افرادی که اگر چه استاد درس ریشه های انقلاب سعی می کرد آنها را کج فهم یا نفهم جلوه دهد، اما اتفاقا بسیار اندیشمند بوده اند. اندیشمندانی از شرق و غرب با انگیزه های گوناگون.
این که چرا این اندیشمندان در تحلیل های خود نتوانسته اند این پدیده را درست تحلیل کنند، در درجه اول به ذات این پدیده بر می گردد. ذات انقلاب با حرکت و جنبش سریع مردم همراه است و بالتبع تحلیل چنین حرکتی تنها زمانی که در بطن آن باشیم کامل می شود. اگر چه می توان مانند انقلاب اکتبر در روسیه و انقلاب فرانسه، با مطالعه انقلابیون و رفتار آنها تحلیل های درستی ارائه کرد، اما این نوع تحلیل کردن برای جایی مناسب است که وقایع به درستی ثبت و ضبط می شوند و جهان خارج یا حکومت وقت به وقوع انقلاب ظنین است.
در ایران قبل از انقلاب، نه حاکمیت به باور وقوع یک انقلاب کاملا مردمی رسیده بود و نه خود مردم می دانستند که در راه بی بازگشت انقلاب و تغییر کلی کشورشان گام نهاده اند. رهبران انقلاب به جز بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) نیز تصویر درستی از آنچه که پیش رو بود، نداشتند. البته ماه های آخر را باید استثنا کرد چرا که دیگر هر کسی می دانست در ایران انقلابی در جریان است!
در چنین اوضاعی تحلیل پدیده انقلاب اسلامی ایران نیاز به نظریه های جدیدی دارد. نظریه های انقلاب در مورد این انقلاب به چند دلیل کارساز نیستند. اولین این دلایل، تکیه بر بعد جدیدی است که در دیگر انقلاب ها نقش چندانی نداشته است.
اگر در انقلاب اکتبر روسیه، کشیش ها به ضد انقلاب تعبیر می شوند و مردم به راهنمایی بلشویک ها بر علیه ایشان می شورند که خود زاده همراهی دستگاه کلیسا برای چپاول موژیک های فقیر روسیه است یا اگر در فرانسه کلیسا نیز مغضوب انقلابیون جدید واقع می شود؛ اما در انقلاب ایران از دل مذهب و یادمان های مذهبی ای هم چون عاشورا؛ هسته های اصلی انقلاب به وجود می آید و مساجد به پایگاه گسترش انقلاب تبدیل می شوند.
این فرق اساسی، یعنی حضور مذهب در انقلاب ایران، باعث می شود تا خصوصیتی غیرقابل پیش بینی وارد تحلیل انقلاب اسلامی ایران شود. خصوصیتی که تحلیل آن برای اندیشمندان لائیک ممکن نیست چرا که ایشان نقش دین را به هیچ می انگارند و تنها عواملی چون استثمار کارگران، تضعیف طبقه متوسط، شوک های اقتصادی و نظامی و... را عامل انقلاب می دانند.
نقش مذهب آن چنان در انقلاب ما بزرگ است که استمرار آن نیز با توجه به این عامل معنا می شود. انقلابی که به گفته دست اندرکاران آن (به معنای رهبران و مردم انقلابی هر دو) براساس قیام امام حسین(ع) بر علیه ظلم بنا شده است و تا ظهور آخرین امام، ادامه خواهد یافت.
در نهایت باید بگویم اگر چه ریشه های انقلاب در سر کلاس های دانشگاه به طور کامل واضح نشد، اما این نکته برای من آشکار شد که به دلیل تفاوت بنیادی میان ریشه های انقلاب ما و دیگر انقلاب ها، باید فرقی اساسی در تحلیل این انقلاب قائل شد. تحلیل انقلابی که در پایان خود به انقلاب دیگری پیوند خواهد خورد.