داخلی     يادداشت     اجتماعی
ستم ستیزی در سیره امام خمینی(ره)
  از اساسی ترین برنامه های پیامبران الهی، مبازره گسترده و همه جانبه ایشان با ظلم و ستمی بوده است که در طول تاریخ بر نوع بشر اعمال می شده و این معنا اعم از ستم های فردی و اجتماعی است.
Share/Save/Bookmark
جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۷
کد مطلب : 32653
ستم ستیزی در سیره امام خمینی(ره)
قرآن کریم در این باره مکرر سخن گفته است. از ستم فرعون و نمرود و قارون گرفته تا مشرکان مکه و آزاری که بر مستضعفین و مومنین روا می داشتند.

خداوند درباره ستمی که بر بنی اسرائیل رفته است، می فرماید: «و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست (مستضعف) شده بودند، منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم گردانیم، و ایشان را وارث زمین کنیم»[1]

در جایی دیگر می فرماید: «فقط خدا شما را از دوستی با کسانی باز می دارد که در کار دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه هایتان رانده و در این کار، با یکدیگر هم پشتی کرده اند و هر کس آنان را به دوستی گیرد، آنان همان ستمگرانند».[2]

در جای دیگر نیز می فرماید: «خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانی را دوست ندارد، مگر از کسی که بر او ستم رفته باشد و خدا شنوای داناست»[3]

پس از این همه از کسانی که در برابر ستم به پا نمی خیزند و فریاد نمی زنند انتقاد می کند و می فرماید: «چرا شما در راه خدا و در راه نجات مردان و زنان و کودکان مستضعف نمی جنگید؟»[4]

ناگفته پیداست که «خداوند، ستمگران را دوست ندارد» و در این خصوص، نه ستم کردن و نه زیر بار ستم رفتن را نمی پسندد.[5]

بنابراین به جرات می توان گفت، ناپسندترین خصلت آدمی، ستم و بیدادی است که در حق هم نوعان خود روا می دارد. زیرا از لحاظ آثار وضعی، ظلم از کفر بدتر و ویران گرتر است که «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم».

در سیره پیامبر اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) نیز این مهم، همواره مورد نظر و تاکید بوده است. امام علی (ع) می فرمایند: «به خدا سوگند! اگر اقلیم های هفتگانه را به من دهند تا خدا را معصیت کنم در این که پوست جوی را از دهان موری به ستم بگیرم، حاضر به این کار نیستم»[6] و جالب این که در تمام عمر شریف خویش بر این عقیده زیست و بر سر این عقیده در خون خویش غلطید.

در روزگار ما نیز بسیار کسان بودند که در برابر ستم های کوچک و بزرگ به پا خاستند و در این راه با خون خویش خطی به یادگار بر صفحه روزگار نوشتند، که در این میان برجسته ترین آنان حضرت امام خمینی است که با اقتدا به جدش حسین (ع) و با توکل به خدا با ستم یزید زمان به مقابله برخاست و عاشورایی دیگر آفرید.

جالب این که ریچارد نیکسون از روسای جمهور اسبق آمریکا در این باره می گوید: «انقلاب اسلامی ایران، تکرار و تجدید نهضت امام حسین(ع) است»[7]

انقلاب اسلامی ایران که بیشترین پیوند را با فرهنگ حسینی و مهدوی داشت در 15 خرداد سال 1342 (مصادف با 12 محرم) با شعار کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا پا به عرصه وجود گذاشت و جالب این که در هنگامه ظهور، شعار امام مهدی (عج) و یارانش نیز یا لثارات الحسین خواهد بود.

امام خمینی خود در این باره می فرماید: «انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داری حضرت حجت – ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در هصر حاضر قرار دهد».[8]

یکی از برجسته ترین ویژگی های امام، ستم ستیزی ایشان بود. البته ایشان در این مسیر ریشه ها را هدف قرار گرفته و معتقد بود اگر ریشه های ستم خشکانده شود شاخ و برگ های آن خود به خود فرو خواهد ریخت.

از این رو از همان آغاز مبارزه، شاه، امریکا، شوروی، اسراییل و سایر ابرقدرت ها را نشانه رفت و در تمام سخنرانی ها و بیانیه های خود عامل بدبختی های ملت ایران و سایر ملت ها را این کشورهای استعماری و بیدادگر می دانست.

