دلايل جهانشمولي اسلام
اسلام، دين جهاني و همگاني است و به يك قوم، نژاد، زبان، كشور و منطقه اختصاص ندارد. اسلام يك آيين بزرگ انساني است كه براي هدايت و سعادت و نجات تمام انسانها آمده است. همگاني و جهانشمول بودن اسلام، حقيقتی قطعي و بديهي است كه مسلمانان هيچ ترديد، ابهام و اختلافي درباره آن ندارند. بدین ترتیب، همه مذاهب اسلامي و اندیشهورزان جهان اسلام به آن اعتقاد دارند و آن را از ضروريات دين اسلام و محكمات قرآني ميشمارند.
اکنون برهانها و دلايل نظري جهاني بودن اسلام و قطعيت جهانيسازي اسلام را كه امام عصر(عج) تحقق خواهد بخشید، به فراخور اين نوشتار اشاره میکنیم و با تبيين ماهيت جهانیشدن اسلام، رابطه آن را با روند جهانيسازي كنوني بررسي خواهيم کرد.
جهاني بودن دين اسلام را از سه طريق میتوان به اثبات رساند: مطالعه آموزهها و متن پيامهاي آسماني اين دين؛ تصريحاتي كه در اسلام به جهاني بودن اين دين و جهاني بودن نبوت و خاتميت رسالت پيامبر اعظم (ص) بیان شده است؛ توجه به مباني عقلاني و علمي و همآهنگی آن با فطرت نوع بشر.
احكام و قوانين اسلامي قادر است به پرسشهاي جهان معاصر در چارهجویي گرفتاريها و ارائه راه خوشبختي انسانها و آينده جهان پاسخ دهد. در اين روزها، بسياري از ملتها در آستانه تحولاتي قرار گرفتهاند كه قهراً نتايج مثبتي را در پي نخواهد داشت. جنبش مسلمانان در سالهای اخير و خيزشهاي اسلامي كه با هر تحول و انقلاب ديگر تفاوت دارد، با انگيزه احيای مجدد اسلام و دلبستگي و عشق به قرآن موجب شده تا امت اسلامي در پي هويت اصيل خود، در جهان پرآشوب امروز، در برابر انواع مكاتب به مبارزه برخيزد.
جوامع ديني بهویژه اسلام، روند جهانیشدن خود را آرام آرام به پيش ميبرند. اسلام، زمينههاي لازم و كافي را براي جهانیشدن و جهانشمولي دارد كه به برخي از اين زمينهها و قابليتها اشاره ميشود:
1. برتري فكري و غناي فرهنگي و سابقه تمدن درخشان اسلامي با توجه به ساختارها و نهادهاي قدرتمند و اهداف متعالي و استراتژيك، ميتواند در فرآیند رشد علمي و تمدن جهاني بشر، نقش ارزندهاي ايفا كند.
2. نوع تعاليم و دعوتها و آرمانهای اين دين، جهاني و معقول و فطري است.
3. تمامي مظاهر جهل و خرافه و ساختارهاي قومي و قبيلهاي و نژادي و مادي را كه عامل تبعيض و تفرّق و ركود و مانع وحدت و یکپارچگی ملتها و انسانهاست، نفي ميكند.
4. كاركردهاي اين دين، جهاني بوده و در سرنوشت كل بشر تأثير داشته است و در فرآیند علم، اخلاق، فرهنگ و سياست، تعديل کرده و نگرش معقول به ارمغان آورده است.
5. روند رو به رشد پيروان اين دين در سطح جهان نشانه مقبوليت بشري اين دين است.
6. گذر از فردگرايي به نهادهاي اجتماعي و امت واحده جهاني.
7. دعوت به كلمه مشترك تمامي اديان آسماني (دعوت به توحيد).
8. دعوت به علم و عقلانيت.
9. كنترل دروني عوامل انحراف و فساد و طغيان و استبداد بشر عليه بشر.
10. تأمين نيازهاي روحي و رواني و نجات بشر از حيرت و سرگشتگي و يأس، اين عوامل از زمينهها و قابليتهاي جهاني دين اسلام حكايت ميكند.
جهاني بودن اسلام را از برخي آيات قرآن كريم میتوان دریافت كه به صراحت بر اين مطلب تأكيد دارند. اکنون آنها را چنین برمیشماریم:
1. رسالت جهاني پيامبر اعظم (ص): (قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً)؛
2. قرآن براي همه انسانها نازل شده است: (وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ)؛
3. جذابیت قرآن برای تمام انسانها: (وَ مَن يَرغَبُ عَن مِلّةَ اِبراهيمَ اِلاّ مَنْ سَفِه نَفْسَهُ)؛ از دين فطري ابراهيمي روي ميگردانند. از اين آيه به دست ميآيد كه تعاليم آسماني دين اسلام كه دين توحيد و فطرت و عدالت و نجاتبخش و كامل است، هميشه براي انسانهاي آزاده و سليمالعقل جاذبه دارد.
