داخلی     يادداشت     انديشه
مهم ترین عمل شب قدر، دعا برای امام زمان(عج) است
  در شب قدر، همه توجهات عالم به امام زمان(عج) است و فرشتگان از آسمان به زير آمده و ایشان را طواف مي كنند.
Share/Save/Bookmark
چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۶
کد مطلب : 30970
مهم ترین عمل شب قدر، دعا برای امام زمان(عج) است
«انا انزلناه في ليله القدر»؛ در نخستين آيه سوره قدر، خداي متعال مي فرمايد: ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم. در اين آيه دو مطلب نهفته است؛ الف - اينكه، نام قرآن به صراحت ذكر نشده ولي مسلم است كه ضمير «انزلناه» به قرآن باز مي گردد و ابهام ظاهري آن براي بيان عظمت و اهميت آن است. ب - تعبير به «انا انزلناه» اشاره به عظمت اين كتاب بزرگ آسماني است كه خداوند، نزول آن را به خودش نسبت مي دهد «ما قرآن را نازل كرديم.» 

از ضميمه اين آيه از سوره بقره «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن» ماه رمضان، ماهي است كه قرآن در آن نازل شده است، نتيجه مي گيريم شب قدر در ماه رمضان و نزول قرآن در شب قدر بوده است. درباره نزول قرآن در بعضي از آيات، تعبير به «انزال» و در بعضي تعبير به «تنزيل» شده است. از لغات اين طور به دست مي آيد«تنزيل» در جايي گفته مي شود كه چيزي به تدريج نازل گردد، ولي «انزال» شامل نزول دفعي مي شود. اين تفاوت تعبير، اشاره به دو نحوه نزول در قرآن كريم است.

كيفيت نزول قرآن
نزول قرآن در شب قدر سوالات بسياري را در پي دارد. مهم ترين سوال اين است كه چطور ممكن است همه قرآن با تمام سوره ها و آيات به پيامبر(ص) نازل شده باشد؟ براي مثال: در قرآن از گذشته اي خبري مي دهد كه نسبت به اولين شب قدر، آينده دور محسوب مي شود و همچنين آيات ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مفيد، مبهم و مبين، بسيار است در حالي كه مقتضاي ناسخ بودن، تاخير زماني آيات ناسخ از منسوخ است. 

همچنين بقيه تقييدات، كه لازمه طبيعي و عادي آن و وجود فاصله زماني يا وجود شانيت و سبب نزول است. پس هرگز معقول نيست كه قرآن موجود يكجا نازل شده باشد؟ جواب: آنچه كه مسلم است قرآن، دو نزول داشته است: دفعي و تدريجي. در شب قدر همه قرآن يكجا بر پيامبر اكرم(ص) نازل شده، سپس در طول مدت نبوت، دوباره به تدريج نازل گرديده است. اما در مورد نزول دفعي قرآن مرحوم شيخ صدوق مي فرمايد: مقصود از نزول دفعي قرآن بر پيامبر اكرم(ص) در شب قدر، آگاهي دادن پيامبر(ص) به محتواي كلي قرآن است. يعني قرآن با بيان الفاظ و عبارت در آن شب بر پيامبر(ص) نازل نشده است بلكه صرفا علم به آن را به او عطا كردند و پيامبر(ص) اجمالا بر محتواي قرآن آگاهي يافت. علامه طباطبايي(ره) همين مطلب را با بياني ديگر مطرح نموده است: قرآن داراي دو وجود است؛ ظاهري در قالب الفاظ و عبارات، و باطني در جايگاه اصلي خود. 

از اینرو قرآن در شب قدر با همان وجود باطني و اصلي خود -که داراي حقيقت واحد است- يكجا بر قلب پيامبر(ص) فرود آمد. سپس با وجود تفصيلي و ظاهري خود، در فاصله هاي زماني و در مناسبت هاي مختلف و حوادث زندگي پيامبر اكرم(ص) و پيشامدهاي گوناگون، در مدت نبوت نازل گرديد.

معناي قدر
برخي از مفسران مي گويند: شب قدر به اين جهت قدر ناميده شد كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعيين مي شود. در آن شب مقدرات يك سال انسان ها تعيين مي گردد و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور ديگر. البته اين امر، هيچ گونه تضادي با آزادي و اراده انسان و مساله اختيار ندارد، چرا كه تقدير الهي به وسيله فرشتگان بر طبق شايستگي ها و لياقت هاي افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكي نيت و اعمال آنهاست. 

يعني براي هر كس، آن مقدر مي كنند كه لايق آن است، يا به تعبير ديگر زمينه اش از ناحيه خود او فراهم شده، و اين نه تنها منافاتي با اختيار ندارد، بلكه تاكيدي بر آن است. علامه طباطبايي(ره) مي فرمايد: ظاهر آن است كه مراد از (قدر) تقدير و اندازه گيري است، خداوند در اين شب حوادث يك سال را مقدر مي كند از قبيل؛ حيات، مرگ، سعادت، شقاوت. 

