داخلی     خبر     انديشه
بررسی كتاب «جريان‌شناسي انتقادي عرفان‌هاي نوظهور»
  كتاب «جريان‌شناسي انتقادي عرفان‌هاي نوظهور» با حضور حجت‌الاسلام مظاهري ‌سيف» نويسنده كتاب و حجج اسلام هاشم‌نژاد و شريف‌زاده برگزار شد.
Share/Save/Bookmark
شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۳۵
کد مطلب : 27405
بررسی كتاب «جريان‌شناسي انتقادي عرفان‌هاي نوظهور»
به گزارش آینده روشن به نقل از باشگاه خبري فارس توانا، در ابتداي اين جلسه حجت‌الاسلام حميدرضا مظاهري‌سيف نويسنده كتاب گفت: بدون ترديد نقد براي هر كاري كه در آغاز راه است مي‌تواند سازنده باشد. اين كتاب قدم‌هاي اوليه‌اي است كه در اين راه برداشته مي‌شود و بدون ترديد داراي نقائص و اشكالات زيادي است.انشالله از رهگذر نقدهاي هوشمندانه،در آينده كار بهتري ارائه شود و محققان نيز آثار كامل‌تر و بي‌نقص‌تري را منتشر كنند.

«حجت‌الاسلام بهمن شريف‌زاده» كه به عنوان منتقد در اين جلسه حضور يافته بود نيز گفت: مسئله معنويت‌گرايي نوپديد در عصري كه شايد بتوان به حق آن‌ را عصر معنويت ناميده به زودي به مهمترين مسئله فكري روز تبديل مي‌شود.

وي درباره كتاب نيز گفت:استفاده از لفظ پست‌مدرن درمورد عرفان‌هاي نوپديد خالي از اشكال نيست خصوصا با تلقي كه نويسنده از درونمايه،سابقه و قدمت كهن اين فرقه‌ها دارد به همين علت از تائوئيسم و شمنيسم مثال‌هايي آورده است كه اين فرقه‌ها درون‌مايه فرق جديد هستند.اين فرقه‌ها نوعي پيدايش نو در شكل و شمايلي جديد پيدا كرده‌اند.

«حجت‌الاسلام حسين هاشم‌نژاد» هم گفت: نويسنده در اين كتاب مباحث عميقي را مطرح كرده‌اند كه بايد به آنها پرداخته شود. در واقع آقاي مظاهري‌سيف به سيره شهيد مطهري اقتدا كرده است كه درست تشخيص مي‌داد و شناسايي مي‌كرد. در آن دوران جريان‌هاي ماركسيستي مطرح بود و در دوران حاضر نيز يكي از جريان‌هاي مهم ،مسئله عرفان‌هاي نوظهور يا عرفان‌هاي التقاطي است.
 
در ابتداي اين جلسه «حميدرضا زندي» مدير باشگاه خبري فارس «توانا» ضمن خير مقدم به مهمانان،گزارشي از روند فعاليت باشگاه ارائه كرد و در پايان نيز مهمانان از تحريريه باشگاه خبري فارس بازديد كردند.

در این نشست، حجت‌الاسلام بهمن شريف‌زاده كه به عنوان منتقد در جلسه نقد كتاب «جريان‌شناسي انتقاي عرفان‌هاي نوظهور»شركت كرده بود گفت: به زودي مسئله معنويت‌گرايي نويديد به مهم‌ترين مسئله فكري روز در عصري كه شايد به حق آن را بتوان عصر معنويت ناميد تبديل خواهد شد. اميدوارم تشكيل بحث و بررسي نقد، تحليل و پيشنهاد درباره اين موضوع آثار خوبي را به دنبال داشته باشد. اميد اين كه محصول اين جلسات بتواند ايشان (مولف كتاب) و ساير محققان را در خلق آثاري جدي‌تر، عميق‌تر و تحليلي‌تر ياري كند.

