امر تكوينى و تشريعى
سؤال: اگر امر خدا تخلّف بردار نيست پس چرا نسبت به اوامر الهى كه به وسيله انبياء و پيامبران عليهمالسلام ابلاغ شده است اين همه تخلف و نافرمانى ديده مىشود؟
پاسخ اين است كه اوامر خداوند دوگونه است: تكوينى و تشريعى.
امر تكوينى در ارتباط با آفرينش و سنن آنست كه اراده حتمى خداوند بر تحقق آن تعلق گرفته است و هيچ گاه تخلف نمىپذيرد. اين امر، امر خلقى و تكوينى است كه با اصل هستى و سير هستى مرتبط است. ولى او امر تشريعى در ارتباط با قانون گذارى و دستورهاى شرعى است يعنى بايدها و نبايدها كه اجراء آن برعهده انسان است و چون خداوند انسان را مختار و با اراده آفريده است مىتواند اطاعت كند يا اطاعت نكند.
انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا
البته اين به آن معنا نيست كه اوامر الهى الزامى نبوده و متخلف گناهكار نباشد بلكه مقصود آن است كه انسان در ساختار طبيعى به گونهاى آفريده شده است كه مىتواند تخلف كند ولى شرعا مكلّف و موظف است چنانكه در تمام قوانين انسان موظف است در عين حال كه مىتواند تخلف كند و قانون هيچ گاه اختيار و توان را از انسان سلب نمىكند و تفاوت ميان قوانين موضوعه و سنن طبيعى در اين نكته نهفته است و به عبارت ديگر قوانين موضوعه الزامآور است ولى جبر آفرين نيست يعنى تكليف شرعى و قانونى در عين الزام اختيار را از انسان سلب نمىكند و انسان را مانند جماد و نبات بىاراده و اختيار نمىكند.
قانون انسان را موظف و ملزم مىكند كه با اختيار و اراده خويش قانون را اجرا كند و امتياز انسان در همين است كه برخلاف تمايلات نفسانى و طبيعى زير بار قانون مىرود و مصالح را برمطامع و تمايلات شخصى مقدم مىدارد و خداوند اراده كرده است كه انسان با اختيار خويش فرمانبردار باشد پس هيچ گاه در اراده الهى تخلّفى رخ نداده است زيرا خواست خدا همين بوده كه مردم با اختيار اوامر او را پذيرا باشند و به عبارت ديگر قوانين موضوعه داراى سه ركن است آمر، مأمور و تكليف.
پس از تحقق اين اركان نوبت مىرسد به مقام امتثال و اطاعت. بنابراين اطاعت و عدم اطاعت در تحقق تكليف اثرى ندارد زيرا خداوند به اراده تشريعى چيزى را واجب يا حرام كرده و اين اراده عملى شده است يعنى تكليف از سوى خداوند صادر شده و در لوح محفوظ ثبت است «حلال محمد حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامه» چه مردم بپذپرند و چه نپذيرند و تخلف مردم، حكم خدا و اراده الهى را تغيير نمىدهد و كسى نمىتواند در اراده و حكم خدا دخل و تصرفى كند ولى اجراء آن به انسان محول شده است و بعهده انسانها نهاده شده است كه او با اختيار و اراده از امر خدا تخلف كرده است پس تخلف از مامور است كه حكم را اجراء نكرده است ولى حكم خدا براى هميشه سارى و جارى است و نافرمانى انسان در دوام و بقاء و فعليّت و تنجيز آن تاثيرى ندارد و امتثال و عدم امتثال و به عبارت ديگر اطاعت و عدم اطاعت مكلف در امر و اراده الهى و فعليت و تنجّز حكم نفيا و اثباتا هيچگونه تاثيرى ندارد خداوند خواسته كه نماز واجب و غيبت حرام باشد و اين اراده محقق شده چه مكلف اطاعت كند يا نكند و ثواب و عقاب و اطاعت و عصيان از اين طريق ثابت مىشود. منتهى نوع و محتوى امر تفاوت مىكند در اوامر تكوينى مفاد امر اين است كه بايد فلان موضوع و فلان حادثه در خارج تحقق پيدا كند ولى در تشريعى مفاد امر اين است كه فلان كار واجب يا حرام است و وجوب و حرمت در هر حال متحقق و ثابت است و هيچ چيز مانع از فعليت احكام خدا نمىباشد و در حكم خدا تغييرى رخ نداده و تخلّفى صورت نگرفته است يعنى اگر تخلّفى رخ داده نه در حكم كه در امتثال آن بوده است، زيرا اراده الهى و امر او به حكم تعلق گرفته نه به امتثال و حكم وجوب و حرمت قطعا تحقق يافته است و اطاعت كردن يا نكردن هيچ تأثيرى در صدور حكم و امر الهى نخواهد داشت.
