داخلی     خبر     هنر و رسانه
گفت و گو با با خادم پیش‌کسوت حرم حضرت معصومه(س)
خیلی ها فقط برای سلامتی امام زمان(عج) می آیند
   حسن هوشیار متولد 1330 اهل قم است که مدت 40 سال خادم حرم کریمۀ اهل‌بیت بوده. وی در 16 سالگی وارد حرم شد و در کفش‌داری مشغول به کار شد. شغل های بعدی وی نامه‌رسانی و مسوولیت در دفتر آستانه بود. با این خادم پیش کسوت به مناسبت میلاد امام رضا(ع) گفت و گویی داشتیم که می خوانید.
Share/Save/Bookmark
جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۸
کد مطلب : 31540
خیلی ها فقط برای سلامتی امام زمان(عج) می آیند

○ آیا زندگی یک خادم برکت خاصی دارد؟
پول حضرت یک برکتی دارد که جاهای دیگر ممکن نیست، آن را به‌ دست آورد. وقتی از سربازی معاف شدم، اداره دارایی ماهی پانصد تومان به من می‌داد، ولی حقوق ماهی دویست و پنجاه تومان حرم را ترجیح دادم.
خادم اهل‌بیت بودن یعنی تا پایان عمر نوکر حلقه به گوش بودن و با خود حضرت عهد بستم بی‌بی خانم، گرچه نوکر خوبی نبودم، ولی دوست دارم تا آخر عمر نوکر شما بمانم. 

○ به نظر شما استفاده زائران از حرم حضرت معصومه(ع) یکسان است؟
ان‌شاءالله که همه برای زیارت و معنویت وارد حرم می‌شوند. عده قلیلی شاید این نیت را نداشته باشند و همیشه به همکاران توصیه می‌کردم به زائرها احترام بگذارید و برخوردتان مناسب باشد. شما نوکر حضرت معصومه(ع) هستید. باید سعی کنید حضرت از شما راضی باشد. کسی که وارد حرم شده حضرت را درک کرده وارد شده، می‌توانست پارک برود. چرا حرم آمده، پس احترامش بر ما واجب است. حالا هر که هست. 

○ معرفت زائران نسبت به حرم حضرت معصومه(ع) چگونه است؟
زائرها چند دسته‌اند: عده‌ای زندگی‌نامه حضرت را مطالعه می‌کنند و با آشنایی بیشتر زیارت می‌خوانند و عده‌ای فقط اسم حضرت را می‌دانند، ولی همه گروه‌ها در عین حال برای معنویت حضرت می‌آیند و بهره‌ای می‌برند. خیلی‌ها را دیدم می‌آیند برای زیارت و فقط برای سلامتی امام زمان یا سلامتی رهبر، و حاجت دیگری ندارند.
زبان حال زائران زیاد بود. بعد از زیارت و مخصوصاً بی‌سوادها با زبان‌های مختلف با حضرت عامیانه صحبت می‌کردند و حاجتشان را هم می‌گرفتند. 

○ قبل از انقلاب حرم چگونه اداره می‌شد؟
از لحاظ احکام شرعی، پاکی، نجسی و حجاب، حرم اسلامی اداره می‌شد، اما از لحاظ تبلیغات دینی و مراسم‌های مذهبی، نه‌خیر. منبرهای حرم دست روحانیون درباری بود. قبل از انقلاب روحانی‌نماهای درباری در حرم جای‌گاه ویژه‌ای داشتند. چادرهای شسته شده و اتوکشیده داخل پلاستیک به خانم‌های بدحجاب داده و از بردن کفش، عصا و ویلچر به داخل حرم جلوگیری می‌شد.
حتی گردش‌گرهای خارجی که می‌آمدند، اول باید مسلمان می‌شدند و اسم اسلامی انتخاب می‌کردند، بعد وارد حرم می‌شدند. 

○ حضور دربار شاه در حرم برای شما مشکلی ایجاد نمی‌کرد؟
آن‌ها هم اسلامی وارد حرم می‌شدند. حتی فرح، همسر شاه، در سال 45ـ46 وقتی به قم آمدند و در میدان امام فعلی با هلی‌کوپتر نشست، با یک چادر مشکی و جوراب مشکی و با پوشش اسلامی به زیارت آمدند. متأسفانه عده‌ای از خانم‌ها به پیش‌واز آمده بودند و حجاب کامل نداشتند و پشیمان شدند و برگشتند. 

○ حرم مشکلی با دولت طاغوت نداشت؟
اداره اوقاف دو درصد از درآمد ضریح را هفته‌ای یک‌بار می‌آمد می‌گرفت، ولی ساواک خیلی دوست داشت خادم‌های حرم ساواکی باشند و حقوق خوبی هم می‌داد و تعداد انگشت‌شماری هم از خادم‌ها ساواکی بودند که در انقلاب اخراج شدند. 

○ آیا عکس شاه در حرم اجباری بود؟
اجباری بود. حتی هر خادم باید عکس احرام بسته شاه را در منزلش نصب می‌کرد. 

○ درباره تظاهرات‌های داخل حرم توضیح بفرمایید؟
بعد از نماز مغرب و عشا آیت‌الله مرعشی نجفی، در صحن تظاهرات آغاز و با دخالت مأموران به دور ضریح کشیده می‌شد. ما مواظب بودیم تظاهرات‌چیان مشخص نشوند، چون ساواک در حرم پشت پیراهن آن‌ها با گچ رنگی علامت می‌زد و مینی‌بوس‌های ساواک دم در آماده بود، آن‌ها را دستگیر کند. ما در حد توان آن‌ها که علامت زده بودند، متوجه می‌کردیم که از حرم خارج نشوند. 

