داخلی     گفتگو     انديشه
مدیر واحد ترجمه پژوهشگاه علوم فرهنگی:
مهدویت، یکی از اعتقادات مشترک شیعه و سنی است
  حجت الاسلام محمدیان در این گفتگو ضمن بررسی زمینه سازی های امام حسن عسگری(ع) در آماده سازی مردم برای غیبت، آموزه مهدویت را یکی از اعتقادات مشترک شیعه و سنی دانست.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۹
کد مطلب : 33446
مهدویت، یکی از اعتقادات مشترک شیعه و سنی است
حجت‌الاسلام محمدتقي محمديان، مدير واحد ترجمه پژوهشگاه علوم فرهنگي در گفت‌وگویي تفصيلي گفت: جايگاه وقايع بزرگ تاريخي، با توجه به اهميتشان و ميزان تأثيري كه بر افراد و اجتماع دارند، سنجيده مي‌شوند. همچنين سنت الهي از آغاز خلقت اين بوده كه قبل از وقوع حوادث مهم، يا پيش از تولد انسان‌هاي تأثيرگذار، همواره جامعه را از آمدن و وقوع آنها آگاه كند.

وي تصريح كرد: هدف از اين اطلاع‌رساني‌هاي پيش از موعد، چيزي جز مهيا كردن اذهان عمومي جامعه و بسترسازي براي آن شرايط نيست و بر همين اساس، پيامبران همواره به آمدن پيامبران اولوالعزم بشارت مي‌دادند.

محمديان ادامه داد: قرآن كريم در آيه ۶ سوره صف، يحيي را به عنوان بشارت دهنده به ظهور مسيح معرفي مي كند ومسيح به آمدن پيامبري به نام احمد بشارت مي دهد. برهمين اساس از همان آغاز دين مبارك اسلام، پيامبر و پيشوايان معصوم به آمدن فردي از آل محمد بشارت مي‌دادند كه منجي عالم بشريت خواهد بود.

وي در توصيف منجي مي‌گويد: انساني كامل و دادگستر كه جامعه اسلامي و جهاني را به آمال و آرزوهاي دست نيافته خود خداهد رساند و منطق زورگويي را به منطق عدالت تبديل خواهد كرد.

وي كه دانش‌آموخته مقطع دكتراي دانشگاه علامه طباطبايي در رشته فلسفه است، در ادامه گفت: پيامبرآنقدر بر اين مسأله پاي فشردند و از زواياي گوناگون به اين رويداد پرداختند كه هم اكنون اهل سنت، در اصل عقيده به مهدويت با شيعيان شريك هستند و تفاوت ايشان با شيعه در اعتقاد به زنده بودن حضرت است.

وي با اشاره روايات موجود درباره مهدويت گفت: احاديث مربوط به مهدي (عج) در كتاب‌هاي روايي اهل سنت نيز موج مي‌زند، تا جايي كه چند دهه پيش آيت‌الله صافي‌گلپايگاني با اين رويكرد، كتاب «منتخب الاثر» را تأليف كرد وكتاب‌هايي نظير «عقد الدررفي اخبارالمنتظر» ــ از نويسنده‌اي شافعي مذهب و از علماي قرن هفتم هجري ــ كه مملو از روايات در باره مهدي (عج) است، در مذاهب گوناگون اسلامي فراوانند.

محمديان افزود: به جرأت مي‌توان گفت كه هيچ كتاب معتبري از كتب اهل سنت اعم از صحاح و مسانيد و جوامع صغير وكبير و مستدرك‌ها و مصابيح‌ها و كتاب الفتن‌ها نيست كه احاديث مربوط به امام مهدي (عج) در آن بسيار پررنگ نباشد.

اين استاد دانشگاه در ادامه سخنان خود اظهار كرد: البته حضور عنصر مهدويت در كتاب‌ها وجوامع شيعي پررنگ‌تراست. بحث مهدويت به بركت احاديث نبوي در ميان اهل سنت و به بركت همان احاديث نبوي و روايات معصومين در ميان شيعيان ، همواره بحث زنده‌اي بوده و خواهد بود و البته امام حسن عسكري در تبيين بحث مهدويت نقش بارزي را ايفا كرده است.

