بهار در زمستان
نوزده دی ماه، آغاز درخشش دوباره نهضت اسلامی و در واقع بهار جنبش اسلامی ملت ایران است. نوزده دی ماه، نقطه آغازین فروپاشی کاخ استبداد و درهم پیچیده شدن نظام شاهنشاهی است. نوزده دی ماه، هم اعلام حمایت از مقام روحانیت و مرجعیت، و هم پاسخی کوبنده به تمام یاوه گویانی است که برای هجوم به اسلام و ارزش های اسلامی، به نماد آن، یعنی روحانیت حمله می کنند. قیام نوزده دی، سرانجام مقابله با اسلام را به نمایش گذاشت.
شهر قم
قم از آن روز که میزبان حضرت معصومه علیهاالسلام دختر موسی بن جعفر علیه السلام شد، مرکز شیفتگان علوم اهل بیت علیهم السلام و عاشقان خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله گردید. قم دارالعلم و محل نورافشانی به دیگر سرزمین هاست. همه جا شیعه و دوستدار مکتب اهل بیت علیهم السلام وجود دارد، ولی نگاه امید همه آنها به دارالایمان، قم می باشد. در حقیقت شیعه و جامعه اسلامی از قم تغذیه می شود. قم، مهد علم و پایگاه روحانیت و تکیه گاه مبلغان دین است. اما گذشته از همه اینها، در نهضت اسلامی نیز جرقه انقلاب در نوزده دی ماه 1356 از همین شهر مقدس زده شد و شعله هایش دامن کاخ نشینان شاهنشاهی را گرفت.
جرقه انقلاب
در زمان رژیم شاهنشاهی، گرچه هماره مقالات نویسندگان و سخنان سخنورانِ درباری، پر بود از یاوه گویی و سخن پراکنی و گاه نیز تعرض به اسلام، ولی این بار در هفده دی ماه 1356 به بهانه بزرگداشت مقام زن، مقاله ای در روزنامه اطلاعات منتشر گردیده بود که با بردن نام امام خمینی رحمه الله آن هم به گونه ای اهانت آمیز، به صورت مستقیم روحانیت شیعه و مقام مرجعیت را هدف قرار می داد. اهانت روزنامه اطلاعات به آیت اللّه العظمی امام خمینی رحمه الله ، حتی از نظر قوانین مطبوعات رژیم شاه هم خلاف قانون بود؛ چرا که جایگاه ایشان به عنوان «مرجع تقلید» باید محترم شمرده می شد. این حرکت ناشیانه، آن قدر احمقانه بود که بعدها هیچکدام از دست اندرکاران رژیم، مسئولیت آن را بر عهده نگرفت؛ گرچه بدون تردید امضا و تأئید دربار شاهنشاهی برپای آن مقاله انکار ناشدنی است. این مقاله اهانت آمیز به جرقه ای مبدل شد که اثر آن سراسر کشور را در بر گرفت.
قیام قم
به بهانه گرامی داشت روز زن، یک مقاله در گوشه یک روزنامه چاپ شد، ولی عمق فاجعه و زشتی کلمات مقاله، آن چنان بود که قم به قیام افتاد. از فردای هفده دی، قم به تلاطم کشیده شد و موجی به راه افتاد که یک سال بعد چونان سیلی بنیان برانداز، بنیان خاندان شاهنشاهی را از جای برکند. قیام قم، اساس نظامی را زیر و زبر کرد که به پشتوانه دو هزار و پانصد ساله خود مفتخر بود. قیام قم در اوج سکوت و خفقان و در مقابل تیغ طاغوتیان، در آن زمستان سرد و لبریز از ظلمت، نویدبخش سبزی و طراوت بود. قیام نوزده دی ماه قم، همه قعودها را به قیام مبدل ساخت و با حرکت مستمرش، بر دژهای به ظاهر تسخیرناپذیر طاغوتیان تاخت.
