داخلی     يادداشت     انديشه
آموزگار بزرگ شهادت و انتظار
  حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) آموزگار بزرگ شهادت و انقلاب است. حرکت عظیم و سرنوشت ساز آن حضرت در راه احیای اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) و مبارزه سازش ناپذیر با ستمگران را، تمامی وجدانهای آگاه و بیدار دل در طول تاریخ ارج نهاده و بر عظمت آن حضرت و قیام جاودانه او سر تعظیم فرود آورده‌اند.
گزارشگر :
Share/Save/Bookmark
شنبه ۳ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۴
کد مطلب : 49851
آموزگار بزرگ شهادت و انتظار
بی‌گمان در طول تاریخ هیچ واقعه‌ای چون حماسه سرخ عاشورا سرشار از ایمان و اعتقاد، زیبایی و خلوص، پایداری و ستم ستیزی و... نبوده است. واقعه‌ای که با وجود گذشت سالهای متمادی و بر خلاف کوششهای جباران تاریخ، هنوز و همواره لبریز از عالیترین جلوه‌های الهی و انسانی است و پیام آنکه دعوتی به همه عصر‌ها و همه نسل هاست، هیچ‌گاه از خاطره‌ها زدوده نشده و نخواهد شد. 

حماسه سرخ عاشورا که در روز دهم محرم سال شصت و یکم هجری به وقوع پیوست، سبز‌ترین ورق صحیفه هستی است و بشریت در هیچ فرازی از دوران زندگی خود فرا‌تر از گودال رفیع قتلگاه را به خاطر ندارد. 

بی‌تردید، زندگانی پربار حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) چنان از فضایل وکرامات سرشار است که هیچ قلمی را یارای بیان آن نیست و به گواه زمان چه بسیار نکته‌ها که درباره وجود مقدس آن حضرت ناگفته مانده و در هر عصری تنها گوشه‌هایی از عظمت شخصیت و حرکت الهی آن بزرگوار بر جهانیان آشکار شده است. چنانکه نهضت خونین کربلا در قرون اخیر نه تنها الهام بخش قیام‌ها و انقلابهایی در کشورهای اسلامی، بلکه الگو و الهام بخش بسیاری از جنبشهای رهایی بخش در سایر ملل جهان بوده است. 

شخصیت امام حسین (علیه السلام) ازمحبوبیتی عالمگیر برخوردار است و کیست که حسین (علیه السلام) را بشناسد و ستایشگر آفریننده بزرگ‌ترین حماسه همه دوران‌ها نشود. 

مقام و منزلت امام حسین (علیه السلام) در نگاه خاندان وحی (پیش از شهادت)
احادیث در وجوب دوستی، محبت و مودت امام حسین (علیه السلام) متوا‌تر است. در این باره، نخست به احادیثی که از حضرت محمد مصطفی (ص) به این نکته سفارش و تأکید شده است، می‌پردازیم:
الحسن و الحسین سید الشباب اهل الجنة. (۱)
(حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت هستند)
حسین منی و انا من حسین.
(حسین از من است و من از حسین هستم.)
این دو حدیث از معروف‌ترین احادیثی است که در اکثر کتابهای شیعه و اهل سنت نقل شده است و در صحت آن تمام علما متفق القولند. 

ماجرای مباهله رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)
با مسیحیان نجران و نازل شدن آیه مباهله (آیه ۶۱ سوره مبارکه آل عمران) و آیه تطهیر (آیه
حضرت امام علی بن موسی الرضا در احوال پدر گرامی خود امام کاظم (علیه السلام) نقل فرموده‌اند که چون محرم از راه می‌رسید، کسی خنده بر لبان امام نمی‌دید و غم و اندوه بر او چیره می‌شد و چون عاشورا از راه می‌رسید آن حضرت بسیار می‌گریست و می‌فرمود امروز‌‌ همان روزی است که حسین (علیه السلام) به شهادت رسید
۳۳ سوره مبارکه احزاب) که درباره خاندان پاک رسول خداست، نشانگر شأن و عظمت آسمانی حضرت امام حسین (علیه السلام) و عصمت و مرتبه والای ایشان است. 