چون واجب، واجب و حرام، حرام است چه مردم بخواهند و چه نخواهند. متأسفانه برخى روزنامهنويسان گمان كردهاند كه آيه شريفه انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا دلالت دارد بر اينكه مشروعيت ولايت الهى و اوامر وى نيز منوط به قبول بندگان است كه اگر آنها نپذيرند ولايت الهى تثبيت نمىشود ولى اينها ندانستهاند كه آيه شريفه در مقام بيان اختيار تكوينى انسان است نه در مقام بيان مشروعيت و عدم مشروعيت احكام و اوامر خداوند.
خدايا ترا سپاس كه اوامرت در همه جا سارى و جارى است و آثار تدبير و حكمتت در تمام موجودات كاملاً مشهود و معلوم است و هيچكس را ياراى انكار آن نيست. عَمِيَتْ عَينٌ لاَتراكَ عَلَيها رَقيبا كور است ديدهاى كه ترا بر خود حاضر و ناظر نبيند.
هر ذرّهاى از ذرات هستى به منزله آفتابى است كه نشانگر امر الهى و تدبير حكيمانه پروردگار عالم است و اگر بخواهيم امر خدا و آيات او را در جهان بيان كنيم مثنوى هفتاد من كاغذ شود چه آنكه بايستى درباره هر يك از اين عوالم كتابها نوشت و هر چه بيشتر دقت و تأمل كنى به علم و دانش بيشتر احساس نياز مىكنى تا آنجا كه خداوند پيامبرش را فرمود كه در دعا بگويد: «...ربّ زدنى علما»
و از آن حضرت نقل شده كه مىگفت: «الهى ارناالاشياء كما هى» خدايا پديدهها را آنگونه كه هست به ما نشان ده [تا حقايق را خوب بشناسيم] يكى از آيات شگفتآور خداوند اوضاع و احوال جنين است. جنين در رحم مادر از خون مادر از راه ناف تغذيه مىشود، در آنجا دهان و حلقوم و مرى و معده و رودهها و ششهايش كار نمىكنند تنها قلبش كار مىكند و خون را به ساير اعضاء مىفرستد ولى نه به اين كيفيت كه در بيرون رحم كار مىكند زيرا تصفيه خون و دريافت اكسيژن از طريق ششهاى مادر و قلب وى انجام مىشود. كودك در آنجا مستقيما تنفس ندارد. دريچههاى قلبش بر روى هم باز است ولى همين كه متولد مىشود، بىدرنگ به وسيله گريه كردن و ناله كردن يك باره ريهها و ششهايش باز مىشوند و نفس مىكشد و دريچههاى بطن راست و چپ قلب كه قبلاً باز بود بسته مىشود كه خونهاى آلوده به كربن با خونهاى تميز و حامل اكسيژن مخلوط نشود. در اينجا تنفس براى تصفيه خون شروع و تغذيه سلولها شروع مىشود.
