برگزاري نسبتا نمادين نخستين جشنواره شعر فجر سبب شد جامعه شعري كشور و در صف اول شاعران جوان چندان به حضور تنها 2 نام جوان در ميان برگزيدگان اين جشنواره خرده نگيرند و به اميد دومين جشنواره شعر فجر، محمدسعيد ميرزايي و فاضل نظري را در كنار برگزيدگان پيشكسوتي چون طاهره صفارزاده و محمدعلي بهمني يا حتي شاعران فقيدي چون مهدي اخوان ثالث و حسين منزوي غنيمت بشمرند البته در اصل هيچكس پي نبرد كه نحوه انتخاب برگزيدگان بخش جوان نخستين جشنواره شعر فجر چگونه بود.
اين ابهام در عينيترين مولفههاي اين بخش نيز به چشم ميآمد. به طور مثال، با وجود تعريف قديمي شاعران زير 30 سال به عنوان شاعر جوان در ميان نامزدهاي اين بخش شاهد حضور شاعراني با چند سال بيشتر از اين سن هم بوديم.
البته چنين ابهاماتي با شدت و ضعف متفاوت درخصوص تمام بخشهاي نخستين جشنواره بينالمللي شعر فجر به چشم ميآمد. به هر تقدير، اختتاميه نخستين جشنواره بينالمللي شعر فجر با خردجمعي قابل توجه عليرضا قزوه و دوستان با اعلام نام بسياري از پيشكسوتان شعر كشور به انجام رسيد.
پس از مدتي كش و قوس و تغيير متولي در بدنه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، جشنواره بينالمللي شعر فجر در دومين دوره به دست شاعر مهربان و نام آشناي كشور دكتر محمود اكراميفر رسيد و متولي آن هم معاونت فرهنگي شد كه از ابتدا نيز بايد همين ميبود. توجه دومين جشنواره بينالمللي شعر فجر به شاعران جوان و اين نسل پر شور ادبيات كشور تا حدودي قابل قبول بود.
برگزاركنندگان دومين جشنواره بينالمللي شعر فجر با يك دست كردن بخشهاي مختلف جشنواره شعر فجر، اين جشنواره را به موضوعات مختلف تقسيم كردند، البته در نخستين جشنواره شعر فجر همبخشهاي موضوعي مانند امام و انقلاب در جشنواره تعريف شده بود هم بخشهاي قالبي چون شعر كلاسيك و هم بخشي چون بخش جوان.
اما در دومين جشنواره بينالمللي شعر فجر بناشد بخش جوان جديتر شود و در كنار و پابهپاي برگزيدن شاعران پيشكوت آن بخش، شاعر يا شاعران جوان برگزيده آن موضوع نيز معرفي شوند. با اين تعريف، چيزي حدود نيمي از برگزيدگان دومين جشنواره بينالمللي شعر فجر را جوانان تشكيل ميدادند.
همچنين در مرحله استاني نيز بنا شد كه هيات داوران استاني در هر استان يك شاعر جوان زير 30 سال را به عنوان شاعر جوان برتر استان معرفي كنند تا معاونت امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ مجموعه شعر او را به عهده بگيرد.
اين دو ابتكار براي جوانان سختگير و تواناي اين روزهاي شعر كشور جذابيت قابل توجهي داشت و سبب شد بسياري از شاعران جوان آثار خود را در پاكت بگذارند و به دبيرخانههاي استاني و مركزي ارسال كنند.
از طرف ديگر، مرتضي حيدري آل كثير، برگزيده جوان كشوري بخش شعر آييني جشنواره دوم شعر فجر بر حركت رو به رشد اين جشنواره در دوره دوم تاكيد ميكند و ميگويد: اين كه در هر بخش و در كنار برگزيدگان پيشكسوت، هيات داوران يك يا 2 جوان را نيز به عنوان برگزيده معرفي كنند، حركت رو به رشدي است و جاي تقدير دارد. بيترديد چنين سياستگذاريهايي به جنب و جوش هر چه بيشتر جريان شعري كشور خواهد انجاميد.
او هم چنين ميگويد: از طرف ديگر، اين جشنواره در دوره گذشته خود توانست تعدادي از شاعران جوان و كمتر شناخته شده كشور را به ادبيات معرفي و ثابت كند كه همه شاعران كشور، برگزيدگان ثابت همايشهاي ريز و درشت نيستند.
اما اگر از بحث اجرايي بخش جوان دومين جشنواره بينالمللي شعر فجر به بحث محتوايي برسيم، 2 مشكل بزرگ خودنمايي ميكند.
