داخلی     گفتگو     هنر و رسانه
رییس انجمن شعر و ادب مولوی:
ایمان به منجی، امید می آفریند
  جواد محمدی، رییس انجمن شعر مولوی گفت: باور به منجی و فرهنگ انتظار می تواند بسیاری از مشکلات ما را حل کند و امید را در جامعه زنده نگه دارد.
گزارشگر :
Share/Save/Bookmark
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۲۵
کد مطلب : 16550
ایمان به منجی، امید می آفریند
جواد محمدی در گفت و گو با آینده روشن گفت: از گذشته تاکنون ما شیعیان با انتظار آشنا بوده و با آن انس گرفته ایم. امروزه نیز جوانان کشورمان پیوند خاصی با این مسئله برقرار کرده اند و این امتیاز بزرگی برای ما محسوب می شود.

وی افزود: هنر به ویژه ادبیات وسیله بسیار مناسبی است تا هر کس احساسات خود را در این باره نشان دهد و دیدگاه خود را به دیگران منتقل کند. به نظر من باور به منجی و فرهنگ انتظار می تواند بسیاری از مشکلات ما را حل کند و امید را در جامعه زنده نگه دارد. 

رییس انجمن شعر و ادب مولوی شهرستان فارسان، با اشاره به کم کاری فرهنگیان در زمینه فرهنگ انتظار، تصریح کرد: در عرصه فرهنگ و هنر به این مسئله بسیار کم پرداخته شده است، ولی باید مسئولان و هنرمندان دست به کار شوند و از امام خود نیز کمک بخواهند تا بتوانیم به این ترتیب فرهنگ انتظار را وارد جوامع دیگر بکنیم و کم لطفی هایی را که در حق این بزرگوار انجام می شود، جبران کنیم.

وی خاطر نشان کرد: مردم جهان امروز این کمبود منجی و خلاء وجودی او را احساس می کنند و همه در انتظار ایشانند. می توانیم نشانه های توجه به این مسئله را در هنرهای غربیان نیز ببینیم. این توجه در گذشته کمتر بود و امروز بیشتر شده است.

محمدی به حساسیت غربیان نسبت به موضوع انتظار اشاره کرد و گفت: آنان در پی آن هستند که بدانند آیا این انقلاب سبز که ما در پی آن هستیم، واقعیت دارد یا خیر. ما به انقلاب سرخ که همان قیام امام حسین(ع) است، به جز در ماه محرم و صفر، روزهای دیگر سال نیز اشاره می کنیم. قیام سبز نیز از جایگاه والایی در بین مردم ما برخوردار است و یکی از یادآورنده های آن انقلاب، وجود روزهای جمعه است.

وی با تاکید بر توانایی هنرمندان ایرانی در انتقال مفاهیم دینی، یادآور شد: مردم جهان به دنبال حقیقت ناب هستند که می توان آن را در آموزه های اسلام یافت. یکی از این آموزه ها موعود باوری است که ما می توانیم این فرهنگ را به جهانیان منتقل کنیم و از این طریق خط و مشی نیز بدهیم. 

از جواد محمدی شعری مهدوی می خوانیم: 
مرده ام جلوتر از این ها بی خود آویزه جهان شده ام
هیچ کاری نکرده ام، اما تازگی سوژه زبان شده ام 

خسته از صبر و غربت ایوب خسته از بی گناهی مریم
نکند از نژاد یعقوبم که به کرات امتحان شده ام
 
من به این جمله کرده ام عادت «به کسی جز تو دل نمی بندم»
ترک عادت که موجب مرض است، من در این درد ناتوان شده ام 

درد هرگز ندیدنت را حیف، درد دور از تو بودن و مردن
چه بگویم چقدر برگردم که فلان بوده ام فلان شده ام 

آه باید بگویم این ها را که بدانی چقدر تنهایم
من از این انتظار می ترسم آدم آخرالزمان شده ام 

درد آغوش کوچک دنیا مثل مادر شد و بزرگم کرد
قد مادربزرگ نه اصلا تازگی قد آسمان شده ام 

آن قدرها بزرگ هستم که نکنم درد دل برای کسی
فعلا آمده ام پیاده شوم وارد شهر جمکران شده ام