال تصوير كرد، دالان وردي را مشخص كرد، دالان خروجي را مشخص كرد، من اين مطلبي كه مي‌خواهم بگويم مقدمه‌اش چيست، مؤخّره‌اش چيست، چند تا فصل دارد، چند تا بند دارد، فارسي بگويم، عربي بگويم، با چه زباني بگويم، چطور بگويم، با چه كيفيتي بگويم اينها را مرزبندي مي‌كند بعد خروجي‌اش هم مي‌شود تدريس، خيلي ها كتاب نوشتند اما همه كتاب كه نظير كتاب شيخ انصاري و آخوند خراساني نشد خيلي ها دست به اثر زدند ديگر آقاي فرشچيان نشدند. غرض اين است كه اين معقول الاّ ولابد بايد در كارگاه خيال مدّتي توقف بكند مشخص بشود كه من اين را به چه صورت در بياورم بعد دست هنرمند هم مي‌خواهد كه خروجي محسوس داشته باشد آنچه بيرون مي‌آيد جميل باشد اين معني هنر اسلامي است.

آیت الله جوادی آملی تاکید کرد: تاكنون در اين بخش ما مشكل جدّي داشتيم يعني هنر محسوس نداشتيم حالا يا تلويزيون نبود يا سينما نبود ما در يك بحث از هندسه را كه اوايل مي‌خوانديم اين هندسه فضايي براي ما خيلي رنج‌آور بود براي اينكه استاد ما روي كاغذ خط‌كشي مي‌كرد روي كاغذ مستحضريد كه سطوح را تبيين مي‌كند اين دو بعد دارد دو عرض دارد اما حجم ندارد هندسه فضايي را انسان نمي‌تواند با ذهن دريابد تا ما برويم آن درون مي‌بينيم مطلب از يادمان رفت اما حالا هندسه فضايي را خوب ترسيم مي‌كنند سه بعدي است و شاگرد در كلاس هم خوب مي‌فهمد اما آن روز استاد براي ما با همين مداد و كاغذ ما هر چه مي‌فهميديم دايره بود او مي‌خواست كُره به ما نشان بدهد، ما مسطّح مي‌فهميديم او منظورش مكعب بود براي اينكه ما ديد نداشتيم براي ما خيلي سخت بود اما الآن به لطف الهي در اثر رشد هنر و صنعت اين سه بعدي حاصل شد تصويرگري حاصل شد همه چيز حاصل شد. حالا كه اين است دين و نظام اسلامي براي جامعه پيام هاي فراواني داشت من ديداري با جناب پاپ قبل از مرگ اين، آن پاپ قبلي ديداري داشتم با ايشان، ديدم ايشان دارد اين فلز را بعنوان تبرّك يكي از چين آمده بود يا ریيس‌ جمهور چين بود ما قبلاً اين وصيت‌نامه الهي سياسي امام را تنظيم كرده بوديم قبل از اينكه او اين فلز را به ما بدهد ما اين وصيت نامه را به او داديم كه او عقلي فكر كند. الآن به لطف الهي نظام ديني بايد حرفي بزند كه قابل عرضه باشد. الآن تقريباً دنيا هفت ميليارد جمعيت دارد ما يك صدميم، ما هفتاد ميليونيم يك صدم جمعيتيم اما مي‌توانيم حرفي بزنيم كه صد صدم را احراز كنيم.

وی گفت: جريان ولايت و اهل بيت(س) و اينها كه نور در نور است يك قلمروی محدود دارد جريان خدا قلمروی نامحدود دارد دو ميليارد و نيم غير مسلمان‌اند يعني مسيحي و يهودي و زرتشتي و اينها دو ميليارد و نيم‌اند ما يك ميليارد و نيم هستيم جمعاً مي‌شود پنج ميليارد آن دو ميليارد هم كه ملحدند و اينها، اين پنج ميليارد را خدا مي‌تواند جذب بكند اين هم يك مطلب. 

