داخلی     گفتگو     انديشه
یک کشیش ایتالیایی تصریح کرد:
ارزش شیعیان، در باور به مهدویت نهفته است
  جولین جیلی با بیان این که ارزش شیعیان در باور به مهدویت نهفته است، افزود: اعتقاد به امام پنهانی که روزی برای عدالت و صلح باز می گردد، سرشار از ایجاد انگیزه های انسانی است.
گزارشگر :
مترجم :
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۱۹
کد مطلب : 55415
ارزش شیعیان، در باور به مهدویت نهفته است

در گفت و گوی خبری آینده روشن با "جولین جیلی"، با دیدگاه های این کشیش ایتالیایی درباره آموزه مهدویت آشنا شدیم. وی از علاقمندان باور به مهدویت است، مهدویت را معنای زندگی مسلمانان توصیف می کند و مفهوم زمینه سازی ظهور را شگفت انگیزترین و تأثیرگذارترین بخش از مهدویت می داند. 

سخنان این مسیحی اسلام شناس، سرشار از گفته های جذاب و خواندنی درباره مهدویت است که شما را به مطالعه بخش اول این گفت و گو دعوت می کنیم. 

تا چه اندازه با آموزه مهدویت آشنایی دارید؟
جولین جیلی: مدت ها پیش در جریان مطالعاتی که درباره دین اسلام و تشیع داشتم، با ایده مهدویت آشنا شدم. از همان زمان، این اعتقاد برای من جذاب بود؛ به ویژه این که ارتباط مستقیم با آینده بشر داشت. اینک باید بگویم که من به اندیشه مهدویت در اسلام بسیار علاقه مندم و در حال تدوین تزی در این باره هستم.

چرا ایده مهدویت برای شما جالب و جذاب است؟ 
آن چه می تواند یک اعتقاد را جالب کند و به آن اهمیت ببخشد، این است که این نوع اعتقاد چه نوع نیازها، الهامات و انگیزش هایی را برمی انگیزد. وقتی مردم عمیقا به چیزی اعتقاد داشته باشند، نیازهایی در آن ها به وجود می آید و خواسته هایی برای آنان شکل می گیرد.


اعتقاد به امام پنهانی که روزی برای عدالت و صلح باز می گردد، سرشار از ایجاد انگیزه های انسانی است. به نظر من آدم ها واقعی هستند و آن چه به زندگی این آدم های واقعی معنا و مفهوم و ارزش می بخشد، اعتقاد است. به نظر من، ارزش شیعیان در باور به مهدویت نهفته است. 

در اعتقاد مسلمانان شیعه، منجی آخرالزمان زنده است و پس از صد ها سال زندگی ناشناسانه میان مردم ظهور می کند. به عنوان یک روحانی مسیحی، به نظر شما چنین دیدگاهی چگونه قابل توجیه است؟ توصیف شما از این دیدگاه چیست؟ 
متأسفانه برخی افراد نادان، مفهوم و ارزش یک اعتقاد را به درستی درک نمی کنند. باید متوجه بود که اعتقادات انسانی، بهترین راه رسیدن به معنای زندگی آنان است. برخی معنا را در یک بازی فوتبال دنبال می کنند؛ پس فوتبال، معنای زندگی آنان است، اما برخی مانند افراد با ایمان، معانی را در عقاید خود جستجو می کنند. 

اگر به خداوند اعتقاد داشته باشیم، می دانیم که او هر چیزی که اراده کند، محقق می کند؛ حتی چیزهایی که از نظر ما ناممکن هستند. غایب شدن یک فرد و زندگی ناپیدای او در میان ما، یکی از این نمونه هاست و از نظر من، ممکن است. 

در اعتقاد ما پس از ظهور امام مهدی(عج)، حضرت مسیح(ع) نیز به زمین بازمی گردد و پشت سر امام مهدی(عج) نماز می خواند. تفسیر شما از چنین اعتقادی چیست؟
جولین جیلی: البته این یک عقیده اسلامی است. در اسلام والاترین انسان، حضرت محمد است. ما مسیحی ها هم عقیده داریم که مسیح نبی خدا و کامل ترین انسان است. درباره مهدی و مسیح دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. عده ای فقط به ظهور مسیح معتقدند و این که او می آید و دجال را می کشد. مثلا "حسن البصیر" که یک صوفی بود، این عقیده را داشت. 