○ قضیه اعلامیه‌ها در جامهری‌ها کار شما بود؟
به خادم‌ها می‌گفتم اعلامیه آقای خمینی(ره)، وقتی داخل حرم شد، باید تکثیر شود و داخل مفاتیح و جامهری‌ها قرار بگیرد. 

○ حضور امام(ره) در حرم چگونه بود؟
معمولاً شب‌های اول ماه، بعد از ساعت ده شب می‌آمد. وقتی که دیگر در حرم بسته می‌شد، امام(ره) از در قسمت موزه وارد حرم می‌شدند و یک ساعت راز و نیاز می‌کردند. یک روز امام(ره) وسط روز آمدند. ما آمدیم حرم را خالی کنیم، امام مانع شدند. فقط حلقه‌ای از خادم‌ها را دور امام(ره) قرار دادیم که آقا اذیت نشوند. 

○ تولیت حرم موروثی بود. چگونه بعد انقلاب انتسابی شد؟
تولیت قبل از انقلاب با عبدالوهاب اقبال، برادر منوچهر اقبال وزیر نفت بود که به خاطر کسالت رفت و تولیت آقای جمالی شد. یک ماه بود در زمان انقلاب تا امام(ره)، حجت الاسلام حاج‌آقا شیخ احمد مولایی را تولیت حرم قرار دادند. البته تولیت اصلی حرم، سید ابوالفضل بودند که در تبعید بود. وقتی انقلاب پیروز شد و از تبعید آمد، امام سه کلید حرم (کلید خزانه، کلید ضریح، کلید در ورودی) را به سید احمد تولیت دادند. قبل از آقای جمالی، سید احمد آمدند و با حرم یک وداع کردند و رفتند و کلیدها را تحویل امام(ره) دادند و گفتند من دیگر توان اداره حرم را ندارم. 

○ درباره برنامه‌های فرهنگی حرم توضیح دهید؟
خیلی فرق کرده است. دعای کمیل و نماز جمعه در حرم نداشتیم. همه بعد از انقلاب شروع شد. البته برنامه‌های دیگری هم حرم دارد، مثلاً حمایت از هیئت‌های عزاداری و کمک به نیازمندان، جهیزیه دختران بی‌سرپرست و تأمین خرج تحصیل دانش‌آموزان کم درآمد، اما در این چند سال اخیر برنامه‌های سازنده مثل اعتکاف خیلی فضای حرم را عوض کرده است. 

○ برنامه‌های رفاهی حرم چگونه بود؟
برای رفاه زائران کاری به آن صورت انجام نشده، ولی از نظر سرویس بهداشتی و توسعه حرم خیلی خوب بوده. البته فضای ضریح، 125 متر بیش‌تر شده. ستون‌های کنگره‌ای بودند کنار ضریح که زائران باید تک‌تک رفت و آمد می‌کردند و با همت معماران قم و مهندس دهشیری از مشهد، این ستون‌ها برداشته شد و فضای ضریح توسعه پیدا کرد. 

○ قبر علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری چگونه پیدا شد؟
وقتی نماز ظهر و عصر تمام شد، خدمت آقای نجفی رفتیم که آقا علامه را کجا به خاک بسپاریم. آقا آمدند با عصا به همین مکان فعلی قبر زدند و گفتند این‌جا را بکنید. گفتیم، آقا همه این‌‌جا بتون است. آقا گفتند عرض کردم همین‌جا را بکنید و کندیم و خاک دست نخورده پیدا شد، قبر استاد شهید مطهری را هم آقای نجفی نشان دادند که وقتی سنگ‌های مرمر را برداشتیم یک قبر آماده گچ خاک شده، نمایان شد و همه تعجب کردیم. 

○ جریان طیّ‌الارض و پرچم سبز خانم مشهدی را بیان کنید؟
نزدیک انقلاب بود. ساعت پنج بعد از ظهر. یک خانم میان‌سالی به دفتر بالاسر مراجعه کرد. در حالی که نمره کفش‌داری مشهد را نشان می‌داد. وقتی بهش گفتیم این نمره کفش‌داری مشهد است، خانم برگشت و در یک گوشه حرم نشست. رفتم پیش خانم گفتم دو ساعت این‌جا نشسته‌اید. مشکل شما چیست؟ این نمره کفش‌داری مشهد جریانش چیست؟ ابتدا جواب نمی‌داد. با اصرار فراوان صحبت کرد و گفت: داخل حرم امام رضا(ع) بودم و به آقا گلایه کردم. آقاجان مدتی است زیارت خواهرت حضرت معصومه(ع) نرفته‌ام. دلم تنگ شده. در حرم به خواب رفتم و حالا خودم را در صحن حرم بی‌بی می‌بینم. 

جریان را به معاون وقت حاج‌آقا فاطمی اطلاع دادیم. ایشان را شب به منزل بردند. صبح با خانواده ایشان تماس گرفتیم. دامادش گوشی را برداشت و با مادر زن صحبت کرد و گفت: خانم جریان چیست؟ زن گفت: جریان پرچم است؟ تلفن تمام شد و از زن سؤال کردیم جریان پرچم دیگر چیست؟ با اصرار زیاد جریان را گفت؟ ما ایام فاطمیه یک دهه روضه‌خوانی داریم. یک روز صبح وقتی حرم رفتم مشغول به زیارت و دعا شدم دیر شد. گفتم الان روضه شروع می‌شود و من هنوز هیچ‌کاری نکرده‌ام. سریع خودم را به منزل رساندم دیدم همه خوابند. از هرکس سؤال کردم، گفتند ما این کارها را نکردیم. 

تهیه و تنظیم: هوشیار