آیت الله آملی با اشاره عظمت علمی برخی از بزرگان عرصه هنر گفت: جناب عطار خب تقريباً چندين سال قبل از مولوي بود بسياري از حرف هاي مولوي برگرفته از عطار است خيلي سخت است براي مولوي كه حرف كسي را متن قرار بدهد بعد او را شرح بكند اما حرف نظامي را، حرف سنايي را متن قرار مي‌دهد و شرح مي‌كند اين بر اساس عظمت علمي آنهاست. عطار هم از آن ستاره‌هاي فروزان آسمان توحيد است كم‌نظير است و جناب شيخ محمود شبستري مي‌گويد:
مرا از شاعري خود عار نايد
كه در صد قرن چون عطار نايد
اين عطار چند تا كار كرده مطالب علمي نوشته و كار هنري هم كرده است. مطلب علمي در همان منطق‌الطير كه اصلش رساله طير مرحوم بوعلي است ابن‌سينا نوشته به نام رسالةالطير بعد اين منطقي‌اش كرده يعني به زبان طير در آورده ريشه اصلي‌اش هم از قرآن كريم است كه ﴿عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّيْرِ﴾ پرنده‌ها چيز مي‌فهمند، وقتي وجود مبارك سليمان به هدهد گفت چرا دير كردي عرض كرد يك خبر تازه دارم و آن اين است كه من متعجّبم چرا اينها خدا را عبادت نمي‌كنند اينها در برابر شمس و قمر عبادت مي‌كنند خب شما شمس‌آفرين را عبادت بكن، قمرآفرين را عبادت بكن ﴿وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ﴾ بعدها مولوي در غزليات شمس گفت:
اي يار قمر بهتر يا آن كه قمر آرد
اي يار شكر بهتر يا آن كه شكر آرد
بعدها مولوي گفت ديگر، سليمان (سلام الله عليه) گفت چه آوردي؟ گفت من ديدم كه ملّتي دارند شمس و قمر را عبادت مي‌كنند خب چرا شمس‌آفرين را عبادت نمي‌كنند، قمرآفرين را عبادت نمي‌كنند. اين حرف پرنده، اين مساله منطق طير كه از قرآن آمده باعث شد ابن‌سينا رساله نوشته بعد از ابن‌سينا جناب عطار اين را به صورت نظم در آورد. عطار شخصيت علمي‌اش در همان منطق‌الطير طوري است كه در آن اوايل منطق‌الطير دارد كه
دایماً او پادشاه مطلق است 
در كمان عزّ خود مستغرق است
او ز سر نايد ز خود آنجا كه اوست
كي رسد عقل وجود آنجا كه اوست
اين دو بيت را يك طلبه خراساني در نجف برد خدمت مرحوم آخوند خراساني استاد مرحوم آقاي بروجردي، مرحوم خراساني در دو سه سطر جواب مرقوم فرمودند، فرمودند وضع من، كار من بيش از اين فرصت نمي‌دهد و اگر لازم بود به ديگري مراجعه كنيد اين طلبه خراساني اين جواب مرحوم آخوند خراساني را برد پيش مرحوم آقا ميرزا احمد كربلايي عارف معروف او يك جواب داد، برد پيش مرحوم آخوند حسين اصفهاني استاد مرحوم علامه طباطبايي اين يك طور جواب داد، آن عارفانه جواب داد، آ‌ن فيلسوفانه جواب داد اين دو تا جواب با هم هماهنگ نبود بعد دوباره جواب آقا شيخ محمدحسين اصفهاني را برد پيش آن عارف، جواب آن عارف را پيش آن يكي، چندين نوبت اين گشت شده يك كتاب. خب سه شخصيت عظيم نجف آخوند خراساني، آقا شيخ محمدحسين اصفهاني، آن عارف معروف هم از طرف ديگر اين اضلاع سه‌گانه مثلث درباره يك دو بيتي عطار صحبت كردند. 

