داخلی     مقاله     انديشه
ترجمه و شرح دعای افتتاح (22)
  «ترجمه و شرح دعای افتتاح» عنوان کتابی است که توسط آیت الله محمدرضا مهدوی کنی تالیف شده است. قسمت های مختلف این کتاب به گونه ای سلسله وار در این بخش برای مطالعه علاقمندان قرار خواهد گرفت.
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۸
کد مطلب : 32444
ترجمه و شرح دعای افتتاح (22)
امر تكوينى و تشريعى
سؤال: اگر امر خدا تخلّف بردار نيست پس چرا نسبت به اوامر الهى كه به وسيله انبياء و پيامبران عليهم‏السلام ابلاغ شده است اين همه تخلف و نافرمانى ديده مى‏شود؟ 

پاسخ اين است كه اوامر خداوند دوگونه است: تكوينى و تشريعى.
امر تكوينى در ارتباط با آفرينش و سنن آنست كه اراده حتمى خداوند بر تحقق آن تعلق گرفته است و هيچ گاه تخلف نمى‏پذيرد. اين امر، امر خلقى و تكوينى است كه با اصل هستى و سير هستى مرتبط است. ولى او امر تشريعى در ارتباط با قانون گذارى و دستورهاى شرعى است يعنى بايدها و نبايدها كه اجراء آن برعهده انسان است و چون خداوند انسان را مختار و با اراده آفريده است مى‏تواند اطاعت كند يا اطاعت نكند.
انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا

البته اين به آن معنا نيست كه اوامر الهى الزامى نبوده و متخلف گناهكار نباشد بلكه مقصود آن است كه انسان در ساختار طبيعى به گونه‏اى آفريده شده است كه مى‏تواند تخلف كند ولى شرعا مكلّف و موظف است چنانكه در تمام قوانين انسان موظف است در عين حال كه مى‏تواند تخلف كند و قانون هيچ گاه اختيار و توان را از انسان سلب نمى‏كند و تفاوت ميان قوانين موضوعه و سنن طبيعى در اين نكته نهفته است و به عبارت ديگر قوانين موضوعه الزام‏آور است ولى جبر آفرين نيست يعنى تكليف شرعى و قانونى در عين الزام اختيار را از انسان سلب نمى‏كند و انسان را مانند جماد و نبات بى‏اراده و اختيار نمى‏كند.

قانون انسان را موظف و ملزم مى‏كند كه با اختيار و اراده خويش قانون را اجرا كند و امتياز انسان در همين است كه برخلاف تمايلات نفسانى و طبيعى زير بار قانون مى‏رود و مصالح را برمطامع و تمايلات شخصى مقدم مى‏دارد و خداوند اراده كرده است كه انسان با اختيار خويش فرمانبردار باشد پس هيچ گاه در اراده الهى تخلّفى رخ نداده است زيرا خواست خدا همين بوده كه مردم با اختيار اوامر او را پذيرا باشند و به عبارت ديگر قوانين موضوعه داراى سه ركن است آمر، مأمور و تكليف.

پس از تحقق اين اركان نوبت مى‏رسد به مقام امتثال و اطاعت. بنابراين اطاعت و عدم اطاعت در تحقق تكليف اثرى ندارد زيرا خداوند به اراده تشريعى چيزى را واجب يا حرام كرده و اين اراده عملى شده است يعنى تكليف از سوى خداوند صادر شده و در لوح محفوظ ثبت است «حلال محمد حلال الى يوم القيامة و حرامه حرام الى يوم القيامه» چه مردم بپذپرند و چه نپذيرند و تخلف مردم، حكم خدا و اراده الهى را تغيير نمى‏دهد و كسى نمى‏تواند در اراده و حكم خدا دخل و تصرفى كند ولى اجراء آن به انسان محول شده است و بعهده انسانها نهاده شده است كه او با اختيار و اراده از امر خدا تخلف كرده است پس تخلف از مامور است كه حكم را اجراء نكرده است ولى حكم خدا براى هميشه سارى و جارى است و نافرمانى انسان در دوام و بقاء و فعليّت و تنجيز آن تاثيرى ندارد و امتثال و عدم امتثال و به عبارت ديگر اطاعت و عدم اطاعت مكلف در امر و اراده الهى و فعليت و تنجّز حكم نفيا و اثباتا هيچگونه تاثيرى ندارد خداوند خواسته كه نماز واجب و غيبت حرام باشد و اين اراده محقق شده چه مكلف اطاعت كند يا نكند و ثواب و عقاب و اطاعت و عصيان از اين طريق ثابت مى‏شود. منتهى نوع و محتوى امر تفاوت مى‏كند در اوامر تكوينى مفاد امر اين است كه بايد فلان موضوع و فلان حادثه در خارج تحقق پيدا كند ولى در تشريعى مفاد امر اين است كه فلان كار واجب يا حرام است و وجوب و حرمت در هر حال متحقق و ثابت است و هيچ چيز مانع از فعليت احكام خدا نمى‏باشد و در حكم خدا تغييرى رخ نداده و تخلّفى صورت نگرفته است يعنى اگر تخلّفى رخ داده نه در حكم كه در امتثال آن بوده است، زيرا اراده الهى و امر او به حكم تعلق گرفته نه به امتثال و حكم وجوب و حرمت قطعا تحقق يافته است و اطاعت كردن يا نكردن هيچ تأثيرى در صدور حكم و امر الهى نخواهد داشت.