كودك و جنينى كه در رحم مادر آنگونه زندگى مىكرد با تدبير و حكمت الهى يك باره وضعش عوض شده و زندگى نوينى را متناسب با فضا و محيط جديد آغاز مىكند نفس مىكشد گريه مىكند و سينه مادر را مىگيرد و مىمكد و حال آنكه با اين امور از پيش آشنا نبوده است اين كدام حسّ و شعور مرموزى است كه او را به اين امور هدايت مىكند كه زيستشناسان را به تحير واداشته كه بىاختيار نام خدا را به زبان مىآورند و در برابر آفريننده حكيم و توانا خاضع و خاشع مىشوند و مىگويند... فتبارك الله احسن الخالقين.
طنطاوى صاحب تفسير «الجواهر» در تفسير كلمه «ربالعالمين» اين موضوع را نقل مىكند: فرد محققى كه درباره جوجهها و جوجهكشى مطالعاتى انجام مىداد به اين نتيجه رسيد كه مهمترين عامل در تبديل نطفه موجود در تخممرغ به جوجه حرارت مخصوصى است كه در زير بال مرغ مادر نهفته است كه نطفه موجود در تخم مرغ (پس از بيست روز) به صورت جوجه كامل درآمده و از تخم بيرون مىآيد يعنى پس از آنكه مرغ مادر بر روى تخمها خوابيد و تخمها را زير پوشش حرارت بدن خود قرار داد نطفه شروع به تكامل كرده و به صورت جوجه درمىآيد به دنبال اين تجربه دستگاهى درست كرد و تخممرغها را در جعبهاى با همان درجه حرارت قرار داد ولى پس از بيست روز ديد كه تمام آنها فاسد شده است.
اين موضوع او را وادار به تحقيق و بررسى بيشتر كرد و پس از بررسى دريافت كه مرغ روزى چند بار تخممرغها را زيرورو مىكند و اين عمل مانع از فساد تخممرغها مىشود از اين رو او مشابه همين كار را در جعبههاى مخصوص انجام داد. اين بار با جوجههاى كامل و سالم روبرو شد. از اينجا دريافت مرغى كه درس نخوانده و آموزش نديده با غريزه طبيعى و خدادادى چنين حركت شگفتانگيز را انجام مىدهد و نيروى مرموز ماورايى است كه اين حيوان را هدايت مىكند. كه خود فرموده است: ...ألّذى أعطى كُلَّ شَىءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى. خدايى كه همه چيز را آفريده سپس او را هدايت كرده است. پس در همه جا حكمت و تدبير الهى ديده مىشود. تدبير حكيمانه الهى و امر تكوينى وى در سراسر عالم هستى گسترده و آشكار است و اين همه زيبايى نشانگر حمد و سپاس اوست كه تمام موجودات با زبان فطرت و خلقت حمدش مىكنند و سپاسش مىگويند. امروز كه سوار هواپيما مىشويد و با سرعت فوق صوت از كشورى به كشور ديگر رفت و آمد مىكنيد آيا هيچ فكر كردهايد كه اين همه قدرت و نيرو از كجا پديدار گشته است آيا اين غير از ظهور امر خدا است؟ اينها همه در پرتو قوانينى است كه خداوند منّان در عالم خلقت نهاده است و آنگاه كه بشر بخش كمى از اين قوانين را كشف كرد، توانست اين بار سنگين را در آسمان به پرواز درآورد و از شهرى به شهرى و از كشورى به كشور ديگر حركت كند.
وقتى به كابين هواپيما برويد مىبينيد چه دستگاههاى پيچيدهاى در آنجا تعبيه شده، كليدها و چراغها و چشمهاى الكترونيكى و كامپيوترهاى دقيق كه خلبانان در آنجا آنها را تحت كنترل دارند تمام اينها نشانههايى از سنن خلقت و نظام آفرينش است كه به امر الهى و حكمت وى سراسر هستى را فرا گرفته و از ذَرّه تا دُرّه و از كوچك تا بزرگ همه و همه زير پوشش امر او قرار دارند و هر كس به اين سنتها و قواعد بيشتر آشنا و آگاه شود به وسائل نوين و فناورى پيچيدهتر دست خواهد يافت آنها كه با تجارب خود و با نوآورى به ساخت ابزار و آلات پيشرفته مىپردازند و نام اختراع و اكتشاف بر آن مىنهند بايد بدانند كه در كنار سفره گسترده آفريدگار جهان نشستهاند و از اين سفره تغذيه كرده و نيرو مىگيرند آنها از خود چيزى نيافريده و چيزى ابداع نكردهاند بلكه در پرتو هوش و استعداد خدا داده و كشف قوانين جديد موادّ موجود را به صورتى نو و بديع عرضه مىكنند كه در واقع همه دست آورد خلقت و طبيعت است.
