داخلی     مقاله     میراث معنوی
ترجمه و شرح دعای افتتاح (19)
  «ترجمه و شرح دعای افتتاح» عنوان کتابی است که توسط آیت الله محمدرضا مهدوی کنی تالیف شده است. قسمت های مختلف این کتاب به گونه ای سلسله وار در این بخش برای مطالعه علاقمندان قرار خواهد گرفت.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۳۱
کد مطلب : 32263
ترجمه و شرح دعای افتتاح (19)
توحيد افعالى
توحيد افعالى آن است كه علاوه بر الوهيت و خالقيّت ربوبيت را نيز تنها از آن او بدانيم يعنى چنانكه خداوند در ذات يگانه است در ربوبيت نيز يگانه است يعنى در خلق و امر او را شريكى نيست و هيچ كارى بدون اراده و خواست او انجام نمى‏پذيرد و هيچ مؤثرى و هيچ تدبيرى به جز اراده و تدبير او كارساز نيست و هر كه هر چه دارد از او است و تا او نخواهد برگى از درختى نمى‏افتد و هيچ رطب و يابس [تر و خشكى] نيست جز آن كه در علم الهى و كتاب مبين الهى مضبوط است كه قرآن مى‏فرمايد:

وعنده مفاتح الغيب لايعلمها إلاّ هو و يعلم ما فى البَرِّ والبَحْرِ و ما تسقط من ورقةٍ إلاّ يعلمها ولاحَبَّةٍ فى ظلمات الارض ولا رطبٍ ولايابسٍ اِلاّ فى كتاب مبين

كليدهاى غيب تنها نزد او است و جز او كسى آنرا نمى‏داند و او، آنچه در خشكى و دريا است مى‏داند و هيچ برگى (از درختى) نمى‏افتد مگر اينكه او آگاه است، و هيچ دانه‏اى در نهان زمين، و هيچ‏تر و خشكى نيست جز اينكه در كتاب آشكار (لوح محفوظ) ثبت است. و بدون اذن او، شفاعت هيچ چيز و هيچ كس موثر نمى‏افتد. و مى‏فرمايد:

... من ذاالذى يشفع عنده الا باذنه...

كيست كه در نزد او جز به فرمان او شفاعت كند.

نه در عالم تكوين و نه در حوزه تشريع هيچ وسيله و هيچ سببى بدون اذن الهى نمى‏تواند مشكلى را حل كند و آثار تمام موجودات از اوست كه اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالبها و اوست كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند و او است كه روزى مى‏دهد و بيمارى و شفا مى‏دهد: قرآن كريم از قول حضرت ابراهيم(ع) نقل مى‏كند كه او به پدر و قومش گفت من چنين خدايى را پرستش مى‏كنم:

الذى خَلَقَنى فَهُو يَهدين. والذى هو يُطْعِمُنى و يَسْقينِ. و اذامَرِضْتُ فهو يَشْفين. والذى يُميتُنى ثُمَّ يُحيين

آن كه مرا آفريده و هدايت مى‏كند. و آن كه مرا نان و آب مى‏دهد. و هنگامى كه بيمار شوم مرا شفا مى‏دهد. و آن كه مرا مى‏ميراند و سپس زنده مى‏كند.

خلاصه تمام اين آثار و حركات به اراده و خواست او پديد مى‏آيد پس هر چه مى‏خواهيد از او بخواهيد و به كسى جز او متوسل نشويد مگر آنها كه او اجازه شفاعت داده باشد و هيچ كس را جداى از او موثر ندانيد و مستقلاً از او حاجت نخواهيد كه اگر چنين كنيد دچار نوعى شرك شده‏ايد. اگر انسان از بنده‏اى از بندگان خدا چيزى بخواهد و مى‏داند كه اين نعمت مال او نيست حتى حيات و بقاء و وجود او همه از آن خدا است و اينطور نيست كه خدا از راه ديگر نتواند حاجت او روا كند، اشكالى ندارد. براى مثال بيمارى كه براى معالجه نزد پزشك مى‏رود به دو صورت و با دو نيت با طبيب برخورد مى‏كند.

