میرزایی منشا شعر انتظار را نگاه معترض شاعر دانست و یادآور شد: شاعر به دنبال دنیای آرمانی و زیبایی است که در اطراف خود نمی یابد.
گزارشگر :
دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ساعت ۱۴:۱۱
کد مطلب : 18811
سینا میرزایی در گفت و گو با آینده روشن گفت: انتظار را می توان از جنبه های گوناگون بررسی کرد که یکی از این جنبه ها جنبه اجتماعی است. با توجه به اعتقاد عمیق مذهبی ما یکی دیگر از جنبه ها جنبه دینی و مذهبی است.
وی افزود: ظهور منجی عالم سبب می شود که اجتماع تحت تاثیر قرار گیرد. از این رو می توان شعر انتظار را نیز شعری اجتماعی دانست.
این شاعر با اشاره به این که شاعران مشهور ایران هم از انتظار گفته اند، تصریح کرد: عبد العظیم صاعدی، پنجاه غزل از حافظ را در کتابی آورده است که حافظ درباره انتظار این غزل ها را سروده است. از جمله اشعاری که می توان از حافظ برای این موضوع مثال زد این است: مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید.
وی شعر انتظار را فراتر از اشعار عاشقانه و عارفانه دانست و گفت: به دلیل جنبه های گوناگون انتظار و گستردگی شخصیت موعود، می توان گفت این موضوع عام و فراتر از نگاه عارفانه و عاشقانه است. عارفانی چون آیت الله کشمیری و انصاری همدانی یا شخصی چون شیخ رجب علی خیاط هم ارادت عمیقی به حافظ دارند و یکی از دلایل این ارادت هم نگاه حافظ به مهدویت است.
میرزایی خاطر نشان کرد: باید بر اساس قدرت و نوع نگاه شاعر، شعر انتظار را بررسی کرد. اگر شاعری دیدگاه مذهبی عمیقی داشته باشد، ولی اطلاعات و دیدگاه شاعرانه عمیقی نداشته باشد و با مسائل ادبی آشنا نباشد، طبیعتا اثر ضعیفی ارائه خواهد کرد. پس ضعیف بودن برخی اشعار انتظار بستگی به انتظار و مهدویت ندارد، بلکه به قدرت شاعر باز می گردد. با توجه به این که عموم مردم، اشعار ساده و کوچه بازاری را به ذهن می سپارند، برخی شاعران معاصر نیز همین گونه از انتظار می گویند.
وی گفت: اگر شعری قوی نیست به موضوع شعر ارتباطی ندارد، بلکه باید اشکال کار را در شاعر جست و جو کرد. اشعار قوی بسیاری هم درباره انتظار سروده شده که نمونه های آن را می توان در میان اشعار یوسف علی میرشکاک جست و جو کرد. او می سراید: «تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو / ببین باقی است روی لحظه هایم جای پای تو/ اگر مومن اگر کافر به دنبال تو می گردم/ چرا دست از سر من بر نمی دارد هوای تو/ دلیل خلقت آدم نخواهی رفت از یادم/ خدا هم در دل من پر نخواهد کرد جای تو.» چنین غزل هایی را هم مخاطب عام می پسندد و هم منتقدان ادبی به قدرت این اشعار معترفند.
میرزایی منشا روح شعر انتظار را نگاه معترض شاعر دانست و یادآور شد: شاعر به دنبال دنیای آرمانی و زیبایی است که در اطراف خود نمی یابد. به همین دلیل از انتظار می گوید و منجی را می طلبد. حال دنیای او ممکن است تنها چارچوب یک خانواده باشد یا جهانی را شامل شود. مهم این است که به وضع موجود اطرافش معترض است. در میان هنرمندان، شاعران لطیف ترین روحیه را دارند. از این رو حتی در بهترین شرایط روحیه معترض خود را از دست نمی دهند و در پی دنیای زیبای خود هستند که تنها منجی می تواند آنان را به این دنیا رهنمون شود.
غزلی مهدوی از سینا میرزایی می خوانیم: تمام خاک از عطر حضور دست تو پر بود و من یک ریز می گفتم تو ای تنهاترین موعود
کجایی ای فراتر از زمان از باد از طوفان کجایی دلیل من تمام پیکرم فرسود
در پس کوچه ها در زیر طوفانی که می تازد به دنبال تو می گردند این پاهای خاک آلود
به دنبال تو می آیم به زیر باد و باران ها زمین پوچ است و خاکستر به دنبال تو باید بود
خودم را با تو دردها بر دوش می گیرم چه باید کرد با این روح خسته، قلب ناخشنود
تمام خاک را گشتم و گشتن پر ز گفتن شد ولیکن هیچ کس بر من ـ من عاصی ـ دری نگشود
بگو با من در این ژرفا که پشت جاده طوفان صدا آری صدای سیب سرخی هست تا موعود