ضرورت و اهميت تحقيق
درخواست و مطالبهی ايمان، اخلاق و عدالت در نزد جامعهی جهاني امروز در حال فراگير شدن است؛ با اين كه حاكميت رفتارهاي مردمسالارانه در جهان متفاوت است، اما به موازات رشد و گسترش تمدن و توسعه آگاهي در جامعه بشري، حقوق انسانها و مطالبهی آن هم، توسعه يافته و تمامي جوامع به دنبال معنايابي حقوق و اختيارات عدالتجويانهی خود بوده و ظلم در تقابل با «حق» معنا پيدا كرده است و عدالت سياسي، حق خود را در برابر ظلم و تعديطلب ميكند و جامعه ايدهآل و مدينهی فاضله و تمامي مكاتب آرماني و عدالتگراي ديني، اين مظروف را در ظرف جهاني، جستوجو و دنبال ميکنند.
با اين رويكرد، جامعه جهاني، نه يك محدوده جغرافيايي خاص، بلکه در واقع بستر مناسب شكلگيري جامعه منتظر است كه بايد از تمايل، رغبت و ويژگيهاي به هم پيوستهاي برخوردار باشد كه طبعاً معنويت، اخلاق، آزادي، علم و آگاهي و عدالت مطلوب را فراهم کرد كه متضمن رغبت به شكلگيري جامعه عادل در الگوي جهاني آن است. يعني «بستر نمونهاي» كه ظرفيت و امكان ايجاد توازن و تعادل فرهنگهاي عدالتجو و اخلاقگرا را در مجموعه «جهان» به عنوان يك «كلّ به هم پيوسته» به خود اختصاص دهد و اگر اين نكته را نيز در نظر داشته باشيم كه «كل به هم پيوسته» مجموعهي هماهنگ است و هرگز به معناي «مجموعهی يكسان» نيست بلكه جامعهاي است كه بايد بتواند با فرض «تكثر» و «چندگانگيهاي» موجود در جهان، حقوق تمامي انسانها را با هماهنگي و همخواني تأمين كند و طبعاً نظام سياسي مطلوب در چنين جامعهاي نيز بايد توانايي و ظرفيت پاسخگويي كامل به همهی مطالبات و حقوق سياسي و اجتماعي جوامع انساني را با تمام تكثر و چندگانگياي كه دارند، داشته باشد.
لذا الگوي جامعهی ايدهآل جهاني در هر حوزهاي بايد منطبق با استانداردها و شاخصهاي پذيرش و رغبتزاي عمومي باشد، نه الگوهاي حداقلي كه تنها قابليت انطباق بر يك گروه يا يك جامعه و يا پيروان يك دين خاص داشته باشد، بلكه باید الگويي شمولپذير و دربرگيرنده تمايلات فطري و خداجويانهاي باشد كه خداوند متعال در سرشت انسانها به وديعت نهاده است و در اين صورت است كه جهانگير و جهانشمول خواهد شد.
بيترديد الگوهايي كه در جهان مادي امروز در سطح جوامع گوناگون براي تأمين اخلاق، عدالت و مردمسالاري مطرح است، در نهايت، در محدودهها و در شرايط خاص پاسخگو بوده و به طور نسبي مؤثرند و در عين حال، فاقد قابليتهاي جهانشمول و تعميمپذيرند و متولياني كه داعيهدار اين الگوها هستند، عمدتاً از صلاحيتهاي حداكثري و مطابق با سنت الهي و از شاخصهاي انسان كامل بيبهرهاند. بنابراين انتظار برپایي حاكميت عدالت در جامعهی جهاني، علاوه بر ايجاد شرايط عيني و اجتماعي به باور و رغبت به وجود رهبري صالح و حمايت تام از او نيازمند است كه بر اساس مكتب، نيازمند پيرواني مؤمن، تيزبين و هوشيار، وفادار، صالح، مجاهد، ايثارگر، انقلابي، متعهد، بردبار، اصيل، باوجدان، منضبط، مخلص، دلسوز، آماده و خستگيناپذير است كه مصداق آن را ميتوان در الگوي ياران رسول خدا(ص)، اميرالمؤمنين علي(ع) و امام حسين(ع) و در زمان حاضر، يك شهيد يا رزمنده دفاع مقدس و یا در الگوي بسيجي در جامعهی اسلامي ايران دنبال كرد.
پس بايد آموخت چگونه ميتوان سامانههاي ترغيب اجتماعي را سامان داد و به مهندسي اجتماعي و مهمترين محور زمينهسازي ظهور پرداخت تا ابتدا جمهوري اسلامي ايران بستر اصلي و مناسب ظهور شود و امكان تعقيب و تحقق اهداف والاي سند چشم انداز را به عنوان هدف شكلگيري يك جامعهی راغب و منتظر فراهم سازد.
ادامه دارد...
منبع:
کتاب «قیام مهدی منتظر ماست» ، نویسنده: سید حسن فیروزآبادی، ناشر: دانشگاه عالی دفاع ملی، تلفن تهران: 22970343