درباره پیش بینی شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) از زبان رسول گرامی خدا (صلی الله علیه و آله) احادیث و روایات بسیار فراوان است که بیشتر این احادیث را شخصیتهایی چون‌ام سلمه، ابن عباس، عایشه و یا دیگر اصحاب آن حضرت نقل کرده‌اند. از آنجا که علاوه بر منابع شیعی این احادیث و روایات در بسیاری ازکتب اهل سنت نیز ثبت شده است، تردیدی در اصالت این نکته وجود ندارد.

احادیث و روایات بسیاری از امیرالمومنین علی (علیه السلام) در این باره نقل شده است که بیانگر منزلت و مرتبه والای حضرت سید الشهداست. پاره‌ای از احادیث و روایات که از حضرت امام حسین (علیه السلام) به یادگارمانده، از این واقعیت بزرگ حکایت دارد که آن حضرت با علم و آگاهی به نتیجه نبرد، پا به میدان کارزار نهاده بودند. آنچه اکثر مقتل نویسان درباره آن اتفاق نظر دارند این است که آن حضرت بار‌ها شهادت خود را پیشگویی فرموده‌اند. 

در برخی ازکتب آمده است که ایشان برای نخستین بار خبر شهادت خود را در آینده اززبان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) شنیده‌اند و در برخی از کتابهای مقتل حضرت امام حسین (علیه السلام) از طریق دیدار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در عالم رؤیا، از رسالت عظیم خویش آگاه شده‌اند و با استقامت و شجاعت، به استقبال آن شتافته‌اند. 

روز عاشورا اعجاب انگیز‌ترین روز تاریخ است. روز عاشورا روز آزمایش بزرگ الهی و روز تا پای جان ایستادن در برابر پیمان است. روز عاشورا گواه دیگری است بر عظمت شخصیت و مرتبه والای امام حسین (علیه السلام) و ۷۲ شهید که عالیترین اسوه‌های ایثار و پایداری در راه ایمان و عقیده‌اند. در این روز با حنجره‌های سرخ خویش نه تنها مقام و مرتبه رفیع حضرت سید الشهدا (علیه السلام) را فریاد زدند، بلکه در راه دفاع از این حقیقت، از جان خود نیز دریغ نورزیدند؛ چنانکه به گفته مورخان و مقتل نگاران، شهادت در این راه را از عسل شیرین‌تر دانستند و برای رسیدن به شهادت از یکدیگر سبقت جستند و تا لحظه‌ای که رمق داشتند جنگیدند و برای آنکه گزندی به آن حضرت نرسد جان خود را سپر کردند.

مقام و منزلت امام حسین (علیه السلام) در نگاه خاندان وحی (پس از شهادت)
رسالت ابلاغ پیام خونین انقلاب کبیر عاشورا، از‌‌ همان روز نخست آغاز شد و عقیله اهل بیت حضرت زینب کبری (سلام الله علی‌ها) با خطبه‌های آتشین خود در کوفه و شام، لرزه بر اندام حکومت فاسد یزید افکند. 

آن بانوی بزرگوار در خطبه‌ای که در کوفه ایراد فرمود، برای بیان عمق جنایت امویان و عظمت مصیبت، به شرح مقام و منزلت حضرت امام حسین (علیه السلام) متوسل شد و این گونه سخن گفت: «ای اهل کوفه! بنالید و اشک بریزید و لبخند
مکتب انتظار، مکتب امید است و چشم انداز روشن آینده. آنگاه که مدینه فاضله انسان در زمین سرانجام به دست مبارک حجت حق، تحقق یابد و پس از زمستان طولانی جهان، زمین به عطر گل نرگس برانگیخته شود و تمامی آرمانهای بشری همچون بهار، یکباره به شکوفه نشیند
بر لب نیاورید؛ زیرا سزای شما گریستن است. دامن خود را به ننگ آلوده کرده و به عار افتاده‌اید. 