همان گونه که در روایات داریم که حضرت مهدی (عج) «زمین را سراسر قسط و عدل می کند، همان گونه که سراسر ستم و دشمنی شده است»[9] و نیز این که «چون قیام کند، به عدالت حکومت می کند و در زمان او ستم ریشه کن، و راه ها امن می گردد»[10]

حضرت امام هم در افق مبازره خود تمام جهان را در نظر داشتند و می گفتند: «ما با خواست خدا، دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم و به سیطره و سلطه و ظلم جهان خواران، خاتمه می دهیم...».[11]

نکته دیگری که در انقلاب اسلامی ایران و قیام حضرت حجت (عج) به چشم می آید، بیم و هراس مستکبران و بیدادگران از آن و در نتیجه برخورد و رویارویی با آن است. برخورد طاغوت های زمان مثل سفیانی و دجال با حضرت حجت (عج) در روایات بیشماری دیده می شود.

در انقلاب اسلامی ایران نیز می توان به مساله ترورها، گروهک ها، تحریم های سیاسی و نظامی و اقتصادی و جنگ هشت ساله اشاره کرد که همگی موید بیم و هراس دنیای زور از وقوع انقلاب بوده است.

شیمون پرز، نخست وزیر اسبق اسراییل در این باره می گوید: «انقلاب ایران، یک انقلاب بسیار افراطی و خصمانه در قبال اسراییل است. تجربه آیت الله خمینی برای ما، یک تجربه بسیار تلخ در قرن بیستم به شمار می رود»[12]

روزنامه تورنتور استار کانادا، در شماره 30 آوریل 1984 می نویسد: «این رژیم [انقلاب ایران]، امریکا را بیرون رانده، روس ها را عقب نگاه داشته، تحریم اقتصادی غرب را درهم شکسته و عراق را در جنگی چندین ساله فرو برده است».[13]

اگر می بینیم امام پیش از پیروزی انقلاب با قانون کاپیتولاسیون به مبارزه برمی خیزد و پس از پیروزی هم روز 13 آبان را به نام روز ملی «مبارزه با استکبار جهانی» می نامد و با هر بهانه بر ستمگران و یاغیان بین المللی می تازد و جهاد را تا ریشه کردن کردن ظلم در جهان توصیه می کند و می فرماید: «ما تا آخر عمر، علیه دولت امریکا مبارزه می کنیم»[14]

این همه در سخنرانی ها و وصایای خویش از مستضعفین و پابرهنه ها و ستم دیدگان سخن می راند که: «شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان! به پا خیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرتها و عمال سرسپرده آنان نترسید.»[15] همه این ها را باید در راستای ستم ستیزی و مبارزه با ظلم توسط امام تفسیر کرد.

بنابراین در روزگاری که به نام حقوق بشر، بیشترین ستم ها بر بشر می رود و در عصری که دین، آماج تهمت ها و طعنه ها بود و کسی را یارای دم زدن از مذهب نبود، فریاد رعدآسای امام در گوش ها طنین انداز شد و ستمگران بر تخت های زرین خویش لرزیدند. به امید روزی که با ظهور آخرین نجات بخش هستی، دست های ستم از عالم بریده شود و در سایه آن امام عدل پرور، حق، بر صدر نشیند و قدر بیند. 

سال ها می گذرد، حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

[1] قصص، آیه 5.
[2] ممتحنه، آیه 9.
[3] نساء، آیه 148.
[4] نساء، آیه 75.
[5] بقره، آیه 279.
[6] نهج البلاغه، خطبه 224.
[7]به نقل از کتاب: با جاری انتظار، سید مسعود پورسید آقایی، ص 106.
[8] صحیفه امام، ج 21، ص 327.
[9] امام صادق(ع).
[10] امام صادق(ع).
[11] صحیفه امام، ج 20، ص 132.
[12] به نقل از کتاب: با جاری انتظار، سید مسعود پورسید آقایی، ص 106.
[13] همان، ص 108.
[14] صحیفه امام، ج 12، ص 175.
[15] وصیت نانمه امام خمینی، ص 97.