مدير واحد ترجمه پژوهشگاه علوم فرهنگي در ادامه بيان كرد: تمام اين تأكيد‌ها و پافشاري‌ها از سوي پيامبر اسلام و نيز از سوي ائمه و پيشوايان معصوم به دو جهت اهميت رخداد ظهور مهدي(ع) و بسترسازي و مقدمه‌چيني براي ظهور آن حضرت بوده است.

محمديان ادامه داد: باتوجه به اين مقدمه‌اي كه عرض كردم، بايد گفت كه؛ امام حسن عسكري (ع) از مقوله معرفي مهدي موعود مستثني نبود. حتي به علت قرابت زماني به زمان تولد حضرت مهدي و آغاز دوران غيبت بعد از پنج سال، رسالت سنگين‌تري در بسترسازي مسأله مهدويت، هم از نظر مفهوم و هم از نظر مصداق داشت.

اين استاد فلسفه در ادامه كلي فعاليت‌هاي امام در حوزه مهدويت را در چند بخش تشريح كرد و گفت: تداوم روند بسترسازي و آماده‌سازي اذهان عمومي براي مسأله مهدويت و صد البته با تأكيد بيشتر به خاطر نزديك شدن زمان تولد فرزندش، همچنين آماده‌سازي شيعيان براي دريافت خبر ولادت امام مهدي طي چندين مرحله از جمله فعاليت‌هاي امام حسن عسكري در اين زمينه بوده است.

وي در خصوص چگونگي آماده‌سازي شيعيان براي اعلام خبر ولادت مهدي موعود گفت: يكي از اين اقدامات دادن خبر ولادت قريب‌الوقوع حضرت به يارن و نزديكانش بود. به عنوان نمونه در جلد ۳ كتاب «اثبات الهداه» آمده است كه؛ «محمد بن عبد الجبار، از امام حسن عسكري پرسيد كه امام بعد از شما كيست؟ پاسخ داد: امام و حجت خدا بعد از من پسر من است كه نام وكنيه‌اش با نام و كنيه رسول خدا يكي است. وي آخرين خليفه و حجت خداست. پسر عبدالجبار پرسيد: مادر او كيست؟ امام فرمود: مادر وي از نوادگان قيصر روم است. آگاه باشيد كه او به زودي متولد مي‌شود و پس از يك غيبت طولاني ظهور خواهد كرد.»

وي افزود: همچنين كتاب «الغيبة» طوسي آمده است؛ «گروهي از شيعيان امام حسن عسگري نزد وي در سامراء شرفياب شدند، و امام، عثمان بن سعيد را كه وكيل امام بود به آنها معرفي كرد و فرمود: شما گواه باشيد كه عثمان بن سعيد، وكيل من است و پسرش محمد بن عثمان نيز وكيل و نايب پسر من است كه همان مهدي صاحب زمان شماست»

محمديان افزود: گواهي دادن براي مردم كه مهدي موعود متولد شده است و همچنين اشاعه دادن اين خبر بين شيعيان به مناسبت‌هاي گوناگون و دادن عقيقه به اين مناسبت از ديگر فعاليت‌هاي امام حسن عسكري در باب معرفي منجي و امام آخرالزمان بود.

وي همچنين گفت: حفظ جان حضرت و اقدامات پيشگيرانه، نظير ازدواج با همسري غير بومي به خاطر لياقت ايشان و نيز ناشناخته ماندن فرزند و ازدواج بدون سر و صدا و جلوگيري و دور نگه‌داشتن ايشان حتي از انظار اقداماتي بود كه امام حسن عسكري براي فرزند خويش انجام داد.

وي افزود: معرفي امام زمان براي اصحاب خود براي اينكه قابليت‌هاي الهي مهدي (عج) براي اصحاب آشكار شوند و بعد از امام حسن در امامت او ترديد نكنند، از ديگر اقدامات اين امام بود. به عنوان مثال مي‌توان به برخي روايات مستند اشاره كرد.