شکل گیری قیام
با توزیع روزنامه اطلاعات در قم و آگاه شدن روحانیت و عموم مردم از مقاله اهانت آمیز آن به حضرت امام خمینی رحمه الله ، حرکاتِ اعتراضی به گونه ای خود جوش پدیدار گشت. درس های حوزه و حتی مدارس دولتی نیز تعطیل شد. بازار به نشانه اعتراض بسته شد و منزل مراجع معظم تقلید مأمن و مأوای مردمی گردید که از اهانت به سربازان برجسته اسلام نگران شده بودند. آن روز مراجع بزرگ در سخنان خود، از یک طرف از مقام شامخ امام خمینی رحمه الله تمجید کردند و لزوم حفظ حریم مرجعیت را یادآور شدند و از طرف دیگر، مردم به خروش آمده را دلداری و تسلی بخشیدند؛ اما قم همچنان در آستانه انقلاب بود.
روند قیام
روز نوزده دی ماه سال 1356، قم در آتش خشم فرو خفته بود و حرکت سیل آسای مردم به سوی منزل بزرگان ادامه داشت. صبح آن روز، بزرگان حوزه به دفاع از حریم مرجعیت و نیز دفاع از شخصیت امام خمینی رحمه الله پرداختند. عصر آن روز نیز قم شاهد راهپیمایی مردم بود. در حقیقت این دومین روز پیاپی بود که مردم قم با همراهی حوزه علمیه، هم زمان و هم زبان به اعتراض بر ضد رژیم شاه و حمایت از امام مشغول بودند. آنچه به این راهپیمایی جلوه ای دیگر می داد، حرکت همراه با سکوت مردم بود؛ سکوتی که از هزاران فریاد، اثری بیشتر و تأثیری ژرف تر داشت. با این حال حتی این راهپیمایی آرام و بی صدا نیز برای حامیان شاه قابل تحمل نبود.
وقوع فاجعه
غروب نوزده دی ماه 1356 در قم، این بار شاهد طلوع نور و آغاز جنبشی خونین بود. راهپیمایی آرام مردم به پایان خود نزدیک می شد، ولی مأموران گارد شاهنشاهی بهانه ای برای هجوم به مردم پیدا نکرده بودند. بنابراین، خود دست به کار شده، شیشه یک بانک را شکستند و بدین بهانه که مردم اغتشاش کرده و در خیابان سد معبر نموده اند، با سلاح گرم و سرد به مردم حمله کردند؛ مردمی که تنها اتهامشان دفاع از ارکان اسلام و حمایت از مرجعیت شیعه بود. نوزده دی ماه پایان گرفت، ولی سنگفرش خیابان، به خون شهدای مظلوم قم آغشته و آثار هجوم وحشیانه نیروهای شاهنشاهی، در جای جای کوچه و خیابان نمایان بود.
غروب حادثه
در غروب نوزده دی ماه 1356، همه چیز خاتمه یافته و شهر در اختیار نیروهای امنیتی و شهربانی شاه بود. مجروحان حادثه در خانه ها یا درمانگاه های غیردولتی، سفیرانِ انقلاب بودند. شهدای آن روز قیام قم، از جان خود گذشتند و با خون خود نوشتند «یا مرگ یا خمینی» و این شعاری بود که بعدها بسیاری آن را عملی نموده و جلوه ای از عشق به اسلام، مکتب و رهبر خویش را به نمایش گذاشتند. در غروب نوزده دی، مردم قم پایه های قیامی را محکم ساختند که یک سال بعد به ثمر نشست و ستمگران را از اریکه قدرت به خاک ذلت نشاند.