دست جنایتکار خود را به خون پاکی رنگین کرده و لکه ننگی بردامن نشانیده‌اید که هرگز قابل شستشو نیست. چگونه چنین جنایتی قابل شستشوست که نواده پیامبر (ص) و یادگار خاندان رسالت را کشتید، آن پیکر پاکی که با دست شما در خاک کربلا به خون آغشته گردید، پناهگاه روز صلح و سنگر شما در روز جنگ و سرور جوانان بهشت بود و...». 

همین خطبه‌های روشنگر، کوبنده و افشاگرانه بود که در ‌‌نهایت دستگاه خلافت یزید را در موضع انفعال قرار داد، زیرا یزید در مقابل گستاخی بی‌شرمانه‌ای که به ساحت مقدس سبط پیامبر خدا (ص) نموده بود، هیچ پاسخ قانع کننده‌ای برای آرام کردن افکار عمومی نداشت، جز آنکه تمام گناه‌ها را به گردن ابن زیاد و کارگزاران خود بیندازد و خود درصدد دلجویی از خاندان حضرت امام حسین (علیه السلام) برآید. او دریافته بود که توان رویارویی با عظمت شخصیت و منزلت بی‌چون و چرای امام حسین (علیه السلام) را ندارد و همین عامل مهم می‌تواند حکومت او را متلاشی کند. 

گرچه یزید دستور داد تا خانواده گرامی امام حسین (علیه السلام) را با احترام به مدینه بازگردانند اما این امر موجب نشد تا واقعه جانسوز عاشورا به فراموشی سپرده شود؛ بلکه تمامی پیشوایان عالی قدر تشیع با استفاده از همه شیوه‌ها کوشیدند تا نام و انقلاب مقدس حسینی همواره در بستر زمان جاری باشد. 

در احادیث و روایات به نقل از ابوحمزه ثمالی آمده است که امام سجاد (علیه السلام) هرگاه یاد روز عاشورا می‌افتادند، به شدت می‌گریستند. (۲) و نیز در حالات آن حضرت نقل شده است که هرگاه وقت نماز فرا می‌رسید، تربت کربلا را بر روی سجاده می‌ریخت و بر آن سجده می‌کرد. 

حضرت امام علی بن موسی الرضا در احوال پدر گرامی خود امام کاظم (علیه السلام) نقل فرموده‌اند که چون محرم از راه می‌رسید، کسی خنده بر لبان امام نمی‌دید و غم و اندوه بر او چیره می‌شد و چون عاشورا از راه می‌رسید آن حضرت بسیار می‌گریست و می‌فرمود امروز‌‌ همان روزی است که حسین (علیه السلام) به شهادت رسید. (۳)

مشترکات عاشورا و انتظار
برای انسان عصر حاضر که در میانه راه عاشورا و انتظار ایستاده است، این دو واقعه، دو چشم انداز بیکران است؛ دو چشم انداز در دو سمت گذشته و آینده، و با دریایی از زیبایی‌ها و ایده آل‌ها.
عاشورا مکتبی بود که گشوده شد تا به انسان درس خودسازی انقلابی و قیام علیه طاغوت را بیاموزد و آدمی از عاشورا آموخت که در طریق حق ورسیدن به رهایی و آزادگی، باید تا واپسین نفس ایستادگی کرد. 