اينها گر چه در نظر ابتدايى ابداع و اختراع است ولى در واقع كشف قوانين و سنتهاى قديم خداوند جهان آفرين مىباشد كه در نهاد عالم نهاده است و آنچه جديد است علم و دانش بشرى است ولى مكشوفات و قوانين كشف شده از قديم در طبيعت وجود داشته و هنر بشر در كشف و در جمع و تفريق و تلفيق و استفاده بهينه از آنست كه قطعا قابل تقدير و تمجيد است ولى اين ستايش و تمجيد و تحميد نيز در نهايت برمىگردد به ذات اقدس پروردگار كه اين همه قوانين پيچيده و زيبا و اين همه نعمت و موهبت ارزشمند را در نهاد هستى بنا نهاده و افزون بر آن استعداد و زمينه كشف آنرا به انسانها ارزانى داشته است و آنها را به تحقيق و تعميق و تدبّر مامور ساخته است.
خدايا تو را سپاس كه هر چه ما به پيش مىرويم و به اسرار عالم آگاهتر مىشويم با اطمينان بيشتر و ايمان استوارتر مىگوييم الحمدالله الفاشى فى الخلق امره و حمده... خدايا تو را سپاس كه فرمان تدبيرت و ثناى تقديرت در سراسر عالم هستى هويدا و آشكار است.
الظاهر بالكرم مجده، الباسط بالجود يده الذى لاتنقص خزائنه ولايزيده كثرة العطاء الاّ جودا و كرما انه هوالعزيزالوهاب. حمد از آنِ تو است كه مجد و عظمت و بزرگوارى تو در پرتو جود و كرم بر هيچكس پوشيده نيست خدايى كه به جود و بخشايش دستش را گشوده است و فراوانى عطا جز جود و كرم بر او نيافزايد و هر چه عطا مىكند دامنه فيض و بستر جودش گستردهتر و زمينه افاضهاش فراهمتر مىشود زيرا گستره فيض در دوام و بقاء به جود و كرمى ديگر نيازمند است و دم به دم از استمرار فيض قدسى مدد گيرد. جهان هستى در حال نو شدن است و در هر حال و در هر آن نيازمند به پرتوى جديد است.
هر زمان نو مىشود دنيا و ما
غافل از اين نو شدن اندر بقا
هر معلول و مخلوق در حدوث و در بقا نيازمند به خالق و آفريدگار فيّاض است كه رحمن و رحيم و بخشاينده است. از اوصاف او صفت «وهّاب» است كه با مبالغه در قرآن مكرر آمده است:
1ـ رَبَّنا لا تَزِغْ قُلُوبَنا بَعدَ اذ هَدَيْتَنا وَهَبْ لنا مِنْ لَدُنكَ رَحمةً إنّك أنتَ الوَهّاب
پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردى دلهايمان را (از راه حق) برمگردان و از نزد خود ما را رحمتى ده كه تو بسيار بخشندهاى.
2ـ ام عندهم خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّك العزيزالوهّاب
مگر خزائن رحمت پروردگار عزيز و بسيار بخشنده در اختيار آنها است (كه هر چه بخواهند بذل و بخشش كنند؟)
3ـ قال رَبِّ اغْفِرلى وَهَبْ لى مُلْكا لاينبغى لأحَدٍ من بعدى إنّكَ أنتَ الوَهّاب
(سليمان) گفت: خدايا مرا ببخش و به من قدرت و شوكتى ده كه پس از من كسى را نشايد. براستى تو بسيار بخشايندهاى.
ادامه دارد ... .
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124