ابعاد تربيتى و معرفتى دعا
دعا ابعاد گوناگونى دارد. دعا افزون بر جنبه عبادى و راز و نياز و عرض حاجت به پيشگاه خداوند متعال، آثار ديگرى دارد كه مهم ترين آن بُعْد تعليم و تلقين آن است.
بسيارى از دعاهايى كه از طريق رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) به دست ما رسيده تنها يك تقاضاى شخصى و مناجات فردى نيست بلكه دنيايى از عرفان و تعليم و تربيت است. اين دعاها مكتب است، مدرسه است، انسانساز است، جنبه اخلاقى و خودسازى دارد. اما از لحاظ معرفتى نمىتوان با يك جمله و دو جمله و يك مقاله و يك كتاب و دو كتاب حق مطلب را ادا كرد.
دعاهايى امثال صحيفه سجّاديّه، مكارمالاخلاق، مناجات شعبانيه، دعاى عرفه دعاى صباح و ادعيه شبهاى ماه مبارك رمضان بخصوص دعاى سحر، هر كدام دريايى از عرفان و معرفت و اخلاق است كه به زبان دعا و مناجات ايراد شده است و به قول استاد بزرگوارمان امام خمينى(ره) اين دعاها، قرآن صاعد است چنان كه قرآن مجيد، كلاماللّه نازل است و هر دو از سرچشمه وحى نشأت گرفتهاند. (در آغاز انقلاب اين حقير ترجمه و شرحى براى دعاى سحر داشتم كه از صداى جمهورى اسلامى پخش مىشد. از خداوند متعال مسألت دارم كه نسخهاى از آن را بيابم و آنرا تكميل كنم بعونه و رحمته و فضله.) و اما از لحاظ اخلاقى و تربيتى در اين ماه دعاها از هر جهت غنى و پربار است و ارزشهاى اخلاقى را به صورت دعا تعليم دادهاند.
به عنوان مثال اين دعايى كه هر روز و هر شب ماه مبارك رمضان مىخوانيم... اللهم أغن كل فقير... خدايا همه نيازمندان را بىنيازكن، اللهم أشْبِع كُلَّ جائع... بار خدايا تمام گرسنگان را سير كن، اللهم اكْسُ كلَّ عُريان... بار خدايا همه برهنهها را پوشش عطا كن و دعاهاى عمومى ديگر، كه اينها تنها دعا و خواستن نيست زيرا مسلمانى كه وسائل زندگى خود را از هر جهت آماده مىبيند و آنگاه هنگام نماز دست به دعا بلند كرده و عرضه مىدارد: «خدايا من كه وسايل زندگى را براى خود فراهم كرده و آسوده خاطرم تو خود ميدانى و بندگان گرسنه و نيازمندت! خدايا خودت مشكلات آنان را برطرف كن!» اينگونه دعا به شوخى نزديكتر است.(اين منطق انسان مسلمان نيست بلكه از منطقهاى خرافى است كه از «كفر و نفاق» سرچشمه مىگيرد.
چنانكه قرآن بازگو مىكند: واذا قيل لهم انفقوا مما رزقكم الله قال الذين كفروا للذين آمنوا اَنُطعم من لو يشاءُاللهُ أطْعَمَه ان انتم الا فى ضلالٍ مبين. يس، 47 و هنگامى كه به آنها گفته شود از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنيد كافران به مؤمنان مىگويند آيا ما به كسى طعام دهيم كه اگر خدا مىخواست او را اطعام مىكرد (خدا خواسته كه اينها گرسنه باشند) شما در گمراهى آشكاريد. منطق كافران آنست كه هر كس مسؤول كار خود و منافع خويش است. و اين همان ليبراليسم مادّى است كه اصالت را به فرد مىدهد و جامعه را ريزهخوار مىداند.) دعاى جدّى آن است كه از دل برآيد و از اعماق جان نشأت گيرد. اين دعاها پيام دارد و به مسلمانان آموزش مىدهد كه خواست جدى هر مسلمان بايستى اينگونه باشد كه در دنيا، گرسنهاى و برهنهاى باقى نماند.
مسلمانان با خواندن اين دعا هر روز به خود تلقين مىكنند كه هر كس در حد توان بايستى وسايل بهبود بيماران را فراهم سازد و به مشكلات آنها برسد زيرا اگر كسى با داشتن چنين آرزو و آرمانى و به طور جدّ خدا را بخواند و بگويد: «بار خدايا! من آرزو دارم كه تمام بيماران را شفا بدهى» در اين حال دعاكننده اگر پزشك باشد حتما با عجله به بالين بيمار مىرود هر چند دير وقت باشد و اگر پزشك نباشد بيمار را نزد پزشك مىبرد و اگر بتواند، بيمارستان مىسازد و براى رفع محروميت از مردم تلاش بيشترى مبذول مىدارد و رفاه مردم را بر منافع شخصى و سود مادى ترجيح مىدهد و تنها به آسايش خود و خانواده نمىانديشد بلكه امكانات خدا داده را در خدمت بندگان خدا قرار مىدهد.