اين بزرگوار جناب شيخ محمود عطار هنرمندانه كتاب نوشت گفت مرغ ها شنيدند كه يك كوه قافي هست يك سيمرغي سلطان آن كوه قاف است اينها تصميم گرفتند خب ما هم مرغيم او هم مرغ است پرواز مي‌كنيم مي‌رويم حضور او و خدمت سيمرغ مي‌رويم به كوه قاف مي‌رسيم. اعضاي اين گروه 30 مرغ بودند اين 30 مرغ تصميم گرفتند كه حركت كنند به اينها گفتند كه اين فضا نيست اين چاه فضايي هم دارد درّه دارد عقبه كئود دارد سقوط‌گاه دارد، پرتگاه دارد اين طور نيست كه شما پر بكشيد برويد كوه قاف بالأخره اين وسط ها تلفات دارد، گفتند تحمل مي‌كنيم. 30 ‌تا مرغ تصميم گرفتند كه بروند كوه قاف نزد جناب سيمرغ جلسه تشكيل دادند همايش تشكيل دادند ما كه همايش تشكيل مي‌دهيم كسي قرآن مي‌خواند مداحي مي‌كند خوانند هم بلبل است، عطار مي‌گويد در اين محفل در اين همايش دستور خوانندگي را به بلبل دادند كه او بخواند، بلبل هم چه مي‌خواند اين مي‌گويد بلبل بود، قناري بود و غيره 30 ‌تا مرغ بودند با آهنگ بلبل شروع مي‌شود همه‌شان دعوت به توحيد هر كدام از اين مرغ ها هم حرف هاي خودشان را مي‌زنند پيشنهاد خودشان را مي‌دهند نظريه‌پردازي مي‌كنند و دسته‌جمعي اين 30 مرغ حركت مي‌كنند راه طولاني، رسيدن به كوه قاف خيلي سخت، وسط ها هم چاله‌ها و چاه هاي فراواني، يكي پس از ديگري اين 30 مرغ مي‌ميرند، مي‌ميرند، مي‌ميرند اين 30 مرغ مي‌ميرند 30 تا مرغ مي‌رسند به كوه قاف به سيمرغ مي‌رسند يعني آن 30 ‌تا نميرد 30 مرغ نميرد آن سيمرغ را نمي‌بينند تا كثرت نميرد آن وحدت را نمي‌بينند وقتي آدم از خودش رهايي شد اين «موتوا قبل أن تموتوا» كه پيغمبر فرمود قبل از اينكه شما را بيمرانند بميريد اين 30 مرغ در 30 عقبه در 30 چاه مي‌ميرد يكي پس از ديگري به مقام فنا مي‌رسد تا به زيارت آن سيمرغ برسند همه او را مي‌بينند اما بعد از مرگ مي‌بينند، همه به كوه قاف مي‌رسند اما بعد از مرگ مي‌رسند بعدها جناب حافظ گفت: 
«عنقا شكار كس نشود دام باز چين» 
بعدها جناب حافظ و اينها راه افتادند اين حرف ها را زدند عنقا همان سيمرغ است. اين مي‌خواهد بگويد تا كثرت هست ديدِ خدايي نيست تا زيد را مي‌بينيم، عمرو را مي‌بينيم، اين را مي‌بينيم، آن را مي‌بينيم چون همه از دست ما مي‌رود ديگر آنچه را كه از دست رفتني است خب آدم چرا به او دل ببندد چون طولي هم نمي‌كشد كه همه خاك مي‌شويم و همه از خاك برمي‌خيزيم. 