آري، شب قدر سرنوشت بشر معين مي شود، آيه شريفه مي فرمايد: «فيها يفرق كل امر حكيم» در آن شب مبارك بر وفق حكمت الهي تقديرات تفريق و تفصيل مي شوند. اجل ها، رزق ها، توفيقات و سرنوشت يك ساله، در چنين شبي ترسيم مي شود. امام صادق(ع) فرمودند: شب قدر آنچه از آن شب تا شب قدر سال آينده، مي گذرد نوشته مي شود، از خوبي، بدي، مرگ، زندگي، باران و سفر حج. آن گاه براي انسان هاي روي زمين همه اين موارد اجرا مي شود؟ ابن بكير مي گويد: به امام عرض كردم در حق چه كساني از اهل زمين اجرا مي شود، امام فرمودند: به هر كسي كه تو مي نگري، (هيچ محدوديتي ندارد) در اين صورت مشيت خداوند با تقدير وي هيج منافاتي پيدا نمي كند زيرا تقدير مقدرات امري است در ظرف خودش، اما در ظرف حوادث، آن تقدير عوض مي شود و هيچ لطمه اي به مشيت الهي نمي زند. بلكه اراده خداوند آن تقديرات امور را در ظرف حوادث، تغيير مي دهد. 

در قرآن نيز بدان اشاره شده است: «يمحوالله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب» خداوند بنا بر ظرفيت و استعداد انسان ها هر چه را كه از مقدرات، بخواهد محو، و هر چه را بخواهد اثبات مي نمايد و اصل كتاب تغيير ناپذير در نزد اوست.

اختلاف افق و تعدد شب قدر
شايد اين سوال به ذهن بيايد كه شب قدر، در افق هر كشوري با كشور ديگر فرق مي كند همچنين شب قدر نيز در ميان چند شب مشترك است، در حالي كه بيش از يك شب قدر وجود ندارد، چگونه اين مساله توجيه مي شود؟ پيرامون جواب آن دو توجيه مي توان داشت؛

الف: توجيه فلسفي: هر حقيقتي از حقايق عالم داراي سه مرتبه است؛ اول: مرتبه عقلاني. در اين مرتبه وجود، مجرد از ماده و ملحقات آن همچون شكل، اندازه، عمق و سطح است. در اين مرحله بديل و نظير براي او نيست چون داراي حقيقت واحد است. دوم: مرتبه مثالي: در اين مرتبه وجود، مجرد از ماده است، ولي لواحق ماده همچون شكل و اندازه را داراست. سوم: وجود طبيعي: در اين مرتبه، وجود، قائم به ماده جسماني و داراي شكل، اندازه، عمق و سطح است. 

به عنوان مثال؛ وجود طبيعي انسان، همان وجودي است مادي، كه محسوس است. ولي موجود مثالي آن در رويا و خواب ديدن، نمايان مي گردد. شما وقتي خواب مي بينيد، مثال و عكس آن وجود مادي در روياي شما مي آيد. اما وجود عقلاني انسان همان وجودي است كه پيراسته از آلايش حيواني و مادي است و تمام صفات انسانيت را به نحو عالي دارد. 

بنابراين وجود طبيعي «سايه» و وجود مثالي «صاحب سايه» است. همچنين وجود طبيعي و مثالي «سايه» براي وجود عقلاني، و وجود عقلاني «صاحب سايه» است. اگر صاحب سايه نباشد سايه اي نيست، بنابراين اگر وجود عقلاني انسان نباشد وجود مثالي و طبيعي او نخواهد بود. حال نتيجه را بر شب قدر تطبيق مي كنيم. چه شب «قدر» را نوزدهم، بيست و يكم يا شب بيست وسوم بدانيم. به هر صورت شب قدر داراي وجود عقلاني است و آن يك وجودي است، كه بر سر همه شب های قدر به حسب افق، سايه مي افكند و شب هاي متعدد قدر سايه آن وجود عقلاني شب قدرند. 

زماني كه شب قدر فرامي رسد و هر كسي، آن شب ها را درك مي كند بايد اين چنين فكر كند، كه اين شب قدر سايه اي براي وجود عقلاني شب قدر است. اين سايه، وجود مثالي شب قدر و برحسب تعدد افق، وجود طبيعي آن است. به تعداد افق، وجود طبيعي شب قدر متعدد مي شود. از اين رو هركس مي تواند در هر شهري كه باشد چنين فكر نمايد كه شب قدر افق خويش را درك مي كند چون وجود طبيعي شب قدر به وجود عقلاني او باز مي گردد؛ لذا درباره شب قدر آنچه كه مهم است عنوان شب قدر است.

