نورمن ميلر از نويسندگان مشهور آمريکا در آخرين کتاب خود به نام “چرا ما در وضعيت جنگى به سر مى بريم” آورده است، آمريکا در اشغال عراق اهداف گوناگونى را دنبال مى کند. از جمله اين اهداف مى توان به بهره بردارى از نفت و منابع آبى عراق (دجله و فرات) در جهت تقويت رژيم صهيونيستى و تثبيت اين رژيم در منطقه، اشاره کرد.
ميلر سپس به مطلبى اشاره مى کند که به نظر مى رسد در دولت آمريکا شکل گرفته باشد. اين مطلب همان احداث خطوط انتقال نفت و آب از عراق به فلسطين اشغالى براى برطرف کردن عطش صهيونيستهايى است که اين سرزمين را اشغال کرده اند. ميلر مى گويد، در اسناد دولتى موسوم به ”PEACE PIPELINE” به اين مسئله اشاره شده است و مقامات بلندپايه دولت کنونى آمريکا نيز با اين طرح موافقت کرده اند (ص 57 کتاب مذکور.)
ميلر يک نويسنده يهودى آمريکايى و حامى رژيم صهيونيستى است، اما او معتقد است که جنگى که ايالات متحده در ماه مارس ميلادى بر ضد عراق آغاز کرد هيچ لزومى نداشت، به ويژه آنکه نظام صدام حسين اندکى پيش از آغاز جنگ نشانه هاى متعددى از خود بروز داد که آمادگى کامل اين حکومت را براى پذيرش ديکته هاى صهيونيستى - آمريکايى به خوبى آشکار مى ساخت (ص 74.)
ميلر بر اين باور است که جنگ بر ضد عراق منطقه را وارد يک دوره تاريخى جديد مى کند که در آن واکنش دو طرفه اى ميان آمريکا و حرکتهاى مردمى که در درون جهان اسلام نهفته است به وجود مى آيد و اين عکس العملها چه بسا برنامه صلح ميان صهيونيستها و عربها يا حتى فلسطينيان را غير قابل اجرا کند که اين مسئله هم موجوديت رژيم صهيونيستى را در منطقه در طولانى مدت با خطر نابودى مواجه مى سازد.
به باور ميلر، دولت آمريکا از دو جناح تشکيل شده است. در يک جناح سياستمداران واقع بينى قرار دارند که تعدادشان کم است و توان تاثيرگذارى بر روند تصميم گيريها در اين دولت را ندارند. در مقابل، جناح محافظه کاران جديد قرار دارند که گروهى بسيار قدرتمند را تشکيل داده و سيطره کاملى بر کانونهاى تصميم گيرى در داخل دولت آمريکا دارند. گروه اول بر اين باور است که زمان آن فرا رسيده است که آمريکا فشارهايى بر رژيم صهيونيستى وارد آورد و خواسته هاى فلسطينيان را که تشکيلات خودگردان نماينده آن است، برآورده کند.
به باور ميلر اين خواسته ها را مى توان اجابت و در مذاکراتى که تشکيلات خودگردان خواهان برگزارى آن است، مطرح کرد. اما گروه دوم (نئومحافظه کاران) که بوش رهبرى آن را بر عهده دارد بر اين باورند که عربها به شدت ناتوانند و شرايط اجازه مى دهد که تهاجم بر ضد آنها شدت يابد. اشغال فى البداهه عراق نيز اقدامى در جهت ايجاد خاورميانه اى جديد بر مبناى ديدگاههاى ائتلاف صهيونيستى - آمريکايى در منطقه است. ميلر معتقد است که گروه دوم در نگاه خود مرتکب اشتباه شده اند و در بى اهميت دانستن توان تاريخى مقاومت عربها و مسلمانان مبالغه کرده اند و اين برداشت اشتباه دولت آمريکا ممکن است که موجوديت “اسرائيل” را به ويژه در زمانى که شارون - که ميلر او را حيوان خطاب مى کند - در راس کار است با خطرات بزرگى مواجه سازد(ص 98.)
اکنون براى همه آشکار شده است که اشغال عراق به دلايل گوناگونى صورت گرفت که بخش اعظم آن با امنيت راهبردى رژيم صهيونيستى و برآورده کردن مطامع صهيونيستها از جمله در زمينه نفت و آب که هر دوى آنها در عراق به وفور يافت مى شود، ارتباط تنگاتنگى دارد و همه ادعاهايى که برمر و پاول درباره دموکراسى در عراق و ايجاد فضاى باز در اين کشور مطرح مى کنند و نيز بازى دومينوى دموکراسى در اين سرزمين، فقط و فقط يک صحنه سازى سياسى و پيش زمينه اجراى سناريوى اصلى است و مشکل اساسى اين است که برخي، ادعاهاى آمريکا مبنى بر برقرارى دموکراسى در عراق را باور کرده اند.