داخلی     خبر     انديشه
مسافرانی که شهادت را به‌جای اسارت برگزیدند
  آینده روشن- با وجود انهدام یک بال هواپیما، خلبان با مهارت سعی می‌کرد کنترل هواپیما را به دست بگیرد و هواپیما را روی سطح مسطحی بنشاند. در این هنگام یکی از جنگنده‌ها موشک دوم خود را به قصد انهدام هواپیما رها می‌کند و فوکر اف 27 فرند شیپ منهدم می‌شود.
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۳
کد مطلب : 75898
مسافرانی که شهادت را به‌جای اسارت برگزیدند
به گزارش آینده روشن اول اسفندماه ۱۳۶۴ یک فروند هواپیمای فوکر اف ۲۷ (فرند شیپ) ایرانی مورد حمله دو فروند جنگنده بعثی قرار گرفت و همه ۵۰ سرنشین آن به شهادت رسیدند. این هواپیمای غیرنظامی، حامل آیت‌الله محلاتی نماینده امام در سپاه، جمعی از نمایندگان مجلس و مسئولانی از قوه قضائیه بود که در پی انجام عملیات والفجر ۸ برای سرکشی به جبهه‌ها عازم اهواز شده بودند. این حادثه در حالی صورت پذیرفت که فرند شیپ هواپیمایی غیرنظامی بود. اما ستون پنجم و ضد انقلاب از پیش ماهیت مسافرانش را به اطلاع دشمن رسانده بودند. میگ‌های بعثی دو بار این هواپیمای کوچک را مورد هدف قرار دادند که بار دوم منجر به انهدام و سقوطش شد. به مناسبت سالروز این فاجعه تاریخی، مروری به چگونگی انجام آن می‌اندازیم.

۴۹ همراه
اسفند ماه ۶۴ که از راه رسید، عملیات والفجر ۸ بعد از روز‌ها تکاپو و پاتک‌های سنگین دشمن، با قدرت ادامه داشت. آیت‌الله محلاتی به عنوان نماینده امام در سپاه تصمیم گرفت برای سرکشی به جبهه‌ها، عازم اهواز شود. در این سفر هشت تن از نمایندگان مجلس به نام‌های حجج اسلام ابوالقاسم رزّاقی، سید نورالدین رحیمی، غلامرضا سلطانی، مهدی یعقوبی، ابوالقاسم موسوی دامغانی، محمد کلاته‌ای، علی معرفی‌زاده و سیدحسن شاهچراغی و چند تن از قضات و دیگر مسئولان که جمعاً ۴۹ نفر می‌شدند، محلاتی را همراهی می‌کردند.

جاماندگان از پرواز
خلبان عبدالباقی درویش و کمکش عباس جاهدی، مقدمات پرواز را انجام دادند و فوکر اف ۲۷ (فرند شیپ) آماده پرواز شد، اما مشکل کوچکی وجود داشت و آن هم سنگینی بیش از حد هواپیما بود بنابراین درویش از شهید محلاتی خواست تا آنجا که جا دارد برخی از همراهانش را با پرواز دیگری راهی اهواز کند. محلاتی نگاهی به سرتاسر هواپیما انداخت و از برخی همراهانش خواهش کرد تا هواپیما را ترک کنند. او، اما به فرد غریبه‌ای که روی یکی از صندلی‌ها نشسته بود و سعی می‌کرد خودش را بی‌خیال از وقایع رخ داده نشان بدهد، توجهی نکرد.

این مسافر ناشناس (خلبان بازنشسته بهروز مدرسی) بعد‌ها در وبلاگ شخصی‌اش خاطره آن روز را چنین تعریف کرد: «همسرم، چون پزشک بود، از اواسط جنگ برای مداوای مجروحان به جبهه می‌رفت. من، چون خودم خلبان بودم، خیلی سعی می‌کردم تا همسرم را با هواپیما به اهواز بفرستم و خودم هم او را همراهی کنم. یکبار که به اهواز رفته بودیم، با یک برادر سپاهی دوست شدم و چهارشنبه‌ها که برای دیدار با همسرم به اهواز می‌رفتم، مهمان این دوستم می‌شدیم. سپس من جمعه شب‌ها به تنهایی به تهران برمی‌گشتم.