چون واجب، واجب و حرام، حرام است چه مردم بخواهند و چه نخواهند. متأسفانه برخى روزنامه‏نويسان گمان كرده‏اند كه آيه شريفه انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا دلالت دارد بر اينكه مشروعيت ولايت الهى و اوامر وى نيز منوط به قبول بندگان است كه اگر آنها نپذيرند ولايت الهى تثبيت نمى‏شود ولى اينها ندانسته‏اند كه آيه شريفه در مقام بيان اختيار تكوينى انسان است نه در مقام بيان مشروعيت و عدم مشروعيت احكام و اوامر خداوند.

خدايا ترا سپاس كه اوامرت در همه جا سارى و جارى است و آثار تدبير و حكمتت در تمام موجودات كاملاً مشهود و معلوم است و هيچكس را ياراى انكار آن نيست. عَمِيَتْ عَينٌ لاَتراكَ عَلَيها رَقيبا كور است ديده‏اى كه ترا بر خود حاضر و ناظر نبيند.

هر ذرّه‏اى از ذرات هستى به منزله آفتابى است كه نشانگر امر الهى و تدبير حكيمانه پروردگار عالم است و اگر بخواهيم امر خدا و آيات او را در جهان بيان كنيم مثنوى هفتاد من كاغذ شود چه آنكه بايستى درباره هر يك از اين عوالم كتابها نوشت و هر چه بيشتر دقت و تأمل كنى به علم و دانش بيشتر احساس نياز مى‏كنى تا آنجا كه خداوند پيامبرش را فرمود كه در دعا بگويد: «...ربّ زدنى علما»

و از آن حضرت نقل شده كه مى‏گفت: «الهى ارناالاشياء كما هى» خدايا پديده‏ها را آنگونه كه هست به ما نشان ده [تا حقايق را خوب بشناسيم] يكى از آيات شگفت‏آور خداوند اوضاع و احوال جنين است. جنين در رحم مادر از خون مادر از راه ناف تغذيه مى‏شود، در آنجا دهان و حلقوم و مرى و معده و روده‏ها و شش‏هايش كار نمى‏كنند تنها قلبش كار مى‏كند و خون را به ساير اعضاء مى‏فرستد ولى نه به اين كيفيت كه در بيرون رحم كار مى‏كند زيرا تصفيه خون و دريافت اكسيژن از طريق شش‏هاى مادر و قلب وى انجام مى‏شود. كودك در آنجا مستقيما تنفس ندارد. دريچه‏هاى قلبش بر روى هم باز است ولى همين كه متولد مى‏شود، بى‏درنگ به وسيله گريه كردن و ناله كردن يك باره ريه‏ها و شش‏هايش باز مى‏شوند و نفس مى‏كشد و دريچه‏هاى بطن راست و چپ قلب كه قبلاً باز بود بسته مى‏شود كه خونهاى آلوده به كربن با خونهاى تميز و حامل اكسيژن مخلوط نشود. در اينجا تنفس براى تصفيه خون شروع و تغذيه سلولها شروع مى‏شود.

