ابعاد عرفانى دعا
بخش ديگرى از ابعاد دعا تعليم معارف عاليه عرفانى است أدعيه معصومين سير و سلوك و طريق سخن گفتن با خدا و آداب دعا را به ما مىآموزد. در آن گاه كه ائمه معصومين(ع) در اثر تقيه ويا به خاطر آماده نبودن عامه مردم براى درك حقايق عاليه نمىتوانستند معارف دينى را با صراحت و آشكار بيان كنند، خاندان عصمت و طهارت(ع) بخشى از معارف و مضامين عاليه را به صورت دعا بيان مىكردند تا براى آيندگان بماند و اگر در آن زمان همه نمىتوانستند مطالب را كاملاً بفهمند، مىفرمودند در آينده كسانى خواهند آمد كه از اين مضامين عاليه بهرههاى فراوان مىبرند و سخنان آنها را تفسير مىكنند.
امام سجاد(ع) در حديثى به اين مطلب اشاره دارد:
سئل على بن الحسين(ع) عن التوحيد فقال: انَاللهَ تعالى عَلِمَ أنّه يكون فى آخرالزمان اقوامٌ متعمّقون فأنزَلَ اللّهُ تعالى قل هواللهُ احد، اللّهُ الصَّمَد، والايات من سورهالحديد الى قوله و هو عليم بذات الصدور فَمَنْ رامَ ماوراءَ ذلك فَقَد هَلَك (مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، همان، ج 3، ص 263ـ264، كتاب التوحيد، حديث 21 و ج 64 كتابالايمان والكفر باب علامات المومن و صفاته، ص 372، الكلينى الرازى ابى جعفر محمدبن يعقوب بن اسحاق الاصول من الكافى، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، 1388، خ 1، ص 91، باب النسبة، حديث 3.)
از امام على بن الحسين(ع) درباره توحيد سؤال كردند فرمود: خداوند متعال مىدانست كه در آخر الزمان اقوامى مىآيند كه در مسائل تعمق و دقت مىكنند از اين رو سوره قل هوالله احد و الله الصمد و آيات آغاز سوره حديد تا عليم بذات الصدور را (پيرامون مباحث توحيد و خداشناسى) نازل فرمود هر كس چيزى جز آن بجويد هلاك مىشود.
به هرحال در زمان امام سجاد(ع) هنگامى كه حكومت بنىاميه اختناق و شدت عمل را به نهايت درجه رسانده بود تا آن جا كه اصحاب ائمه(ع) نمىتوانستند با آنها به طور علنى ملاقات كنند آن حضرات مطالب خود را به صورت دعا يا موعظه براى شيعيان مىفرستادند. (براى نمونه بيان حقايقى كه به صورت نامه و دعا و موعظه و نصيحت و... توسط امام سجاد«عليهالسلام»
آمده است رجوع شود به: الحرانى، ابومحمد، الحسن بن على بن الحسين بن شعبه، تحفالعقول، عن آل الرسول، قم، منشورات مكتبة بصيرتى با مقدمه سيدمحمد صادق بحرالعلوم، ط 5، شوال 1394، ص 178 به بعد.)
دعاهايى كه در ماه مبارك رمضان وارد شده مثل دعاى سحر، دعاى ابوحمزه ثمالى و دعاهايى كه در روزها خوانده مىشود و همين دعاى افتتاح داراى مضامين عالى هستند كه بسيارى از معارف الهى در آنها گنجانده شده است . مسايلى كه مربوط به حقايق دين و مبانى شريعت اسلام و آنچه كه يك مسلمان بايد بداند و به كار بندد در اين دعاها ذكر شده است و اين همه دليل بر اين است كه دعاها مكتب است، مدرسه است و مجلس دعاى ما مجلس درس و بحث است و خوشا به حال نمازگزاران و دعا كنندگانى كه در مساجد و مجالس دينى با اين دعاها انس دارند و علاوه بر راز و نياز با پروردگار از اين معارف و از اين خوان گسترده و مائده آسمانى بهرههاى معنوى و عرفانى برمىگيرند.
دعا و ايجاد آرامش
از ديگر ابعاد دعا، بُعد اطمينان و آرامش است كه انسان در فضاى دعا و توسل به حالت اميد و اطمينان دست مىيابد و دعا به او آرامش مىبخشد. براى مثال در آغاز (دعاى افتتاح) واژه حمد و ثناء و جمله «وانت مُسدِّدٌ للصَّواب بمَنَّك» روح اميد را در انسان زنده مىكند و از همان ابتدا با اطمينان به خير و نيكى و ثواب و صواب درب خانه محبوب را مىنوازد و به طور كلى اين دعاها و ذكر اسماء و صفات الهى و مضامين عرفانى و ملكوتى آن، سالك را به وادى محبت و عشق مىبرد. او زيباييها و جمال و كمال را يكى پس از ديگرى در وصف معشوق به زبان مىآورد و از منظر دل مىگذراند و با محبوبى كه اين همه زيبايى دارد راز و نياز مىكند و عشق مىورزد و در اينجا دعا از مرحله عرض حاجت فراتر مىرود و به مرحله محبت و عشق مىرسد. يعنى از مرحله سؤال و عرض نياز به مرتبه سرّ و راز مىرسد. و از ماسوى بريده و جز او چيزى را نمىبيند و جز او چيزى نمىجويد و در جلال و جمال او محو مىشود و اگر لطف حق يارى كند به مرتبه صحو تشرّف مىيابد و به عزّ قدس مىآويزد چنان كه در مناجات شعبانيه آمده است:
الهى هَبْ لى كمال الاِنقِطاعِ اليكَ و أنِرأبْصارَ قُلُوبنا بِضياءِ نَظَرِها اليك حتّى تَخرِقَ أبصارُالقلوبِ حُجُبَالنّور وتَصِلَ الى مَعدِنِ العَظَمَة و تصيرَ أرْواحُنا مُعلّقةً بِعزّ قُدْسِك
خدايا! سراپاى وجودم را به ذات اقدست وابسته كن تا هيچ كس و هيچ چيز جز تو نبينم و نخواهم. خدايا! ديدگان ظاهرى با نور برونى مىبينند به ما ديده بصيرت عنايت كن تا با نظاره تو كسب نور كنيم و در پرتو آن، حجابهاى نور را يكى پس از ديگرى در نور ديده و به كانون عظمت واصل شويم و ارواحمان به عزّ قدست آويخته و از وحشت تنهايى و دِهشت نيستى رهايى يابد و به مرتبه بقاء پس از فناء نائل آيد و (جاودانه گردد).