حجت‌الاسلام بهمن شريف‌زاده با بيان اينكه در اين كتاب به برخي فرق مهم مثل اكنكار به صورت مستقل پرداخته نشده است و اين از شمول و فراگيري كتاب مي‌كاهد، گفت: عدم شمول فقط نسبت به نام اين كتاب است. چون نام كتاب «جريان‌شناسي انتقادي عرفان‌هاي نوظهور» است طبيعتاً بايد فرق مهم در كتاب به طور مشخص آمده باشد و باب خاصي هم داشته باشد كه نمونه آن فرقه اكنكار است كه گاه و ‌بي‌گاه اسم آن در كتاب آمده است اما عنوان مستقلي در كتاب درباره آن وجود ندارد در حالي كه به برخي از فرقه‌ها‌ مثل فالون دافا، عرفان سر‌خ‌پوستي، اشو و پائولو كوئليو به صورت مستقل پرداخته شده است. 

وي در ادامه افزود: اين فرق نسبت به اكنكار داراي اهميت كمتري هستند چرا كه تفكرات پائولو كوئليو و اشو هنوز به صورت يك مكتب مطرح نشده است اما تفكرات اكنكار به صورت يك مكتب مورد توجه است. فالون دافا نيز با اين كه يك مكتب است اما در اقليت است و به اندازه اكنكار اهميت ندارد. 

شريف‌زاده گفت: وقتي ما پيشوندي مثل برخي را در عنوان كتاب نياورديم و عنوان عرفان را استفاده مي‌كنيم و مي‌خواهيم جريان‌شناسي نيز انجام دهيم؛ در حالي كه تفكري كه در اكنكار مطرح مي‌شود خودش يك جريان فكري مهم و قابل بررسي است كه بايد به آن پرداخته شود يا بايد عنوان كتاب را محدود كرد يا در ويراست بعدي اين فرق مهم به كتاب اضافه شود.

سردبير سابق مجله كتاب نقد در ادامه با اعلام اينكه نام‌‌گذاري عرفان براي فرقه‌هاي معنويت‌گراي نوپديد مناسب نيست، گفت: وقتي كه نام مناسب‌تري وجود دارد صلاح نمي‌بينم خودمان را به تكلف بيندازيم و از اين نام‌ها استفاده كنيم. 

وي گفت: عرفان را عرفان مي‌نامند به خاطر معرفت شهودي كه در اين مكاتب وجود دارد اما آنچه در فرق نوپديد وجود دارد پندار است كه در فرقه‌هاي مختلف مطرح مي‌شود و معرفت نيست. البته ممكن است بگويند با وصف كاذب آن را مشخص كنيم و بگوييم نوعي معرفت دروغين، اما اينها تكلف است چرا كه معنويت‌گرايي مصدر جعلي از كلمه معنا است در برابر ماده، مثل باطن در برابر ظاهر. معنويت‌گرايي در حقيقت تفكري است كه به باطن انسان توجه دارد و در آن كندوكاو مي‌كند (حال درست يا غلط) اما نمي‌توان گفت معرفت اعم از درست يا غلط چرا كه معرفت غلط نداريم چون اين يك لفظ مجازي است و اصلاً معرفت نيست. 

وي در ادامه گفت: معنويت‌گرايي را به اين خاطر لغت مناسب‌تري مي‌بينم چون غرب پس از گرفتار آمدن در بحران‌هاي گوناگون روحي و عاطفي با قدم گذاردن در عصر پست مدرن باور كرد كه غير از بعد مادي بعد فرامادي هم دارد و با به آن توجه كرد. بعد فرامادي يعني همان بعد معنا كه مصدر آن معنويت مي‌شود.

عضو پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با اشاره به اينكه فرقه‌هاي جديد و نوظهور عموماً درون مايه كهن و سنتي دارند و اطلاق عنوان پست مدرن به آنها درست نيست، گفت: اين معرفت در فضاي پست مدرن پديد نيامده است ولي گرايش آن در فضاي پست مدرن شكل گرفته است. معنويت‌گرايي نوپديد چون از گرايش سخن مي‌گويد مي‌خواهد عنوان كند كه اين گرايش به صورت نو و جديد ظهور كرده است. 