ب: توجيه طبيعي: بر اساس حركت وضعي زمين به دور خود روز و شب پديد مي آيد و شب همان سايه نيم كره زمين است كه بر نيم كره ديگر مي افتد و مي دانيم اين سايه همراه گردش زمين در حركت است، و يك دور كامل آن در 24 ساعت انجام مي شود، بنابراين ممكن است شب قدر يك دوره كامل شب به دور زمين باشد، يعني مدت 24 ساعت تاريكي كه تمام نقاط زمين را زير پوشش خود قرار مي دهد. شب قدر است كه آغاز آن از يك نقطه شروع مي شود و در نقطه ديگر پايان مي گيرد.

فرشتگان در حضور امام زمان(عج) 
امام باقر(ع) خطاب به شيعيان فرمود: اي گروه پيروان اهل بيت(ع) به وسيله سوره قدر با مخالفان ما، مخاصمه علمي كنيد تا رستگار شويد، سوگند به خدا! اين سوره حجت خداوند متعال را بر مردم، معين مي كند كه بعد از رسول خدا(ص) چه كسي امام مردم باشد و اين سوره «سيد» دين شماست و هدف نهايي دانش ماست. سپس ادامه دادند: اي گروه شيعه؛ به توسط سوره دخان (حم و الكتاب المبين. انا انزلناه في ليله مباركه) با مخالفان اهل بيت(ع) بحث علمي كنيد چون اين آيه، ولي امر بعد از رسول خدا(ص) را مشخص مي كند.

سوره قدر و سوره دخان، معين كننده ولي امر، حجت خداوند پس از رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص) است. چون امام، انسان كامل و ظرف حقايق كلمات نوري قرآن است، علامه حسن زاده آملي ذيل آيه (تنزل الملائكه و الروح) مي فرمايد: فعل مضارع (تنزل) دال بر تجدد و استمرار است. يعني نزول فرشتگان و جبریيل سال به سال در زمان حيات رسول خدا(ص) در هر شب قدر به آن جناب نازل مي شوند. پس از رحلت آن حضرت بايد بر كسي نازل شوند، و آن كس بايد به صفات حضرت رسول(ص) متصف باشد، چون خليفه بايد به صفات مستخلف باشد تا بتواند جايگزين او شود. 

اگر فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد، مگر مي شود فقط در زمان حيات نبي(ص) نزول امر شود اما در سال هاي بعد از رسول خدا(ص) نزول امر نشود. اگر بناست سرنوشت بشر، تحول جهان و انسان براي بشريت ترسيم شود بايد حجت خدا روي زمين باشد تا فرشتگان بر او اجلال نزول نمايند. آن حجج الهي بايد مانند رسول گرامي اسلام مزين به صفات الهي باشند تا بتوانند جانشين رسول خدا(ص) شوند. بنابراين بهترين دليل مان بر امامت، و وجود امام عصر(عج)، سوره قدر است. در زمان ما كه حجت الهي امام مهدي(عج) است، در شب قدر فرشتگان، به حضورش شرفياب مي شوند.

امام زمان(عج) مطاف فرشتگان
علي بن ابي حمزه از امام موسي كاظم(ع) نقل مي كند؛ شنيدم كه آن حضرت فرمودند: هيچ فرشته اي را خداوند در امري نازل نمي كند، مگر بر امام معصوم و آن فرشته آنچه از طرف حق (جل جلاله) آورده به امام(ع) عرضه مي دارد، و به راستي فرشتگان، از نزد پروردگار بزرگ به سوي صاحب الامر(عج) مشرف مي شوند.

با توجه به حديث ،بر احيا كنندگان شب قدر در عصر غيبت امام زمان(عج) لازم است كه در اين شب ها، با امام زمان(عج)تجديد بيعت نمايند و مدام براي ظهور آن حضرت دعا كنند و دعاي فرج را بخوانند. زيرا شب قدر متعلق به آن حضرت و ايشان وارث رسول خداست و صفات زيباي حق تعالي در او متجلي شده است. لذا فرشتگان بر ايشان نازل مي شوند. در حديث آمده است از امام باقر(ع) سوال شد آيا شما مي دانيد شب قدر كدام است؟ فرمودند: «كيف نعرف والملائكه تطوف بنا فيها» چگونه نمي دانيم، در حالي كه فرشتگان در آن شب گرد ما دور مي زنند.

حال كه در آن شب عزيز، همه توجهات عالم به امام زمان(عج) است و فرشتگان از آسمان به زير آمده و او را طواف مي كنند. چه نيكوست مومن آگاه در چنين شبي، دل را به طواف او بفرستد و از عنايت و دعايش برخوردار شود. با مولاي خود تجديد بيعت نمايد و جهت تعجيل درظهور شريفش دعا نمايد. 

