داخلی     مقاله     بین الملل
واكاوى هراس اروپا از سخنان احمدى نژاد
  به دنبال اظهارات رييس جمهورى كشورمان در اجلاس فوق العاده سران سازمان كنفرانس اسلامى مبنى بر در اختيار نهادن بخشى از سرزمين هاى برخى كشورهاى اروپايى براى تشكيل رژيم صهيونيستى كه موجبات نگرانى آنها را فراهم ساخته است، اين موضوع با واكنش هاى مختلف و رويكردهاى گوناگونى مواجه گرديده است.
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۴ ساعت ۱۴:۴۲
کد مطلب : 2149
 موضع گيرى كشورهاى غربى و حتى سازمان ملل كه تحت تاثير صهيونيست ها و يا سازمان ها و نهادهاى تحت نفوذ آنها قرار دارد، نمى تواند موجبات تعجب كسى را برانگيزاند ولى آنچه مسلم است اينكه واكنش همه جانبه كشورها، سازمان ها و بسيارى از مقامات غربى نشان از يك حساسيت فراگير دارد كه توجه هر صاحب نظرى را به خود جلب مى نمايد و آن نكته اينكه چرا سوژه ها و مباحث مربوط به صهيونيست ها در هر شرايطى با اغراض سياسى و هراس دولتمردان غربى مواجه شده و با عكس العمل شديد و توام با وحشت همراه مى گردد؟ 

كسانى كه با تاريخ تحولات نظام بين الملل به درستى آشنايى دارند و به دقايق و ظرايف دگرگونى هاى جوامع اروپايى به ويژه در طول قرن ۱۵ تا ۱۹ واقفند، مى دانند كه اصولاً هر چه از دوران قرون وسطى زمان مى گذرد، نوع برخورد و چاره جويى براى اين اقليت نيز در دولت ها و جوامع مختلف ابعاد تازه اى به خود مى گيرد تا آنجا كه در اواسط قرن ۱۸ تا اواخر قرن ۱۹ تمام هم وغم دولت هاى اروپايى يافتن راهكارى منطقى و نيك فرجام براى خلاص شدن از شر جماعتى بود كه در جوامع اروپايى انگشت نما بوده و به نوعى نماينده صفات نامطلوب همانند اخلالگرى در نظام هاى پولى و مالى، حريص در كسب مال و ثروت و ايجاد انحرافات اخلاقى در ميان مردم بوده اند. نكته جالب توجه اينكه چاره جويى براى حل معضل اقليت يهود در اروپا براى دولتمردان اين قاره سبز دقيقا از زمانى آغاز مى گردد كه كشورهاى كنونى به ويژه قدرت هاى بزرگ در اين حوزه جغرافيايى شكل گرفته و روند طبيعى تحولات سياسى را مى پيمايند و از نيمه قرن ۱۹ كه كشورهاى اروپايى به صورت ويژه توجه به مناطق فرامرزى خود دارند، تعيين تكليف اين اقليت دردسرساز براى مردم اروپا نيز توسط كشورهاى بزرگ همانند انگليس و آلمان در دستور كار قرار مى گيرد و در چنين روندى است كه همزمان با حضور انگليس، فرانسه، آلمان و ايتاليا در قاره هاى آسيا و آفريقا و كسب مناطق نفوذ جديد، به طور مشخص انگليسى ها طرح انتقال يهوديان اروپايى را در فلسطين با كمك و مساعدت فكرى رهبران يهودى همانند هرتصل با برپايى كنگره بال طراحى مى كنند و در طول زمان بدان جامه عمل مى پوشانند.

 اسناد تاريخى موثق گواهى بر انتقال تدريجى يهوديان از اروپا به فلسطين به بهانه ها و دلايل مختلف بوده است كه در سال هاى اوليه قرن بيستم تا نيمه آن به ويژه تا تاسيس رژيم صهيونيستى روند صعودى به خود گرفته است.

 بدين معنا كه در ابتداى قرن بيستم جمعيت يهودى فلسطينى تبار حاضر در سرزمين هاى اشغالى كه نسبتى بسيار اندك در برابر جمعيت عرب تبار فلسطينى داشته اند، به يكباره در سايه سياست هاى استعمارى لندن و مهاجرت يهوديان چه به صورت اختيارى و يا اجبارى به نسبت هاى جديدى مى رسند. 

در چنين شرايطى مى توان عصبانيت برخى كشورهاى اروپايى از سخنان رييس جمهورى كشورمان را درك كرد كه پس از گذشت بيش از يك قرن بار ديگر پرونده اعمال برخى دولت هاى اروپايى را بازگشايى مى كنند.

 به علاوه همچنان كه احمدى نژاد اظهار داشت نگرانى كشورهاى اروپايى براى برپايى دولت صهيونيستى در سرزمين فلسطين با در اختيار نهادن قسمتى از خاك آنها مى تواند عينيت يافته و منطقه خاورميانه از شر يك غده سرطانى نجات يابد. در عين حال همچنان كه قبل از آن نيز چنين بوده اين منطقه بار ديگر روح آرامش را باز يابد و به گونه اى ملل مختلف دراين بخش از كره خاكى مجددا به صلح و آرامش و زندگى مسالمت آميز روى خوش نشان دهند. 

با اين توصيف ذكر يك نكته اساسى ضرورت دارد و آن اينكه به رغم منطق محكم و ضرورت داشتن طرح اين ديدگاه براى ارايه به سران كشورهاى اسلامى، اين امرمى بايست با مقدماتى مطرح مى شد كه به يكباره جبهه مقابل را به واكنش خصمانه وادار نكند و نكته مهم تر اينكه با رايزنى و گفت وگوهاى مقدماتى، نظر سران كشورهاى موثر اسلامى جلب مى شد تا در مواجهه تبليغاتى و رسانه اى اين موضع تا حد امكان مورد پشتيبانى قرار گيرد و در نهايت از آنجا كه مساله فلسطين و حواشى مربوط به آن هميشه از دغدغه هاى نظام اسلامى بوده است، كليه اظهارات و مواضع مربوطه مى بايست با سياست هاى كلان همخوانى داشته و در اين روند شوك ناگهانى وارد نسازد.

دكتر حسن لاسجردى
مرجع : جوان