داخلی     يادداشت     میراث معنوی
ترجمه و شرح دعای افتتاح (9)
  «ترجمه و شرح دعای افتتاح» عنوان کتابی است که توسط آیت الله محمدرضا مهدوی کنی تالیف شده است. قسمت های مختلف این کتاب به گونه ای سلسله وار در این بخش برای مطالعه علاقمندان قرار خواهد گرفت.
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۵
کد مطلب : 31634
ترجمه و شرح دعای افتتاح (9)
و امّا معانى واژه‏ها
در ابتدا درباره برخى از واژه‏ها توضيحاتى به اختصار تقديم مى‏شود. در لغت عرب در مقام ستايش و سپاس واژه‏هايى مانند ثناء، حمد، مدح و شكر به كار مى‏رود. اين واژه‏ها گرچه مترادف نيستند لكن در معنا به هم نزديك و موارد استعمال آن متقارب است.

واژه «ثنا» از ثانى، وصفى را گويند كه به سابقه‏اى معطوف است. به عبارت ديگر وصفى يا حالتى كه از خصوصيّات موصوف انتزاع مى‏شود و متعاطف و منعطف بر آن است. چنان كه هر «ثانى» پس از اول قرار دارد و در واقع هر ثنايى وصفى متعاطف بر ذات ممدوح و موصوف است. و يا كنايه از شمردن و شمارش اوصاف موصوف يكى پس از ديگرى است.

و به ديگر سخن: ثناء رابه يكى از اين دو اعتبار ثناء مى‏گويند:

1ـ به اعتبار آن كه ذكر خوبيها و اوصاف ممدوح متفرع بر اتصاف آن بر اين صفات است و از تبعات و آثار خوبيها و زيباييهاى موصوف و عطف به آن است و در واقع خوبيها اصل است و ثنا فرع بر آنست.

2ـ به اين جهت است كه انسان در مقام مدح و ثنا هر يك از خوبيهاى شخص را يكى پس از ديگرى به ترتيب ذكر مى‏كند كه فلانى عالم، شجاع، كريم و... است و بدين‏ترتيب هر يك از صفات خوب او را بر ديگرى عطف مى‏كند و به دنبال هم مى‏آورد و بعضى گفته‏اند واژه «ثناء» اختصاص به ذكر خوبى‏ها ندارد و گاهى در مقام مذمت نيز به كار مى‏رود و در واقع «ثناء» شمردن اوصاف موصوف يكى پس از ديگرى اعم از خوبيها و بديها است. از اين رو در دعاى افتتاح ثناء را به حمد مقيّد كرده و مى‏گوييم «اللهم إنّى أفْتتح الثناء بحمدك» خدايا من ثنايت را با حمدت آغاز مى‏كنم يعنى ترا با ذكر خوبيهايت ثنا مى‏گويم و ستايش مى‏كنم و اضافه كردن «بحمدك» قرينه است بر اين كه ثناء در اينجا از مقوله حمد است نه مفهوم عام آن كه شامل مذمّت نيز مى‏شود. در هر حال واژه ثنا در مورد مذمّت بسيار كم به كار مى‏رود به گونه‏اى كه در مقام اطلاق معناى حمد و مدح از آن فهميده مى‏شود چنان كه در حديث نبوى آمده است كه پيامبر(ص) در مقام ثناء خداوند متعال مى‏گفت: «... اللهم إنّى لاأستطيع ان أبلُغَ فى‏الثَّناءِ عَلَيك وَلَوحَرَصْتُ، أنْتَ كما أثْنَيْتَ علىْ نَفْسِك...»( بحارالانوار، ج 16، ص 253) ... بار پروردگارا! من نمى‏توانم آنگونه كه بايد تو را ثنا گويم هر چند آزمندانه در اين باره كوشش كنم. خدايا تو همانگونه‏اى كه بر خود ثنا گفته‏اى... كه در اينجا ثنا به معنى مدح به‏كار رفته است.

و در يك جمله ثنا وصفى است عام كه شامل مدح و شكر و حمد مى‏شود و از اين رو مى‏توان گفت: خداوندا ! من با مدحت، يا با حمدت، و يا با شكرت تو را ثنا مى‏گويم.

اما واژه حمد
حمد در لغت به معناى ستايش، ستودن، و بازگو كردن خوبى‏ها و فضيلت‏هاى اختيارى موجود است. ولى مدح، اعم از فضيلتها، زيباييها و خوبيهاى اختيارى و غير اختيارى است. براى مثال اگر قامت زيباى يك انسان يا صورت زيباى او را بستاييم و يا فلزى ارزشمند مانند طلا را تعريف و تمجيد كنيم آنرا مدح كرده‏ايم زيرا زيبايى قامت و زيبايى چهره و گرانبها بودن طلا اختيارى نبوده كه اين امور همه معلول عواملى است كه به تقدير الهى در طبيعت پديد آمده است. ولى اگر از علم، قدرت، شجاعت، سخاوت انسان تعريف و تمجيد كنيم فضائل اختيارى او را ستايش كرده‏ايم چون علم و دانش با زحمت و فعاليت و كوشش و درس خواندن و شجاعت و قدرت با تمرين و رياضت و ورود به عرصه پيكار و خطر بدست مى‏آيد. در اين جا مدح و حمد هر دو صادق است. پس مدح در مورد (صفات اختيارى و غير اختيارى) هر دو صادق است ولى حمد تنها در فضيلت‏هاى اختيارى صحيح است از اين رو تعريف از طلا مدح آنست نه حمد آن.