رسول گرامى اسلام(ص) فرمود:
الخلقُ عِيالُ اللهِ فأَحَبُّ الخلق اِلَى اللّهِ مَنْ نَفَعَ عِيالَاللّهِ وَأدخَلَ على أهلِ بَيتٍ سُرورا. (اصول كافى، همان، ج 2، ص 164، حديث 6، بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 71، ص 339)
مردم عائله و جيره خواران خدايند . محبوب ترين آنها نزد خدا كسى است كه سودش به عائله خدا برسد و خانوادهاى را خوشحال كند.
امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه «... وجَعَلَنى مباركا اين ما كنت... (سوره مريم، 31) كه درباره حضرت عيسى(ع) نازل شده است فرمود: مقصود از جعلنى مباركا «جعلنى نَفّاعا» (اصول كافى، همان، ص 165، حديث 11)مىباشد يعنى خداوند مرا براى مردم بسيار سودمند قرار داده است.
در حديث ديگرى آمده است:
سُئِلَ رسولُاللهِ(ص) مَنْ أحَبُّ الناسِ الى اللّهِ؟ قال: أنْفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ. (اصول كافى، همان، ص 164، حديث 7، بحارالانوار، همان)
از رسول خدا(ص) پرسيدند محبوب ترين مردم كيست؟ فرمود: آن كه وجودش براى مردم سودمندتر باشد.
و در حديث ديگرى فرمود:
دَخَلَ عبدٌالجَنَّةَ بِغُصْنٍ مِنْ شَوكٍ كان على طريق المسلمين فأماطَهُ عنه. (قمى، حاج شيخ عباس، سفينهالبحار، انتشارات فراهانى، بىتا، ج 2، ص 82)
بندهاى از بندگان خدا در اثر اينكه شاخه خارى را از سر راه مسلمين برداشت وارد بهشت شد.
پس اين دعاها در صورتى اثر دارد كه دعا كننده در دعا جدى باشد و پيام دعا را دريافت كند و چنانچه براى رفع مشكلات مردم دعا مىكند بايستى دعا كننده در حد توان به ياد ديگران باشد و عملاً خود را در شادى و غم ديگران شريك كند چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود:
إنماالمُؤمنونَ فى تَراحُمِهم و تَعاطُفِهم بِمَنْزِلَةِ الجَسَدِ الواحد اذا اشتكى منه عُضْوٌ واحدٌ تَداعى له سائرُالجَسَد بالحُمّى والسَّهَر. (سفينهالبحار، همان، ج 1، ص 13. اين روايت به همين مضمون در تفسير قرطبى، چاپ بيروت، جزء16،
ص 327، اصول كافى، همان، ج 2، ص 165، كتاب الايمان والكفر باب اخوة المومنين بعضهم لبعض حديث 1 و ص 166 حديث 4 با اندك تفاوت)
مؤمنان از نظر مهرورزى و عطوفت نسبت به يكديگر مانند يك پيكرند هرگاه عضوى از آن دچار دردى شود ساير اعضا (از راه تب و بيدارى و ناراحتى) همدردى خود را با آن عضو ابراز مىدارند و به كمكش مىشتابند.
سعدى در اين باره مىگويد:
بنى آدم اعضاى يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بى غمى
نشايد كه نامت نهند آدمى (كليات سعدى با مقدمه و تصحيح محمدعلى فروغى، انتشارات كتابفروشى موسى علمى، بازار بينالحرمين، ص 88، باب اول. لازم به يادآورى است كه رسول خدا (ص) در اين حديث جامعه مسلمين را به منزله پيكر واحد دانسته نه جامعه بشريت را. و حق هم همين است زيرا جامعه كفر و نفاق نمىتواند پيكر واحد باشد كه در كفر و نفاق جز جنگ و نزاع و خودخواهى و فريب چيزى وجود ندارد و نيز كفر و ايمان در يك كفّه ترازو قرار ندارد. )
خلاصه دعاى حقيقى آنست كه پيام آن جدى تلقى شود وگرنه شوخى و لغو است و چه بسا موجب غضب خدا شود و خداوند در جواب بگويد بنده من تو به دروغ مىگويى خدايا همه بندگان را سير كن. تو كه مىدانى در همسايگى يا در شهر و محلى كه زندگى مىكنى اين همه گرفتار و گرسنه و محروم هست آيا هيچ به فكر آنها هستى؟ چرا كالايى را كه مورد نياز مردم است گران مىفروشى يا آن را احتكار مىكنى به قصد آن كه گرانتر بفروشى يا تنها به دوستان و آشنايانت مىفروشى و باز هم مىگويى خدايا همه بندگان را تو سير كن!
پس اگر انسان دعا را با توجه و حضور قلب بخواند منقلب مىشود و تغيير روش مىدهد و اين يكى از ابعاد مهم دعا است. دعا تنها براى اين نيست كه انسان براى خودش چيزى بخواهد يا دست به درگاه خدا دراز كند و براى خدا تعيين تكليف كند.