1ـ اينكه معتقد باشد هيچ راهى براى شفا و معالجه او نيست مگر نسخه اين طبيب و با اين عقيده طبيب و دارو و نسخه را در برابر اراده خداوند متعال قرار دهد و براى پزشك در برابر اراده خدا، اراده و أثرى مستقل فرض كند كه بدون او از هيچ كس حتى از خداوند متعال نيز كارى ساخته نيست اين همان شركى است كه قرآن بازگو مى‏فرمايد: و ما يؤمن اكثر هم بالله الا و هم مشركون اكثر آنها كه مدعى ايمانند مشركند. و آنها هم كه ايمان مى‏آورند ايمان اكثرشان خالص نيست بلكه آميخته با شرك است. ممكن است خودشان گمان كنند كه مؤمنان خالصى هستند ولى رگه‏هايى از شرك در افكار و گفتار و كردارشان وجود دارد. موحد خالص كسى است كه غير از خدا معبودى و مؤثرى و پروردگارى در دل و جان او نباشد از اين رو در حديثى از امام باقر(ع)، در تفسير اين آيه آمده كه فرمود:

... شرك طاعة وليس شرك عبادة والمعاصى التى يرتكبون فهى شرك طاعة اطاعوا فيها الشيطان، فاشركوا بالله فى الطاعة لغيره...

منظور از اين آيه شرك در اطاعت است نه شرك در عبادت، و گناهانى كه مردم مرتكب مى‏شوند شرك در اطاعت است چرا كه در آن شيطان را اطاعت كرده و براى خدا شريكى در اطاعت برگزيده‏اند.

در بعضى از روايات آمده است كه منظور «شرك نعمت» است. عن مالك بن عطيه عن ابى عبدالله(ع) فى قوله تعالى: و ما يؤمن اكثر هم بالله الاّ و هم مشركون، قال هوالرجل يقول: لولافلان لهلكت ولولا فلان لَأُصِبْتُ كذا و كذا ولولا فلان لضاع عيالى الاترى انه قد جعل لِلّهِ شريكاً فى ملكه يرزقه و يدفع عنه. قلت: فيقول: لولا ان منّ الله عَلَىَّ بفلان لهلكت؟ قال: نعم لا بأس بهذا

مالك بن عطيه از امام صادق(ع) از معنى اين آيه سؤال كرد حضرت فرمود: مقصود كسى است كه مى‏گويد اگر فلان كس نبود و اين نعمت از ناحيه او به من نمى‏رسيد من مى‏مردم و زندگيم تباه مى‏شد، بيچاره مى‏شدم و... آيا نمى‏بينى كه با اين سخن براى خدا شريكى در ملكش قائل شده كه او را روزى مى‏دهد و بلاها را از او دور مى‏كند؟ مالك گويد: عرض كردم چنانچه بگويد: «اگر خداوند بوسيله فلان كس بر من منت نگذاشته بود و اين گرفتارى را از من برنمى‏داشت، نابود مى‏شدم» چگونه است؟ فرمود: عيبى ندارد.

2ـ صورت دوم آن است كه ما پزشك را وسيله‏اى بدانيم كه خداوند امر كرده و اجازه داده است كه در هنگام بيمارى به او مراجعه كنيم و علم و داروى او همه از خدا و خواست او است يعنى تأثير دارو به وسيله اراده خدا است و حتى علمى كه طبيب دارد و اين بيمارى را مى‏شناسد علمى است كه خدا عنايت كرده و خلاصه اينها هيچكدام به استقلال تأثيرى ندارند هر چه دارند از خدا است. پس انسان مؤمن و موحد با داشتن اين عقيده (توحيد افعالى) هيچ گاه به خاطر روزى يا بخاطر پست و مقام يا بخاطر ثروت در برابر بندگان خدا سرتعظيم فرود نمى‏آورد و خود را ذليل نمى‏كند چنانكه امير مؤمنان «عليه‏السلام»فرمود:

... و من اتى غنيا فتواضع له لغناه ذهب ثلثا دينه...

... كسيكه نزد ثروتمندى رود و بخاطر ثروتش در برابر او تواضع كند دو سوم دينش از دست رفته است.

