داخلی     خبر     اجتماعی
رئيس جمهوری:
صهيونيزم يك فاشيزم جديد است
  محمود احمدى‌نژاد رييس جمهوری در پاسخ به سوالات تعدادى از شهروندان درباره ديدگاهش در باب حقوق بشر و همچنين جنجال تبليغاتى غرب در باره طرح سوال رييس جمهور درباره هولوكاست نظرات خود را مطرح كرد.
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۴ ساعت ۱۹:۱۲
کد مطلب : 2668
به گزارش خبرگزاری آینده روشن، متن اين پرسش و پاسخ به اين شرح است:

-سوال: جناب دكتر احمدى نژاد، سوالى كه شما در باب سابقه تاريخى غرب و يهود و استدلال‌هاى صهيونيستى براى كشتار فلسطينى‌ها (هولوكاست) طرح شد بار ديگر دنيا را لرزاند و در راس اخبار جهان قرار گرفت و صف‌بندى جهانى ميان موافقان و مخالفان را ايجاد كرده است، به نظر خودتان چرا طرح يك سؤال، اينقدر سروصدا كرد؟

_رئيس جمهوری: عصبانيت و واكنش خشن مخالفين، به نظر من پرده‌هاى زيادى را كنار زد. بنده سه نكته را با افكار عمومى جهان، طرح كردم:

۱- بين صهيونيزم و يهوديت، تفكيك بايد كرد. چون يهوديان در سرزمينهاى اسلامى همچون ايران و فلسطين و... هميشه در امنيت و آسايش زيسته‌اند و آزادى مذهب داشته، دارند و خواهند داشت. ولى صهيونيزم، خودش يك ايدئولوژى غربى و يك ايده استعمارى است كه با اهداف سكولاريستى و روشهاى فاشيستى، توسط انگليسيها در منطقه تاسيس شد و در حال حاضر با كمك و هدايت مستقيم آمريكا و بخشى از اروپا، مسلمانان را كشتار مى‌كند. 

۲- بنيان تاريخى كه براى مشروعيت صهيونيزم، ساخته‌اند مسئله قتل عام يهوديان بدست ارتش آلمان است كه در مورد تعداد اين قربانيان، دو ديدگاه رسمى و غيررسمى در خود اروپا وجود دارد، ولى هيچوقت به بحث آزاد علمى گذاشته نشده‌است و تبديل به يك خط قرمز و اسطوره غيرقابل بحث شده است. البته ديدگاه ما آن است كه جان انسان ها از هر قوم و نژاد و دين محترم است و احدى حق ندارد پاكسازى قومى و نژادى و مذهبى به راه اندازد، به هر ترتيب محكوم است.

۳- اما اگر در اين نقل تاريخى، هيچ مبالغه‌اى هم نباشد و واقعا همين تعداد يهودى را هم كشته باشند چرا انتقامش را از مسلمانان مى گيرند؟ چرا خود اروپا كه عامل جنايت بوده، هزينه اش را نپردازد؟ و يك سوال مهم كه بايد دولتها و رسانه‌هاى غرب پاسخ اش را به وضوح بدهند اين است كه آنها آنروز چه جناياتى كردند كه امروز صهيونيست‌ها نمى كنند؟ صهيونيزم، اصلا يك فاشيزم جديد است

_سوال:به نظر شما اين واكنشهاى شديد، غيرعادى نبود؟! 
رئيس جمهوری: البته حمايتهاى وسيعى هم در سطح جهان از طرح اين سوال شده و هنوز هم مى شود ولى من وقتى اين عصبانيت در برابر طرح عادى يك سوال را ديدم، از خود پرسيدم مگر سوزن اين سوال به كدام نقطه عصبى حساس اصابت كرد؟ اتفاقاً يهودستيزى يك سنت قديمى در خود اروپا بوده است و الا در جهان اسلام، همواره يهودى‌ها راحت بوده اند. سوالى به ذهنم خطور كرد كه حالا مطرح مى كنم: آيا فكر نمى‌كنيد كه يك هدف مهم از ايجاد رژيم ساختگى «اشغالگر قدس» و كوچ دادن يهوديان اروپا به آنجا به نوعى ادامه همان يهودستيزى بوده باشد يعنى هدفشان اخراج يهودى‌ها از اروپا و نوعى پاكسازى قومى و مذهبى بوده است. منتهى بهترين راه براى حذف يهودى‌ها از كل اروپا همين ساختن يك اردوگاه يهودى در منطقه اسلامى بوده است تا با يك تير، دو نشان بزنند. يعنى هم يهوديها را از اروپا بيرون بريزند و هم با مظلوم نمایى به نام يهود در قلب جهان اسلام يك زائده اروپایى با ماهيت صهيونيستى و ضداسلامى ايجاد كنند؟ آيا به نظر شما اين سوال مهمى نيست؟ از همه كسانی كه در اين خصوص ادعایى دارند بخواهيد كه به اين سوال جواب بدهند.