4. دارا بودن قوانيني همآهنگ و منطبق با فطرت آدمي: (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لاَ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ).
5. توجه و دعوت به علم: (هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ).
6. نگاه جامع و كامل به همه جنبههاي جهان هستي و نيازهاي بشري: (مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْء). خداوند، قرآن را (تِبْيَاناً لِكُلِّ شَيْء) توصيف ميكند.
7. توجه به بُعد معنوي حيات بشري و ترسيم خطوط حيات معقول (بر پايه عقلانيت و اعتدال).
8. تأكيد بر برابري همه انسانها و نفي تبعيض و برتريهاي نژادي، مادي، قومي و زباني.
9. نفي سلطهپذيري و عبوديت غير خدا: (وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللّهِ) یا (وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً).
10. دعوت به عدالت و قسط: (كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلّهِ).
11. نفي ظلم و فساد در هر شكل و با هر انگيزهاي: (وَ لاَتُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا).
با توجه به اين ويژگيهاي بارز و جهاني دين اسلام درمييابيم كه دامنه شعارها و برنامهها و اهداف دين متعالي اسلام، جهاني است و منحصر در قوم و قبيله و مكان و زمان خاصي نيست.
قرآن كريم در آيات ديگري بر جامعيت و كامل بودن و اينكه تنها دين مقبول اسلام است، تأكيد و تصريح کرده است كه به برخي از اين آيات اشاره ميکنیم:
1. (إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الْإِسْلاَمُ)؛ «تنها دين پذيرفته شده نزد خدا اسلام است.»
2. (وَ مَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ)؛ «و هر که جز اسلام دین [دیگر] جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود و وی در آخرت از زيانكاران است.»
در تفسير آيات فوق، حديثي به این مضمون از امام صادق(ع) نقل شده است:
فوالله يا مفضّل ليرفع عن الملل و الأديان الإختلاف، و يكون الدّينُ كلمةً واحداً كما قال الله عزّوجلّ إنّ الدّينَ عِندَ اللهِ الإسلام؛
اي مفضل! به خداوند سوگند، كه همه اختلافها از ميان اديان برداشته ميشود و همه به صورت يك دين واحد درميآيند، همان گونه که خداي عزوجل فرموده است: «تنها دين حق، نزد خدا اسلام است.
آيه 33 سوره توبه به صراحت تمام، دين اسلام را دين حق و هدايت ميداند كه سرانجام بر همه اديان غلبه خواهد كرد. اين آيه علاوه بر دلالت بر حقانيت دين اسلام، از جهاني بودن دين اسلام و حتمي بودن اراده خدا نسبت به جهانیشدن اين دين خبر ميدهد.
خداوند به پيامبر اعظم (ص) خطاب ميكند كه جهاني بودن دعوت و رسالت خود را به مردم ابلاغ كند:
(قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً)؛
[اي پيامبر] بگو: «اي مردم! من پیامبر خدا به سوي همه شما هستم».
همه مفسران قرآن كريم نيز اتفاق نظر دارند كه لفظ «جميعاً» در اين آيه شريفه براي تأكيد بر عموميت رسالت و شمول و همگاني بودن رسالت پيامبر اسلام آمده است.
آيات ديگري نيز بر جهاني بودن دين اسلام تأكيد دارند، از جمله آيه 90 سوره انعام كه خداوند در آن ميفرمايد:
(قُل لاَأَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَي لِلْعَالَمِينَ)؛
بگو: «من از شما هیچ مزدی بر این [رسالت] نمیطلبم...».
آيه 107 سوره انبيا نيز اين مطلب را به صراحت بيان ميكند كه:
(وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ)؛
و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.
خداوند در آيه اول سوره فرقان ميفرمايد:
(تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَي عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً)؛
بزرگ [و خجسته] است كسى كه بر بندة خود، فرقان [كتاب جداسازندة حق از باطل] را نازل فرمود، تا براى جهانيان هشداردهندهاى باشد.
اين آيه نيز هدف نهايي فرقان (قرآن) را انذار جهانيان و آگاهي و بيداري همه مردم جهان در همه زمانها و مكانها ميداند. شيخ طبرسي ذيل اين آيه شريفه آورده است كه «للعالمین» به معناي «جميع المكلفين من الإنس و الجنّ» است.
آيه ديگر، آيه 28 سوره سبأ است كه خداوند ميفرمايد:
(وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيراً وَنَذِيراً وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ)؛
و ما تو را جز] به سِمَتِ [بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم، نفرستاديم؛ ليكن بيشتر مردم نمىدانند.
