زلزله، سونامی و ... و سقوط هواپیما، همگی واژه هایی دلهره آور و پیام آور مرگ اند. کلمه هایی که به طور ذاتی مرگ و غم را به همراه دارند و واژه هایی که در عین حالی که از مرگ می گویند، هشدار هم می دهند، اما هشدارهایی که شاید ما نمی شنویم و یا اگر هم بشنویم در هیاهوی غم عزیزان، در فضایی احساسی به فراموشی سپرده می شوند.
در یکی دو دهه اخیر تاکنون هواپیماهای بسیاری در سراسر این جهان فانی سقوط کرده اند و در کشور ما نیز چنین بوده است و انسان های بی شماری به این بهانه! به سرای باقی و جاودان که از رفتن به آن گریزی نیست شتافته اند.
مرگ و گریز! ... هرگز!
از مرگ گریزی نیست و از حادثه نیز همچنین.
در این سال ها همکاران (خبرنگاران) بارها دست به قلم برده و از زوایای مختلف به موضوع نگریسته، نوشته، بیان کرده و بعد آن مطلب ها هم به بایگانی خبرها رفته اند.
اما این بار چه؟!
این بار چه می توان نوشت و چه می توان گفت؟
که هر چه بنویسی در کنار واژه هایی که بر روی کاغذ و یا بر روی دنیای مجازی اینترنت حک می کنی نام دوستان و همکارانی را می بینی که با آنها خاطره ها داری!
خاطره هایی از تهیه خبر، خاطره هایی از تحصیل و دوستی!
«علیرضا افشار، خبرنگار شبکه خبر».
عبارتی که بارها، انسان های بی شماری از شبکه خبر شنیده اند، اما این عبارت برای تو که چند بار در تهیه خبر از طرف رسانه خود با او بوده ای و در میان خبرنگارانی که او هم جزو آنها بود به تهیه و تنظیم خبر پرداخته ای و شور و نشاط او در تهیه خبر و ارسال سریع آن به تو نیرو داده است، معنایی دیگر می دهد.
اسم ابراهیم بقایی و سید مهدی میرافضلی به صرف هم دانشکده ای بودن ـ در دانشکده خبر تهران ـ داغ تو را تازه می کند.
و وقتی می شنوی که مهدی ... «مهدی عباسی اناری» همکلاسی و هم دوره ایت در دانشکده نیز ... در میان کشته شدگان است ... . دیگر می مانی که چه بگویی؟! ... از خاطره هایت بگویی و یا از غم جدایی!
و از همه این نام ها هم که بگذری واژه خبرنگار (روزنامه نگار) حساسیت تو را به موضوع چند برابر می کند و این بار نمی توانی خبر را این گونه بخوانی که " هواپیمای سی 130 سقوط کرد". در این خبر دیگر" ارزش های خبری" برای تو معنا ندارند که مهم ترین "ارزش خبری" در این خبر برای تو همکارانی هست که دیگر نیستند.
این خبر برای تو فقط به خاطر وقوع یک حادثه مهم نیست، این بار تو نه درگیر خبر که در درون خبر گم شده ای و نمی دانی که چه بگویی؟!
"مجاورت ارزش خبری" این بار معنای دیگری برایت دارد. این بار این مجاورت در ارزش خبری فقط به خاطر هم نوع بودن نیست.
این خبر؛ فقط به تو از سقوط یک هواپیما و کشته شدن عده ای انسان خبر نمی دهد. این خبر به تو می گوید: عده ای از همکاران تو شهید شده اند و تو هنوز در این دنیای فانی هستی. این خبر به تو می گوید: چند تن از هم دانشکده ای هایت هم رفتند و دیگر آنها را نمی بینی و تو هنوز هستی. و این خبر به تو می گوید: دیگر مهدی ... "مهدی عباسی اناری" را نخواهی دید که بعد از دیدنش؛ واژه «سلام» را از او بشنوی و دست او را بفشاری، تا او لبخندش را نثارت کند. او با لبخندش رفت و تو هنوز هستی.
آری تو هنوز هستی و عرصه خبر نیز هم. تو هنوز هستی و رسانه ها نیز هم. تو هنوز هستی و مردم هم منتظر شنیدن اخبار. و تو هستی و یک کوله بار از احساس مسوولیت. تو هستی و راه شهیدان در پیش. راه شهیدان قلم و عرصه رسانه. شهیدانی که نه سید مرتضی آوینی و محمود صارمی اولینشان بودند و نه به طور حتم مهدی عباسی اناری و ... آخرینشان.
