ابراهیم قبله آرباطان، شاعر: در قدیم مردم بیش از امروز با اشعار رمضانی انس داشتند.
گزارشگر :
يکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۵ ساعت ۰۸:۰۰
کد مطلب : 10134
با توجه به متون و نوشته های منظوم گذشته، آن چه بیش تر به چشم می خورد،این است که کلا در مورد ماه مبارک رمضان، شعرهایی که موجود است از قرن سوم به بعد است.یعنی قبل از قرنسوم، یا اشعاری در این مورد نبوده یا آن قدر کم بوده که به چشم نمی آید.
وی افزود: در روزگار گذشته، رمضان ستیزی بیش از رمضان سرایی باب بوده است که اوج رمضان ستایی در اشعار مولوی دیده می شود. در حالی که رمضان ستایی به شیوه عارفانه را در اشعار پر نغز حافظ هم می توان مشاهده کرد. نگاه به ماه رمضان به شیوه اجتماعی هم در اشعار سعدی نمود داشته است.
این شاعر جوان گفت: درباره وداع با ماه رمضان، از سنایی و همام تبریزی و صائب اشعار پر محتوایی داریم. صائب در این باره این شعر را سروده است: افسوس که ایام شریف رمضان رفت. این عید به یک مرتبه از دست جهان رفت.
شعری هم عطار در این باره سروده است: ای در غریو نفس به سر برده روزگار برخیز و کار کن که کنون است وقت کار.
وی تصریح کرد: در دوره بازگشت ما اشعار رمضانی نداریم، ولی بعد از آن شاعران دوباره جانی تازه برای سرودن اشعار مناجات و رمضانیه گرفتند. شاید شخص شاخصی را نشود نام برد ولی تازگی کتابی دیدم از آقای کامران شرف شاهی با عنوان ضیافت نور که به تایید دوستان و شاعران بزرگ کشور، غنی ترین کتاب در مورد ماه مبارک رمضان است که به معرفی شاعران گذشته و معاصر کشور پرداخته که در این مورد کار کرده اند. البته این یک برداشت شخصی است و شاید هم اعتبار نداشته باشد، ولی اگر مجبور باشیم، بین گذشته و امروز یک سدی بکشیم تا داوری کنیم، من احساس می کنم که تاثیر آن در قدیم زیادتر بوده و این شاید به خاطر آن بوده که آن روزگار، اعتقاد ها قوی تر بود. گذشته از این که مردم آن زمان با جان و دل به این اشعار گوش می دادند و یا می خواندند، ولی این روزها این شعرها نمود زیادی ندارد.
وی گفت: شاید خوب نباشد اشعار آیینی را با اشعار رمضانی مقایسه بکنیم، ولی آن چه مهم است، این است که رمضان یک ماه از دوازده ماه است. پس آشکار است که هر چه دیده بیند، دل کند یاد؛ ولی عاشورا، ریشه در فرهنگ ما دارد و شاهدیم که حتی، شعر نبوی و علوی، به اندازه شعر عاشورای نزد مردم جا افتاده نیست و این به خاطر عظمت و ابهت اتفاق و آن ماجراست.
قبله آرباطان در ادامه یادآور شد: البته عاشورا و اشعار عاشورایی جدا از همه باورها، یک رستاخیز معنوی است و ریشه آن را باید در سنج ها و پیراهن هایی پیدا کرد که کودکان می پوشند و به تن می کنند.
شعری از همیشه پاره ای از حرف های من با توست همیشه دست نیازم، خدای من با توست من از دریچه شب های قدر لبریزم ولی گشودن زنجیر پای من با توست مرا ببر به تماشای باغ های بزرگ به قصه های رفیعی که جای من باتوست نه من توأم، نه تو من، هم تو در منی، هم من. که ابتدای من و انتهای من با توست. همینکه از تو بگویم برای من کافیست. همینکه پاره ای از حرف های من با توست