وي ادامه داد: بشر سال‌ها در غرب به معنويت توجه نمي‌كرد اما امروز گرايشي نو به معنويت يعني به باطن و روح پيدا كرده است از رو اين فرق معنويت‌گرايي نوپديد نامگذاري مي‌شود. اما چون همه اين فرق در فضاي پست مدرن غرب هم پديد نيامده است شامل وصف پست مدرن نمي‌شود چنانكه برخي از اين تفكرات مثل اشو ساي‌بابا در دنياي شرق پديد آمده است؛اگرچه مورد پذيرش و استقبال در غرب نيز قرار گرفته باشد اما اساس اين تفكر در غرب شكل نگرفته است.
وي گفت: اگر بخواهيم لفظي را در مورد اين عرفان‌ها يا معنويت‌گرايي‌ به كار ببريم كه شامل همه فرقه‌ها شود بايد از نوپديد استفاده كنيم. اگرچه نفس تفكر سنتي باشد اما گرايش آن نو و جديد است.

بهمن شريف‌زاده با اشاره به سخنان «مظاهري‌سيف» مبني بر اينكه بازگشت غرب به سنت‌ها و معنويت دوران پست مدرن را آغاز كرد و عرفان‌ها نيز از اين جهت پست مدرن ناميده مي‌شود، گفت: توصيف برخي از اين فرقه‌ها به پست مدرن به صورت موجبه جزئيه صحيح است نه به صورت موجبه كليه. تفكر اشو يا ساي بابا را پست مدرن مي‌دانيد در حالي كه اين افراد تفكر پست مدرن ندارند بلكه به عنوان متفكر پست مدرن هم مطرح نيستند. 

وي در ادامه با اشاره به اينكه عنوان پست مدرن مقتضي به گرايش‌هاست نه عرفان‌ها گفت: بين اين مطلب بايد تفكيك قائل شد به جنبشي كه در دنياي غرب رخ داده مي‌گوييم پست مدرن كه اين وصف جنبش است نه وصف عرفان به اين علت كه شما شالوده اصلي و اساسي‌ اين تفكرات را در سنت تائوئيسم، بوديسم، شمنيسم و هندوئيسم مشاهده مي‌كنيد. 

وي گفت: فقط يك شكل و صورت نوين و مدرن به اين جنبش‌ها در پست مدرن داده شد چرا كه حقيقتاً هيچ تفكر جديدي در افكار لي‌هنگ جي (مؤسس فرقه فالون‌دافا) مشاهده نمي‌كنيم چرا كه او فقط يك ساماني به آنچه از بوديسم و تائوئيسم گرفته داده است و يك شيوه را با عنوان مكتب فالون دافا ارائه كرده است يا تفكرات اكنكار كه چيزي در آن وجود ندارد كه بويي از دنياي مدرن بدهد و مقتضي عصر مدرن باشد. 

وي افزود: در پست مدرن يك بازگشت به سنت مشاهده مي‌شود. شما پست مدرن غرب را با سنت هند مي‌بينيد و آن را پست مدرن مي‌دانيد. آيا هندوستان از مدرنيسم گذر كرده و پست مدرن شده است؟ آيا در هند تفكر مدرن وجود دارد مثل مردم مغرب زمين؟

شريف‌زاده گفت: عرفان در فرهنگ ايراني و اسلامي ما از يك ارزش و ويژگي خاصي برخوردار است. ما نبايد نام اين فرقه‌ها را عرفان بگذاريم بايد ساحت عرفان را پاس بداريم تا ارزش عرفان به سوي اين فرق سوق پيدا نكند. 

اين فرقه‌ها از اين موضوع سوءاستفاده مي‌كنند مثل فرقه اكنكار كه مي‌گويند پيامبر اسلام (ص) مولوي و شمس تبريزي در طبقاتي از عرفان در زمره پاسداران حريم عرفان محسوب مي‌شوند و در واقع ما را جزو خودشان مي‌دانند در حالي كه ما مي‌خواهيم خودمان را از آنها جدا كنيم و معتقديم آن چيزي كه آنها ارائه مي‌كنند عرفان نيست.