حضور همگانی
قیام نوزده دی ماه قم، یک ویژگی برجسته داشت؛ ویژگی ای که در میان انقلاب های جهان، تنها در انقلاب اسلامی ایران نمایان بود. در حقیقت حرکت آن روز مردم قم، نمونه ای از مشارکت ایران اسلامی در یک «انقلاب به نام خدا» بود. همگان به میدان آمده بودند؛ پیر و جوان، مرد و زن، کوچک و بزرگ، روحانی و بازاری، کارگر و اداری، همه و همه به تعطیل درس و کار پرداختند، به خیابان ها سرازیر شدند و دیوار سکوتِ در مقابل رژیم پهلوی را شکستند. انقلاب اسلامی، نمونه ای از یک حضور فراگیر و مردمی بود که با هدایت، راهنمایی و روشنگری روحانیت شکل گرفت و در پرتو آن، آثار حمایت از مقام شاگردان مکتب امام صادق علیه السلام و دفاع از ارکان مرجعیت بر همگان آشکار شد.
بهار جاودانی
قیام نوزده دی ماه در سرمای زمستان پدید آمد، ولی این حرکت همانند روحی تازه در کالبد جامعه آن روز دمیده شد. این قیام، چونان خون تازه در پیکره منجمد مردم جوشیدن گرفت. سپس، ایران و ایرانی هم رنگ و هماهنگ شد و هر مسلمان و هر وطن پرست واقعی به حرکت درآمد. در چهلم شهدای قم، تبریز لبریز از خشم شد و یزد و جهرم و مشهد و چهارگوشه کشور به جنبش درآمد.
بدون تردید قیام نوزده دی ماه 1356، نقطه آغازین و درخشانی در بزرگ ترین و مردمی ترین انقلاب قرن بیستم بود که با تحولاتی باور نکردنی به بار نشست و از میانه آن، 22 بهمن 1357 جلوه گر شد.
فاجعه بزرگ
از فردای نوزده دی 1356، بازتاب بین المللی آن آغاز شد. از نخستین واکنش ها درباره این حادثه، کلام امام خمینی رحمه الله بود که فرمود: «متحیرم که این فاجعه را، این فاجعه بزرگ را به که تسلیت بگویم. آیا به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمّه معصومین علیهم السلام و حضرت حجّت - سلام اللّه علیه - تسلیت بگویم یا به امت اسلام...، به ملت مظلوم ایران تسلیت بگویم یا به اهالی محترم قم،... یا به حوزه های علمیه و علمای اعلام؟ به کی باید تسلیت گفت؟» امام خمینی رحمه الله در عین حال می فرمود: «از کی باید تشکر کرد در این قضایا که برای اسلام پیش می آید و این ملت بیدار در مقابل این مصیبت ها استقامت می کند، کُشته می دهد. ... ملت ایران، ملت بیداری است؛ ملت هشیار و مقاومی است، این ایستادگی به نتیجه خواهد رسید».
قیام 19 دی در نگاه اندیشمندان
حامد الگار
حادثه نوزده دی، سرآغاز انقلاب بزرگی بود که با نام امام خمینی رحمه الله همه جا معرفی شد. حامد الگار، اسلام شناس فرانسوی در این باره می نویسد: «روزنامه های تحت کنترل دولت در ژانویه 1978 (برابر با دی ماه 1356) مقاله ای را منتشر کردند که طی آن، با کلماتی موهن و بی اساس، به آیت اللّه خمینی توهین کرده بودند. آن مقاله، واکنش خشم آلود مردم قم را به سرعت برانگیخت. پس از اولین قیام مردم قم که با کشتاری سنگین فرونشست، یک رشته تظاهرات و اعتراضات در سرتاسر کشور دَرگرفت که هر زمان شدت و قدرت بیشتری می گرفت. این تظاهرات ادامه داشت تا در دسامبر 1978 (برابر با آذر و دی ماه 1357) تظاهراتی صورت گرفت که نه تنها عظیم ترین تظاهرات تاریخی ایران بود، که عظیم ترین تظاهرات تاریخ معاصر جهان به شمار می آمد و همین تظاهرات، موجب شد که شاه به تبعید رود و راه برای پیروزی نهایی انقلاب هموار گردد».
