1. کبالا (قبالا، قباله) چیست؟ چهگونه پدید آمده است و چه ارتباطی با شریعت یهود دارد؟
قبالا نوعی جهان بینی تمثیلی و استفاده از وردها برای دستیابی به نیروهای مرموز است که از هزاران سال پیش در تمدنهای کهن مصر و بابل رایج بوده و بعدها گروهی از خاخامهای یهودی آنها را به صورت راز در میان خود نگهداشتند و با تعالیم یهودی آمیختند. از آنجا که قبالا آمیخته با دوگانه پرستی و سحرو جادو بود امکان ابراز آن وجود نداشت، و به تدریج در نیمههای قرن دوازدهم به صورت تفسیرهایی بر کتاب مقدس اندیشههای قبالایی ارائه شد. به طور کلی قبالا به دو شاخة مرکابا و برشیت تقسیم میشود. شاخة نخست از مرکب خداوند و راهایی عروج سخن میگوید و دومی اسرار آفرینش را میجوید.
کابالا در هر دو شاخه مشروط به شریعت یهود نیست، بلکه در مواردی مراسم و آیینهایی دارد که با تعالیم یهود معارض است، از جمله فرقة شباتای (قرن شانزدهم) و فرانکیستها (قرن هجدهم) که با آیینهای جنسی اصول اخلاقی بسیاری از ادیان را زیرپا گذاشتند. سپس از قرن هجدهم به بعد قبالا با تأمین ایدئولوژی سازمان فراماسونری به یک سازمان مخفی و مخوف تبدیل شد که بسیاری از شرارتها در دنیا به آن مربوط میشود.
2. آیا در دیانت یهود، همه خود را ملزم به پذیرش و وفاداری به کبالیسم و نحوهی خاص تفسیر آن از متون یهودی میدانند؟
بسیاری از علمای یهود کابالا را یک اندیشة انحرافی و بدعت آمیز میدانند که با اصول دین یهود از جمله توحید سازگاری ندارد. اما متأسفانه گروهی از خاخامها که به آن معتقد اند از قدرت و نفوذ بسیار زیادی در دنیا برخوردارند و در نتیجه مخالفان مجالی برای ابراز نظر ندارند.
3. آیا ارتباطی میان کبالیسم و صهیونیسم و آرمان سرزمین موعود یهود و ظهور منجی (ماشیح) در دیانت یهود وجود دارد؟
قبالا بر ادراک درونی خداوند و وحدت با جنبهها و جلوههایی از او تأکید دارد کسی که به این ادراک برسد نوعی نبوت را یافته است از این رو تمام انبیای بنی اسرائیل کسانی بودند که خدا را با با قلب خود ادراک میکردند. مسیح هم کسی است که حضور خدا را ادراک کرده و جلوه میدهد. این نگرش باعث شد که بسیاری از پیروان قبالا که احساس میکنند خدا را یافتهاند ادعای مسیحیت کنند. این موضوع به خصوص در سدههای پایانی قرون وسطا و گذر به عصر جدید در اروپا که یهودیان تحت فشار بودند، آتش مسیحگرایی را تند کرد و عده زیادی ادعای مسیحیت کردند. هم اکنون نیز این موضوع باقی است و بسیاری از زائران اورشلیم که حالات معنوی را تجربه میکنند ادعای نبوت و مسیحایی سر میدهند. از این رو رئیس بیمارستان روانی اورشلیم به علت شیوع این اختلال نام آن را سندروم اورشلیم گذاشته است.
اما ارتباط قبالا با صهیونیسم مقداری پیچیده است. در قبالای برشیت که به آفرینش میپردازد ده سفیرا به عنوان واسطههای فیضان آفرینش معرفی میشوند ، بخشی از این سفیراها مظهر رحمت الاهی و خیر هستند و برخی مظهر غضب الاهی و شر هستند گرهارد شولم با تحلیل نظریة سفیراها در عرفان یهود میگوید که در قبالا شر در ساختار الاهی ریشه دارد. شر در افق الاهی و ملکوت سیترا احرا نام دارد و نیروهای آن به دست فرشتهای به نام سمائیل است.
در کنار تئوری سفیراها، تئوری شمیطاها قرار دارد که به ادوار تاریخ اشاره میکند و میگوید این سفیراها به تناوب در جهان تجلی میکنند. به این ترتیب جهان شاهد دورههایی از تجلی خیر و رحمت خداوند و دروههایی از تجلی شر خدا خواهد بود. یهودیان که در انتظار مسیحا هستند از دیدگاه قبالا در انتظار اوج تجلیات خیر و رحمت اند و با ظهور مسیح کاملترین جلوة سفیراهای خیر و رحمت تحقق مییابد، اما تا پیش از آن اوج جلوههای شر الاهی است و عارفان کابالیست که خدا را از درون یافته و جلوة او هستند این شرارت را ادراک کرده و منعکس میکنند. از این رو صهیونسیم که در حال آماده کردن سرزمین موعود است دست به هر شرارتی میزند و این را موافق ارادة خدا میداند.
4. به طور کلی میتوان کبالیسم را نوعی انحراف در معنویت و عرفان دانست؟
قبالا چیزی جز انحراف نیست و بزرگترین مفاهیم و تعالیم معنوی را براساس مبانی شرکآلود کهن بازتعریف کرده و ارائه میدهد. و امروز کثیفترین افراد که هرزگی آنها شهره آفاق است به قبالا گرایش پیدا کرده و عارف شدهاند!
5. آیا ارتباطی میان عرفان یهودی و عرفان اسلامی وجود دارد؟
عرفان یهود بسیاری از مفاهیم عرفان اسلامی را گرفته و در خود جذب کرده است از جمله مفهوم تجلیات الاهی را که در عرفان اسلامی نیز به تجلیات جمال و جلال تقسیم میشود. زیرا بسیار از یهودیان در سرزمینهای اسلامی به سر میبردند و حتی اسحاق لوریا در سرزمینی اسلامی بوده و با این تعالیم آشنا میشدند و سعی میکردند برای توسعة مکتب خود از آن استفاده کنند.
منبع: نشریه الکترونیک ساعت صفر