عرصه خبر و اطلاع رسانی در طول دوران دفاع مقدس هم نیز با خون شهیدان خبرنگار، فیلم بردار و عکاس بسیاری آبیاری شد. ... تا به اینجا رسید. ... و امروز صبح با پیکر دوستان خود از مقابل میدان سپاه تهران وداع کردی، (دوستان هم دانشکده ای و ... ؛ دانشکده ای که در خیابان شهید بهشتی قرار دارد) که نام شهیدی دیگر به همراه 72 همرزم دیگرش را به یاد تو می آورد و به یادت می آورد که این انقلاب با خون بسیاری از کسان در کسوت های گوناگون و در موقعیت های مختلف آبیاری شد و امروز این تو هستی که در میدان سپاه تهران در میان انبوه خبرنگاران و عکاسان، استادان و دانشجویان دانش خبر و اطلاع رسانی، ذره ای هستی در دریای عرصه خبر؛ و عرصه خبر بخشی است از این جامعه.
از نسل هر چندم انقلاب (اول، دوم، سوم و یا نسل های بعدی) که باشی. تو می مانی و پاسخ این پرسش ... !؟
تو برای انقلاب اسلامی و این سرزمین کهن پارسی چه کرده ای و چه خواهی کرد؟!
و آیا فردا «راه» اینان که بر روی دوش ها می روند تا به آرامگاه خود برسند، همچون «نامشان» می خواهی به فراموشی بسپاری؟! و یا آنکه ... و یا آنکه معتقدی که در میدان دوی امدادی هستی و اینان که بر دوش ها می روند، مأموریتشان به اتمام رسیده است و مسیر را به تو سپرده اند و تو نیز می بایست برای این آب و خاک و این انقلاب بدوی تا به نقطه ای که پایان راه تو هست برسی و ادامه مسیر را به نفر بعدی بسپاری.
اما این راه که من می پیمایم به کجا می رود؟! فقط می توانم با پروردگار خود زمزمه کنان بگویم: اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و لاالضالین: خدایا ما را به راه راست هدایت فرما، راه آنان که به آنها اِنعام فرمودی، نه راه کسانی که بر آنها خشم فرمودی و نه گمراهان عالم.
پروردگارا چنان که پایان کار که تو خشنود باشی و ما رستگار!
کد مطلب: 2028
 |
 |
چهارشنبه 15 آذر 1385 ساعت 20:47
|
| در يكمين سالگرد درگذشت دوستان خبرنگار يادشان را گرامي مي داريم. |
يكشنبه 14 آبان 1385 ساعت 01:39
|
اتفاقي اين يادداشت را در اينترنت يافتم.
خواستم از شما بپرسم بالاخره نتيجه چه شد آيا باز هم خلبان مقصر بود؟! |
يكشنبه 28 خرداد 1385 ساعت 23:05
|
رئيس مجلس شوراي اسلامي در خصوص عدم قرائت گزارش سانحه سقوط هواپيماي «C-130» حامل جمعي از اصحاب رسانه در صحن علني مجلس، گفت: هدف ما اين بود که با بررسي مسئله، علل حادثه و مقصر اين سانحه مشخص شود و ترجيح داديم قوه قضاييه هم گزارش سقوط «C-130» را بررسي کند که اميدواريم دستگاه قضايي نيز به زودي نتيجه کار را اعلام نمايد.
حدادعادل در پاسخ به سؤال خبرنگاري درخصوص عدم قرائت گزارش سانحه سقوط هواپيماي نظامي «C-130» حامل جمعي از اصحاب رسانه در صحن علني مجلس اظهار داشت: ترجيح داديم گزارش را براي رسيدگي به قوه قضاييه ارائه دهيم.
وي افزود: هدف ما اين بود که با بررسي مسئله علل حادثه و مقصر و نقض احتمالي عامل بوجود آمدن اين سانحه مشخص شود که اميد است دستگاه قضايي به زودي نتيجه کار را اعلام نمايد. |
دوشنبه 11 ارديبهشت 1385 ساعت 23:11
|
همسر يكي از شهداي خبرنگار حادثه سقوط هواپيماي C-130 در نامهاي به رئيسجمهور، ضمن گلايه از رسيدگي نكردن به شكلگيري اين حادثه، از ارائه وثيقه دو ميليارد توماني وزارت راه براي آزادي متهمان برج مراقبت خبر داد.
در نامه زيبا اسماعيلي، همسر شهيد ابراهيم بقايي، صدابردار واحد مركز خبر، آمده است:
به نام خدايي كه در اين نزديكي است
جناب آقاي دكتر احمدي نژاد
رييس جمهور محترم جمهوري اسلامي ايران
با سلام و ادب
«ما ز مسوولان چشم ياري داشتيم»
احتراماَ به استحضار عالي ميرساند، پس از 140 روز از حادثه شوم و تأسفبار سقوط هواپيماي داراي نقص C-130 ارتش، كه جمعي از اصحاب رسانه و برادران ارتش را در خود داشت و با خود به آن سوي آسمانها برد، ميگذرد، اما آنچه بارها و بارها خواستهايم، ارائه توضيح از سوي مسئولان در اين ماجرا بوده است، ولي تاكنون پاسخ نشنيدهايم.
