سينمای هاليوود معمولاً هر چند سال يكبار يك فيلم آخرالزمانی توليد میكند تا بخواهد نگاه خاص خود را به اين موضوع به تصوير كشد، در اين راه نيز باورهای مد نظر فيلمساز مورد توجه قرار میگيرد.
نكته حائز توجه در اين فيلم همانند ديگر توليدات اين چنينی هاليوود، معمولاً يك امريكايی در پايان ناجی دنيا میشود، رويكردی كه به وفور در سينمای امريكا مورد توجه قرار میگيرد، البته اين رويكرد تا حدی طبيعی است، چون طبيعتاً توليدكنندگان چنين آثاری بايد منادی خواستههای خود باشند.
فيلم جديد «رولند امريخ» بر خلاف بسياری از توليدات اين چنينی كه معمولاً اسلام را مورد حمله قرار میدهند از اين كار پرهيز كرده، چراكه نشان میدهد در آخرالزمان كليساهای واتيكان فرو میريزد، اما اين مسئله درباره كعبه رخ نمیدهد.
وی در مصاحبهای درباره مطلب فوق چنين گفته است: من میخواستم اين صحنه را به تصوير بكشم اما بايد اذعان كنم كه همكار نويسندهام هارالد كلوزر، به من گفت كه او در رابطه با مجاز بودن به تصوير كشيده شدن ويرانی مكانهای مقدس مسلمانان فتوايی نديده و نشنيده است، بنابراين من هم پذيرفتم و اين صحنه را در فيلم به تصوير نكشيديم.
ما میدانيم كه برای به تصوير كشيدن ويرانی نمادهای مقدس مسيحيان مشكلی نيست، اما در مورد نمادهای مسلمانان بايد فتوا در اين رابطه وجود داشته باشد، در همين راستا ما هم اين كار را نكرديم.
اگرچه ضعفهای تكنيكی در پيوستگی ساخت داستانی خصوصاً، در شكل عجيب و غريب نجات يافتن قهرمان داستان از بلايای طبيعی دائما تكرار میشود، اما جلوههای بصری شگفت انگيز و جديد و اتفاقات هولناكی كه يكی پس از ديگری اتفاق میافتد بيننده را سرگرم میكند و مهمتر از اين دو، ايده پايان دنيا در عين ادامه دنيا است كه پايه حوادث داستان قرار گرفته است.
همه اينها به اضافه پيامهای سياسی و فرهنگی مدنظر رولند امريخ، اين فيلم را در جايگاهی فراتر از يك اكشن علمی ــ تخيلی صرف قرار میدهد.
نويسندگان فيلمنامه تلاش كردهاند داستان پايان تدريجی جهان را با اتكا به اكتشافات علمی وقايع فيزيكی مستند كنند تا برای بينندگان كه با قواعد فيزيك جديد فكر میكنند و زندگی میكنند، اقناع كننده باشد. زمان پايان جهان اما از يك داستان افسانهای اقوام مايايی گرفته شده كه سال 2012 را سال پايان جهان میداند.
در اين ميان نحوه نجات برگزيدگان نسل بشريت و آغاز دوباره جهان از اين ماجرای هولناك، برگرفته از داستان حضرت نوح(ع) است.
بر اساس اين داستان بايد يك جفت از نر و ماده همه حيوانات، در كنار 400 هزار نفر از برگزيدگان كشورهای قدرتمند جهان در زمان مقرر به سوی سفينه بزرگی كه يادآور كشتی نوح(ع) است فراخوانده شوند تا نسل بشريت نجات يابد.
در اين ميان عموم ساكنان زمين محكوم به مرگند، حتی دانشمند هندی كه برای اولين بار اين اتفاق را پيشبينی كرده است، اگرچه استفاده از داستان نوح(ع)، فضای جديدی در فيلمهای آخرالزمانی گشوده، اما نگاه به اديان در اين فيلم كاملا حساب شده بوده است.
«2012» را استوديو سونی به بازار عرضه كرده و با توجه به بودجه 200 ميليون دلاری فيلم و ميليونها دلار ديگری كه برای تبليغات هزينه شده، ميزان فروش افتتاحيه فيلم برای مسئولان سونی اهميت زيادی داشت.
جان كيوساك، تندی نيوتن، چيوتل جيوفور، آماندا پيت، وودی هارلسن، اليور پلات و دنی گلاور در فيلم آخرالزمانی «2012» بازی میكنند كه عنوان آن به آخرين روزهای تمدن بشری برابر با يك تقويم باستانی مايايی اشاره دارد.