داخلی     يادداشت     انديشه
۱
میرزا حسین نوری طبری (ره)؛ صاحب کتاب نجم الثاقب
  بیست و هفتم جمادی الثانی، سالروز رحلت خاتم المحدثین، میرزا حسین نوری طبری (طبرسی) نویسنده کتاب گران‌قدر «النجم الثاقب فی احوال الامام الحجة الغائب (عج)» است.
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۸
کد مطلب : 23462
میرزا حسین نوری طبری (ره)؛ صاحب کتاب نجم الثاقب
حسین بن محمدتقی بن علی محمد النوری الطبری (الطبرسی) (1) معروف به میرزای نوری، در 18 شوال سال 1254 قمری در روستای یالو، از توابع نور، در مازندران به دنیا آمد.

پدر او میرزا محمدتقی نوری از علمای و مجتهدان آن روزگار بود و در اصفهان و نجف و کربلا دانش آموخته بود. او صاحب پنج پسر شد که میرزا حسین، کوچک‌ترین آنان بود.

میرزا حسین، پدرش را در هشت سالگی از دست داد و او با یتیمی رشد یافت و این مسئله چنان تأثیری در او گذاشت که او تا پایان عمر فراموش نکرد.

او در ابتدای جوانی به تهران آمد و از محضر شیخ عبدالرحین بروجردی استفاده کرد. سپس در سال 1273 قمری به عراق رود و حدود چهار سال در نجف گذراند و سپس به ایران بازگشت. در سال 1278 برای دومین بار به عراق هجرت کرد و در درس شیخ عبدالحسین طهرانی حاضر شد.

در سال 1284 قمری برای دو سال به ایران آمد و به زیارت امام رضا (ع) رفت. پس از بازگشتش به عراق در سال 1286 استادش شیخ عبدالحسین طهرانی وفات کرد. پس از آن هجرت‌های دیگری به سامرا و نجف و ایران داشت و در نهایت در سال 1314 قمری به نجف بازگشت تا هنگام مرگ در این شهر باقی ماند.

از وی آثار بسیار و گران‌قدری به یادگار مانده است که بیشتر آنها به چاپ رسیده است و حتی چندین بار تجدید چاپ شده‌اند که برخی از آنها عبارتند از:

- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛

- فصل الخطاب فی تحریف الکتاب؛

- کشف الاستار عتن وجه الامام الغائب عن الابصار؛

- الفیض القدسی فی احوال العلامه المجلسی

از جمله آن‌ها کتاب ارزش‌مند «النجم الثاقب فی احوال الامام الحجة الغائب (عج)» است. ایشان در مقدمه این کتاب می‌گوید:

«و بعد چنین گوید بنده مذنب مسیء، حسین بن العالم المؤید، محمدتقی النوری الطبرسی... که [...] حاجی میرزا حسینعلی خلف غفران‌پناه، حاجی علی اصغر نوروزی حسب سلامتی فطرت و پاکی طینت، در فکر تحصیل زادی برای معاد و وسیله فوزی در مقام مرصاد برآمد، چنان دید که وسیله‌ای بهتر از چنگ زدن به دامان خلیفة الرحمان و امام الانس و الجان علیه السلام و خدمتی به آن ولی علی القدر عظیم الشأن نیست.

لهذا در چند ماه قبل، از جناب مستطاب فخر الشیعة و تاج الشریعة و رئیس المسلمین و سید الفقهاء الکاملین و افضل العلماء الراشدین، المنتهی الیه ریاسة الامامیة فی عصره، حجة الاسلام حاج میرزا محمد حسن شیرازی، مجاور بلدة طیبة سر من رأی متع الله تعالی اهل الایمان بطول بقائه، مستدعی شد که مقرر فرمایند تا کتاب شریف «کمال الدین» شیخ اقدم، ابو جعفر محمد بن علی بن بابویه، ملقب به شیخ صدوق ـ‌رضوان الله تعالی علیه‌ـ را به زبان فارسی ترجمه کرده تا آن را به حلیه طبق در آورد و در میان اهل ایمان منتشر سازد. جناب ایشان ـ‌دام ظله العالی‌ـ از این احقر، در اجابت آن مسئول، مشورت فرمودند.

معروض داشتم که: عالم فاضل، سید علی بن سید محمد اصفهانی، معروف به «امامی»، تلمیذ «علامه مجلسی» آن را کتاب را ترجمه نموده و از اجزای کتاب هشت بهشت اوست که ترجمه هشت کتاب است، چون عیون و امالی و خصال. و نیز برخی از فضلای معاصرین از سادات شمس آباد اصفهان، کتاب شریف مذکور را ترجمه نموده و ترجمه دوباره آن رنجی است بی‌فایده، بهتر آن‌که همان را منتشر نمایند.