_سوال : آقاى رئيس جمهور،اگر ممكن است راجع به ديدگاه شخصى خود درباره حقوق بشر توضيح دهيد و آيا موافق با ديالوگ با اروپا در باب حقوق بشر هستيد؟ 

رييس جمهوری: من در باب حقوق بشر، ديدگاه شخصى و اختراعى ندارم و ديدگاه مكتبى ما هم روشن است. «حقوق بشر» براى ما يك ابزار تبليغاتى نيست، بلكه حقوق بشر باتعريف دينى‌اش براى ما نه فقط اهميت، بلكه قداست هم دارد و حتماً مهم است. وقتى از مهرورزى و عدالتخواهى يا از خدمت رسانى و پاسخگویى حرف مى‌زنيم، همه اينها تعابير ديگرى از مضامين «حقوق بشر» است. و اما مسئله گفتگو در اين باب با ديگران، با آن هم موافقيم و بلكه ما اصلاً مدعى هستيم، آنهم نه فقط گفتگو با چند كشور خاص و با اهداف سياسى و تبليغاتى، بلكه من معتقدم كل جهان بايد با يكديگر در اين باب، كاملا صادقانه و مستدل و از موضع برابر، سخن بگويند.

در باب حقوق بشر و گفتگو در اين خصوص بر دو نكته تأكيد دارم:

يك) مبانى نظرى «حقوق بشر» بايد كاملا شفاف و مستدل باشد و اگر كسانى مى خواهند نوع ليبراليستى آن را جهانى كنند و رابطه حقوق بشر را با دين، قطع كنند، بايد دليل كافى بياورند و پشت ميز فلسفى، در يك بحث منطقى و برابر و علنى و كاملاً علمى، آن را اثبات كنند. با تهديد و فشار بحث علمى نمى شود. من پيشنهاد آغاز يك سلسله نشستهاى علمى در سطح عالى ميان متفكران اسلامى با متفكران اروپایى را در باب «مبانى حقوق بشر» مى‌دهم و شرايط آن را هم دولت ايران فراهم خواهد كرد، به شرط آنكه اين مناظره علمى، در سطح رسانه هاى غرب هم سانسور نشود و نتيجه اين بحثها براى اظهار نظر همه انديشمندان در سطح بين المللى عرضه شود. 
دوم) با «حقوق بشر»، در عمل هم بايد برخورد صادقانه صورت گيرد و نبايد برخورد ابزارى و در جهت سلطه و رويكرد استعمارى باشد.

 روشى هم براى اين مورد دوم پيشنهاد مى كنم كه همه موارد نقض حقوق بشر را فهرست كنيم و همه كشورها را مورد داورى قرار دهيم. يعنى ما نماينده مى فرستيم تا از وضع آزادى بيان و قلم، وضع زندانها، وضع زنان و كودكان در كشورهاى اروپایى گزارش تهيه كنند، آنها هم عيناً همين كار را در ايران صورت دهند و جمع بندى كنيم و به داورى افكار عمومى جهان بگذاريم و نتيجه را هم نه سانسور كنيم و نه يك جانبه‌گرايانه منتشر كنيم. پس با دو قيد «علمى بودن» و «منصفانه و برابر بودن»، با هر گفتگویى با هر كشورى و در هر سطحى در باب «حقوق بشر» موافقم.