ح ـ دعا را با حمد و ثناى الهى آغاز كردن
ادب ديگر دعا اين است كه با ذكر خدا و حمد و ثناى الهى آغاز شود چنانكه در همين دعاى افتتاح مىخوانيم اللهم انى افتتح الثناء بحمدك ... .
ط ـ صلوات و درود بر پيامبر(ص)
از ديگر آداب دعا، صلوات بر پيامبر و آل آن حضرت است كه حارث بن مغيره مىگويد:
سمعت ابا عبدالله(ع) يقول: اياكم اذا اراد احدكم ان يسأل من ربه شيئا من حوائج الدنيا والآخرة حَتّى يَبْدأ بالثّناءِ على اللّهِ عزَّوجل والمَدْحِ له والصَّلاةِ على النبى(ص) ثم يسأل الله حَوائِجَه. (اصول كافى، همان، ج 2، ص 484، كتاب الدعاء باب الثناء قبل الدعاء، حديث 1،المحجهالبيضاء، ج 2، ص 296، با اندك تفاوت.)
از ابى عبدالله(ع) شنيدم كه فرمود: مبادا چيزى از خدا بخواهيد جز آنكه آن را با مدح و ثناى پروردگار و صلوات بر پيامبر(ص) آغاز كنيد و سپس حاجتهاى خود را بخواهيد.
راوى گويد از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود:
مردى وارد مسجد شد و پيش از ستايش خدا و صلوات بر پيغمبر(ص) شروع به دعا كرد. رسولخدا(ص) فرمود: اين بنده در دعا شتاب كرد پس مرد ديگرى وارد شد و نماز خواند و خداى عزوجل را ستايش نمود و بر رسول خدا(ص) درود فرستاد. پيامبر(ص) به او فرمود: بخواه كه به عطاى الهى نائل خواهى شد. سپس حضرت صادق(ع) فرمود: همانا در كتاب على(ع) آمده است كه ستايش خدا و درود بر رسول خدا«عليهالسلام»پيش از حاجت خواستن است. پس چنانكه در امور عادى و نيازهاى مردمى، ادب را مراعات مىكنيد در پيشگاه خدا نيز ادب دعا را رعايت كنيد.( اصول كافى، همان، ج 2، ص 485ـ486، باب الثناء قبل الدعاء، حديث 7.)
عثمان بن عيسى از كسى كه براى او حديث كرده، نقل مى كند كه به حضرت صادق(ع) عرض كردم ... آيتانِ فى كتاب اللّهِ عزَّوجلَّ أطْلبُهُما فلاأَجِدُهُما قال: و ماهما؟ قلتُ: قولُ الله عزوجل: «أدعونى أستجب لكم» فَنَدْعُوه ولانَرى إجابةً، قال أفتَرىَ اللّه عزوجل أخْلَفَ وَعْدَه؟ قلت: لا. قال: فَمِمَّ ذلك؟ قلت لاادرى. قال لكنى أخْبرك مَنْ أطاع اللهَ عزوجل فيما أمرَه ثم دَعاهُ من جههالدعاء اجابه.... .
دو آيه در كتاب خدا (قرآن) است كه جوياى مضمون آن هستم و نمىيابم. فرمود: آن دو آيه كدام است؟ عرض كردم يكى آيه ادعونى استجب لكم - «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را اجابت كنم.» و ما او را مىخوانيم و اجابتى نمىبينيم؟ فرمود: آيا گمان دارى كه خداوند خلف وعده كرده است؟ عرض كردم: نه. فرمود: پس علت عدم اجابت دعا از چيست؟ عرض كردم نمىدانم. فرمود: ولى من تو را آگاه مىكنم. هر كه خداى عزوجل را در آنچه به او فرمان داده اطاعت كند سپس او را از جهت دعا بخواند او را اجابت مىكند. عرض كردم جهت دعا چيست؟ فرمود: در آغاز خداى را حمد و ستايش كن و نعمتهايى را كه به تو داده بر زبان آر. آنگاه او را شكر كن. سپس بر محمد و آل محمد(ص) درود فرست. آنگاه گناهان خود را بياد آر و به آنها اعتراف كن و از آنها به خداوند پناه بر. اين است جهت (و راه) دعا. سپس فرمود: آيه ديگر كدام است؟ عرض كردم قول خداى عزوجل. و ما أنْفَقْتُم من شىء فهو يُخْلِفُه... (سوره سبأ، 39.)
خداوند در اين آيه در مورد انفاق وعده جايگزين و پاداش مىدهد و حال آنكه من انفاق مىكنم. ولى عوضى نمىبينم. فرمود: آيا خيال مىكنى خداى عزوجل برخلاف وعده خود عمل مىكند؟ عرض كردم: نه. فرمود: پس علت چيست؟ عرض كردم نمىدانم. فرمود: بىترديد اگر شما مالى را از راه حلال بدست آوريد وآن را در راه حلال انفاق كنيد هر درهمى را كه انفاق كنيد خداوند عوضش را مىدهد.( اصول كافى، همان، ص 486، حديث 8.)
