خلق و امر و تدبير خداوند در عالم
مسأله ديگرى كه در اين بخش از دعا به مناسبت واژه خلق و امر بايد مورد بررسى قرار گيرد. موضوع، تدبير الهى در عالم است. بىترديد تمام عالم هستى (ممكنات) در وجود و بقاء به دو علت اساسى متّكى مىباشد. علت نخست اصل خلقت و علت دوم تدبير و نظم. و به عبارت ديگر به علت فاعلى و علت غائى وابسته است.
مجموعه عالم هستى همانند كشورى است كه افزون بر اجتماع به نظم و تدبير و قانون و مقررات نيازمند است تا قانونمند و هدفدار شده و باقى بماند و در غير اين صورت در اثر اختلال و اصطكاك از هم پاشيده مىشود و از ميان مىرود.
قرآن مىفرمايد:
إنَّ رَبَّكم اللهُ الذى خَلَق السَّمواتِ والأرضَ فى سِتَّةِ أيّام ثُمَّ استوى على العرش يُغْشِى الليل النهار يطلبه حَثيثا والشمس والقمر والنجوم مسخراتٍ بأمْرِه ألا له الخلق والامر تباركاللّهُ رَبُّ العالمين
پروردگار شما خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد، سپس به تدبير جهان هستى پرداخت (پرده تاريك) شب، روز را مىپوشاند و شب به دنبال روز با شتاب مىآيد و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد به گونهاى كه همه مسخّر فرمان اويند، بدانيد كه آفرينش و تدبير (جهان) از آن او و تنها به اراده و امر او است. مبارك و بلند مرتبه باد خداوند، پروردگار جهانيان.
در جاى ديگر مىفرمايد:
اوليس الذى خلق السموات والارض بقادر على ان يخلق مثلهم بلى و هوالخلاق العليم، انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون فسبحان الذى بيده ملكوت كل شىء واليه ترجعون آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده نمىتواند همانند آنها را دوباره بيافريند؟ آرى (مىتواند) و او آفريدگار دانا است. آن گاه كه چيزى را اراده كند تنها با يك امر (باش) موجود مىشود. پس منزه است خدايى كه ملكوت و اساسِ هَستىِ همه چيز در دست قدرت او است و (همگى) به سوى او باز مىگرديد.
در آيه ديگر مىفرمايد:
بديع السموات والارض واذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون
هستى بخش آسمانها و زمين او است، و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر مىكند. مىگويد: «باش» و آن فورا موجود مىشود.
در كريمه ديگر مىخوانيم:
قالت رب انى يكون لى ولد و لم يمسسنى بشر قال كذلك الله يخلق ما يشاء اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون
مريم گفت: پروردگارا! چگونه فرزندى براى من خواهد بود در حالى كه انسانى با من تماس نگرفته است؟ (در پاسخ او) گفت: خداوند اينگونه است. هر چه را كه بخواهد مىآفريند و هنگامى كه چيزى را تقدير كند (و فرمان هستى آنرا صادر كند) فقط به آن مىگويد: «باش» آن نيز فورا موجود مىشود.
يادآورى:
منظور از جمله «كن فيكون» اين نيست كه خداوند با زبان و گفتار فرمان مىدهد بلكه منظور اين است كه هرگاه اراده او به چيزى تعلق بگيرد بىدرنگ و بدون نياز به چيز ديگر و علت ديگر آن چيز موجود مىشود البته هر چيزى ظرف وجودى خاصى دارد كه در همان ظرف موجود مىشود و خداوند متعال آن را در آن ظرف و با آن شرايط خواسته است و تغيير و تبديل و پس و پيش كردن آن برخلاف اراده الهى است يعنى اگر خداوند وجود زيد را در سال فلان و روز فلان و ساعت فلان و با شرايط كذايى خواسته در آن سال و در آن روز و در آن ساعت و همان شرايط پديدار مىشود چون خدا او را اين چنين خواسته است پس مقصود از آيه آن نيست كه همه موجودات در آن واحد و در يك جا جمع مىشوند بلكه مقصود آن است كه هر چيزى در جاى خود به اراده الهى و امر او موجود مىشود و امر الهى همانگونه كه خدا خواسته بدون رادع و مانع و بدون درنگ در ظرف خودش وجود خارجى پيدا مىكند. اراده خداوند قديم و مراد او يعنى (مُتَعلَّق اراده) حادث است.
در جاى ديگر مىفرمايد:
و ما امرنا الاّ واحدة كلمح بالبصر
و فرمان ما يكى بيش نيست چونان چشم برهم زدن.
و از اين آيات مىتوان استفاده كرد كه امر خداوند بر دو چيز تعلق مىگيرد: خلقت و تدبير يعنى امر الهى دوگونه است. خلقى و تدبيرى و امر تدبيرى نيز دوگونه است: تكوينى و تشريعى. امر خلقى مانند:
انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون
و مانند آيه شريفه در ارتباط با ولادت حضرت مسيح(ع) كه مىفرمايد:
... كذلك الله يخلق ما يشاء اذا قضى امرا فانما يقول له كن فيكون ... هر چه را كه خدا بخواهد مىگويد «باش» پس موجود مىشود.
امر تدبيرى مانند: يدبرالامر من السماء الى الارض...
و آيه شريفه تنزل الملائكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر كه امر در اين دو آيه در ارتباط با تدبير تكوينى و تشريعى خداوند است كه از آسمان بر زمين فرود مىآيد و گاهى امر تنها در تشريع احكام شرعى به كار مىرود مانند:
...امر الاّتعبدوا الاّ اياه...
خداوند دستور داده است كه كسى جز او را نپرستيد...
و گاهى به معنى امر تكوينى است مانند:
... والشمس والقمر والنجوم مسخّرات بامره...
امر در صورتى كه با «خلق» همراه شود مانند:...الا له الخلق والامر... به معناى تدبير مىباشد يعنى آفرينش و امر تدبير جهان مخصوص به او و در اختيار او است.
آفرينش هيچگاه از تدبير انفكاك نمىپذيرد زيرا خلقت و آفرينش حقيقتى خارجى و تكوينى است و خالق، ايجاد كننده و مُبدع تمام مخلوقات و آفريدهها است. خلقت خداوند با ساير ابداعات و اختراعات تفاوت دارد زيرا مخترعان از مواد موجود در طبيعت و از قوانين و سنن جارى در آن استفاده مىكنند و با تركيب و تلفيق ميان آنها دست به اختراع مىزنند ولى خداوند متعال آفريننده تمام مواد و سنن عالم هستى است و خلقت، واقعيتى عينى و خارجى است از اين رو انفكاك مخلوق و معلول از خالق و علت غير ممكن و غير معقول است. ارتباطات و وابستگىهاى طبيعى غير قابل تغيير است.
... فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ الله تَبديلاً و لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ الله تَحْويلاً
... هرگز براى سنت خدا تبديلى نخواهى يافت، و هرگز براى سنت الهى تغييرى نمىيابى.
چنانكه ارتباط ميان پدر و فرزند قابل فسخ و نسخ نمىباشد ارتباط ميان خالق و مخلوق به مراتب فراتر از ارتباط ميان پدر و فرزند است. بنابراين وقتى خدا موجودى را آفريده هيچگاه اين موجود از ذات اقدس الهى و اراده پروردگار متعال جدا نخواهد شد پس اين ارتباط، آفرينش و تدبير را همواره با هم و به موازات هم نشان مىدهد.
ادامه دارد ... .
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124