داخلی     خبر     میراث معنوی
۱
چقدر چله‌نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟
  غزلی مهدوی از امیر اکبرزاده، به دوست داران شعر و ادب پارسی و مشتاقان مولایمان، مهدی موعود(عج) تقدیم می کنیم.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ ساعت ۱۶:۵۱
کد مطلب : 21563
چقدر چله‌نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟

چقدر چله‌نشینی؟... چهل... چهل... تا چند؟
چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند ـ 

به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود(عج)!
که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند 

که روزها همه مثل هم‌اند ـ سرد و سیاه ـ
غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند 

کشانده‌اند مرا روزها به تنهایی
گمان کنم که مرا منتظر نمی‌خواهند! 

تو نیستی و جهانم پر از فراموشی‌ست
جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند... 

تو نیستی که قیاممت کنی به آن قامت
تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند! 

تو نیستی و ... چقدر از زمان من باقی‌ست
چقدر بی‌ تو بگویم، غزل، غزل، یک بند 

به چشم‌های کسی احتیاج دارد که
زند به شاخه ادراک خاکی‌اش پیوند 

به چشم‌های کسی که شبیه یک منجی
زلال، آبی، روشن ـ شبیه تو ـ باشند

چقدر چله‌نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟
چقدر بی تو سرودن ـ قصیده‌های بلندـ؟

۱۳۸۷-۰۱-۰۳ ۱۹:۳۷:۲۶
از اعماق قلبم با همه حسم و حالم گويم:يا مهدي خدا كند كه بيايي الهي الهي/خاك زير پاي آقا صاحب الزمان:زهره حاجيان/