نیکی آر.کدی
یکی از کسانی که درباره حادثه نوزده دی اظهار نظر نموده، خانم نیکی. آر.کِدی، نویسنده آمریکایی است. وی می نویسد: «در ژانویه 1978 (برابر با دی ماه 1356) رژیم نشان داد که در ارزیابی قدرت مخالفین مذهبی خود، دچار سوء محاسبه عجیبی است که در نتیجه، یکی از قدم های نابود کننده خود را بَرداشت. بر اساس گزارش های موجود، به دستور شاه مقاله ای در روزنامه نیمه رسمی اطلاعات چاپ شد که در آن به شدت به آیت اللّه خمینی حمله و توهین شده بود.... حوادث بعدی نشان داد که این عمل، از سوء محاسبه های بسیار وخیم رژیم بوده است. روز بعد، طلبه های مراکز آموزشی قم دست به یک تظاهرات وسیع و تحصّن زدند که نیروهای امنیتی رژیم آن را در هم شکستند. این خونین ترین حادثه بعد از حوادث سال 1342 بود».
تیشه بر ریشه
رژیم پهلوی اگرچه در برابر قیام نوزده دی با سکوت برخورد کرد و به کشتار و زندان و تبعید علما، روحانیان و حتی مردم عادی پرداخت، ولی اینها گام هایی بود که رژیم شاه در سرعت بخشی فروپاشی خود بر می داشت. در واکنش به اقدامات رژیم پهلوی، امام خمینی رحمه الله به ملت نوید پیروزی می داد و می فرمود: «به ملت شریف ایران مژده می دهم که رژیم جابرانه شاه، نفس های آخرش را می کشد. ... من به ملت ایران با این بیداری و هوشیاری و این روحیه قوی و شجاعت بی مانند، نوید پیروزی می دهم؛ پیروزی توأم با سربلندی و افتخار؛ پیروزی توأم با استقلال و آزادی؛... پیروزی توأم با بر چیده شدن بساط ستمگران و انقراض دودمان سیاه روی پهلوی.... ملتی که پشتیبانش اسلام و قرآن و نهضتش برای خدا و بسط عدالت و محو ستمکاری است، پیروز است».
فریادهای پرخروش
مقام معظم رهبری، درباره قیام مردم قم فرمودند: «نوزدهم دی ماه، یادآور قهرمانی های مردم ایثارگر قم، شهر خون و شهادت و روز آغاز مبارزه قاطع و مستمر امت اسلامی با رژیم منحوس پادشاهی است. در نوزدهم دی ماه 1356 و در اوج قدرت رژیم شیطانی پهلوی، در روزهایی که استبداد به جنون کشیده شاه خائن، کار عُمّال و کارگزاران رژیم را به گستاخی و وقاحت کشانده و اختناق حاکم، همه فریادهای ملت محروم و دربند را در سینه خفه کرده بود، یکباره فریاد پُرخروش و هماهنگ مردم قم، آسمان ایران را شکافت و خواب دژخیمان پهلوی را برآشفت.... قیام دلیرانه مردم قم، نقطه شروع مبارزه بی امان بود که تا لحظه سقوط حکومت رجاله گان رژیم پهلوی ادامه یافت».
عالمان دین و قیام 19 دی
آیت اللّه گلپایگانی رحمه الله
با وقوع حادثه دلخراش نوزده دی، مراجع بزرگ قم افزون بر تعطیل کردن درس و سخنرانی در اعلام انزجار از مقاله جسارت آمیز روزنامه اطلاعات، به صدور اعلامیه پرداختند. در بیانیه مرحوم آیت اللّه گلپایگانی آمده بود: «مقالات اخیر بعضی جراید و حمله به احکام مقدس اسلام و تهمت و توهین به مقام شامخ روحانیت، موجب نگرانی و انزجار و تشنج شدید گردید و مأمورین دولت به جای توجه به اعتراض صحیح و منطقی آقایان یا طلاب و مردم بی دفاع، اعمالی که در تمام جوامع بشری محکوم است، مرتکب و با اسلحه گرم با آنها رو به رو شدند... مسئولیت این حوادث فجیع که هم اکنون با دستگیری و تبعید بعضی فضلا و طلاب محترم و سلب آزادی از مردم ادامه دارد، متوجه آنها [رژیم شاه]ست و در برابر خداوند متعال مسئول هستند و جوابی نخواهند داشت».
