ابوالقاسم حسینی (ژرفا)، پژوهش گر و نویسنده در گفت و گو با آینده روشن گفت: انتظار در فرهنگ امروز ما از دو زاویه قابل نگرش است، یکی انتظار به معنای عام و دیگری انتظار به معنای خاص. انتظار با نظرگاه عام را در آثار بسیاری از شاعران و نویسندگانمان، به ویژه در سالهای پس از جنگ میبینیم، چراکه در میان همه ملتها مرسوم است که وقتی رویداد اجتماعی مهمی، مانند جنگ پایان میپذیرد، نوعی موعودگرایی رشد میکند. البته در کنار آن بسیاری از انحرافات نیز پدید میآید.
وی افزود: از انتظار به معنای عام میتوان برداشتهای گوناگونی داشت و هر کس میتواند هدف خاصی از انتظار داشته باشد. انتظار به معنای عام در آثار بسیاری دیده میشود. من با این نوع انتظار هیچ مخالفتی ندارم. در حقیقت این انتظار واکاوی درون هنرمند و گاهی حس استالوژیک است، ولی انتظاری که جنبه معرفتی دارد و باید این نوع انتظار را در آثار فرهنگی ـ هنری معرفی کنیم، به معنای خاص است و با مسئله موعود پیوند دارد.
عضو هیئت علمیپژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با اشاره به ویژگیهای انتظار به معنای خاص، خاطر نشان کرد: انتظار به معنای خاص دارای سه ویژگی است: اول امید پویا و برخاسته از واقعیت است که در آن تنها شعار مطرح نباشد. این امید باید همه یأسها و دلمردگیهایی که فرهنگ و ادبیات ما را فراگرفته، از بین ببرد. دومین ویژگی انتظار خاص، عدالتخواهی است. امید بخشیدن بدون مبنا و زیر ساخت عدالتگرایانه و آرمانخواهانه معنا ندارد. علت این که در بیشتر موارد نمیتوانیم جوانان را به سمت موعودگرایی هدایت کنیم، این است که هم خود میدانیم و هم آنان که ما در حد شعار و سخنرانی پیش میرویم. سومین ویژگی انتظار، به معنای خاص نظر کردن به جامعه جهانی است. باید ما بیش از دیگران به دهکده جهانی و مدینه فاضله باور داشته باشیم که به دست موعود حقیقی تحقق مییابد.
نویسنده مبانی نظری قصههای قرآنی، راه درمان تشنگی معنوی مردم جهان را داشتن نگاهی نو دانست و گفت: به گفته شاملو، اگر هوایمان را تازه نکنیم، نمیتوانیم به تشنگی امروز پاسخ گوییم. از جمله آفتهایی که مفهوم موعودگرایی را تهدید میکند، خرافی کردن مفهوم انتظار و دین و به انزوا کشاندن آن است. اگر یک ملیون نفر در جمکران جمع شوند و تفکر این افراد تفکر درستی نباشد، این یک افراد به اندازه یک درویش منزوی میارزند؛ چرا که جمعیت به معنای جماعت نیست و در بسیاری موارد جمعیت همان جمود و انزواست. متأسفانه امروز نیز در چنین شرایطی قرار داریم و اندیشه درستی پشت بسیاری از این رفتارها، جان نگرفته است.
حسینی، با اشاره به نگاه امام خمینی، به مسئله مهدویت تصریح کرد: در نگاه امام خمینی به مهدویت، پویایی و حرکت و نوگرایی موج میزد و آن نگاه به نیاز مردم امروز، پاسخ داده است. تنها با بیان سخنان زیبا نمیتوان مردم را شیفته کرد، بلکه باید از عمق نیاز آنها باخبر باشیم.
وی یادآور شد: باید انتظار و مهدویت را از جنبههای گوناگون با نگاه نقلی، عقلی و ذوقی بررسی کرد که از جمله آن ها فواید و حکمت و فلسفه غیبت است. نگاه نقلی همان قرآن و سنت است و نگاه عقلی نیز به معنای حکمت متعالیه است که باید رنگ عقل در این نگاه مشهود باشد. نگاه ذوقی نیز به تعبیر بسیاری همان نگاه عرفانی و باطنی انسان است که باید با نگاه نقلی و عقلی همراه شود. برپایه این سه عنصر میتوانیم به تشنگی معنوی جهان معاصر پاسخ گوییم.
این شاعر علت جهانی نشدن مهدویت را همزبان نشدن مسلمانان با جهان دانست و گفت: منظور از هم زبانی نداشتن این است که متأسفانه ادبیات مسلمانان ادبیات ستیز معرفی شده است. باید ما در ادبیات خود سلام و مهر اسلام را به جهانیان نشان دهیم. در واقع باید همان نکتهای را که پیامبر میخواست و اجرا کرد، به جهان معرفی کنیم و فرهنگ و هنرمان آمیخته با محبت و مدارای واقعی باشد. البته مدارای واقعی به معنای برخورد علمیاست. اگر ادبیات و هنر ما عمیق تر و معرفتی تر و انسانی تر به مسایل بپردازد، به هم زبانی با دنیا خواهیم رسید. پیش از به وجود آمدن تفاهم و همزبانی، سخن گفتن از موعودگرایی شعاری بیش نیست و برعکس حرکتی منفی برای دین به شمار میآید.
وی در پایان گفت: برای ایجاد تفاهم میان ادبیات ایران و جهان باید به گذشته مراجعه کنیم و حافظ و مولوی را دو قله نگرش انسانی بدانیم و اندیشه آنان را در فضای امروز جاری کنیم. البته ادبیات و هنر ما زمانی میتواند مفهوم انتظار را به درستی منتقل کند که زبانش سنتی نباشد، ولی ریشه در سنت داشته باشد.