در چهارم شعبان سال 26 هجری به دنیا آمد. نامش را عباس گذاشتند و چون او را نزد پدر بزرگوارش علی بن ابیطالب (ع) آوردند، تا سنن نبوی را که در هنگام ولادت در مورد طفل اجرا میشود، عمل نماید، علی (ع) در وی نگریست. در وی نگریست و به علم امامت مصائب سهمگینی را دید که بر او وارد خواهد شد.
مادرش از شجاعترین خاندان عرب بود. علی (ع) او را از چنین قومی برگزیده بود؛ ام البنین را از چنین قبیلهای برگزیده بود؛ از قبیله بنی عامر، تا شجاعت هاشمی و علوی او با شجاعت عامری جمع شود کسی چون عباس شود؛ دلیر و مهربان.
در مقاتل الطالبین آمده است: «عباس زیبا و نیکمنظر بود؛ چون بر اسب درشت هیکل سوار میشد، پاهایش بر زمین میکشید و بدو میگفتند: قمر بنی هاشم.» (1)
لقب مشهور آن بزرگوار، بین شیعه و اهل سنت، «باب الحوائج» است و این نیست مگر به سبب کرامات فراوان حضرتش و گشودن گره از کار دردمندان و سامانبخشی به جمع پریشاندلان. (2)
او ساقی صحنه کربلا و حماسه عظیم عاشورا بود و در میان عرب آن روز سقایت عملی گرانقدر بود که کسی به آن نمیپرداخت مگر اینکه از شرف و سیادت و بزرگی برخوردار بوده باشد. در مورد آن حضرت میتوان گفت: گوی سبقت را از همه ساقیان ربوده است. در آن هنگام که همت بلند ساخت تا به یاری سید الشهدا بشتابد، چنان صلابت و شهامتی در میان انبوه دشمن از خود نشان داد که اگر کوهها در برابرش صف میکشیدند، آنها را غبار میساخت، تا چه رسد به آن پست عنصران رذل. این گرانمایگی آنگاه در وجودش به اوج رسید که قدم در شریعه نهاد و علیرغم تشنگی شدید خود، تقدم بر امام و طفلان منتظر نورزید و جرعهای از آب ننوشید. (3)
امام زین العابدین درباره آن حضرت گفته است: «برای عباس نزد خداوند تبارک و تعالی مقام شامخی است که همه شهیدان در روز قیامت به حال او غبطه میخورند»؛ «وان للعباس عندالله تبارک و تعالی لمنزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة.» (4)
امام صادق (ع) نیز فرموده است: «عموی ما عباس بن علی بصیرتی نافذ و ایمانی استوار داشت»؛ «کان عمنا العباس بن علی نافذ البصیرة صاحب الایمان.» (5)
و در نهایت روایتی نقل میکنیم از حضرت بقیة الله (عج) که درباره عموی بزرگوارش فرموده است: «سلام بر عباس فرزند امیر مؤمنان که جانش را در راه یاری و غمخواری برادرش تقدیم نمود، دنیایش را برای تحصیل آخرت صرف کرد و جانش را برای حفاظت برادرش فدا نمود.»؛ «السلام علی العباس بن امیر المؤمنین المواسی اخاه بنفسه الآخذ لغده من امسه الفادی له الواقی.» (6)
پی نوشت:
1. مقاتل الطالبین، ص 22.
2. سید عبد الرزاق موسوی، سردار کربلا، ص 171.
3. پیشین، ص 183.
4. خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 68.
5. اعیان الشیعة، ج 7، ص 430.
6. بحار الانوار، ج 101، ص 270 (با ترجمه سید عبدالرزاق موسوی).