امام و آيه هاي زنده خداوند
سالهاي سرد و سياه ستم، آن قدر طول كشيد كه آيه هاي "رعد" پروردگار را هم از ياد برديم: "خداوند هيچ مردمي را دگرگون نمي كند، مگر آن كه خودشان را ديگرگون كنند". (1)
امام خميني(ره) نشان داد كه وعده هاي الهي را فراموش كرده ايم. او نشان داد كه آيه هاي الهي همچنان زنده اند و ماييم كه آنها را از ياد برده ايم. او نشان داد كه تا نخواهم، نخواهيم توانست. روزهايي كه حتي روشنفكران ديني به دنبال كرسي هاي مجلس براي نفوذ در رژيم شاهنشاهاني بودند تا آرام آرام اصلاحات كنند، امام خميني(ره) آيه هاي جهاد را خواند و سوره هاي مبارزه با طاغوت را به يادمان آورد. نامههايي كه امام(ره) در سال 1345 به آيت الله سعيدي و ديگران نگاشت، شاهدان روشن اين مدعايند. با تكيه بر همين آيات بود كه از همان سال ها، اميد حكومتي اسلامي را در دل ها زنده مي كرد. بارها فرمود كه شاه رفتني است، به فكر اداره يك حكومت اسلامي باشيد. حركت شگرفي كه به يكباره در مردم پديد آمد، محصول چند ساعت سخنراني و چند كاغذ اعلاميه نبود؛ محصول 1400 سال وحي و شهادت و مظلوميت و باور بود.
انقلاب اسلامي ايران، به رهبري امام خميني (ره) از حوادث كم نظير تاريخ اين مرز و بوم است كه توانست رژيم پهلوي را به گورستان تاريخ بفرستد و بساط كهنه شاه و شاه بازي را از كشور بيرون بريزد. تمام كساني كه امام(ره) را در آن روزها ملاقات كردهاند، از اطمينان و اعتماد عجيب امام نسبت به پيروزي قاطع انقلاب سخن گفتهاند. چنانچه مرحوم فلسفي در خاطراتش نقل ميكند:
"در مدت اقامت امام در پاريس، افراد زيادي از ايران به پاريس رفتند. از جملة آنها، مرحوم آقاي مطهري بود. ايشان قبل از رفتن، به منزل ما آمد و گفت: شما پيامي براي آقا داريد؟ دو سه موضوع بود كه من به طور خصوصي تذكر دادم. ايشان خداحافظي كرد و رفت. وقتي مرحوم مطهري برگشت، به ديدن ايشان رفتم؛ آن هم در وقتي كه كسي نبود. تقريباً اول شب بود. موضوعاتي را كه گفته بودم، ايشان به امام گفته بودند و جواب هم گرفته بودند. ديدم آقاي مطهري ميگويد:
آقا، من مبهوت هستم. با اين همه نظاميهاي تا بن دندان مسلح، با آن همه حمايتهاي آمريكا و انگلستان و فرانسه، نتيجه چه خواهد شد؟ به امام گفتم: آقا، خطر مهمي است. خودتان چه طور ميبينيد؟ امام در جواب فرمود: علي التحقيق پيروزيم. يك روحاني، غير از يك كاسب است كه اين حرف را بزند. ديدم از يك طرف، امام خميني است و عظمت دارد و من نميتوانم از ايشان بپرسم چرا پيروزيم؟ ولي پرسيدم كه آيا به محضر امام عصر(عج) شرفياب شديد و ايشان اين خبر را داده است؟ امام نفي و اثبات نكرد و فقط گفت: قطعاً پيروزيم. گفتم: الهامي به شما شده است؟ گفت: قطعاً پيروزيم. از هر دري كه من وارد شدم، ايشان نگفت كه واقعيت چيست ولي همچنان با قاطعيت ميگفت: پيروزيم و اعتنا به اين همه تانك و توپ و نظامي و غيره نكنيد. علي التحقيق پيروزي با ما است.
شهيد مطهري با حالت بهت، اين سخنان را به من گفت و خود، متحير بود. ميگفت: من نفهميدم امام از چه منشأ و منبعي به اين حقيقت رسيده است. (2)
باور زنده ظهور
ترديد، جاي باورهايمان را تنگ كرده است. اگر وعده خداوند، اين اندازه قطعي نبود و اگر پيامبران و امامان و تمام مردان صادق تاريخ تا اين اندازه بر ظهور مرد عدالت، اصرار نكرده بودند، چه بسا اين باور را نيز با هزار تفسير و تأويل، فراموش كرده بوديم و پشت ديوارهاي چون و چراهايمان جا گذاشته بوديم.
از حضرت آدم(ص) تا پيامبر اسلام(ص) تا امروز كه ماييم، همگي منتظريم و از همه منتظر تر خود امام زمان(عج). اما آن جه ماييم و آن چه آنان هستند، كمتر شباهتي به هم داشتند تا آن كه مردي سربرآورد؛ مردي كه انتظار را درست تر از ما مي فهميد؛ مايي كه تن سپرده بوديم به روزگار و دل سپرده بوديم به آرزوهايمان. او انتظار را در مبارزه با ستم و اعتقاد راسخ به مكتب راستين، تفسير كرد.
"ما چارهای نداریم جز این که دستگاههای حکومتی فاسد و فساد کننده را از بین ببریم و هیئتهای حاکمه خائن و فاسد و ظالم و جانی را سرنگون بکنیم. این وظیفهای است که همه مسلمانان در یکایک کشورهای اسلامی باید انجام بدهند و انقلاب سیاسی اسلامی را به پیروزی برسانند". (3)
بازخواني واژه انتظار در كلام امام خميني(ره)، پژواكي از ظهور آخرين منجي را با خود داشت. انتظار براي امام خميني(ره) به سال هاي ظهور براي ما شبيه تر است. قيام براي اصلاح دين، انقلاب براي نجات انسان، اتحاد مستضعفان عالم براي براندازي ظالمان، برپايي حكومت عدل و... براي ما هدف ظهور امام زمانند و براي امام(ره)، مقدمه ظهور. او با برداشت درست خود از انتظار، پیام هاي تازهای از انتظار براي ما داشت:
"انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقُّق پیدا کند و مقدّمات ظهور، إنْ شاءالله، تهیّه شود". (4)
امام(ره) معتقد است كه منتظر بودن براي امام زمان(عج) يعني مقدمه بودن براي ظهور امام زمان(عج). قيام مردم ايران به رهبري اين منتظر آگاه، يكي از اساسي ترين انقلاب هاي انساني در طول تاريخ بشر است. انقلاب اسلامي ايران، انقلابي است که بيش از هر انقلاب ديگري در مسير قيام جهاني حضرت مهدي (عج) گام برداشته است. مباني فکري و نظري ، اهداف و عوامل ايجاد کننده انقلاب رهبري و چشم انداز آينده آن، دلايلي هستند که اين دو انقلاب را بيش از پيش به هم شبيه مي سازد و براي همين، انقلاب اسلامي ايران در جايگاه نمونه کوچکي از انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) مطرح مي گردد و بايد نمونه و الگوي بسيار کوچکي از حکومت عدل و داد حضرت مهدي (عج) باشد.
"امید است که این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در تودههای زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیةالله - أرواحنا لتراب مقدمه الفداء - منتهی شود". (5)
پی نوشت ها:
1. سوره رعد، آيه11.
2. خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفي، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص430.
3. امام خميني، ولايت فقيه، ص35.
4. صحيفه نور، ج20، ص196.
5. صحيفه نور، ج15، ص75.