اما چگونه ما خداوند سبحان را مدح و ثنا گوييم؟ و صفات كمال و جمال و جلال الهى را به عنوان حمد و ثنا بازگو كنيم؟ بهتر است كه آن را از شيوه و سيره امامان معصوم(ع) در دعاها بياموزيم و پيرو آنان باشيم كه در دعاى افتتاح حمد و ثناى خداوند سبحان با تعابير گوناگون تكرار شده كه براى ما بسيار آموزنده است.

در اين جا يك سؤال مطرح مى‏شود: بنابر تعريفى كه براى حمد گفته شد، آيا اين صفاتى كه براى خدا ذكر شده اختيارى است؟ و به عبارت ديگر آيا خداوند سبحان اين صفات را نداشته و سپس با اختيار آنرا براى خود انتخاب و اكتساب كرده است؟ پاسخ منفى است زيرا صفات خداوند اكتسابى نيست پس اختيارى بودن صفات در خداوند به اين معنا است كه صفات الهى در مقام فعل و تجلّى، با علم و با اراده و اختيار همراهست گرچه اين صفات عين ذات او است كه جامع جميع كمالات و زيباييها است يعنى ذات اقدس الهى عين حيات، عين قدرت و عين اراده است و همه اين صفات در مقام ذات به صورت وحدت و بساطت وجود دارد يعنى علم خداوند متعال عين اراده و اراده او در مقام ذات، عين علم او، و قدرت او عين اراده و اراده وى عين حيات او است پس صفات الهى از اراده و اختيار جدا نيست و به اين اعتبار، تمام صفات خداوند سبحان اختيارى است بلكه عين اختيار است و جبر و اضطرار در آن جا راه ندارد.

بنابراين، فضايل و كمالات او، همه فضايل اختيارى است. از اين رو در مقام ظهور و تجلى و افاضه، تمام مجالى و مظاهر، مَظْهَر اراده و نشانه حيات و قدرت اويند پس ما آنگاه كه به ذكر صفات ثبوتيه الهى پرداخته و كمالات و زيباييهاى او را يكى پس از ديگرى مى‏شماريم خدا را به صفات اختيارى حمد مى‏كنيم. ما در دعاى افتتاح، دعا را با حمد و ثناء الهى آغاز مى‏كنيم و سپس مى‏گوييم: خدايا مدح ما را بپذير و دعوت ما را پاسخ گوى...: «فاسمَعْ يا سميعُ مِدْحَتى وأجِبْ يا رحيمُ دَعْوَتى». خدايا مدح مرا بشنو و دعاى مرا اجابت فرما.

تا اينجا ستايش مربوط به كمال و جمال و صفات ذات است و در بخش واپسين: «الحمدلله بجميع محامده كلها على جميع نعمه كلها» ستايش بر نعمتهاى بى‏شمار خداوند معطوف مى‏شود. به عبارت ديگر حمد خدا نه تنها بر صفات ذات كه بر همه خوبيها و زيباييهايى است. كه به مخلوقات و بندگان افاضه مى‏شود زيرا همه زيباييها، كمالها، جمالها، رحمتها، كرمها، جودها، دانش ها، قدرت ها و همه عزتها و بزرگواريها و در يك كلمه همه فضائل از آنِ او است چنانكه خود فرموده است: «الحمدلله رب العالمين» تمام ستايشها از پروردگار جهانيانست و همه خوبيها به او برمى‏گردد و «هر چه خوبان همه دارند تو تنها دارى».

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: «قُل اللّهمَ مالِكَ المُلْكِ تُؤْتى المُلكَ من تَشاءُ و تَنْزِعُ المُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ و تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ و تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الخَيرُ اِنّك عَلى كلِّ شَى‏ءٍ قَدير»( آل عمران، 26.)

بگو: بارالها! مالك ملك تويى كه به هر كس بخواهى مى‏دهى و از هر كس بخواهى مى‏ستانى و آن را كه بخواهى عزيز مى‏كنى و آن را كه بخواهى خوار مى‏سازى، تمام خوبيها به دست تو است براستى تو بر هر چيزى توانايى.

