داخلی     يادداشت     بین الملل
نوه مبارک و کودک فلسطینی
  مرگ یک کودک، فارغ از نسب، اسم، موقعیت خانواده، منصب پدران و اجدادشان، قلب هر انسانی را یکسان به درد می آورد؛ اما میان دردهای مردم کشورهای اسلامی و کودکان آنها و دردهای حاکمان آنها، فاصله زیادی هست.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۶
کد مطلب : 29504
نوه مبارک و کودک فلسطینی
هفته پیش دولت مصر سوگوار بود و دولت های عربی، الازهر، وزیران، مسوولان مصر، سفیران، نمایندگان دولت های عربی در قاهره را برای اندوهی بزرگ! به حرکت واداشت، و آن اندوه این بود: خبر مرگ نوه رییس جمهور مصر.

تلویزیون و روزنامه های مصری و عرب زبان، صفحات اولشان را به این خبر اختصاص دادند و یک تارنمای (سایت) اینترنتی این خبر را همراه با تصویر حسنی مبارک که کودک مرده را در آغوش گرفته بود منتشر کرد.
 
تارنمای مصری درباره این خبر چنین نوشت:
مصری ها بعد از ظهر سه شنبه در فضایی حزن آلود، از مسجد آل رشدان در پایتخت مصر، جنازه محمد علا حسنی مبارک، نوه 12 ساله رییس جمهور مصر را تشییع کردند و دکتر سید محمد طنطاوی، شیخ الازهر بر جنازه او نماز خواند. در مراسم تشییع جنازه او تعداد بسیاری از مردان دولتی، وزیران و فرمانداران شرکت داشتند. در این تشییع جنازه عمرو موسی، دبیر کل اتحادیه عرب؛ چهره های مذهبی مسلمان و مسیحی، تعدادی از ورزشکاران و جمعیت بیشماری از مردم نیز حضور داشتند. 

شیخ الازهر پیش از آغاز نماز میت، در عباراتی کوتاه، با خانواده «مبارک» همدردی نمود و گفت: «از خدا می خواهیم که به همه صبر و تسلا عطا نماید.»

وقتی این خبر را همراه با عکس العمل ها، تأثرات و همدردی مسوولان و سایر بزرگان جهان با حسنی مبارک و پسرش علا مبارک خواندم، به یاد آن کودک دوست داشتنی سوخته عراقی افتادم و کودکان یتیم عراقی، فلسطینی و لبنانی را به یاد آوردم.

اما به سران عرب و به جهانیان گفته نشده است که کودکان عراقی و فلسطینی را در حالی که زنده هستند کباب کنید و در کودکی آنها را از مادرانشان بگیرید. 

این کودک عراقی که کبابش کردند -مزدوران القاعده که به اعتراف سرکرده شان در عراق برای عملیات های انتحاری میان شیعیان و مردم عادی از کشورهای مصر و سعودی پول دریافت می کنند- و او را برای مادرش فرستادند؛ و برادران عرب مصر و یمن و سعودی و تونس و مغرب و اردن با سفرا و عواملشان به عراق آمدند؛ برای همدردی با مادرش و پدر از قبل ذبح شده اش نیامده بودند بلکه برای این آمدند که در سینی کباب، بالای جسد فرشته گونه بیجانش، گوجه و پیاز و لیموی ترش بگذارند، زیرا آنها می دانند عراقی ها همیشه این مواد را با گوشت کباب شده می خورند.
 
آیا آنها فکر می کردند مادر بدبخت این کودک گوشت کباب شده فرزندش را خواهد خورد؟! 

تو را به خدا؛ آیا کودکان عراقی را نمی بینید که بی گناه کشته می شوند؟ 

آیا کودکان فلسطینی را در خیابان های غزه ندیدید که چگونه در آغوش مادرانشان جان باختند و صهیونیست ها آنها را به خاک و خون کشیدند؟

تو را به خدا شیخ الازهر؛ آیا این انسان های کباب شده و سوخته را در فلسطین و عراق نمی بینی؟

آیا خداوند شما را به تفاوت قایل شدن میان پسر رییس جمهور مصر و همدردی برای مرگ او و حقیر شمردن و فراموش کردن فرزند انسانی محروم و مظلوم سفارش کرده است؟ 

از رسانه های عربی و تسلیت گویندگان می پرسیم آیا برای کودکان فلسطینی همان طور سوگواری می کنید که برای نوه ها و کودکان سران حاکم رفتار می کنید یا شاید شما نمی شنوید و نمی بینید کودکان فلسطینی با دست های مزدوران عرب کباب می شوند، که به خود اجازه نمی دهید جایی و گوشه ای را در آخرین صفحات زردتان برای همدردی با آنها یا دست کم برای نقل اخبار آن ها، اختصاص دهید؟

خدا کودک بی گناه مصری –محمد- را رحمت کند؛ به او می گوییم بخواب و در بهشت جاودان باش، خدا تو را دوست داشت که نگذاشت بزرگ شوی و مثل پدربزرگ و پدر و عموهایت شوی، او تو را در حالی که طفلی کوچک و هنوز بی گناه بودی در جوار خودش انتخاب کرد.