ى ـ توبه و استغفار پيش از دعا
از ديگر شرايط و آداب دعا توبه و استغفار پيش از دعا است و از شرايط لازم توبه اين است كه مظالم بندگان خدا و حقوق الهى قبل از توبه رد شده باشد يا حداقل انسان وسايل و راههايى را براى رضايت صاحب حق فراهم كرده باشد.
ردّ مظالم
معمولاً مظالم را در بدهيهاى مالى به كار مىبرند هر چند در ساير حقوق نيز كاربرد دارد. اگر حقى از كسى بر عهده انسان باشد واجب است آن را ادا كرده و يا صاحب حق را راضى كند. اين در صورتى است كه صاحب حق معلوم و دسترسى به او ممكن باشد و اما اگر صاحب حق ناشناخته و يا دسترسى به او ممكن نباشد در حقوق مالى بايستى ورثه او را راضى كرد و چنانچه وارث نداشته باشد و يا وارثانش نيز ناشناخته باشند در اين صورت بايد طلب او را (حق مالى او را) به عنوان مظالم و به قصد او به حاكم شرع و يا فقرا بدهد كه اين صدقه جايگزين بدهى او مىشود و در ساير حقوق (حقوق معنوى و عرضى) مانند غيبت و توهين و آبروريزى چون راهى براى جبران مادى وجود ندارد بايستى براى صاحب حق استغفار(و چنانچه تهمتى زده و آبروى او را برده به اندازهاى كه ميسّر است از او رفع تهمت كرده و اعاده حيثيّت كند.) كند و يا براى او خيرات و صدقات بدهد و يا براى او نماز بخواند و از خداوند تعالى بخواهد كه خداوند با تحصيل رضايت صاحب حق گناه او را بيامرزد. بنابراين مظالم معمولاً به مواردى اطلاق مىشود كه حقوق مالى از ديگران بر عهده انسان باشد و در اثر فوت يا عدم شناختِ صاحبِ حق، راهى براى پرداخت و يا تحصيل رضايت وى وجود نداشته باشد. در اين جا به مقدارى كه بدهى دارد بايد صدقه بدهد و ثوابش را براى صاحب حق اهدا كند و در واقع آن بدهى «مظالم» و آن صدقه «رد مظالم» است. در اين مورد به خاطر مجهول بودن مالك بعضى از فقها اجازه حاكم شرع را نيز لازم مى دانند كه با اجازه حاكم صدقه بدهد كه احتياط خوبست (واللهالعالم) در اينجا تنها استغفار كافى نيست بلكه بايستى مقدار بدهى را صدقه بدهد تا دعايش مستجاب شود. از امام صادق(ع) نقل شده است:
اذا اَراد أحَدُكُم أن يُستَجابَ لَه فَلْيُطِبْ كَسْبَه وَلِيَخْرُجْ مِن مَظالمِ الناسِ وإناللّهَ لايُرفَع اليه دعاءُ عَبْدٍ و فى بَطْنِه حرامٌ او عنده مَظْلَمَةٌ لاِحدٍ مِنْ خَلْقِه. (قمى، حاج شيخ عباس، سفينهالبحار، انتشارات فراهانى، ج 1، ص 447.)
هرگاه يكى از شما بخواهد دعايش مستجاب شود بايد كسب و كار و راه درآمد و روزى خود را پاكيزه كند و خويشتن را از زير بار مظلمههايى كه از مردم بر عهده دارد خلاص كند زيرا دعاى بندهاى كه در شكمش مال حرام باشد يا مظلمهاى در نزدش باشد، به سوى خدا بالا برده نمىشود.
در حديث ديگرى فرمود:
مَن سَرَّهُ أنْ يُسْتَجابَ له دَعْوَتُه فَلْيُطِبْ مَكْسَبَه. (اصول كافى، ج 2، ص 486، كتاب الدعاء باب الثناء قبل الدعاء، حديث 9.)
كسى كه دوست دارد دعايش مستجاب شود بايد از طريق پاك و حلال كاسبى كند.