اين محقق و پژوهشگر با اشكال به دسته‌بندي مظاهري سيف درباره فرقه‌هاي معنويت‌گرا گفت: اخلاق در دنياي غرب مساوي با باور به باطن و روح و معنويت نيست. اخلاق در مدرنيسم محتوا و مفهوم خاصي دارد كه شامل آداب و رفتارها مي‌شود. انديشمندان غربي كه در باب اخلاق صحبت مي‌كردند اصولاً ماترياليست بودند يعني در عين حال كه بعد روح و فرامادي را باور نداشتند از آن سخن مي‌گفتند. 

وي در ادامه گفت: نمي‌توان گفت فرقه‌هاي اخلاق‌گرا مساوي فرقه‌هاي معنويت‌گرا هستند يا فرقي كه روي بعدهاي فرامادي كار مي‌كنند به بعد باطن انسان نظر ندارند.

حجت‌الاسلام شريف‌زاده در پايان با بيان اينكه تمام انديشه‌هاي يك فرقه عرفان نيست همان طور كه همه اسلام نيز عرفان نيست، افزود: وقتي وارد تفكرات هندوئسم، بوديسم و ... مي‌شويم بايد دو بخش را از هم جدا كنيم. يعني بعد عرفاني و بعد شكلي. بايد گفت عرفان هندوئيسم چه مي‌گويد اما در كتاب اين مطلب مشخص نشده است و معلوم نيست كدام بخش آن عرفان است. اگر ما فقط عرفان را شفاف‌ كنيم و بگوييم هندوئيسم چه معرفت شهودي را براي رسيدن به يك وحدت ارائه مي‌دهد قابل قبول است اما اينكه هندوئيسم چه آدابي دارد ارتباطي به عرفان هندوئيسم ندارد. 

وي تصريح كرد: ما هندوئيسم را مساوي با يك مكتب عرفاني نمي‌گيريم چرا كه بنا بر نظر دين‌شناسان هندوئيسم يك دين است كه بخشي از آن نيز عرفان است. ما در بحث جريان‌شناسي بايد به عرفان هندوئيسم بپردازيم والا اگر آيين‌ها و آموزه‌هاي رفتاري بررسي شود بايد به صورت جدا و تفكيك شده بيايد و عرفان آن در بحث جريان‌شناسي آورده شود. 

همچنین حجت‌الاسلام حسين هاشم‌نژاد برگزاري جلسه نقد و بررسي اين اثر را تجليل و تكريم كتاب خواند و گفت: نويسنده با پرداختن به موضوع عميقي در اين كتاب به سيره شهيد مطهري اقتدا كرده است، شهيد مطهري مسائلي را كه بايد به آنها بپردازد درست تشخيص مي‌داد و دقيق شناسايي مي‌كرد. در آن زمان جريان‌هاي ماركسيستي فعال بودند و در زمان ما نيز يكي از اين جريان‌ها مسئله عرفان‌هاي نوظهور يا عرفان‌هاي التقاطي است.

هاشم‌نژاد با بيان اينكه كتاب حاضر يك اثر تطبيقي است، گفت: اين مباحث خيلي شيرين است چون نور و ظلمت را كنار هم نشان مي‌دهد و چنين نيست كه فقط تاريكي را نشان دهد. 

وي گفت: بررسي‌هاي تطبيقي براي خوانندگان جذاب است چرا كه اگر ما صرفاً به انديشه‌هاي مثبت خودي بپردازيم و فقط نور را نشان دهيم و ظلمت را پنهان كنيم مخاطبان ارزش نور را نمي‌فهمند اما وقتي نور و ظلمت در كنار يكديگر قرار داده شوند ارزش نور مشخص مي‌شود.
استاد دانشگاه علامه طباطبايي(ره) با بيان اينكه مؤلف كتاب اخلاق نوشتاري نقد را رعايت كرده است، افزود: متأسفانه نقدهايي كه به وسيله دين‌داران، دين‌گرايان و متدينين انجام مي‌شود غالباً آغشته به تندمزاجي و پرخاشگري بياني و قلمي است و يك انديشه (غلط يا درست) با كلمات خشن كوبيده مي‌شود. اما در اين كتاب ادبيات خشن را نمي‌بينيم و آن اخلاق نقد و بيان مراعات شده است كه خيلي مسئله با اهميتي است.