ولى اگر به كسى احترام و تكريم مى‏كند تنها براى رضاى خدا و خشنودى او يعنى چون مى‏بيند اين بنده از بندگان خوب خدا است و خداوند او را دوست مى‏دارد به او احترام مى‏كند براى مثال چون حضرت على(ع) از اولياء خدا و وصى پيامبر است به مزار او مى‏رويم و دعا مى‏كنيم و احترام مى‏گذاريم و او را نزد خدا شفيع قرار مى‏دهيم.

اگر حضرت مسيح مريض را شفا مى‏دهد و كور مادرزاد را بهبود مى‏بخشد به اذن خدا و خواست اوست. چنان كه خداوند مى‏فرمايد:

... و رسولاً الى بنى‏اسرائيل إنّى قَدْ جِئْتُكم بآيةٍ منَ رَبّكم إنى أخْلُق لكم من الطين كهيئة الطّير فانفخ فيه فيكون طيرا باذن الله و أُبرى‏ء الأكمَهَ والاَْبْرَصَ وأُحيِى المَوتى باذن‏الله...

... و او را به عنوان رسول و پيامبر به سوى بنى‏اسرائيل فرستاديم به آنها مى‏گفت من نشانه‏اى براى شما از سوى پروردگارتان آورده‏ام، من از گل چيزى به شكل پرنده مى‏سازم و در آن مى‏دمم آنگاه به فرمان خدا مانند پرنده پرواز مى‏كند و من كور مادرزاد و بيماران مبتلى به «پيسى» را بهبود مى‏بخشم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم... براى اينكه مردم اشتباه نكنند و پيامبران را به جاى خدا نگيرند و در يك كلمه براى دفع هر گونه اشتباه و توهم و شائبه هرگونه شرك و دوگانه‏پرستى در آفرينش و تدبير، اين آيات و معجزات را «باذن‏الله» مقيّد و موصوف مى‏كند و در جاى ديگر نيز سرگذشت حضرت عيسى را به همين مضمون نقل مى‏كند:

اذ قال‏الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على والدتك اِذْأيَّدْتُكَ بروح القُدُس تُكَلِّمُ الناسَ فى المَهد و كَهْلاً واذ علَّمتُكَ الكتابَ والحكمة والتوريةَ والانجيلَ واذتَخْلُقُ من الطين كَهَيْئَةِ الطّيرِ بإذنى فَتَنْفُخُ فيها فتكون طيرا باذنى و تُبِرى‏ءُ الاَكْمَهَ والأبْرصَ باذنى واذتُخْرِج المَوتى باذنى وإذكَفَفْتُ بنى اسرائيل عَنْك اذجِئتَهُمْ بالبيّناتِ فقال الذينَ كَفَروا منهم إنْ هذا الاسِحْرٌ مبين.

آنگاه كه خداوند به عيسى بن مريم گفت: بيادآور نعمتى را كه بر تو و مادرت ارزانى داشتم. هنگامى كه تو را به وسيله روح القدس تأييد كردم كه در گاهواره [در كودكى] و در بزرگسالى با مردم سخن مى‏گفتى و يادآور آن گاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم و ياد آر هنگامى را كه به فرمان من از گل چيزى به صورت پرنده مى‏ساختى و در آن مى‏دميدى و به اذن من پرنده‏اى جان‏دار مى‏شد و كور مادرزاد و بيمار برصى (پيسى) را به اذن من شفا مى‏دادى و مردگان را به اذن من زنده مى‏كردى و يادآور زمانى را كه بنى اسرائيل را از آسيب رسانيدن به تو بازداشتم. آنگاه كه دلايل روشن (معجزات) براى آنها آوردى (با تمام اين خصوصيات) كافران از آنان گفتند اينها جز سحر آشكار نيست.