و اما در حقوق الهى مانند واجبات و محرمات كسى كه مى خواهد توبه كند بايد گذشته را جبران كند يعنى واجبى را كه ترك كرده تدارك كند (قضا كند) و اگر حقوقى مثل خمس و زكات ... بر عهدهاش باشد لازم است زير نظر امام و يا فقيه عادل به صاحبان حق برساند و اگر هيچگونه امكانى براى ادا نباشد استغفار كند و اگر مالى دارد ولى امكان ادا كردن آن را ندارد بايد وصيت كند زيرا حقوق مردم بايستى به آنها برسد و تنها با استغفار جبران نمىشود. خداوند دوست ندارد حقوق بندگانش تضييع شود و به شخصيت و كرامت آنها بى حرمتى شود. رعايت حقوق مردم از نظر اسلام تا آنجا مورد تأكيد است كه اگر يك گناهكار در ميان گروهى باشد ممكن است دعاى آنها به هدف اجابت نرسد چنانكه در حديث آمده است:
أصابَ الناسَ قحطٌ شَديدٌ على عَهْدِ موسى صلواتالله عليه فخرج موسى ببنى اسرائيل لِيَسْتَقِى لَهُم فلم يُسْقَوا ثم خرج ثلاثَ مَرّاتٍ و لم يُسْقَوا فأوحىَاللّهُ تعالى الى موسى: انى لا أستَجيبُ لك و لِمَنْ مَعَك و فيكم نَمّامٌ فقال موسى(ع) يا ربِّ و مَنْ هُو حتى نُخْرِجَه مِن بَينِنا فأوحى اللهُ سبحانه اليه يا موسى أنهاكم عن النَّميمَةِ وأكونُ نمّاما؟ فقال موسى لبنى اسرائيل: تُوبُوا بأجْمَعِكم من النَّميمَةِ فتابوا فأرسَلَ اللّهُ عليهم الغَيْثَ. (المحجهالبيضاء، همان، ج 2، ص 298 و ج 5، ص 276، بحارالانوار، چاپ بيروت، لبنان، مؤسسه الوفاءط 1403 ه . 1983 م، چ 2، ج 72، ص 268، كتاب العشره، الحرالعاملى، محمدبن الحسن، وسايل الشيعه، بيروت، منشورات داراحياءالتراث العربى، 1391 ه . ق ، ط 4، ج 8، ص 619ـ620. الحرالعاملى محمدبن الحسن، الجواهرالسنيّه فى الاحاديث القدسيه، قم، نشر يس، ط 1/ 1402 ه . 1982 م، ص 65-66. العاملى الشيخ زينالدين الشهيد الثانى كشف الريبة عن احكام الغيبة، تهران، منشورات المكتبـة المرتضويه، بىتا، چ 3، ص 42ـ43، با تفاوت.)
در زمان حضرت موسى(ع) قحطى سختى مردم را فرا گرفت. موسى(ع) به همراه بنى اسرائيل بيرون آمد و براى آنها طلب باران كرد ليكن باران نباريد و سه بار اين كار را تكرار كرد و باز همچنان باران نيامد. خداوند به موسى(ع) وحى فرمود كه من دعاى تو و آنهايى را كه با تو هستند اجابت نمىكنم زيرا در ميان شما سخن چينى هست. موسى(ع) عرض كرد: پروردگارا! او كيست؟ تا وى را از ميان جمع بيرون كنيم. خداوند وحى فرمود: اى موسى! من شما را از سخن چينى منع مىكنم و خودم سخن چين باشم؟ موسى(ع) به بنىاسرائيل گفت: شما همگى از سخن چينى توبه كنيد. آنها نيز توبه كردند و پس از آن خداوند براى آنها باران فرو فرستاد.
خداوند سبحان در قرآن مجيد در اين باره هشدار مىدهد و مىفرمايد: وَاتَّقوُا فِتْنةً لا تُصيبَنَّ الذينَ ظَلَمُوا مِنْكُم خاصة واعلموا اَنَّ اللّهَ شديدُالعقاب(انفال، 25) بپرهيزيد از فتنهاى كه تنها به ستمكاران از شما نمىرسد بلكه همه را فرا خواهد گرفت (چرا كه ديگران سكوت اختيار كرده و به وظيفه اجتماعى خود عمل نكردند) و بدانيد خدا سخت كيفر است. پس بايستى مؤمنان در ماه مبارك رمضان بيشتر مراقبت كنند كه مظلمه و حقى بر گردن آنها وارد نشود و چنانچه حقى يا مظلمهاى بر عهده آنها است فورا آن را ادا كنند و اگر با بستگان و خويشاوندان قطع رابطه كردهاند از فرصت استفاده كرده و از ظرفيت معنوى اين ماه پربركت بهره گيرند و دلها را شست و شو دهند و از كينهها بيالايند و راه آشتى را باز نگهدارند و با خدا آشتى كنند و عباداتى را كه ترك كردهاند به جاى آورند و به جاى كارهاى غير لازم و حتى مستحب، واجب ها را قضا كنند و با بندگان خدا نيز آشتى كنند كه خداوند بندگان با گذشت را دوست دارد و در يك جمله فرصت را غنيمت شمارند تا در اين ماه مشمول رحمت الهى واقع شوند، و بيچاره آن كسى كه در اين ماه از رحمت خدا محروم ماند.
رسول مكرم اسلام(ص) در خطبه شعبانيه فرمود:
... فاِنَّ الشَّقِىَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرانَ اللّهِ فى هذاالشَّهرِ العَظيم... (الشيخ البهائى، الاربعون، تصحيح عقيقى بخشايشى، قم، دفتـر نشـر نـويـد اسـلام، ص 72. بحارالانوار،ج 93، ص 356، منابع ديگر اين حديث در ص 4 از نظرتان گذشت.)
... بدبخت آن كسى است كه از مغفرت و آمرزش الهى در اين ماه بزرگ بىبهره بماند... .
ادامه دارد ... .
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124