رسمى ترين تعريف صهونيسم را مى توان در دايره المعارف صهيونيسم واسرائيل از انتشارات “هرتزل بوکس “ درسال 1971 درلندن يافت. براى کلمه صهيونيسم تعريف زير ارائه شده است:
کلمه اى که در سال 1890 براى جنبشى رايج شد که هدف آن بازگشت قوم يهود به سرزمين اسرائيل(فلسطين)مى باشد.
از سال 1896 صهيونيسم به يک جنبش سياسى اطلاق مى شود که توسط تئودورهرتزل تاسيس شد . صهيونيسم گرفته شده از نام کوه صهيون بر فراز شهر تل آويو در نزديکى شهر قديمى يافا مى باشد. جايى که حضرت داوود پس از مهاجرت از حبرون (الخليل) به بيت المقدس در قرن يازده قبل از ميلاد قصر خود را در آن مکان بنا نهاد.
اين اسم به بازسازى مجدد معبد حضرت سليمان و مملکت حضرت داوود (ع) به پايتختى قدس دلالت دارد.يهوديان در زمان دولت عثمانى کنيسه بزرگى در کنار کوه ساخته اند که در سالهاى تشکيل اين حزب به نام اين کوه آرزوى سکونت درآن را شعار مى دادند . اين مکتب سياسى زاده ناسيوناليسم هاى قرن 19 اروپاست و به دست تئودور هرتزل اتريشى (روزنامه نگار يهودى که در تاريخ 2/5/1860م. در بوداپست به دنيا آمد) شکل گرفت.
وى در سال 1878 در دانشگاه وين ليسانس حقوق گرفت و هدف اصلى و آشکار وى رهبرى يهود و حکومت بر جهان بود که ابتدا با تشکيل دولتى براى يهوديان شروع مى شد) و از سوى افرادى چون بن گوريون و گلداماير و ساير بنيانگذاران صهيونيسم مورد ستايش قرار گرفته است وى براى توجيه خود نيازمند بازيابى مسئله “سرزمين موعود” بود که باور بديهى تورات مى باشد .
بنابراين اين جنبش تنها با حمايت بنيادگراترين و لفظ گراترين عناصر دستگاه خاخام ها مى توانست اين امر را بقبولاند که يک “ سرزمين فتح شده “ همان سرزمين موعود است. آنها ادعا مى کردند اين سرزمين ( که از سوى خدايى به آنها داده شده بود که هيچ ايمانى به او نداشتند ) برترين سرزمين هاست .
به يکباره قول باشکوه حضرت ابراهيم راجع به پيمان خدا با انسان و به قول تورات پيمان خدا با تمامى خانواده هاى روى زمين از سوى خدايان کنعان به وعده يک سرزمين بدل شد . اسطوره باشکوه مهاجرت دسته جمعى قوم بنى اسرائيل که نمونه بارز هر جنبش رهايى بخش است به معجزه اى از سوى خداى سپاهيان و خداى انتقام تغيير يافت که قوم بنى اسرائيل را به قتل عام بوميان فرا مى خواند.
بدين ترتيب صهيونيسم نيز مانند ساير جنبش هاى ناسيوناليستى براى توجيه خود از مذهب بهره مى گرفت. از زمان جنگ هاى صليبى سربازان فرانسوى جمله “ اين فرانسويان هستند که امر خدا را به انجام مى رسانند “ را سر مى دادند . سربازان هيتلر براى شکست دادن دشمن به وسيله آتش و آهن مى گفتند” خدا با ماست”.سفيد پوستان ساکن آفريقاى جنوبى براى موجه ساختن آپارتايد چنين ميگفتند :”ما ازسوى خدا ماموريتى براى متمدن کردن داريم “ . ناسيوناليسم صهيونيستى اسرائيل نيز از اين قاعده مستثنى نيست .
سران بى ايمان آن ادعا مى کنند که اين سرزمين از سوى خدايى به آنها داده شده است که هيچ ايمانى به او ندارند . به عنوان نمونه هرتزل بنيانگذار اصلى اين جنبش بى ايمانى خود را کتمان نمى کند .
او در جلد اول ژورنال خود در تاريخ 23 نوامبر 1895 چنين مى نويسد :”من به خاخام اعظم لندن و خاخام اعظم پاريس گفتم که من در طرح خود از هيچ انگيزه مذهبى استفاده نمى کنم”و”در تاريخ 26 نوامبر 1895 آشر مايرز ازگاهشمار يهود لندن ازمن پرسيد: شماچه رابطه اى با تورات داريد؟ در پاسخ گفتم: من يک متفکر آزاد (لائيک) هستم “.
درواقع دولت صهيونيستى از مذهب براى اهداف صهيونيستى خود بهره مى گيرد. ريشه صهيونيسم هيچ ربطى به دين يهوديت ندارد و آنها از اين دين به عنوان يک ماسک استفاده مى کنند.اين جنبش اززمان هرتزل تاکنون از ناسيوناليسم هاى اروپايى و استعمارى قرن نوزدهم سر چشمه مى گيرد.