بنابراين تمام ملك و ملكوت و همه عزتها و ذلتها به دست او است و چيزى جز خير، از خداى سبحان افاضه نمى‏شود و سرچشمه همه خيرات و بركات او است و همه زيبايى‏ها و كمالات از سوى او و از آن او است چنانچه ما به حسب ظاهر و به نظر بدوى نسبت به چيزى يا انسانى حمد و ستايش كنيم در حقيقت اين حمد و ثنا به خدا باز مى‏گردد و اگر چيزى يا انسانى را از جهت حسن و زيبايى سزاوار حمد و ستايش بدانيم اين حمد و ستايش در واقع به آفريننده اين خوبيها و كمالات تعلّق دارد. پس اگر ما با تدبّر و حضور قلب به قرائت دعا ادامه دهيم با اعتراف به تمام خوبيها و زيباييهاى عالم هستى و با احترام به تمام خوبان و صالحان و صدّيقان و پيامبران تنها او را سزاوار ستايش مى‏يابيم و تنها او را شايسته پرستش مى‏دانيم و در واقع با خواندن اين دعا سفرى از خلق به حق يعنى از آفريده به آفريدگار آغاز مى‏كنيم و اگر توفيق الهى همراه شود سفرى از حق در حق خواهيم داشت از اين رو در دعاى ابوحمزه ثمالى در سحر لحن دعا عارفانه‏تر مى‏شود و مرحله‏اى از شهود را نشان مى‏دهد. در آن دعا عذاب الهى وسيله تاديب و أدب بنده و گرفتاريها و بلاها چاره‏ساز معرفى مى‏شود. در اين مرحله، انسان جز خير و نيكى نمى‏بيند و به علم‏اليقين مى‏فهمد كه تمام خوبيها از او است و نعمت عرفان كه اساس تمام كمالات است تنها با دلالت و راهنمايى او افاضه مى‏شود. از اين رو با تكرار ذكر يا ربِّ يا ربِّ يا ربِّ و با شهود و حضور مى‏گويد: بك عَرفتُك و أنْتَ دَلَلْتَنى عليك و لولا أنت لَمْ أدْرِماأنت (دعاى ابو حمزه ثمالى) خدايا تو را به تو شناختم اگر تو نبودى نمى‏دانستم كه هستى و چه هستى. يعنى اگر تجليات تو نبود من راهى به سوى شناختت نداشتم تو هستى كه مرا راهنمايى كرده‏اى و در اين مرحله از آثار ديگر خبرى باقى نمى‏ماند از اين رو مى‏گوييم: ألغيرك من الظهور ما ليس لك عَمِيَتْ عينٌ لا تراك عليها رقيبا(دعاى عرفه.)

آيا غير تو، ظهورى برتر از ظهور تو دارد؟ (تو آن اندازه روشن و آشكارى كه از شدّت ظهور پنهان شده‏اى) كور باد ديده‏اى كه تو را حاضر و ناظر بر خود نبيند و نشانى جز تو بجويد.

خلاصه آن كه ما از دو طريق به خداوند اميدوار و دل بسته‏ايم:

1ـ آن كه خداوند عين كمال و عين جمال و جلال است و هر چه هست زيبايى است و از او جز زيبايى و خوبى انتظارى نيست.

2ـ با اعتراف به تمام خوبيها و زيبايى‏هاى موجود در عالم آفرينش و با اعتراف به وجود بندگان صالح و صادق و خدمتگزار در دنيا، ما مى‏دانيم كه تمام اين خوبيها از او و به لطف او است و او از همه كريمتر و خزائن رحمتش گسترده تر و كرمش بيشتر و لطف و انعامش فراگيرتر است. پس سزاوار است كه همواره او را ستايش گوييم و هر كار و هر عبادت و هر خدمت را با ياد او و حمد و ثناى او شروع كنيم و به پايان بريم و اين سنّت حسنه را از قرآن مجيد بياموزيم كه با سوره فاتحه كه (مشتمل بر نام خدا و حمد و سپاس او است) افتتاح مى‏شود و نماز بدون قرائت فاتحه نماز نيست.( جهت اطلاع بيشتر از رواياتى كه در اين‏باره رسيده است رجوع شود به وسائل الشيعه، ج 4، كتاب الصلاة ابواب القرائة فى الصلوة، باب 1، باب وجوب قرائة فاتحه‏الكتاب، ص 732.)

و نيز هر كارى كه با نام خدا و حمد او آغاز نشود ناقص و ابتر است. چنانكه در حديثى آمده است اميرمؤمنان(ع) از قول پيغمبر فرمود كه خدا فرموده است: كارى كه با نام خدا آغاز نشود ناقص و ابتر است.( ... كل امر ذى بال لم يذكر فيه بسم‏الله فهو ابتر... بحارالانوار، ج 73، ص 305، باب الافتتاح بالتسميهعند كل فعل و ج 89، ص 242، كتاب القرآن باب فضائل سورة الفاتحه و تفسيرها.)

ادامه دارد ... .

منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124