صاحب تفسير البرهان في تفسير القرآن ذيل اين آيه شريفه، حديثي را نقل ميكند كه دلالت دارد اين آيه علاوه بر اثبات جهاني بودن رسالت پيامبر اكرم (ص)، بر جهاني بودن امامت نيز دلالت ميكند. بر اساس اين حدیث، عبدالله بن بكر از امام صادق(ع) سؤال ميكند:
جعلت فداک فهل یری الإمام مابین المشرق و المغرب؟؛
اي امام! جانم به فدايت، آيا امام بين مشرق و مغرب را ميبيند؟
امام صادق(ع) ضمن تأكيد بر جهاني بودن امامت اهلبيت عصمت (علیهم السلام) و اينكه هر امامي، گواه بر خلق است و همه مردم را ميبيند و بر همه جهانيان حجّت و امام است، ميفرمايد: «و الله يقول: وَ مَا أرسَلنَاكَ إلاّ كَافّةً لِلنّاسِ»؛ يعني براي «من علي الأرض و الحجّة من بعد النّبيّ (ص) و هو يقوم مقام النّبي و هو الدليل علي ما تشاجرت فيه الاُمّة و الآخذ بحقوق النّاس».
علاوه بر اين آيه و آيات متعدد ديگري كه بر جهاني بودن دين اسلام و وعده الهي بر تحقق اين امر دلالت دارند، در احاديث فراواني نيز بر اين مطلب تأكيد و تصريح شده است. برای نمونه، به برخي از اين احاديث استناد ميجوييم:
1. عبدالله بن عباس نقل ميكند كه پيامبر اعظم (ص) فرمود:
أشهد أن لا إله إلاّ الله وحده لا شریک له و أنّی محمّدٌ عبده و رسوله، أرسلنی برسالته إلی جمیع خلقه، لِیُهلِکَ مَن هَلَکَ عَن بَیّنَةٍ وَ یُحیی مَن حَیَّ عَن بَیّنةٍ، و اصطفانی علی جمیع العالمین من الأوّلین و الآخرین؛
گواهی میدهم که نیست خدایی جز خدای یکتا، یگانه است و همتایی ندارد و من محمد، بنده و پیامآور اویم. مرا به رسالت خود به سوی تمام آفریدگانش فرستاد تا کسی که باید هلاک شود با دلیل روشن هلاک گردد، و کسی که باید زنده شود با دلیلی واضح زنده بماند و مرا برای تمام جهانیان از اول تا آخر برگزید.
2. امام رضا(ع) در توصيف معجزه بودن قرآن و جاويدان بودن آن فرمود:
إنّ الله تبارك و تعالي لم يجعله لزمان دون زمان ولا لناس دون ناس فهو في كلّ زمان جديد و عند كلّ قوم غَضّ، إلي يوم القيامة؛
خداوند تبارک و تعالی آن [قرآن] را برای زمانی خاص یا برای مردمی معین نفرستاد، بلکه قرآن در تمام زمانها جدید و نزد تمام اقوام تازه و نو است تا روز قیامت.
و باز فرمود:
لم يُجعل لزمان دون زمان بل جُعل دليل البرهان و الحجّة علي كلّ إنسان؛
[قرآن] برای زمانی محدود نیامده بلکه برهان و حجتی است برای تمام انسانها.
معناي حديث اين است كه خداوند، قرآن را براي يك زمان خاص و براي مردمي خاص، حجت و برهان قرار نداده، بلكه حجت بر همه جهانیان و همه انسانهاست.
3. جهانیشدن اسلام با قيام جهاني امام مهدي(عج) روي خواهد داد. اين وعده بزرگ الهي، قطعي و تخلفناپذير است. شيخ طبرسي ذيل آيه شريفه (وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ) آورده است كه پيامبر در تفسير اين آيه شريفه فرموده است:
لا یبقی علی الأرض بیت مَدَر و لا وَبَر إلاّ أدخله الله تعالی کلمة الإسلام؛
هيچ خانة آباد و هيچ چادري در روي زمين نخواهد بود، مگر اينكه خداوند به وسيله مهدي، اسلام را در آن وارد میکند.