آیت الله جوادی آملی ادامه داد: بنابراين يك حرف لطيفي مولوي دارد در كتاب هاي ادبي اين اوايل طلبگي ما اين اشكال را به ما مي‌گفتند، مي‌گفتند وقتي مي‌گفتيم «كتب زيدٌ» «كتب» فعل «زيد» فاعل خب اين فعل است و آن فاعل اما اگر گفتند «مات زيد» «مات» كه فاعل زيد نيست اين چگونه فاعل است چگونه مرفوع است اينكه مي‌گوييد مات فعل، زيدٌ فاعل آن وقت
مات زيدٌ زيد اگر فاعل بدي
كي ز مرگ خويشتن غافل بدي
آن مولوي و امثال مولوي كه مي‌گويند مات زيدٌ زيد اگر فاعل بدي يعني اگر موت اختياري بود مات زيدٌ فاعل است اما اگر موت طبيعي بود كه زيد مورد فعل است مفعول است نه فاعل.
بنابراين جناب عطار آمده گفته انسان تا از خودي پايين نيايد خدا را نمي‌بيند بعدها حافظ گفت:
تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز 
ميان عاشق و معشوق هيچ حایل نيست
تمام مشكلات ما همين است كه خودمان را مي‌بينيم و عطار گفت يك نكته است بگويم خود را نبين كه رستگاري،
تا علم و عقل بيني بي معرفت شوي
يك نكته است بگويم خود را مبين كه رستي
بعدها اين شعرا اين حرف ها را زدند او گذشته از اينكه مطلب معقول را گفت، ترسيم كرد، تصريح كرد اين اگر زيرنظر حضرتعالي عدّه‌اي روي آن كار بكنند البته من اينكه خيلي بهره بردم از توضيح جنابعالي درباره تسبيح موجودات اين در يك قطعه كوچكي مثلاً يك متر و نيم در 80 سانتی متر مي‌گنجد اما اين يك گروهي بايد زير نظر شما كار كنند اگر دانشگاه بخواهد با شما همكاري بكند اين شرف دانشگاه است اين نظير انقلاب اسلامي است. آن پنج ميليارد كه مي‌پذيرد آ‌ن دو ميليارد هم كه گمشده دارد مي‌فهمد چه خبر است حرف جهاني است و همان خدا به قول مولوي «هر محال از دست او ممكن شود» مولوي آدم سنگيني است اما او را اين عطار پروراند مي‌گويد عاشقي در خانه معشوق رفت در زد معشوق كيست؟ منم، گفت تا تويي تو هنوز از تو نرفت اين رفت و رياضت كشيد و بار ديگر آمد در زد و گفت كيست؟ گفت تويي، تمام مشكل ما اين است كه هر جا اختلاف است چرا نظر من تأمين نشد، هر جا دعوا و نزاع است چرا خواسته من تأمين نشد، هيچ دشمني بدتر از اين نيست. اين امر حسّي اين معقول را وقتي محسوس بشود با جمال حسّي اين پيام جهاني دارد اگر ان‌شاءالله با عنايت الهي يك گروهي در خدمت شما باشند اين منطق‌الطير عطار را خوب مرور بكنند آغاز و انجامش، صدر و ساقه‌اش را خوب بررسي بكنند آن 30 ‌تا مرغ جدا كشيده بشود كوه قاف مشخص بشود آن سيمرغ مشخص بشود اين درّه‌هاي سي‌گانه مشخص بشود تلفات سي‌گانه هم مشخص بشود آن خوانندگي بلبل در همايش حركت، كاروان مي‌خواهد حركت كند بلبل دارد مي‌خواهند اينها مشخص بشود اگر ان‌شاءالله ساخته بشود. 

استاد فرشچیان: دانشگاه‌ها از هنرهای اصیل ایرانی تهی است
به گزارش فارس، استاد محمود فرشچیان از هنرمندان برجسته ایران در این دیدار با انتقاد از وضعیت هنر در دانشگاه‌ها گفت: دانشگاه‌های هنری ما از سخنان عالمانی چون شما و هنرهای اصیل ایرانی در حال تهی‌شدن است. 

بر اساس این گزارش، استاد فرشچیان در پی ابراز تمایل آیت ‌الله جوادی آملی مبنی بر دیدار با استاد فرشچیان و پیشنهاد ترسیم تابلوی منطق الطیر عطار، در قم صورت گرفت.

