به گزارش آینده روشن، غلامرضا خواجهعلیچالشتری، مجموعه شعر منتظر را توسط انتشارات مريد در 104 صفحه منتشر كرد.
در اين مجموعه كه ششمين دفتر شعر منتشر شده اين شاعر شهركردی است، 31 شعر در قالبهای مختلف ادبی جای گرفته كه بيشتر آن ها با موضوعهای آيينی سروده شدهاند.
اين شاعر در ابتدای مجموعه شعر خود چنین نوشته است: «تقديم به اهورايیهای فداكار سرزمينم، آنان كه هرگز نمیميرند، هرگز.»
اين كتاب در چهار هزار نسخه، به قيمت هزار تومان و در قطع رقعی روانه بازار كتاب شده است.
شعر نو زير در اين كتاب به حضرت امام زمان تقديم شده است:
عصر دیدار
«زبان حال یک منتظر»
توی این شهر بزرگ
شهر شبرنگ شلوغ
که پر از وسوسه است
در ترافیک زمان
متوقف شدهام.
بوق و آزیر خطر
میخرشاد ذهنم را.
ساعتی میگذرد
عصر یک جمعه پاییز سرد
هم چنان منتظرم،
منتظر، مثل همه مردم شهر.
آخرین جمعه آذرماه است
و من از آمدن فصل زمستان، بیزار.
منتظر هستم باز
تا کسی باز آید
یک نفر مثل بهار.
چقدر بیتابم،
عصر هر جمعه دلم میگیرد
با خود میگویم
بیگمان او امروز
از سفر میآید،
تا که با حوصله
غمهای مرا گوش کند،
تا بلافاصله با دیدن او
هر چه به دل داشتهام
زود فراموش کنم.
سالیانی دور است
که از اینجا رفته است
و خدا میداند
کی به سر میآید
انتظاری
که مرا پیرم کرد!
همه جا میگویند
عاقبت میآید
و در این شهر بزرگ
همه حادثهها میخوابند
همه وسوسهها میمیرند
همه در چهره هم،
صلح و صفا میبینند.
و تمدنها، آن روز
همه از جنگ و جدل بیزارند
بوق و آژیر خطر بیمعنیست.
سر هر پیچ خیابان آن روز
تابلویی نصب شدهست،
یک نمایشگر سبز
که به ما میگوید:
یک قدم مانده به عشق
دو قدم مانده به یار
سه قدم مانده به موعود شما
عصر دیدار
و
آغاز ظهور ...