خوب یادم است که آن روز (اول اسفند ۱۳۶۴) هم چهارشنبه بود. طبق معمول، شال و کلاه کردیم تا برویم به اهواز با کلی سوغاتی برای آن دوست اهوازی و خانواده‌اش. از شانس بد من، آن روز هیچ یک از هواپیما‌های سی ۱۳۰، پروازی به اهواز نداشت. به همین خاطر حسابی حالم گرفته شده بود. اما...»

بسته‌هایی پر از قرآن
خلبان مدرسی توضیح می‌دهد که با هماهنگی یکی از دوستانش به اسم آقای معمری قرار می‌شود با سرهنگ درویش خلبان فوکری که قرار بود آیت الله محلاتی و همراهانش به اهواز ببرد، هماهنگ کنند تا او هم همراهشان برود. درویش آشنایی دیرینه‌ای با مدرسی داشت، قبول می‌کند به این شرط که کلاه خلبانی جدید مدرسی را از او بگیرد و در عوض کلاه قدیمی خودش را به او بدهد! مدرسی داخل هواپیما می‌بیند که محلاتی نگران آمدن کسی یا چیزی است. لحظاتی بعد چند بسته به داخل هواپیما منتقل می‌شود و خیال محلاتی راحت می‌شود. مدرسی کنجکاو می‌شود و داخل بسته‌ها را نگاه می‌کند؛ «با تعجب دیدم که مملو از کلام‌الله مجید (و اگر اشتباه نکنم تعدادی جزوات حقوقی) بود.»

دیدار به قیامت
زمانی که درویش از سنگینی هواپیما سخن می‌گوید، محلاتی تعدادی از همراهانش را پیاده می‌کند، اما احترام میهمان ناشناس را نگه می‌دارد و کاری به مدرسی ندارد. تا اینکه خود درویش از مدرسی می‌خواهد پیاده شود چراکه یک هواپیمای سی ۱۳۰ آماده پرواز به اهواز شده بود. مدرسی پیاده می‌شود و قبل از آن کلاه خلبانی جدید خودش را از سر درویش برمی‌دارد و کلاه قدیمی او را به خودش پس می‌دهد. این دو خلبان که دوستی دیرینه‌ای با هم داشتند در حالی از هم خداحافظی می‌کنند که هیچ کدام خبرنداشتند دیدار بعدی‌شان به قیامت موکول می‌شود.

بعد از ایذه
فرند شیپ پرواز آرامی را شروع می‌کند و به سمت جنوب غرب کشور بال می‌گشاید. اما دقایقی بعد در حالی که به تازگی ایذه را پشت سر گذاشته بود، دو فروند میگ عراقی، مجهز به موشک‌های مدرن هوا به هوا روی فرکانسش می‌روند و با لهجه انگلیسی ـ. عربی از خلبان درویش می‌خواهند بی‌دردسر همراه آن‌ها به عراق برود!

مرحوم شهرام جاهد فرزند شهید عباس جاهد، کمک خلبان این پرواز می‌گوید: «بعد‌ها در بازبینی مکالمات ضبط شده در جعبه سیاه هواپیما مشخص شد که جنگنده‌های عراقی به خلبانان ایرانی پیشنهاد می‌دهند که با تغییر مسیر به سمت عراق بروند و سپس از این کشور پناهندگی دریافت کنند. یا به هر کشور دیگری که تمایل دارند بروند و آنجا به همراه خانواده‌هایشان زندگی کنند، اما پیشنهاد وسوسه‌کننده آن‌ها از سوی کادر پرواز رد می‌شود.»

اسارت یا شهادت
کادر پرواز فرند شیپ به رغم هشدار‌های میگ عراقی مدتی به پرواز خود ادامه می‌دهد. یکی از خلبان‌های عراقی خطاب به سرهنگ درویش می‌گوید: «شما و سایر خدمه پرواز در امان هستید. ما پناهندگی شما به هر کشور آزادی در دنیا را تضمین می‌کنیم، تکرار می‌کنیم ما با شما هیچ کاری نداریم، هدف ما مسافران شماست.»