محمديان تصريح كرد: از جمله در جلد ۲ كمال‌الدين آمده است: «سعد بن عبدالله قمي، همراه با احمد بن اسحاق، نزد امام حسن عسگري رفتند، ايشان كه هداياي شيعيان قم را نيز همراه داشتند، پسر بچه‌اي را نزد امام يافتند، كه از تك تك هدايايي كه شيعيان فرستاده بودند و فرستنده آنها خبر داد و نيز به مشكلات و پرسش هاي دشوار سعد بن عبدالله پاسخ داد»

وي افزود: همچنين در صفحه ۳۸۴ اين كتاب آمده است كه؛ احمد بن اسحاق، هنگامي كه امام عسگري (ع) حضرت مهدي (ع) را كه كودكي سه ساله بود به وي نشان داد، درخواست كرد تا با بيان علامت و نشانه پيرامون امامت مهدي (ع) موجب اطمينان خاطر وي را فراهم كند. احمد بن اسحاق مي‌گويد، به ناگاه آن كودك خردسال با زبان عربي فصيح فرمود: «أنا بقية الله في أرضه و المنتقم من أعدانه فلا نطلب أثراً بعد عين يا احمد بن اسحاق»

اين استاد فلسفه در ادامه سخنان خود گفت: به اين ترتيب امام عسكري (ع) حضرت مهدي (عج) را براي اصحاب خود كاملاً شناساند و اصحاب، قابليت‌هاي الهي مهدي موعود را ديدند و به همين خاطر، پس از شهادت امام حسن عسگري (ع) خواص و ياران ايشان همه متفق‌القول، قائل به امامت حضرت مهدي (ع) شدند.

محمديان همچنين بسترسازي و زمينه‌سازي براي مواجه شدن مردم با پديده غيبت امام عصر را از ديگر اقدامات مهم امام حسن عسكري برشمرد و گفت: آگاه كردن مردم از مشكلات و آسيب هاي دوران غيبت، از جمله‌ كارهاي امام در اين خصوص بوده است.

وي افزود: جامعه شيعي هميشه عادت كرده بود كه با امام خويش مرتبط باشد. امام سنگ صبور ايشان بود و مردم حوائج مادي و معنوي خويش را با ائمه معصومين در ميان مي‌گذاشتند وپاسخ مي‌گرفتند. حال كه بنا بود به خواست و مشيت الهي، امام برحق تا مدتي نامعلوم از ديده پيروان پنهان بماند، اين كار براي پيروان سخت و آسيب‌هاي فراوان و خطرناكي را ممكن بود در پي داشته باشد. اين زمان بود كه آگاهي از آسيب‌هاي احتمالي دوران غيبت، گذار از دوران غيبت را آسانتر مي‌كرد.

وي ادامه داد: امام حسن عسكري با توجه به آن شرايط به بيان برخي از اين مشكلات پرداخت. طبق آنچه كه از روايات شيعي معتبر به دست ما رسيده است، امام حسن بارها عنوان كرده بود كه دوران غيبت بسيار طولاني است و اين طولاني بودن باعث مي‌شود، بسياري از افرادي كه ايمان ضعيفي دارند، اعتقادشان سست شود. همچنين فرموده است؛ هر از گاهي عده‌اي سودجو يا نادان براي ظهور و به پايان رسيدن دوران غيبت، وقت معين مي‌كنند، اما تمام آنان كه به تعيين وقت مي‌پردازند ، دروغگوياني بيش نيستند و ظهور حضرت را جز خدا كسي نمي‌داند.

مدير واحد ترجمه پژوهشگاه علوم فرهنگي در ادامه به تلاش امام حسن عسكري براي جا انداختن غيبت در بين شيعيان اشاره كرد و گفت: امام با دانستن به اينكه مردم تا كنون با امام خويش ارتباط مستقيم داشته‌اند، سياست فروكاستن ارتباط را كه از زمان امام هادي و با نزديك شدن دوران غيبت، عملياتي شده بود، پررنگ‌تر كرد و تلاش كرد تا ارتباط مستقيم با شيعيان را به كمترين حد ممكن برساند. اينكار باعث مي‌شد كه شيعيان با وضع جديدي كه در انتظارشان است انس گرفته و دچار آسيب‌هاي روحي نشوند.