آقاي احمدينژاد
بنابر اصول مكرر قانون اساسي، اين حق شهروندي و قانوني ماست كه بدانيم چرا و به چه علت هواپيماي داراي نقص C-130 سقوط كرد و چرا پرونده تحت فشارهاي مختلف، تاكنون به نتيجه نرسيده است.
نكند از سال نيز عبور كند و آن وقت ديگر هيچ!
وعدهاي كه حضرتعالي در همات نخستين روزهاي شهادت عزيران ما، مبني بر پيگيري همهجانبه و سريع مسئله داديد، كجاست؟
آيا خطاي خلبان، خطاي برج مراقبت فرودگاه و آلودگي هواي آن روز تهران، ميتواند دليل محكم و مستدلي براي نتيجه اين كار باشد كه پرونده به دادگاه ارجاع شده است؟
سخن آن است كه براي آيندگان، چه تدابيري انديشيدهايد؟
ارائه وثيقه دو ميليارد توماني وزارت راهوترابري براي آزادي متهمان برج مراقبت، چه توجيهي ميتواند داشته باشد؟
جناب آقاي احمدينژاد
مشي اصولگرايانه و مهرورزانه حضرتعالي، اقتضا ميكند، بيش از اين، در اين باره سكوت نفرماييد و پاسخ صريح به خانوادههاي داغ ديده، رنجور و ملت هماره بيدار ايران بدهيد، چراكه چندين بار نيز پيشتر، خدمت حضرتعالي و ديگر مقامات عرض كردهايم، مبادا آيندگان، كه تاريخ امروز ما را ميخوانند، به سادگي ما پوزخند بزنند.
جناب رئيسجمهور
خدا ميداند صدا، تصوير، عكسها، خبرها و خاطرات شهداي ما، نه تنها در ميان دوستان و همكارانشان براي هميشه در قلبشان، نقش بسته است، كه در تاريخ نيز جاودانه شدند و از آنان نيز بسان همتها، باكريها و ... ياد ميشود و اين افتخار بزرگ براي ما، كه زاده مكتب حسين(ع) و عاشق اهل بيت(ع) هستيم و رنج، مشقات، سختيها و دلتنگيهاي نبود پدران، همسران، برادران و خويشان خود را به اميد پاداشي پربهاتر به صبوري نشستهايم، اما نكند، زخمهاي دل ما را بيتوجهي و بياعتنايي مسئولان در اين زمينه سنگينتر سازد.
جناب آقاي احمدينژاد
چه خوب بود تدبيرها، دستورها و بخشنامههايي كه از سوي سازمانهاي گوناگون، به ويژه سازمان صداوسيما جمهوري اسلامي ايران، پس از سقوط سي 130 صادر شد، پيش از اين، به فكر آقايان ميرسيد تا حادثهاي تلخ، شوم و دردناك، عزيرانمان را از ما نميگرفت، هرچند از لحاظ معنوي اين موضوع، هيچ يك از ما ذرهاي ترديد نداشته و بلكه بيش از ديگران آن را با گوشت، پوست و تمام وجود خويش، لمس و درك ميكنيم و ما به اجري كه خداوند براي اين صبوري عطا ميكند، ايمان، باور و اعتقاد داريم.
جناب رئيس جمهور
نكند آن روزي فرا برسد كه هيچ كس خود را پاسخگو براي اين ماجرا نداند، بياعتنا از كنار آن عبور كند و دادي از فريادگر نستاند.
هرجند اكنون مشكلاتمان پيچيده و سخت شده است، ما بدان اميد بستهايم و از جنابعالي، پاسخي روشن و صريح ميخواهيم.
خداوند، ما را به آزموني سخت، آزموده، بدين سبب با ايمان به او و اتكاي به اهل بيت(ع)، رنج و تعب و فراق را به جان ميخريم و دست نياز فقط و فقط به سوي او ميگشاييم و هر لحظه براي درجات و مكانت شهيدانمان دعا ميكنيم.
نام و يادشان بلند مرتبهتر باد!
با سپاس و احترام |
پنجشنبه 20 بهمن 1384 ساعت 09:23
|
در تاسوعا و عاشوراي حسيني ياد دوستان خبرنگار را گرامي مي داريم.
اميدواريم كه ديگر شاهد اين گونه سانحه ها نباشيم.
يكي از دوستان خبرنگاران شهيد |
|
|
|
 |
|