تعيين شب قدر در روايات
در اينكه شب قدر در ماه رمضان است ترديدي نيست، اما اينكه در چه شبي است؟ گفت وگو بسيار است و تفسير هاي زيادي شده است كه مشهور آن نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم است. در روايتي از امام صادق(ع) آمده است؛ شب قدر شب بيست و يكم يا بيست و سوم است. حتي هنگامي كه راوي اصرار كرد كدام يك از اين دو شب است و گفت: اگر من نتوانم هر دو شب را عبادت كنم كدام يك را انتخاب كنم؟ امام تعيين نفرمودند و گفتند: آن شبي كه براي تو در اين دو شب آسان است.

در حديث است مردي از جهن (روستايي در اطراف مدينه) خدمت پيامبر(ص) رسيد. به پيامبر(ص) عرضه داشت: اي پيامبر خدا! من مردي هستم كه خانه ام دور است. يك شب را دستور بده كه من به مدينه بيايم و شب قدر را در حضور شما احيا بگيرم. پيامبر(ص) فرمودند: شب بيست و سوم به مدينه بيا.

از امام صادق(ع)، وجه جمعي براي قدر بودن شب نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: تقدير مقدرات در شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاي تقديرات در شب بيست و سوم است.

چرا قدر مخفي است
رسم بر آن است چيزي كه داراي ارزش باشد مخفي نگه داشته شود. شب قدر نيز ارزش معنوي زيادي دارد. همان طور كه خداي متعال فرمود: ليله القدر خير من الف شهر -شب قدر از هزار ماه برتر است.- شبي كه مساوي با عمر انسان است، مهم و با ارزش و دست نيافتني است. از قديم مي گفتند كه ره صد ساله را يك شبه نمي توان رفت، اما در شب قدر چنين چيزي ممكن مي نمايد. عظمت شب قدر، برابر با يك عمر انسان است. چه نيكوست اين شب ها را انسان، ارج نهاده، آن را به دعا و عبادت احيا نمايد.

راز ديگر مخفي بودن شب قدر، اين است كه اگر شب قدر مشخص بود، انسان فقط به همان يك شب اكتفا مي كرد. همين مطلب از حضرت امير(ع) در نهج البلاغه امده است؛ خداوند به خاطر كمك كردن و مهلت دادن به شما آن را از شما مي پوشاند، چون اگر آن را به شما اعلام مي كرد در همان شب عمل مي كرديد و در غير آن شب عبادت را ترك مي كرديد.

آداب شب قدر
براي ورود به چنين شب عظيمي از ائمه معصومين(ع) آدابي نقل شده است تا با رعايت كردن آنها بتوان هر چه بهتر و بيشتر از معنويات آن استفاده كرد. از آن جمله عبارتند:
غسل: در شب هاي قدر، در همان اول شب سفارش شده و هدف تطهير جسماني، براي آمادگي روحي و پاك شدن از تمامي زشتي ها وپليدي هاي روحي است و تا جان از آلودگي ها پاك نشود روح نيز پاك نخواهد شد. امام صادق(ع) فرمودند: هر كس براي شب هاي هفدهم، نوزدهم، بيست و يكم، بيست و سوم ماه مبارك رمضان، كه اميد شب قدر بودن آنها مي رود، غسل انجام دهد، از گناهان پاك مي گردد و مانند روزي مي شود كه از مادر متولد شده است.

احيا: پيامبر اكرم(ص) در شب بيست و سوم به صورت افراد آب مي پاشيد تا خواب شان نبرد. حضرت زهرا(س) اعضاي خانواده را وادار مي كرد روز بخوابند و افطار، غذاي اندكي ميل كنند تا شب بيست و سوم را بتوانند بيدار باشند و مي فرمودند: انسان محروم كسي است كه از خير و فضيلت امشب محروم بماند. امام صادق(ع) مي فرمايند: خوشا به حال آن بنده اي كه شب قدر را به ركوع و سجود، احيا نمايد و گناهان خود را در مقابل ديدگانش مجسم نمايد و بر آنها گريه كند. اگر چنين كرد، اميدوارم كه به خواست خدا نا اميد نشود.
 
قرآن بر سر گذاشتن، استغفار كردن، خواندن دعاي جوشن كبير، 100 ركعت نماز و اعمال ديگر كه به تفصيل مرحوم شيخ عباس قمي در مفاتيح الجنان آورده است. اما، مهم ترين عمل شب قدر؛ ياد از صاحب شب قدر، امام زمان(عج) و دعا براي تعجيل در ظهورشان است.

آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست
هر كجا هست خدايا به سلامت دارش 

* کارشناس فقه و معارف اسلامی