و اما مکتب انتظار، مکتب امید است و چشم انداز روشن
مهدویت تداوم قیام سرخ عاشوراست و ظهورثمره شجره طیبه‌ای است که با خون مطهر حضرت سید الشهدا، امام حسین (علیه السلام) آبیاری شد. این گونه است که برای درک مفهوم ژرف و سترگ انتظار باید از وادی «نینوا» گذشت و فلسفه انقلاب کبیر آموزگار بزرگ شهادت و رهایی را دریافت
آینده. آنگاه که مدینه فاضله انسان در زمین سرانجام به دست مبارک حجت حق، تحقق یابد و پس از زمستان طولانی جهان، زمین به عطر گل نرگس برانگیخته شود و تمامی آرمانهای بشری همچون بهار، یکباره به شکوفه نشیند. 

هر دو این چشم اندازهای زیبا را دین در برابر چشم انسان گشوده است و هیچ مکتب و مرام دیگری نتوانسته است تابدین پایه آدمی را ارج نهد و مرتبه او را ارتقا بخشد. پس درک عظمت این وقایع شکوه‌مند، تنها شایسته انسانهای باورمند و دین آشناست. تربیت یافتگان مکتب عاشورا، راهیان هماره آماده لحظه ناب ظهورند. 

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در حدیثی که از ایشان نقل شده است. فرموده‌اند:
«ان لقتل الحسین حرارة فی المؤمنین لا تبرو ابداً.»
(همانا از شهادت حسین (علیه السلام) گرمایی در قلب مومنان ایجاد می‌شود که هرگز به سردی نخواهد گرایید) این حرارت، عشق سوزانی است که مومنان را از عاشورا به عصر ظهور می‌رساند، و در سرمای قطبی روزگاران، دلهای باورمند را گرمی امید می‌بخشد. (۴) 

مهدویت تداوم قیام سرخ عاشوراست و ظهورثمره شجره طیبه‌ای است که با خون مطهر حضرت سید الشهدا، امام حسین (علیه السلام) آبیاری شد. این گونه است که برای درک مفهوم ژرف و سترگ انتظار باید از وادی «نینوا» گذشت و فلسفه انقلاب کبیر آموزگار بزرگ شهادت و رهایی را دریافت. 

«عاشورا» و «انتظار» هر دو نهضتهایی الهی برای رهایی انسان از قید و بند هر چه غیر خدا هستند، و در هر دو نهضت مبارزه و جهاد با ستمگران و مستکبران تا عالیترین درجه، فریضه‌ای واجب و مقدس به شمار آمده است. 

قیام خونین امام حسین (علیه السلام) قیامی احیاگر دین و ارزشهای عالی الهی و بر‌ترین الگوی امر به معروف و نهی از منکر است. در اهمیت این حرکت سرنوشت ساز همین بس که بنا بر روایات خداوند متعال، امامت را در ذریه آن حضرت قرار داد تا جهان به وسیله قیام فرزند برومند او حضرت ابا صالح المهدی (عج) به حقیقت گراید و قسط و عدل که رویای دیرپای بشریت مظلوم است، توسط آن حضرت تحقق یابد. 

در این مفهوم بزرگ و شگفت، بنابر روایات و احادیث متعدد و متوا‌تر، هیچ گونه تردیدی وجود ندارد که حضرت صاحب الزمان (عج) از فرزندان حضرت امام حسین (علیه السلام) است و فرزند حسین (علیه السلام) یعنی امتداد خط سرخ عاشورا. به این اعتبار، نهضت بزرگ کربلا را می‌توان «عقبه» نهضت جهانی حضرت ولی عصر (عج) به شمار آورد و تنها کسی می‌تواند امام نهضت جهانی آخر الزمان باشد که در شجاعت، تقوا، جدیت، سازش ناپذیری، اعتقاد، شهامت، علم، ایثار، و... همانند امام عاشورا باشد.

پی نوشت:
۱- الخصائص الکبری- جلد ۲- ص ۲۶۵
۲- مجمع مصائب اهل البیت- جلد ۱- ص ۶۱
۳- بحارالانوار- جلد ۴۴- ص ۲۸۴
۴- الوسائل- ج۱۰- ص ۳۱۸ 

بخش مهدویت تبیان
منبع: سایت موعود 

انتهای پیام/ق/46