ما برای مرگ هر کودکی احساس اندوه و درد می کنیم و به تو ای کودک مصری می گوییم که تو در حالی رفته ای که هنوز آنچه افراد بالغ و خوشگذران در قصرهای سران ستمگر عرب انجام می دهند را انجام نداده ای، خدا توفیق بهشت خویش را به تو داده و با فیض رحمتش نعمت بخشیده است.

ای محمد به تو سفارش می کنیم وقتی بالا رفتی به آن مرغان بهشتی (کودکان سوخته عراقی و فلسطینی) که چهره هایشان با چهره های کباب شده این دنیایشان فرق می کند تهنیت بگو؛ از جانب ما به شهدای کودک عراقی و فلسطینی در بهشت سلام کن؛ به علی و محمد و جعفر و قاسم و عمر و عدنان و عثمان و فادی و نرجس و هزاران کودک هم سن و کوچک تر از خودت و کودکان شیرخوار در قنداق سلام کن؛ کسانی که آنها را دستورات و خیانت های افرادی مانند پدربزرگ تو کباب کرده است؛ آیا آنها بشرند و آیا کودکانی که مانند تو هستند، ارزششان از تو کمتر است که شایسته گریه و همدردی سران حکومت های عرب و روشنفکران نیستند؟

ای کاش به خواب پدربزرگت حسنی مبارک –که خدا روزهایش را مبارک نکند- می آمدی تا به او بگویی ای پدربزرگ؛ به کدام گناه این کودکان همسن مرا به کشتن دادید و برایشان حتی ناراحت نشدید؟

چرا پس از کباب کردن آنان، جامعه عرب و عمرو موسی و رییسان و سلاطین عرب برای همدردی با آنها، حرکتی نکردند؟

چرا وجدان و قلب تو و شیخ الازهر و رهبران و شیوخ امت عرب برای همدردی با خانواده های این مظلومان حرکتی نکرد؟

چرا رسانه ها آن را منعکس نکردند و تلویزیون مصر، در پایتخت عرب برای از دست دادن و کباب شدن این کودکان همسن من و کوچک تر از من و برخی زیباتر از من، اعلام سوگواری نکردند؟

به او بگو پدربزرگ، قعر جهنم در انتظار تو و بهای تو و امثال توست؛ اگر در تو رگی از انسانیت هست به سوی خدا توبه کن. 

به او بگو پدربزرگ، فردا در گودالی تنگ و تاریک و تهی قرار می گیری که ثروت و توان و جبروتت و سران رژیم صهیونیستی و آمریکا! هم نمی توانند مانع آن شوند.

به او بگو پدربزرگ؛ تو من را از دیگران بالاتر بردی در حالی که همه ما بندگان خدا و مخلوقات او هستیم که ما را با یکدیگر برابر قرار داده، به ما کرامت بخشیده و باکرامت ترین افراد نزد خدا باتقواترین مردم است، و چه بسا یک بنده فقیر خدا که از دارایی دنیا مالک چیزی نیست به خاطر تقوا و عبودیتش نزد خدا برتر از تو و ما باشد.
و به او بگو پدربزرگ، چرا من باید اطرافیان منافق و دروغگوی تو را ببینم که اشک تمساح می ریزند، برای من از روی ریاکاری و نفاق و تملق گریه می کنند؛ چون تو رییس و حاکم هستی و برایشان اموال نامشروع و دزدی و لقمه فقرا و محرومانی را پرت می کنی که کوچه ها و خیابان ها و خرابه های قاهره و سایر شهرهای مصر از آن محرومان پر است.

در پایان ای محمد -جدا از نسبت تو و موقعیت پدربزرگ ظالمت- بگو: ای پدربزرگ از خدا متشکرم که مرا در کودکی و بی گناهی نزد خودش برد، زمانی که مثل شما نشده ام و بر خطا و جرمی که هنوز مرتکب نشده ام عذاب نمی شوم و از نسبم به خاطر ظلم تو دوری می جویم؛ چرا که خدا را حق و عادل یافتم و مظلومان را در بهشت های نعیم؛ فرعون و هر ستمکار متکبری را در قعر جهنم یافتم که عدل خداوند به آنان، آنچه سزاوارش بودند را می چشاند.

* مدیر مرکز بررسی های اسلامی قم