پس از آن خیال منصرف شدند و از کتاب دیگر صحبت داشتند. سخن به جایی منتهی نشد و مدتی بر این گذشت تا در ماه شعبان گذشته، از سنه 1303 شبی در محضر ایشان حاضر بودم که سخن آن مطلب در میان آمد و باز جویای موردی شدند و بالاخره فرمودند: «بهتر آن‌که مستقلاً در این باب، کتابی نوشته شود و شخص تو از برای این خدمت نمایان، شایسته هستی.» اما حقیر به علت قلت بضاعت علمی و کثرت اسباب پریشانی و حاضر نبودن بیشتر کتاب‌هایم که اسباب انجام این شغل عظیم بود، عرض کردم: 

«مقدمات اقدام در این امر خطیر فراهم نیست ولکن سال گذشته رساله‌ای مسمی به «جنة المأوی» نوشتم و در آن‌جا، جمع کردم کسانی را که در غیبت کبری به خدمت امام عصر علیه السلام رسیدند، غیر از آن‌چه در سیزدهم بحار مذکور است؛ چنان‌چه صلاح باشد همان را به فارسی ترجمه کرده، موجود در بحار را بر آن بیفزایم؛ کتابی شود لطیف و برآمدن از عهده آن آسان.»

این رأی را پسندیدند و لکن فرمودند: «اقتصار بر آن نشود. شمه‌ای از حالات آن جناب نیز به آن منضم شود، هرچند به ایجاز و اختصار باشد.»

حسب الامر المطاع العالی، در انجام این خدمت اقدام نموده با نهایت یأس از حال خویش، جز آن‌که حق مجاورت قباب عالیه حضرتین عسکریین علیهما السلام را وسیله کنم و از آن باب عالی استمداد نمایم.

بحمد الله از برکت آن محل، برکات الهیه، در اندک زمانی، این خدمت مرجوعه به انجام رسید. شکر حضرت یزدان، جل ثناؤه را به جای آوردم. و نام این نامه گرامی را «نجم الثاقب در احوال امام زمان (ع)» گذاشتم و مطالب آن را در ضمن دوازده باب بیان نمودم.»

باب اول این کتاب، «در ذکر شمه‌ای از حالات ولادت با سعادت آن جناب» است.

باب دوم کتاب، «در ذکر اسامی و القاب و کنیه‌های آن حضرت» نام دارد.

باب سوم، مشتمل بر دو فصل است: «فصل اول در شمایل آن جناب (با استقصای نام و ایجاز در کلام) و فصل دوم در خصایص آن جناب و الطاف خاص الهیه»

باب چهارم، «در ذکر اختلاف مسلمین در آن جناب» است که در آن سه اختلاف عمده و اساسی مسلمانان در امام زمان و مهدی موعود (عج) بررسی می‌شود.

باب پنجم کتاب نجم الثاقب، «در اثبات نمودن مهدی موعود همان حجة بن الحسن العسکری (ع) از روی نصوص اهل سنت» است.

ششمین باب «در اثبات دعوای مذکوره از روی معجزات صادره از آن جناب» است.

باب هفتم این کتاب، در بیان کسانی است «که در غیبت کبری خدمت آن جناب رسیدند یا بر معجزه آن بزرگوار واقف شدند.»

«جمع بین حکایات و قصص مذکوره و آن‌چه رسیده در اخبار که باید مدعی رؤیت را در غیبت کبری تکذیب نمود» موضوع باب هشتم کتاب است.

نهمین باب کتاب، «در عذر داخل نمودن چند حکایت از درماندگان در بیابان و غیر آن‌ها»ست.

باب دهم: «در ذکر شمه‌ای از تکالیف عباد، بالنسبة به آن جناب» است که در آن هشت ادب نسبت به امام عصر (عج) از جمله مهموم بودن برای ایشان و انتظار فرج و دعا برای حفظ وجود ایشان و صدقه دادن برای سلامتی ایشان ذکر شده است.

یازدهمین باب این کتاب «در کر پاره‌ای از ازمنه و اوقات که اختصاص دارد به امام عصر (علیه السلام)» است.

فصل دوازدهم و نهایی کتاب «نجم الثاقب» در ذکر اعمال و آدابی است که شاید بتوان به برکت آن‌ها، به سعادت ملاقات و شرف حضور باهر النور امام عصر (صلوات الله علیه) رسید. چه بشناسد یا نشناسد، در خواب یا بیداری و اثبات آن‌که مواظبت عملی، از کردنی‌ها و گفتنی‌ها، خوب یا بد، در چهل روز، سبب تأثیر و افاضه صورتی و انتقال از حالتی است به حالتی.

کتاب «نجم الثاقب» به زبان فارسی نگارش شده است و به زبان عربی نیز ترجمه و تجدید چاپ شده است. رجوع به چنین کتاب‌هایی برای علاقه‌مندان به معارف مهدوی و عموم مردم و آشنایی با معارف ناب مهدوی، بی‌شک موجب حفظ جامعه و مردم از انحرافات و خطرات بسیاری است که در این حیطه بر سر راه مؤمنان کمین کرده است.

پی‌نوشت: 

1. در برخی منابع «طبرسی» و در برخی «طبری» ذکر شده است اما با توجه به این‌که نسبت ایشان به نور و طبرستان (مازندران) مسلم است به نظر می‌رسد، ضبط «طبری» صحیح‌تر باشد.
۱۳۸۷-۰۵-۱۱ ۰۰:۴۰:۳۴
از شما به خاطر مطالب مفيد راجع به كتاب النجم الثاقب بسيار سپاسگزارم . رشيدي