هاشم‌نژاد درباره عنوان كتاب كه بر نوظهور بودن فرق تأكيد دارد، گفت: نوظهور يا نوپديد بودن مشعر به باطل بودن اين مكتب‌ها نيست. ما هيچ دليلي نداريم كه هر چيز تازه‌اي باطل است. در فلسفه در منطق نيز اين امر مشاهده نمي‌شود. 

وي درباره نامگذاري عنوان عرفان‌ها نيز گفت: اگر عنوان عرفان‌ها راه با پسوند التقاطي بياوريم كه به معناي آميخته شدن حق با باطل است به نظر درست‌تر است. چرا كه در همه اين مكاتب التقاط در زمره ويژگي ذاتي آنها است ما نمي‌توانيم يكي از اين جريان‌ها و فرقه‌ها را نام ببريم كه وصف التقاطي در آن نباشد. 

وي گفت: عنوان التقاطي مي‌تواند همه اين فرقه‌ها را پوشش دهد و دال بر اين است كه در اين فرقه‌ها حق با باطل آميخته شده است. 

هاشم‌نژاد با بيان اينكه آميخته شدن انديشه اسلامي با انديشه غيراسلامي التقاط نيست، گفت: خود شهيد مطهري از انديشه‌هاي غيراسلامي استفاده مي‌كرد. با اينكه مي‌دانيم فرويد افكار بسيار باطلي داشت و خود غربي‌ها نيز روان‌شناسي او را غيرعلمي و تخيلي مي‌دانند اما شهيد مطهري در كتاب «تعليم و تربيت در اسلام» از برخي آموزه‌هاي روان‌شناسي فرويد استفاده كرده است. اين مورد درباره كتاب «آموزش فلسفه» آيت‌الله مصباح يزدي نيز كه مثاتر از كتاب «مسائل» راسل مي‌باشد صادق است. 

وي با بيان اينكه عرفان اسلامي نيز از انديشه‌هاي عرفاني شرقي و يونان باستان متأثر است، افزود: در همين عرفان اسلامي ما (عطار، مولوي، سنايي) فراوان رگه‌هايي از عرفان‌هاي بيروني و خارج از حوزه اسلامي ديده مي‌شود.

حجت‌الاسلام حسن هاشم‌نژاد با بيان اينكه عدم مخاطب‌شناسي براي نشر اثر از مشكلات امروزه حوزه و دانشگاه است، گفت: طيف استفاده‌كننده و مطالعه‌كننده كتاب طيف واحدي نيستند. اگر فرض كنيد كه مخاطبان اين كتاب دانشجويان و افرادي هستند كه آثار فرق انحرافي را مطالعه مي‌كنند بايد كتابي كه براي اين طيف مي‌نويسم متفاوت و شيوا باشد اما كتاب اين ويژگي‌ها را ندارد و در واقع مناسب نيست. 

وي در ادامه گفت: خلا و نقصي در فعاليت‌هاي انتشاراتي ما وجود دارد كه مخاطبين آثار خود را شناسايي نمي‌كنند. بايد توجه كرد كه زبان و بيان كتابي كه براي مخاطبين اين اثر انتخاب مي‌كنيم بايد شبيه همان آثاري باشد كه آنها را جذب مي‌كند. آثار اين فرق با ادبياتي فوق‌العاده زيبا، جذاب و شفاف نوشته مي‌شود و ما هم كه قصد داريم جذب‌شدگان به فرق انحرافي را نجات دهيم بايد همان بيان زيبا، شفاف و آسان را استخدام كنيم. 

