داخلی     گفتگو     هنر و رسانه
صاعقه‌ها به دست‌هايش انديشيدند
  به یاد مردان شکیبا و دلاوران کوی جنگ علیه باطل، شعری از هادي خورشاهيان به جویندگان راه حق تقدیم می کنیم.
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۶
کد مطلب : 26992
صاعقه‌ها به دست‌هايش انديشيدند

درخت خم شد كه آب بردارد
صاعقه‌ها به دست‌هايي انديشيدند.
عطش همه تارخ زمين را فرا گرفته است
اما كسي آواي «العطش» كودكان تابستان را نمي‌شنود
اينجا؛ نه آينه‌ها
كه لب‌ها و چشم‌ها دروغ مي‌گويند!
مولا!
فرات از تو بود
مشك ديگران پر شد
گناه از ديگران
تو به شهادت رسيدي
دريغ از سلامي حتي لحظه نوشيدن آب!
تاريخ تكرار مي‌شود
صاعقه‌ها هنوز به دست‌هاي درخت مي‌انديشند