كودك و جنينى كه در رحم مادر آنگونه زندگى مى‏كرد با تدبير و حكمت الهى يك باره وضعش عوض شده و زندگى نوينى را متناسب با فضا و محيط جديد آغاز مى‏كند نفس مى‏كشد گريه مى‏كند و سينه مادر را مى‏گيرد و مى‏مكد و حال آنكه با اين امور از پيش آشنا نبوده است اين كدام حسّ و شعور مرموزى است كه او را به اين امور هدايت مى‏كند كه زيست‏شناسان را به تحير واداشته كه بى‏اختيار نام خدا را به زبان مى‏آورند و در برابر آفريننده حكيم و توانا خاضع و خاشع مى‏شوند و مى‏گويند... فتبارك الله احسن الخالقين.

طنطاوى صاحب تفسير «الجواهر» در تفسير كلمه «رب‏العالمين» اين موضوع را نقل مى‏كند: فرد محققى كه درباره جوجه‏ها و جوجه‏كشى مطالعاتى انجام مى‏داد به اين نتيجه رسيد كه مهمترين عامل در تبديل نطفه موجود در تخم‏مرغ به جوجه حرارت مخصوصى است كه در زير بال مرغ مادر نهفته است كه نطفه موجود در تخم مرغ (پس از بيست روز) به صورت جوجه كامل درآمده و از تخم بيرون مى‏آيد يعنى پس از آنكه مرغ مادر بر روى تخم‏ها خوابيد و تخم‏ها را زير پوشش حرارت بدن خود قرار داد نطفه شروع به تكامل كرده و به صورت جوجه درمى‏آيد به دنبال اين تجربه دستگاهى درست كرد و تخم‏مرغ‏ها را در جعبه‏اى با همان درجه حرارت قرار داد ولى پس از بيست روز ديد كه تمام آنها فاسد شده است.

اين موضوع او را وادار به تحقيق و بررسى بيشتر كرد و پس از بررسى دريافت كه مرغ روزى چند بار تخم‏مرغها را زيرورو مى‏كند و اين عمل مانع از فساد تخم‏مرغ‏ها مى‏شود از اين رو او مشابه همين كار را در جعبه‏هاى مخصوص انجام داد. اين بار با جوجه‏هاى كامل و سالم روبرو شد. از اينجا دريافت مرغى كه درس نخوانده و آموزش نديده با غريزه طبيعى و خدادادى چنين حركت شگفت‏انگيز را انجام مى‏دهد و نيروى مرموز ماورايى است كه اين حيوان را هدايت مى‏كند. كه خود فرموده است: ...ألّذى أعطى كُلَّ شَى‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى. خدايى كه همه چيز را آفريده سپس او را هدايت كرده است. پس در همه جا حكمت و تدبير الهى ديده مى‏شود. تدبير حكيمانه الهى و امر تكوينى وى در سراسر عالم هستى گسترده و آشكار است و اين همه زيبايى نشانگر حمد و سپاس اوست كه تمام موجودات با زبان فطرت و خلقت حمدش مى‏كنند و سپاسش مى‏گويند. امروز كه سوار هواپيما مى‏شويد و با سرعت فوق صوت از كشورى به كشور ديگر رفت و آمد مى‏كنيد آيا هيچ فكر كرده‏ايد كه اين همه قدرت و نيرو از كجا پديدار گشته است آيا اين غير از ظهور امر خدا است؟ اين‏ها همه در پرتو قوانينى است كه خداوند منّان در عالم خلقت نهاده است و آنگاه كه بشر بخش كمى از اين قوانين را كشف كرد، توانست اين بار سنگين را در آسمان به پرواز درآورد و از شهرى به شهرى و از كشورى به كشور ديگر حركت كند.

وقتى به كابين هواپيما برويد مى‏بينيد چه دستگاه‏هاى پيچيده‏اى در آنجا تعبيه شده، كليدها و چراغها و چشم‏هاى الكترونيكى و كامپيوترهاى دقيق كه خلبانان در آنجا آنها را تحت كنترل دارند تمام اينها نشانه‏هايى از سنن خلقت و نظام آفرينش است كه به امر الهى و حكمت وى سراسر هستى را فرا گرفته و از ذَرّه تا دُرّه و از كوچك تا بزرگ همه و همه زير پوشش امر او قرار دارند و هر كس به اين سنتها و قواعد بيشتر آشنا و آگاه شود به وسائل نوين و فناورى پيچيده‏تر دست خواهد يافت آنها كه با تجارب خود و با نوآورى به ساخت ابزار و آلات پيشرفته مى‏پردازند و نام اختراع و اكتشاف بر آن مى‏نهند بايد بدانند كه در كنار سفره گسترده آفريدگار جهان نشسته‏اند و از اين سفره تغذيه كرده و نيرو مى‏گيرند آنها از خود چيزى نيافريده و چيزى ابداع نكرده‏اند بلكه در پرتو هوش و استعداد خدا داده و كشف قوانين جديد موادّ موجود را به صورتى نو و بديع عرضه مى‏كنند كه در واقع همه دست آورد خلقت و طبيعت است.