من به عنوان یک مسیحی معتقدم که مسیح منحصر به فرد و اعلا بود. او حتی در میان پیامبران جایگاه ویژه ای دارد؛ تا جایی که مثلا جلال الدین رومی در شعرهایش از او می گوید و این که چقدر خالص و از خود گذشته بوده است. پس احترام به مسیح، در میام مسلمانان رایج است. البته می دانم که محمد آخرین پیامبر است و پیروان او نیز باور های خاص خود را درباره دوران آخرالزمان دارند و این قابل درک است. 

به اعتقاد من، مهم این است که هم در مسیحیت و هم در اسلام بر یک مصلح و منجی تأکید شده است که البته هر کدام از این ادیان، تبیین خود را دارند و این اصلا به معنای نفی یا بی احترامی به یکدیگر نیست. 

پس این که در باور مسلمانان، مسیح از سربازان امام مهدی(ع) است، دلیلی بر بی احترامی به مسیحیت نیست؟ 
نه، به هیچ وجه. اسلام از مسیح به بزرگی یاد می کندو البته گفتم که این تفسیر از آخرالزمان یک اعتقاد اسلامی است که مسیحیان به آن معتقد نیستند، اما برای ما قابل درک است که چنین باوری در مسلمانان وجود داشته باشد. 

همین جا می خواهم کمی روراست باشم و از چیزی حرف بزنم که همیشه مرا اذیت می کند و آن این است که عده ای از مسلمانان که کم هم نیستند، می گویند مهدی برای انتقام گرفتن می آید. به نظر من، حرف زدن از خونریزی و کشتار و اصولا برچسب "انتقام" حتی اگر با شعار گسترش عدالت باشد، توجیه پذیر نیست. من معتقدم اگر فهم درستی از عالم غیب داشته باشیم، خصلت های زمینی انسان مانند خونریزی و انتقام را ترویج نمی کنیم. 

مسیح و مهدی هر دو برای اشاعه صلح می آیند و این مورد قبول مسلمانان و مسیحیان است، پس نباید در جزییات چگونگی برقراری صلح، دچار افراط گردیم و به جای تأکید بر اصل موضوع، بر فرعیات دست بگذاریم و صورت یک دین الهی را خشن جلوه دهیم. 

به عنوان یک اسلام شناس مسیحی، کارگشاترین آموزه مهدوی که شما با آن مواجه شده اید، کدام آموزه است؟
این بحث جالبی است که بارها با آن روبرو شده ام و به آن اندیشیده ام. زمینه سازی برای ظهور، شگفت انگیز ترین مفهوم در ایده مهدویت است. از یک سو معتقدیم که ما نمی توانیم در این اتفاق تعجیلی ایجاد کنیم؛ چون این بستگی به خدا دارد و به اذن اوست و ما نمی توانیم خدا را مجبور کنیم و از سوی دیگر، ایده زمینه سازی ظهور ما را به همکاری با یکدیگر در این زمینه و خالص ساختن و باتقوا ساختن جامعه، کمک به فقرا و مستضعفان و فعالیت در زمینه ایجاد صلح دعوت می کند. 

به اعتقاد من، مفهوم زمینه سازی برای ظهور مصلح بشر، تاثیرگذارترین بخش از ایده مهدویت است که بسیار درخور تحسین می باشد.

با توجه به این که در ادیان دیگر نیز باور به منجی وجود دارد، آیا این آموزه زمینه سازی ظهور، ظرفیت جهانی شدن را داراست؟ 
بله، ولی باید این نکته مهم را مورد توجه قرار داد که آموزه ای ظرفیت جهانی شدن را دارد که حاکی از نیاز های جهانی و در جهت خواست همه مردم جهان باشد. باید به جای این که هر روز مرگ بر این و مرگ بر آن بگوییم، سعی در اشاعه محبت و صلح کنیم. باید معنویت و ایمان را گسترش دهیم. این ها چیزهایی است که می تواند فعالیت های زمینه ساز باشد و ظرفیت جهانی شدن را دارند و می توانند ترویج شوند.

گفتنی است، این کشیش ایتالیایی در بخش دوم این گفت و گو به مقایسه مساجد و کلیساها پرداخت، از حجاب زنان مسلمان سخن گفت و اهمیت به کارگیری هنر برای گسترش باور های مهدوی را مورد توجه قرار داد که مشروح بخش دوم گفت و گو به زودی منتشر خواهد شد. 

انتهای پیام/ن/14