به گزارش آينده روشن، دعاي امام سجاد (ع) در روز عيد فطر و جمعه، به نقل از صحيفه سجاديه و با ترجمه استاد حسين انصاريان به اين شرح است: اى آن كه رحم مىكنى بر آن كه بندگان بر او رحم نمىكنند و اى كسى كه مىپذيرى كسى را كه شهرها نمىپذيرندش، و اى كسى كه اهل حاجتمندان خود را خوار نمىكنى، و اى كسى كه اصراركنندگان را نااميد نمىنمايى، و اى كسىكه دست ردّ بر سينه توقعداران نمىزنى، و اى كسىكه پيشكش بىمقدار را مىپذيرى، و كمترين كارى را كه برايت كنند سپاس مىنهى، و اى كسى كه عمل اندك را قدر مىنهى، و مزد بزرگ بر آن مىپردازى، و اى كه هر كس به تو نزديك گردد به او نزديك مىشوى، و اى كسىكه هر كه را از تو روى گرداند به حضرتت فرا مىخوانى، و اى كسى كه
نعمت خودرا تغيير نمىدهى، و به انتقام شتاب نمىورزى، و اى كسى كه نهال خوبى را
بهبار مىآورى تابيفزايى، و از بدى درمىگذرى تا آن را ناپديد نمايى، آرزوها
پيش از رسيدن به نهايت كرمت با حاجات روا شده بازگشتند، و ظرفهاى طلب به فيض
بخششت لبريز شدند، و اوصاف به كنه وصف تو نرسيده
از هم گسيختند، پس بدون شك برترىِ برتر از هر برترى مخصوص توست، و جلال
امجد بر هر جلالى ويژه توست. هر بزرگى در پيشگاهت كوچك است، و هر
شريفى در جنب شرفت پست است، آنان كه بهغير حضرتت روآوردهاند
نوميد شدند، و آنان كه جز وجود تو خواستهاند به خسران نشستند، وآنان كه به درگاه غير تو شدند
به تباهى رسيدند، و جز آنان كه فضل تو را طالب شدند تهيدست ماندند.
درِ رحمتت براى تمام خواهندگان باز، و عطايت براى گدايان رايگان، و فريادرسيت
به فريادخواهان نزديك است، آرزومندان از تو نوميد نمىشوند، و درخواست كنندگان
از عطايت محروم نمىشوند، و مستغفران از عذاب تو تيرهبخت نمىگردند،
سفره روزيت براى عاصيان پهن است، و بردباريت شامل دشمنانت نيز مىگردد،
عادتت احسان به بدكاران است، و سنّتت رحمت بر
تجاوزكاران، تا جائىكه مدارايت اينان را از بازگشت به تو غافل نموده، و مهلت دادنت ايشان را
از خوددارى از گناه بازداشته، حال آنكه تنها تو با آنان بردبارى كردهاى تا به فرمانت بازآيند،
و از آن رو به آنان مهلت دادهاى كه اطمينان به دوام سلطنتت دارى، پس آنكه اهل سعادت بود
فرجام كارش را به سعادت بردى، و هر كه تيرهبخت بود به تيرهبختىاش واگذاشتى،
همه سر به فرمان حكم حضرتت خواهند داشت، و بازگشت كارشان بهسوى فرمان تو خواهد بود،
پادشاهيت با مهلت طولانيى كه به آنان مىدهى سستى نپذيرد، و از تأخير محاكمه ايشان
برهان و حجتت ازميان نرود. حجتت استوار و پابرجاست و باطل نگردد، و
سلطنت ثابت است آنسان كه زوال نپذيرد، پس واى بر آن كه از تو روى برتابد،
و نوميدى ذلّتبار از آن كسى است كه ازتو نوميد گشته، بدترين تيرهبختىها براى كسى است كه به تو
مغرور شده، چه عذابهاى دردناكى كه خواهد چشيد! و چه اندازه سرگردانى درازى در عذابت
خواهد داشت، و آرزوى گشايش از اين كس چه دور است! و نوميدى او براى سهولت خروج از عذابت بسيار!
تمام اينها براساس عدل در قضاى غيرجائرانه تو، و از سر انصاف در حكم
غيرظالمانه توست. چرا كه پى در پى اتمام حجت نمودى، و آنچه سزاوار اندرز و ارشاد بود
بيان داشتى، و تهديدت را اعلام فرمودى، و با لطف و محبت ترغيب به حقايق نمودى،
و براى بيدارى مردم مثلهاآوردى، و به آنان مهلتِ طولانى دادى، و كيفر را به تأخير انداختى در صورتى كه
بر شتاب در عذاب توانا بودى، و مدارا نمودى در حالى كه قدرت بر عجله داشتى،
مدارايت از روى ناتوانى، و مهلت دادنت از باب سستى، و خودداريت از باب غفلت،
و بهتأخير انداختنت از روىمدارا و سازش نبوده،بلكه به اين خاطر است كه حجتترساتر، و بزرگواريت
كاملتر، و احسانت فراگيرتر، و نعمتت تمامتر باشد، تمام اينها
بوده و هست و خواهد بود، و حجت تو برتر از آن است كه بهطور كامل وصف شود،
و برزگى تو والاتر از آن است كه كسى به كنهش برسد، و نعمتت بيش
از آن است كه همهاش بهشماره درآيد، و احسانت بيش از آن است كه كسى كمترين آن را
شكرآرد، و اكنون نبودن زبان سخن مرا از ادامه سپاست ناتوان ساخته، و زبان تمجيدم
از كار افتاده، و نهايت قدرتم آن است كه به درماندگى اقرار كنم
نه از سر رغبت بهكوتاهى در ستايش تو -اى پروردگار من بلكه از باب ناتوانى. اينك منم كه بهدرگاهت روى آوردهام،
و از حضرتت توقع پذيرايى نيك دارم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و رازم را
بشنو، و دعايم را مستجاب كن، و روزم را به نااميدى و تهيدستى به شب مرسان،
و در دريوزگيم دست ردّ به سينهام مزن، و رفتنم را از پيشگاهت،
و بازگشتم را به حضرتت گرامىدار، زيرا در آنچه بخواهى دچار مضيقه نمىشوى، و در برابر خواستهها
ناتوان نمىباشى، و بر هر چيزى قدرت دارى، و هيچ حول و قوهاى
جز به دست خداى بزرگ نيست.