اينها گر چه در نظر ابتدايى ابداع و اختراع است ولى در واقع كشف قوانين و سنتهاى قديم خداوند جهان آفرين مى‏باشد كه در نهاد عالم نهاده است و آنچه جديد است علم و دانش بشرى است ولى مكشوفات و قوانين كشف شده از قديم در طبيعت وجود داشته و هنر بشر در كشف و در جمع و تفريق و تلفيق و استفاده بهينه از آنست كه قطعا قابل تقدير و تمجيد است ولى اين ستايش و تمجيد و تحميد نيز در نهايت برمى‏گردد به ذات اقدس پروردگار كه اين همه قوانين پيچيده و زيبا و اين همه نعمت و موهبت ارزشمند را در نهاد هستى بنا نهاده و افزون بر آن استعداد و زمينه كشف آنرا به انسانها ارزانى داشته است و آنها را به تحقيق و تعميق و تدبّر مامور ساخته است.

خدايا تو را سپاس كه هر چه ما به پيش مى‏رويم و به اسرار عالم آگاه‏تر مى‏شويم با اطمينان بيشتر و ايمان استوارتر مى‏گوييم الحمدالله الفاشى فى الخلق امره و حمده... خدايا تو را سپاس كه فرمان تدبيرت و ثناى تقديرت در سراسر عالم هستى هويدا و آشكار است.

الظاهر بالكرم مجده، الباسط بالجود يده الذى لاتنقص خزائنه ولايزيده كثرة العطاء الاّ جودا و كرما انه هوالعزيزالوهاب. حمد از آنِ تو است كه مجد و عظمت و بزرگوارى تو در پرتو جود و كرم بر هيچكس پوشيده نيست خدايى كه به جود و بخشايش دستش را گشوده است و فراوانى عطا جز جود و كرم بر او نيافزايد و هر چه عطا مى‏كند دامنه فيض و بستر جودش گسترده‏تر و زمينه افاضه‏اش فراهم‏تر مى‏شود زيرا گستره فيض در دوام و بقاء به جود و كرمى ديگر نيازمند است و دم به دم از استمرار فيض قدسى مدد گيرد. جهان هستى در حال نو شدن است و در هر حال و در هر آن نيازمند به پرتوى جديد است.

هر زمان نو مى‏شود دنيا و ما
غافل از اين نو شدن اندر بقا

هر معلول و مخلوق در حدوث و در بقا نيازمند به خالق و آفريدگار فيّاض است كه رحمن و رحيم و بخشاينده است. از اوصاف او صفت «وهّاب» است كه با مبالغه در قرآن مكرر آمده است:

1ـ رَبَّنا لا تَزِغْ قُلُوبَنا بَعدَ اذ هَدَيْتَنا وَهَبْ لنا مِنْ لَدُنكَ رَحمةً إنّك أنتَ الوَهّاب
پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردى دلهايمان را (از راه حق) برمگردان و از نزد خود ما را رحمتى ده كه تو بسيار بخشنده‏اى.

2ـ ام عندهم خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّك العزيزالوهّاب
مگر خزائن رحمت پروردگار عزيز و بسيار بخشنده در اختيار آنها است (كه هر چه بخواهند بذل و بخشش كنند؟)

3ـ قال رَبِّ اغْفِرلى وَهَبْ لى مُلْكا لاينبغى لأحَدٍ من بعدى إنّكَ أنتَ الوَهّاب
(سليمان) گفت: خدايا مرا ببخش و به من قدرت و شوكتى ده كه پس از من كسى را نشايد. براستى تو بسيار بخشاينده‏اى. 


ادامه دارد ... .

منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124