دعا به معنى خواستن است. دعا يعنى آنچه مطلوب و محبوب انسان است و آن را دوست مىدارد مىخواهد. اگر من دوست دارم بيچاره و محرومى در ميان جامعه نباشد چگونه مىتوانم آرام بنشينم و فقط بگويم خدايا چنين و چنان كن و اين خصيصه بسيار مهمى است كه در دعاها موجود است.
اميدواريم كه ما از اين خاصيت محروم نباشيم و اين دعاها در دل ما اثر گذار باشد و در ماه مبارك كه ماه عبادت و خودسازى است، تحول و دگرگونى در ما پديد آيد و در مقام عمل ثابت كنيم كه براستى اهل دعاييم و شايسته نزول بركات خداييم.
شرايط و آداب دعا
چنان كه دانستيم دعا بهترين و ارجمندترين عبادت است و عبادت چه در متن و چه در آداب و شرايط توقيفى است يعنى بايستى آنرا از طريق اولياى دين آموخت چرا كه آنها بهتر مىدانند چگونه با خدا سخن گويند و چگونه از خدا حاجت بخواهند و با او راز و نياز كنند. ما نيز به پيروى از آنها و به شيوه آنان از اين باب رحمت به پيشگاه صاحب رحمت و مالك ملك و ملكوت تقرب مىجوييم و دلها را صفا مىبخشيم و بلاها را از آسمان وجود خود دور مىكنيم و از اين طريق خود را در قافله خداجويان و خداپويان قرار مىدهيم و زمينه نزول بركات الهى را فراهم مىآوريم و با دلهاى پاك به پيشگاهش بار مىيابيم. اميد آنكه روز قيامت با قلبى سالم و دلى تهى از گناه او را ديدار كنيم و مشمول رحمتهاى واسعه او شويم كه فرمود:
يوم لا ينفع مال ولابنون الا من اتىالله بقلب سليم. (شعراء، 89ـ88)
روزى كه مال و فرزندان سودى نمىبخشد مگر آن كس كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد.
اينك آداب و شرايط دعا را از كتاب ارزشمند «المحجّهالبيضاء» تأليف محدثعالىقدر مرحوم فيض كاشانى براى شما بازگو مىكنيم.
بهترين وقت براى دعا
دعا در اوقات خاصى كه براى آن تعيين شده است به استجابت نزديكتر است مانند روز عرفه، ماه مبارك رمضان، شب و روز جمعه و وقت سحر (المحجهالبيضاء، همان، ج 2، ص 285) چنانكه قرآن كريم در اوصاف متقين مىفرمايد:
كانوا قليلاً مِنَ اللَّيلِ ما يَهْجَعُون و بِالاَسحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُون.(ذاريات، 18 - 17)
پرهيزكاران كمى از شب را مىخوابند و در سحرگاهان استغفار مىكنند.
بيدارى و عبادت در آخر شب از فضيلت زيادى برخوردار است. قرآن در اين باره به پيامبرش مىفرمايد:
و من الليل فَتَهَجَّدْ به نافلةً لك عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا. (اسراء، 79)
بخشى از شب را به عنوان نافله به عبادت بپرداز اميد است كه خدا تو را به مقام پسنديدهاى نائل كند.
از رسول خدا(ص) نقل شده است:
اِنّ آخِرَ اللَّيل فى الْتّهَجُد أحَبُّ اِلىَّ مِنْ أوّلِه لِأنّ اللّهَ يقول وبالأسحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُون. (السيوطى، عبدالرحمن، الدرالمنثور فىالتفسير بالمأثور، قم، منشورات مكتبة آيها... مرعشى، 1404 ه .ق، ج 6، ص 113 )
آخر شب براى تهجد (نماز شب) نزد من محبوبتر از آغاز آنست زيرا خداوند مىفرمايد: [پرهيزكاران] در سحرگاهان استغفار مىكنند.
شيخ بهايى گويد:
راه مقصد دور و پاى سعى لنگ
وقت همچون خاطر ناشاد تنگ
جذبهاى از عشق بايد بىگمان
تا شود طى هم زمان و هم مكان
روز از دود دلم تاريك و تار
شب چه روز آمد ز آه شعله بار
رخصت ار يابد زما آه سحر
هر دو عالم را كند زير و زبر (العاملى، محمد، بهاءالدين شيخ بهائى كليات شيخ بهائى بكوشش غلامحسين جواهرى، انتشارات كتابفروشى محمودى، ص 58.)
ناصرخسرو گويد:
به وقت صبحدم مىباش بيدار
مگر در صبحدم بگشايدت كار (ناصرخسرو، كليات ديوان ناصرخسرو، ص 512)
حافظ مىگويد:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن نيمه شب آب حياتم دادند
صائب تبريزى گويد:
هر آنچه گم شده است از تو اى سياهدرون
به روشنايى آهِ سحر توانى يافت (. ديوان صائب تبريزى به اهتمام منصور جهانگير، (تهران، سيماى دانش، 1378، چ 2، مركز پخش موسسه انتشارات دانشگاه)، ص 515. )
ادامه دارد... .
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124