سفره هفتسينی را به رسم سنت هرساله در حال چيدن بوديم. اوّلين چيزی را كه با گفتن بسم الله در سفره میگذاشتيم هميشه قرآن خانوادگیمان بود.
قرآن را از ميان سفره برداشتم و نیّت كردم و آن را گشودم، سوره «ياسين» آمد. بهبه چه مناسبتی!! اوّلين سين قرآنی خويش را در سفره دلم چيدم: «سلام قولا من رب رحيم»( ۵۰، يس).
سلام، اصل اسلام و راه سلامت زيستن انسان كه توسط خالق و گوينده قرآن وضع شده است و در ادامه اين نفسگيری از زلال قرآن سوره صافات را قرائت كردم تا هفتسين را درون سفره دلی كه در آغاز سال پهن كردهام كامل گردانم، «سلام علی نوح فی العالمين»( ۷۹، صافات) سلام بر انسانی كه آن را به دليل نيكوكاریاش مستحق شد و او از عباد و بندگان مومن به ربالعالمين است.
«سلام علی ابراهيم» (۱۰۹، صافات) و «سلام علی موسی و هارون» ( ۱۲۰ صافات)، تمامی اين بزرگواران تاريخ بشری به دليل اين كه محسن و نيكوكار و مومن بودند به سلامی از خدايشان اجر و جايزه گرفتند. نه فقط آنها كه تمامی مرسلين و نيكوكاران و مومنين مورد توجه مستقيم و بیواسطه خداوند بزرگ قرار گرفتند، چراكه اين سلام «قولا من رب رحيم» است.
پنجمين سين سفره قرآنی را در دلم قرار دادم و آن «سلام علی المرسلين»(۱۸۱ صافات) بود.
دل، بیتابی میكرد و از درون خويش بلند ندا میداد و از «ياسين» مدد خواست تا ششمين سين قرآنی را بيابد و در بالاترين نقطه سفره دل آن را جای دهد جايی كه همتای خود قرآن باشد و آن همان سلامی است كه از آدم تا امروز بر تمامی عاشقان الهی توشه و توان ادامه راه داده است.
توبه آدم، نقش عرشه كشتی نوح، زمزمه ابراهيم و اسماعيل(ع) در بنای كعبه، ملجأ مادر موسی در كنار رود نيل و تسبيح مريم در توّلد مسيح در اين سين و سلام قرآن نهفته است.
«سلام علی آل ياسين» (۱۳۰ صافات)، سلام بر محمّد(ص) و علی(ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسين (ع) و ائمه اطهار از ذريه حسين(ع).
از سيری كه در كلامالله داشتم شش سين قرآنی در سفره دل گذاشتم و دل هيجان زده يافتن هفتمين سين بود. لذت توجه خالق بزرگ بر مخلوق و محبوب خويش چنان روحم را مجذوب كرد كه شيفته در خودی خود داد میزدم آيا من كوچك هم میتوانم مورد توّجه خداوند بزرگی قرار گيرم كه بزرگیاش وصفناشدنی است. آيا من و آيندگان نيز می توانيم مورد سلام و توّجه مستقيم رب رحيم واقع شديم.
قرآن را دوباره گشودم و به دنبال هفتمين سين نيت زدم و چنين يافتم «سلام هی حتی مطلع الفجر» (۵، قدر) و اميدوارتر از پيش لبخندی به روی تمامی خوبیهای خلقت خالق زدم، چراكه دانستم اين سلام تا «مطلع فجر» و نهايت دنيا ادامه دارد. با چشمی گريان دستانم را به آسمان بالا بردم و خدای مهربان را به قرآن قسم دادم و گفتم:
يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبراليل و النهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
تا من هم از محسنين گردم و بشنوم قول الهی را كه می فرمايد «انا كذلك نجزی المحسنين و انه من عبادنا المومنين»