بها دادن به عواطف و احساسات درونى
از ديگر نكاتى كه در ادعيه موجود است، آن است كه چون اين دعاها از طريق وحى وارد شده در آنها به عواطف و احساسات و غرايز درونى انسان بها و ارزش و اهميت بهسزا لحاظ شده است. انسان فطرتا چيزهايى را دوست مىدارد كه سرنوشت او با آنها گره خورده و فطرتش از آنها مايه گرفته است. براى مثال مىتوان از صفت زيبايى طلبى و جمال جويى و كمال خواهى انسان نام برد چرا كه انسان به طور طبيعى و فطرى زيبايىها، خوبىها، كمال ها، جمالها را دوست مىدارد و از لطف و محبت، عفو و اغماض و گذشت، جود و كرم، علم، قدرت و ... شادمان مىشود. عزت و عظمت و قاطعيت، او را خرسند مىكند. از بزرگوارانى كه در عين بزرگوارى و عظمت به كوچكها احترام مىگذارند خوشش مىآيد. براستى انسان، طالب كمال مطلق است و بىنيازى و غنا را دوست دارد و علاقه دارد كه نيازمندان را بىنياز كند. انسان با اين غريزه و فطرت كمال جو و زيباطلب بىترديد آن كه همه زيباييها از آن او است و تمام زيباييها را او آفريده بيشتر از هر چيز دوست مىدارد. زيبايى محبوب اصلى انسان است از اين رو دعاى افتتاح باحمد و ثناى الهى شروع مىشود و خوبيها و زيباييهاى او را يكى پس از ديگرى بازگو مىنمايد و بالطبع حس زيبايىخواهى انسان بيشتر هشيار مىشود و هر چه به پيش مىرود آتش عشق و التهاب او مشتعلتر مىگردد و با اين سير عاشقانه خود را برابر كمال و جمال مطلق مىبيند و ناگهان او را مخاطب قرار داده و مىگويد: «فَاسْمَع يا سَميعُ مِدْحَتى وَأجِبْ يا رحيمُ دَعْوَتى» او مانند كسى كه از خود بىخود شده و نمىداند كه با چه مقامى سخن مىگويد آنقدر خود را به او نزديك و خودمانى احساس مىكند كه مىگويد خدايا مدح و ثناى مرا بشنو و دعاى مرا پاسخ ده. اين كلام، كلام انسانى است كه با درياى رحمت الهى روبرو شده و خود را به امواج دريا افكنده تا خود را شستشو دهد و از آلودگيها بزدايد از اين رو بىدرنگ مىگويد: «وأقِل يا غَفُور عَثْرَتى» اى خداى غفور و بسيار آمرزنده ! لغزشهاو گناهان مرا ناديده بگير و بيامرز. او وقتى به خدا نزديك شده و اين همه كمال، جمال، و لطف و رحمت را (كه در صحنه هستى گسترده شده و شامل تمام احوال و ازمان است) مىبيند در اين حالِ شهود و حضور ناگهان پردههاى غفلت يكى پس از ديگرى كنار رفته و گذشتهها پيش رويش نمايان مىشود و مىبيند كه چه لطفها، و چه رحمتها، و چه دستگيرىها از سوى خدا شامل حالش شده كه او همه را فراموش كرده است و چه قدر گرفتاريها، بيماريها، غمها و غصهها كه خدا آنها را از سر راهش برداشته است و سرانجام با اين ديد، به زندگى اميدوار مىشود و اين همان عنايت و احترام به احساسات و عواطف انسان است كه از دعا نشأت مىگيرد و بنده گنه كار را اميدوار مىسازد و به ادامه راه دعوت مىكند.
اينك ترجمه و شرح دعاى افتتاح
اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ
دعاى افتتاح از سه بخش كلى تشكيل مىشود كه نخستين آن با حمد و ثناى الهى آغاز مىشود و بسيارى از معارف دينى به زبان حمد و ثنا و تسبيح و راز و نياز و سوز و گداز بازگو مىگردد. در اين بخش واژههاى حمد و مدح و ثنا و تسبيح بيش از نوزده بار تكرار مىشود و به ما مىآموزد كه در مقام دعا و راز و نياز با پروردگار متعال سخن را چگونه آغاز كنيم و چگونه به پايان بريم. در بخش دوم صلوات بر محمد و آل او با اوصاف ويژه مطرح مىشود. بخش سوم به مسأله انتظار فرج و شكايت از غيبت حضرت ولى عصر عجلالله تعالى فرجه و كثرت دشمنان و قلّت مؤمنان و آرزوى ظهور دولت كريمه و آمادگى براى جان فشانى و خدمت در آن دولت مىپردازد و بالاخره با دعا براى نصرت و عزت مسلمانان پايان مىپذيرد.
ادامه دارد ... .
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124