گسترش اسلام در سراسر جهان، يك حقيقت قطعی است كه در عصر ظهور حضرت مهدي(عج) محقق خواهد شد و به رشد فكري و معنوي همه مردم و بسط صلح و عدالت و نابودي استعمارگران و نظامهاي ضد ديني و استثمارگران و فسادگستران ميانجامد. همانگونه كه در لسان روايات و ادعيه وارد شده، به دست مبارك حضرت مهدي(عج)، بساط جبابره و كفار و منافقين و ملحدين در تمام جهان برچيده خواهد شد و به جاي ظلم و فساد، عطر معنويت و پاكي و صفاي عدالت و صلح و آرامش خواهد نشست. در دعاي «عهد» ميخوانيم و از خدا ميخواهيم كه:
و اقصم به جبابرة الکفر و اقتل به الکفّار و المنافقین و جمیع الملحدین حیث کانوا من مشارق الأرض و مغاربها، برِّها و بحرها و املأ به الأرض عدلاً؛
و پشت جباران و ستمگران کفر را به وجود او در همشکنی و کفار و منافقان و همه ملحدان را در شرق و غرب عالم و خشکی و غیرخشکی هلاک ساز و به وجودش زمین را پر از عدل و داد فرما.
در عصر انقلاب جهاني مهدوي، امام از وسایل بسيار پيشرفته ارتباطات و تكنولوژي انتقال اطلاعات بهره ميگيرد و به نحوي كه در احاديث مربوط به عصر ظهور به اين نكته اشاره شده، «هنگامي كه قائم ما قيام كند، خداوند آنچنان چشمها و گوشهاي شيعيان ما را تقويت كند كه ميان آنها و امام نامهرساني نخواهد بود. امام با آنها سخن ميگويد و بدون واسطه، در هر جاي دنيا كه باشند، پيام او را ميشنوند و به او نگاه ميكنند و او را ميبينند». باز در حديث ديگري كه از امام صادق(ع) نقل شده، آمده است كه «مؤمن در زمان قائم در حالي كه در مشرق است، برادر خود را در مغرب ميبيند. همچنین كسي كه در مغرب است، ميتواند برادرش را در شرق عالم ببيند».
با توجه به وضعيت و چشماندازي كه روايات معصومين از حكومت جهاني امام مهدي(عج) ترسيم كردهاند، ميتوان دريافت كه جهانیشدن اسلام و وعده استخلاف زمين به دست صالحان و وراثت زمين به دست مؤمنان صالح و گسترش عدل و اقامه قسط و تحقق واقعي و همهجانبه اسلام اصيل و ناب محمدي (ص)، در زمان حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) محقق خواهد شد.
بين جهانیشدن و جهانگیر شدن اسلام و انقلاب جهاني مهدي(عج) ارتباطي كاملاً وثيق برقرار است و تمام شرايط و ابزار جهانيسازي دين در آن دوره خاص مهيا خواهد شد. به اين نكته مهم در متون ديني و احاديث به صراحت اشاره شده است که اکنون برمیشماریم:
1. امام باقر(عج) در تفسير آيه شريفه (لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ) ميفرمايد:
إنّ ذلک یکون عند خروج المهدی(عج) من آل محمد (ص) فلا یبقی أحدٌ إلاّ أقرّ بمحمّد؛
تأویل این آیه هنگام خروج مهدی آلمحمد است به گونهای که هیچ کس نمیماند مگر آنکه به دین محمد اقرار خواهد کرد.
همانا دين محمّد همه گيتي را فراخواهد گرفت و هر كجا ظلم و ظلمت و باطلي باشد، از بين خواهد رفت تا آنجا كه هيچ مشركي روي زمين نخواهد ماند.
2. همچنین در مورد آيه شريفه (هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ...)، از ابنعباس نقل شده است كه «اين آيه تحقّق نخواهد يافت تا زماني كه همه يهوديان و مسيحيان و طرفداران همه كيشها به اسلام گرايش يابند. در آن زمان، امنيت و صلح چنان برقرار خواهد بود كه گوسفند و گرگ و گاو و شير و آدميان و مارها از گزند یکدیگر در امان باشند».
3. باز در قرآن كريم در آيه 8 سوره صف ميفرمايد:
(يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ)؛
مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا ـ گر چه كافران را ناخوش اُفتد ـ نور خود را كامل خواهد گردانيد.
علي بن ابراهيم در تفسير خود نوشته است:
مراد از نور خدا كه كفار ميخواهند آن را خاموش كنند، قائم آل محمد(عج) است كه هرگاه قيام كند، دين خدا را بر همه اديان پيروز گرداند، آنگونه كه جز خدا پرستيده نشود و چنان شود كه زمين را از قسط و عدالت آکنده خواهد كرد آنگونه كه از جور و ستم پر شده باشد.
درباره آينده بشر از منظر اديان الهي بايد گفت انسان بالفطره در راه تكامل فكري و اخلاقي و معنوي پيش ميرود. نه شرف و كمال لازمه جداییناپذیر طبيعت بشر است و نه جبر تمدن مستلزم فاجعه خودكشي دستهجمعي بشر خواهد بود، بلكه آيندهاي روشن و سعادتبخش و انساني كه در آن، شر و فساد از بيخ و بن بركنده خواهد شد، در انتظار بشر است. اين نظريه، الهامي است كه دين نويد ميدهد.