نخست آن كه دومين جشنواره بينالمللي شعر فجر، هرگز داوران خود را معرفي نكرد و اين مساله بويژه براي جوانان قابل قبول نبود ديگر آن كه هرگز آثار برگزيدگان جوان كشوري دومين جشنواره بينالمللي شعر فجر براي قضاوت در اختيار شاعران و منتقدان قرار نگرفت.
«شعر فجر» با تصحيح نقاط ضعفش و نگاهي جامعتر به شعر جوان كشور ميتواند به باروري بيشتر اين درخت تناور كمك كندمقايسه اين اتفاق با اتفاقي كه در مثلا جشنواره بينالمللي فيلم فجر ميافتد، گوياي همه چيز است. در جشنواره بينالمللي فيلم فجر تمام آثار پس از معرفي هيات داوران يك يا چند بار به اكران در ميآيند تا در كنار منتقدان، بخشي از جامعه نيز پيش از اعلام نتايج با آنها مواجه شوند.
در ادامه نامزدهاي بخشهاي مختلف معرفي ميشوند و در روز اختتاميه در تالار وحدت برگزيدگان در حالي معرفي ميشوند كه جمعيت راي خود را فرياد ميزنند و در ميان همين فريادهاست كه مجري، راي را اعلام ميكند تا برگزيده، جايزه خود را از دست هيات داوران بگيرد.
اما مثلا در اختتاميه دومين جشنواره شعر فجر، علاقهمندان شعر بايد در تالار وحدت و در زمان معرفي شاعر جوان برتر نام چه كسي را و بر چه مبنايي صدا بزنند؟
بديهي است در چنين شرايطي وقتي نامي كمتر شناخته شده از سوي مجري خوانده شود، مخاطب بيانيه كه در سالن حضور دارد، كاملا بهتزده است. نه تا امروز با اثري از او مواجه شده و نه ميداند چه اثر يا آثاري از او از سوي هيات داوران به سرو بلورين آراسته شده است.
تازه اگر حتي هيات داوران را ميشناخت، ميتوانست با اغماضي مثالزدني كه ويژه ما ايرانيهاست با اعتماد به هيات داوران براي او دست بزند، حال آن كه هيات داوران را هم نميشناسد. چنين اتفاقي مثلا درباره انتخاب <سعيد شاد> به عنوان شاعر جوان برگزيده بخش موضوع آزاد كاملا خودنمايي ميكند.
سعيد شاد شاعري است حدود 27 ساله از اهالي مشهد ساكن سنندج در سال 1381 مجموعه شعري از او به نام در استكان آخر به چاپ رسيده كه با استفاده از زباني عراقي خراساني به تغزل غزل به معناي كاملا كلاسيك پرداخته است.
البته در بررسي تكنيكهاي شعري و در همين محدوده كلاسيسيزم اثري است قابل قبول. او پيش از اختتاميه جشنواره شعر فجر مدتها بود كه در همايشها و نشريات كشوري حضور فعالي نداشت.
حال از من جوان كه به خودم لقب منتقد را چسباندهام انتظار داريد در برابر اعلام او به عنوان يكي از برگزيدگان بخش جوان شعر كشور در سال گذشته چه موضعي بگيرم؟
آيا بايد او را به واسطه كمكار بودن در نشريات در سالهاي اخير شاعري منفعل بدانم؟ آيا بايد آثار ارسالي او را در همان سطح كتاب در استكان آخر قلمداد كنم؟ يا بايد بپذيرم كه او احتمالا در اين حدفاصل معيني از كتاب خود تا اختتاميه جشنواره شعر فجر طي مدت 5 سال شاعري باكتابي ديگر به بهترين شاعر غزلسراي جوان كشور تبديل شده است؟
در پايان بايد گفت اكنون در ميان مقدمات سومين جشنواره بينالمللي شعر فجر با نگاه به اين پيشينه تنها ميتوان به برگزاركنندگان پيشنهاد كرد كه با تصحيح اين نقاط ضعف و نگاهي جامعتر به شعر جوان كشور به باروري بيشتر اين درخت تناور كمك كنند.
بد نيست بعضي از اعضاي شوراي سياستگذاري اين جشنواره به خاطر بياورند كه در جواني بدون هيچ نگاه پدرسالارانهاي سالها را به آزمون و خطا گذراندند، بدون اين كه كسي آنها را از جشنوارهها بيرون كند.
اين روزها برگزاركنندگان سومين دوره جشنواره شعر فجر مشغول بيان برنامههاي خود هستند؛ اما سخني از اصلاح اين نقاط ضعف نيست. هنوز هم جامعه شعر جوان ما ميتواند بدون پيشداوري منتظر اتفاقات بهتر بماند.