درویش توجهی نمی‌کند و با اینکه به عنوان خلبان قدرت تصمیم‌گیری داشت، موضوع تقلای هواپیما‌های دشمن برای ربودن هواپیما را به اطلاع آیت‌الله محلاتی می‌رساند و از ایشان کسب تکلیف می‌کند. پاسخ محلاتی قاطع و صریح بود: «ما شهادت را به تسلیم شدن در مقابل دشمن بعثی ترجیح می‌دهیم.»

فرند شیپ از بلاتکلیفی خارج می‌شود. تسلیم در این پرواز جایی نداشت. پس با قدرت به مسیر خود ادامه می‌دهد. جنگنده‌ها مانور می‌دهند و داخل هواپیما، مسافران مشغول دعا می‌شوند. وقتی خلبان‌های بعثی متوجه می‌شوند که هواپیمای غیرنظامی ایرانی قصد تسلیم شدن ندارد، ابتدا به بال چپ هواپیما شلیک می‌کند. تعدادی از شاهدان عینی که از پایین شاهد ماجرا بودند، بعد‌ها اظهار می‌دارند که با وجود انهدام یک بال هواپیما، خلبان با مهارت سعی می‌کرد کنترل هواپیما را به دست بگیرد و هواپیما را روی سطح مسطحی بنشاند. در این هنگام یکی از جنگنده‌ها موشک دوم خود را به قصد انهدام هواپیما رها می‌کند و فوکر اف ۲۷ فرند شیپ منهدم می‌شود.

اسامی شهدای واقعه
بر اثر حمله ناجوانمردانه بعثی‌ها به هواپیمای غیرنظامی ایرانی، حدود ۵۰ نفر به شهادت می‌رسند که اسامی آن‌ها به این شرح است: حجت‌الاسلام عنایت‌الله احمدی، رجبعلی اسلامی، سید ابوالقاسم هاشمی، صادق مطهری، سید حسین معنوی، احمد رقمی، سید حسن طباطبایی‌نسب، محمد حسین عنایتی، سید احمد قاسمیان، سلطان‌مراد کزازی، احمد محمودی طرزقی، سید مکارم موسوی از سازمان تبلیغات اسلامی، شهیدان میرولی رفیعی راد، احمد خان احمدلو، محمد خداپرست، حجت‌الاسلام سیدحسن اجاق خضری، مهدی آشوری، احمد انصاری، محبوب شیری، محمدجواد صدیقیان کاشی، محمد گلابگیران قمی، جعفر نیری، علی محبی، محمد مقدسیان، فرج‌الله نصیری، محمد مصطفوی کرمانی از قضات قوه قضائیه، شهیدان محمد کلاته‌ای، علی معرفی‌زاده و حجت‌الاسلام سید ابوالقاسم داود الموسوی‌دامغانی، سید نورالدین رحیمی، ابوالقاسم رزاقی، سید حسن شاهچراغی، غلامرضا سلطانی و مهدی یعقوبی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شهیدان حجج اسلام سید رشید موسوی، سید ابوالقاسم ارشادی، محمدعلی روحانی فرد و اسدالله عیسی نیا از کارکنان وزارت امور خارجه، شهیدان عبدالله فیاضی بارجینی و امیر محمودی منش از شهدای حفاظت شخصیت سپاه، شهید حجت‌الاسلام محمود نوری خواه از ارتش، شهید سرگرد رضا برادران هاشمی، شهید خلبان سیدحسین حسینی و شهید سرگرد داود مقرنس از کادر پروازی، شهید سرلشکر خلبان عبدالباقی درویش خلبان اصلی پرواز به همراه شهید خلبان عباس جاهدی، شهید خلبان محمود خضرایی، شهید خلبان علاء‌الدین فراز، خلبان محمد رضا کشواد به همراه شهید حجت‌الاسلام فضل‌الله محلاتی به درجه رفیع شهادت نائل می‌شوند.
 
منبع:روزنامه جوان