بیا که این شب شرجی از اضطراب در آید
به یاد دلبر خوبان جهان و آرزوی ستم دیدگان گیتی، غزلی مهدوی از پویا آریانا به مشتاقان حضرت دوست تقدیم می شود.
سه شنبه 20 بهمن 1388
خبر گزارش گفتگو گزارش تصويری مقاله


داخلی  آرشيو خبر   میراث معنوی

دوشنبه 28 آبان 1386

چقدر این دل زارم در انتظار تو باشد
و بی شراب نگاهت فقط خمار باشد

تو اتفاقی و می افتی از ورای تصور
خوشا به حال هر آن چه که در جوار تو باشد

تو از تبار نه دریایی ای دلت همه دریا
سپرده اند به دریا که از تبار تو باشد

تو آفتابی و بی تو ستارگی چه محال است
خوشا به حال زمینی که در مدار تو باشد

بیا که رنگ ببازد حکومت سرطان ها
بیا که لااقل این قلب ها دچار تو باشد

بیا که این شب شرجی از اضطراب در آید
و این تشنج سربی در اختیار تو باشد

و این غزل همه یک استغاثه بود که حالا
بیایی ـ از طرف دوست دار تو ـ باشد؟

کد مطلب: 18276



             

آدرس ايميل :
تايپ فارسی تايپ انگليسی
نظر شما :
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
    
بیا که این شب شرجی از اضطراب در آید


 
دیدی که غم بر ما چه‌ها آورد؟ برگرد
بیا که جلوه یک عمر انتظاری تو
گنجینه غریب خداوند، بر زمین!
پیام عشق تو درمان تلخ کامی هاست
عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود
کی عید می‌رسد که تکانی دهم به خویش؟


 
قرآن منسوب به امام زمان(عج) در هفته كتاب رونمايی می‌شود
دانشنامه جامع امام عصر علیه السلام تولید شد
ترجمه و شرح دعای افتتاح (4)

توليد شده توسط نرم افزار جامع "استوديو خبر"