استاد فرشچیان در این دیدار ضمن تشکر از بذل توجه آیت ‌الله جوادی آملی اظهار داشت: تابلوی من با عنوان «ستایش پروردگار» به نوعی همان فرمایش شماست که نمونه‌ای از آن خدمتتان ارسال می‌شود. 

وی در مورد طرح ضریح در حال ساخت امام حسین(ع) عنوان کرد: با اطمینان خاطر می‌گویم یکی از بهترین و بزرگ‌ترین پدیده‌های هنر دینی ایرانی ضریح در حال ساخت است و این جز عنایات حضرت سیدالشهدا(ع) نبوده است. 

این استاد برجسته نقاشی کشور ادامه داد: جنابعالی نه تنها دانشمند دینی بلکه هنرشناس و تحلیلگر مسایل هنری هستید و من این علم و آگاهی را تحسین می‌کنم.
وی افزود: از حدود ۹۰ سال پیش با بودجه هنگفتی می‌خواهند ملت‌ها را از هویت خود تهی کنند تا بتوانند بر آنها سیطره یابند.
 
استاد فرشچیان ادامه داد: دانشگاه‌های هنری ما از فرمایش های بزرگانی مانند شما و هنرهای اصیل ایرانی در حال تهی شدن است و من هرچه سعی کرده‌ام آنقدر جو قوی است که از من کاری بر نمی‌آید. 

وی تصریح کرد: در دنیا تنها دو کشور در برابر این جو ایستاده‌اند که یکی چین و دیگری ژاپن است که اصالت هنر خود را حفظ کردند، اما در مملکت ما این اتفاق نیفتاده و این در حالی است که در جمهوری اسلامی ایران باید به هنر اصیل بیشتر توجه شود. 

در این دیدار که پارچه‌باف مدیر پروژه ساخت ضریح مطهر حضرت سیدالشهدا(ع) نیز حضور داشت، گزارشی از روند پیشرفت ساخت ضریح مطهر حضرت سیدالشهدا(ع) ارایه داد.

دیدار استاد فرشچیان با تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س)
همچنین استاد فرشچیان با حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد سعیدی، تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) دیدار و گفت‌وگو کرد. 

در این دیدار تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) از استاد فرشچیان درخواست کرد در خصوص تغییراتی که در بخش‌هایی از ضریح مطهر فعلی حرم حضرت معصومه(س) در حال انجام است، نظر فنی و هنری خود را اعلام کند. 

در ابتدای این دیدار «پارچه باف»، مدیر پروژه ضریح مطهر امام حسین(ع) درخصوص روحیات و ویژگی‌های معنوی استاد فرشچیان در طول زمان طراحی و ساخت ضریح توضیحاتی داد. 

‌وی عنوان کرد: ما با توجه به اینکه ارادت استاد را نسبت به ساحت مقدس فاطمه معصومه(س) دیده‌ایم که هر بار به قم مشرف می‌شوند مقید هستند به زیارت آن حضرت بروند، از ایشان دو درخواست درخصوص آن حضرت داریم اول آنکه یک تابلو از ورود حضرت معصومه(س) به قم و استقبال قمی‌ها از ایشان نقاشی کنند و دوم طرحی را برای ضریح آن حضرت بکشند که بعد از اتمام ساخت ضریح امام حسین(ع) عملیات ساخت آن ضریح را هم شروع کنیم. 

در ادامه استاد فرشچیان گفت: امیدواریم زحماتی که در طول این مسیر هر کس انجام داده است مورد قبول درگاه الهی واقع شود و بنده هم در حد توان ناچیز خود، تلاش خواهم کرد. 

در پایان این دیدار استاد فرشچیان یک جلد قرآن نفیس به همراه یک جلد کتاب نقوش اسلامی به آستانه مقدسه اهدا کرد و سپس از کارگاه طلاکاری آستانه مقدسه بازدید کرد و درخصوص موارد فنی مطالبی را تذکر داد. 

انتهای پیام/گ/0/