درد است این که می فشرد سینه مرا
بیدار می کند غم دیرینه مرا
آنان که سال هاست به زنجیر بسته اند
دستان زخم خورده و پر پینه مرا
سوگند خورده اند که این بار بشکنند
با نان و عشق، حرمت آیینه مرا
حاشا که حیله بازیشان مانعی نشد
آتش فشان شعله ور کینه مرا
تیغم غلاف مرگ شد، آقا! شتاب کن
اثبات کن به اینان، آدینه مرا
| ۷. | جمال چهره تو |