آیت اللّه مرعشی رحمه الله
مرحوم آیت اللّه مرعشی نجفی در پی چاپ مقاله و بروز حادثه خونین نوزده دی، پیامی صادر نمودند که با آیه استرجاع آغاز و با شکایت به درگاه الهی خاتمه یافته بود. در بخشی از این پیام چنین آمده بود: «با کمال تأسف و تأثر، پیشامد ناگوار و جان گداز و اسفناک این چند روزه در شهر مقدس قم، به قتل و شتم و ضرب عده ای از طلاب حوزه مقدسه علمیه و غیرهم که به دنبال اعتراض به پاره ای از مطبوعات که در آن به مقام شامخ روحانیت و مقدسات دینی و اهانت به حضرت آیت اللّه خمینی ـ دامت برکاته - شده، موجب تشنج افکار و جریحه دار شدن قلوب مؤمنین خاصه جامعه روحانیت گردید. لذا مصادر امور را مسئول این قضایا می دانیم و شدیدا معترض هستیم. امید است خداوند سبحان اجر جزیل و صبر جمیل به اولیای مقتولین [داده] و مرتکبین این فجایع و خونریزی را مجازات بفرماید».
استادان حوزه
در پیام جمعی از استادان و فضلای حوزه علمیه قم که به مناسبت قیام خونین نوزده دی صادر گردید، ضمن ارائه گزارش به مردم، از عملکرد رژیم شاهنشاهی ابراز انزجار شده بود. بخشی از آن پیام چنین است: «فاجعه خونین قم، موجب نگرانی و هیجان شدید همگان گردید. بلا فاصله به دستور مراجع، تمامی درس های حوزه علمیه تعطیل شد و مسلمانان شریف و غیور شهرستان قم، به حمایت از مذهب و پشتیبانی از مراجع بزرگ، دست از کار کشیده، بازار و خیابان ها را عموما تعطیل کردند.... آیا اگر مردمی برای دفاع از حریم مقدس اسلام در کمال آرامش به منزل زُعمای دینی رفتند، باید به آتش بسته شوند؟! ما ضمن تسلیت به پیشگاه مقدس ولی عصر ـ ارواحنا له الفداء ـ و عالَم روحانیت و عموم مسلمین، بدین وسیله مراتب انزجار و تنفر شدید خود را از این اعمال وحشیانه و مجریان این جنایات ابراز داشته، توفیق عموم ملل مسلمان را در دفاع از حریم مقدس اسلام از خداوند بزرگ مسئلت داریم».
آثار قیام نوزده دی
بی گمان اوج گیری نهضت امام خمینی رحمه الله که در سال 1341 آغاز شد، با قیام نوزده دی ماه حیاتی دوباره پیدا کرد. این بار این حرکت آن قدر تداوم یافت تا پیروزی قطعی را به دست آورد. در فاصله یک سال از قیام نوزده دی تا پیروزی در بیست و دوم بهمن 1357، دست آوردهایی گران بها به دست آمد. بیداری روزافزون ملت، شکسته شدن سد خفقان، روشن شدن هویت اصلی انقلاب، افشای شعارهای دروغین حکومت، گسترش نفوذ امام خمینی رحمه الله و فراگیر شدن نهضت اسلامی، برنامه ریزی و هماهنگی در گروه های مبارز مذهبی و در نتیجه سرعت بخشیدن به روند انقلاب، از جمله پیامدهای قیام خون بار نوزده دی به شمار می آید.
منابع:
1. جواد ملایی پور، آذرخش انقلاب.
2. حامد الگار، ایران و انقلاب اسلامی.
3. نیکی آر. کدی، ریشه های انقلاب اسلامی.
4. دبیرخانه ائمه جمعه، رویدادها.
5. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی.
6. امام خمینی رحمه الله ، صحیفه نور، جلد اول.
منبع مقاله: سایت حوزه