پس همه اين آثار و حركات و اين همه ابزار و آلات و تمام اين پديده‏هاى طبيعى و غير طبيعى همه و همه به اراده او موجودند و ما با ديدن اين آثار نه اينكه پروردگار حكيم و توانا را فراموش نمى‏كنيم بلكه با ديدن آنها به مؤثر پى مى‏بريم و همه چيز را از او مى‏دانيم و از او مى‏خواهيم. اگر به وسيله‏اى روى مى‏كنيم اول خدا را مى‏بينيم اگر از دارويى استفاده مى‏كنيم شفا را از خدا مى‏جوييم و از او درمان مى‏خواهيم و به نام او دارو را مى‏خوريم و مورد استفاده قرار مى‏دهيم و مى‏گوييم «يامن اسمه دواء و ذكره شفاء» اى خدايى كه نام تو داروى دردهاى ما و ياد تو موجب شفا و بهبودى دلهاى ما است. خدايا اين دارو را به نام تو مى‏خوريم و شفا را از تو مى‏خواهيم و جز تو شفا دهنده‏اى نيست. پس حمد و ثنا و ستايش از آن تو است نه از طبيب و دارو و درمان و اگر از پزشك و دارو و تأثير آن به خوبى ياد مى‏كنيم به اين دليل است كه اين همه آثار از سوى تو و به خواست تو است چون مى‏دانيم تمام آثار و تمام زيباييها و همه خوبيها از تو است كه اگر تو نخواهى نه از پزشك كارى ساخته است و نه از دارو و درمان. ما همانند يهودان دست خدا را مغلول و بسته نمى‏دانيم كه پس از آفرينش عالم و تدبير كلى امور به گوشه‏اى آرميده و كار از دستش بيرون رفته باشد و ديگر كارى نتواند انجام دهد خداوند مى‏فرمايد: ...كُلُّ يومٍ هو فى شأن او هر روز كارى و شأنى دارد ولى يهود مى‏گفتند كه خداوند پس از آفرينش و تدبير كلى امور، دستش بسته شده است و هيچ كارى انجام نمى‏دهد چنان‏كه افراطيون جديد نيز خداى را به گونه‏اى ديگر از دخالت در امور عالم معزول مى‏دانند و تنها سنّت‏ها و قوانين طبيعى را مؤثر شمارند و براى دعا و امور معنوى اثرى قائل نيستند و العياذباللّه گويا خدا را در كنارى نهاده و تماشاچى مى‏دانند. در اين باره خداوند از قول يهود نقل مى‏كند:
و قالت اليهود يدالله مغلولة غُلَّت أيْديهم ولُعِنُوا بما قالوا بل يَداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء...

و يهود گفتند دست خدا به زنجير بسته است! دستهايشان بسته باد و در اثر اين گفتار به لعنت الهى گرفتار آيند بلكه هر دو دست او گشاده است و هرگونه بخواهد انفاق مى‏كند.

و رواياتى از طريق اهل بيت(ع) به ما رسيده كه عقيده يهودان را درباره خداوند بازگو مى‏كند:

... عن ابى عبدالله(ع) انه قال: فى قول الله عزوجل «و قالت اليهود يدالله مغلولة» لم يعنوا انه هكذا و لكنهم قالوا قد فرغ من الامر لايزيدولاينقص و قال الله جلاله تكذيبا لقولهم: «غُلَّتْ ايديهم و لُعِنُوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء» الم تسمع قول الله عزوجل يقول: يَمْحُوااللّهَ ما يشاء و يُثْبِتُ و عنده أمُّ الكتاب.

امام صادق(ع) در تفسير اين آيه فرموده است: مقصود آنها اين نبود كه دست خدا به زنجير بسته است بلكه آنها مى‏گفتند آنچه بايد انجام گيرد، انجام گرفته و كار از كار گذشته است و ديگر نه چيزى افزوده و نه چيزى كم مى‏شود و حتى خداوند هم عملاً نمى‏تواند در آن تغييرى دهد، خداوند در اين آيه براى تكذيب سخن ايشان فرمود: دستهايشان بسته باد... بلكه دستهاى خدا باز است و هرگونه بخواهد انفاق مى‏كند. آيا نشنيده‏اى كلام خدا را: آنچه را او بخواهد محو و آن چه را بخواهد اثبات مى‏كند و ام الكتاب نزد او است (و رشته امور بدست اوست).

ادامه دارد ... .

منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124