وي درباره ادبيات كتاب گفت: متأسفانه ادبيات كتاب در برخي موارد تكلف‌آميز و مغلق است و اصطلاحاتي مثل «فطرت حناف‌» حتي براي روحانيون نيز نامانوس است. عناوين برخي پاراگراف‌ها و مطالب نيز تكلف‌آميز است و هيچ تناسبي با ادامه متن ندارد. 

هاشم‌نژاد با ذكر مثالي از عبارات نامانوس ادامه داد: ما مي‌توانيم از عناوين ساده‌تري استفاده كنيم تا براي دانشجويان نيز قابل استفاده باشد. اما اگر اين كتاب را براي طلاب علوم ديني يا دانشجويان دكتري فلسفه تأليف شده باشد ديگر اين اشكال وارد نيست.

استاد دانشگاه تهران با تمجيد از زينت دادن كتاب به آيات و روايات گفت: برخلاف پندار برخي از افراد كه فكر مي‌كنند اگر آيات و احاديث استفاده شود كتاب از رونق مي‌افتد بايد گفت اين نظر درست نيست. 

وي همچنين با انتقاد از درج عبارات عربي آيات و روايات در پاورقي كتاب گفت: ترجمه قرآن يا احاديث 20 درصد معناي قرآن را انتقال مي‌دهد كه اين زيبا نيست. البته از روحانيت نيز اين انتظار نمي‌رود كه متن عربي را در پاورقي بگنجاند چرا كه حق مطلب را ادا نمي‌كند.

هاشم‌نژاد با بيان اينكه براي نقد يك اثر يا انديشه بايد استراتژي و نقشه راه وجود داشته باشد، گفت: اگر استراتژي در نقد وجود نداشته باشد نقدي آشفته و سردرگم خواهيم داشت. ما بايد اول تبيين كنيم كه اين مكتب انحرافي چه حرفي براي گفتن دارد و آن را شفاف و بليغ بيان كنيم و بعد آن را نقد كنيم چنان كه سيره شهيد مطهري نيز همين بود. 

وي درباره استراتژي كتاب گفت: در كتاب اين استراتژي ضعيف است و در بخش‌هايي از آن عيارش پايين است؛ خواننده و مخاطب را گيج مي كند كه اين مكتب واقعاً چه حرفي براي گفتن دارد كه به ويژه در نيمه دوم كتاب اين مساله فراوان ديده مي‌شود.

حجت‌الاسلام هاشم‌نژاد با اشاره به بيان حضرت امير (ع) در مورد به وجود آمدن شبهه گفت: اگر ما مثلاً مديتيشن را نقد مي‌كنيم و مي‌گوييم مديتيشن 8 مرحله دارد بايد بگوييم كه 6 مرحله آن درست است و حق اين است كه ما آن را بيان كنيم و حتي بگوييم كه در دين ما نيز مي‌شود بدل آن را يافت ولي دو مرحله آخر به دلايل مستند باطل است اما اين مسئله در كتاب بسيار ضعيف است. 

وي گفت: بايد به مخاطب گفت اين مطلب كه در فلان مكتب انحرافي آمده براي ميل به سعادت ابدي و اخروي و دنيوي كافي نيست درست است كه مطلب حقي است اما آنچه در اين مكتب آمده كافي نيست. بايد آن را شفاف نشان دهيم كه كتاب در اين باره نيز ضعف‌هايي دارد. 

هاشم‌نژاد تاكيد كرد: بايد نشان دهيم كه همه چيز در اسلام به صورت اتم و اكمل وجود دارد كه اين موارد نيز در كتاب به صورت كامل رعايت نشده است.

حجت‌الاسلام حسين هاشم‌نژاد با بيان اينكه نقد يك اثر تنها ذكر معايب آن نيست، گفت: متأسفانه تفسير بدي در عمل به نقد وجود دارد در حالي كه 50 درصد نقد پرداختن به مباحث مثبت كتاب است.نقد يعني آينده صاف روبروي اثر قرار دادن. 

هاشم نژاد تصريح كرد: چون كتاب يك دستاورد انساني است و هيچ دستاورد انساني هم كامل نيست و قابل نقد است مگر اينكه از ناحيه معصوم (ع) صادر شده باشد.