وي در پاسخ به اين سؤال كه امام در آن زمان چگونه حوائج مردم را پاسخ مي‌داد، گفت: امام از طريق شبكه گسترده‌اي از وكلا كه در بيشتر مناطق اسلامي ، مخصوصاً بلاد شرقي كه شيعيان ساكن بودند و همچنين از طريق مكاتبه و فرستادن نامه مسايل مربوط به شيعيان را رسيدگي مي‌كرد.

محمديان گفت: جا انداختن مسأله نيابت خاصه در دوران غيبت صغري از ديگر مسايل مهم بود كه توسط امام حسن انجام شد. امام حسن عسگري با دوگونه محدوديت مواجه بود. يك محدوديت كه از سوي دستگاه سياسي و حكومت وقت براي ايشان تدارك ديده شده بود تا امام با شيعيان ارتباط نداشته باشد و جلوي تولد امام زمان را بگيرند و محدوديت ديگركم بودن ارتباط با شيعيانش بود كه خود امام براي تمرين دادن آنها به اين محدوديت تن داده بود. در حقيقت، امام پروژه عظيم و طاقت‌فرساي غيبت ولي خدا را در مقياس آزمايشي مطرح و به اجرا گذاشته بود و از آن زمان، مؤمنين را به غيبت و عدم ارتباط با امام خويش عادت مي‌داد.

وي افزود: از سوي ديگر، امام به شيعيان خود مي‌آموخت كه سؤالات و مسائل خويش را از طريق وكلاي تعيين شده با امام در ميان بگذارند. اين روند، در دوران غيبت صغري ادامه پيدا كرد و امام زمان (عج) با مردم به شكلي محدودتر از طريق نواب خاص خود كه ۴ نفر بودند، ارتباط برقرار مي‌كرد. امام حسن عسكري با مطرح كردن بحث وكلا در سراسر جهان اسلام وگواهي گرفتن برآن، در حقيقت اين مسأله را به عنوان يك شيوه براي حل مسأله عدم ارتباط مطرح كرد.

محمديان همچنين جا انداختن مسأله نيابت عامه در دوران غيبت كبري را از ديگر مسئوليت‌هاي مهم امام حسن عسكري عنوان كرد و گفت: از آنجا كه ائمه معصومين (ع) به اذن الهي، بر احوالات و شرايط دوران غيبت آگاه بودند، تلاش كردند با وضع چند قواعد و قوانين، سپري كردن دوران غيبت را بر شيعيان خويش، آسان‌تر كنند. يكي از اين قواعد و قوانين كه از سوي ائمه معصومين براي دوران غيبت وضع شده است، قاعده رجوع به نواب عام يا مجتهدين و راويان و اسلام‌شناسان واقعي در دوران غيبت است. وي در ادامه اظهار كرد: فرايند، نيابت از ائمه در حقيقت در آستانه آغاز غيبت در دوران امام حسن عسگري، رنگ و بوي تازه‌اي گرفته بود؛ اما با توجه به طولاني بودن دوران غيبت و نيز احتياجات ديني و فرهنگي شيعيان و پرسش‌هاي روزافزون، بايد براي دوران غيبت، يك قاعده و قانون كلي وضع مي‌شد، تا مشكلات ديني شيعيان، برطرف شود. اينجاست كه امام حسن عسگري پروژه نيابت فقهاء را كه با ايده امام صادق شكل گرفته بود، به وضع قانوني شفاف‌تر و كامل‌تر پرداخت و مشكل ديني ــ مذهبي شيعيان در دوران غيبت را حل كرد.

محمديان تأكيد كرد: در حقيقت، رجوع به فقهاء و اسلام‌شناسان واقعي، تداوم تاريخي همان نيابت خاصه است. يعني فرآيند نيابت در دوران غيبت صغرا به اقتضاي شرايط آن زمان در نواب خاص حضرت مهدي (عج) بود و در شرايط حساس و پيچيده غيبت كبرا نيز اين فرايند به نواب عام حضرت كه همان مجتهدين جامع الشرايط هستند، تفويض شده است.