داخلی     يادداشت     انديشه
قیام مهدی منتظر ماست (18)
   «قیام مهدی منتظر ماست» عنوان کتابی است که به قلم سید حسن فیروز آبادی منتشر شده است. در این کتاب رویکردهای مختلف آماده سازی منتظران حضرت، برای ظهور ایشان مورد بررسی قرار گرفته است. در این قسمت، به طور سلسله وار قسمت های مختلف این کتاب برای استفاده علاقمندان ارائه خواهد شد.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۱۶
کد مطلب : 32416
قیام مهدی منتظر ماست (18)
11- تكميل حلقه هاي مردم سالاري ديني
حکومت آیندۀ حضرت مهدی موعود (ارواحنافداه) یک حکومت مردمی و متکی به ایمان ها و اراده ها و بازوان مردم است. امام زمان (ارواحنا فداه)، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمی کند؛ بلكه به مردمي تكيه مي كند که در بنای عدل الهی در سرتاسر عالم و استقرار آن، او را ياري مي رسانند، لذا یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل می دهد؛ اما این حکومت مردمی با حکومت های مدعی دمکراسی در دنیای امروز تفاوت فراواني دارد. مردم سالاری امام زمان، مردم سالاري ديني است و با روش دموكراسي امروزي به کلّی متفاوت است. (آيت ا... خامنه اي، مهر 1381)

12- پیوند دکترین ظهور با ولایت فقیه
امامت و ولایت در اعتقاد شیعه جوهره قدرت سياسي در دولت اسلامی است. از این رو‌، هویت سیاسی مذهب شیعه با اعتقاد به حضور و یا نظارت عام و وجود امام شناخته مي‌شود. غیبت امام در عینیت جامعه، حیات سیاسی شیعه را در فرآیند پرپیچ و خمی از زیست منتظرانه قرار داده است. بر مبنای این اصول اعتقادی، مهدویت استمرار خط امامت محسوب می‌شود و در این فرآیند طولانی عصر غیبت که عالم از ظهور نواب عام آن حضرت بی بهره نیست و رسالت حفظ مکتب و هدایت امت و مسئولیت جامعه اسلامی و سامان‌بخشی سیاسی در این قالب تداوم مي‌یابد، این وظیفه برعهده فقهایی است که براساس حجت امام زمان (عج) بر مردم معرفی شده‌اند.

13- نقش محوری روحانیت در قاعده مندي ظهور
اصل ولایت فقیه باعث شده که نقش روحانیت در این قاعده جلوه خاصی بیابد و مراجع، علما و روحانيون از اعتبار خاصی میان جامعه منتظر و خدمت گزار بهره‌مند باشند. نقش و جایگاهی که روحانیت در ارکان مختلف جامعه ديني و در این راستا در کشور جمهوری اسلامی بر عهده گرفته و ایفای مسئولیت نموده است، در هیچ‌یک از احزاب و سازمان‌های سياسي در میان ملل مسلمان سابقه ندارد. آنان در این قالب دو نقش مهم در جامعه اسلامي ایفا مي‌نمایند:

الف- ارتباط عالمانه میان ولی‌فقیه و پیروان مردمسالاري ديني در جهان اسلام با محافظت و صیانت از ماهیت اسلامی مردمسالاري و كاركردهاي آن در انطباق با دين مبين اسلام.

ب - تبلیغ شجاعانه و مدبرانه منجی باوری میان ادیان موّحد و توحید مدار در راستای یکپارچگی ملت های معتقد به خداوند واحد و منجی موعود.

منجي پژوهي موضوعي در مقوله آینده شناسی است که محققان بر این باورند که قواعد آن به تدریج از پدیده هایی همچون جهانی شدن، رويكردهاي آرمانگرايانه، آغاز شده و به تدریج خود را در قالب یک آینده شناسی دینی ظهور يك منجي قدرتمند در آخرالزمان نشان خواهد داد و عمده اندیشمندان بر این باورند که وقتی ازمنجي پژوهي و آینده شناسی آن سخن می گویند به ناچار باید سه نگاه مختلف به آن را مورد کنکاش قرار دهند:

نوع اول -کسانی که به آینده نگاه شهودی دارند و بیشتر بر باورها و خلاقیت خود تکیه می کنند و لذا بر همین اساس و یا با تکیه بر منابع و نگاه آرماني خود پیش بینی های روشنی ارائه می دهند. برخي از انديشمندان علت تحقق پیش بینی این لایه را بیشتر اختصاص به توانمندی و روان شناسی شخصیتی آینده شناسان داده و برخی دیگر به وجود معرفت و دانشی بر گرفته از محیط، تاریخ، روندها و برداشت داهیانه آنان از رخدادهای آینده به همراه ویژگی های خاص در این افراد در جامعه مي دهند.

نوع دوم- كساني كه به آينده مبتني بر وعده های الهی و تكيه بر ويژگي و انتصاب افرادی که خداوند آنها را واجد درك شرایط می دانند، مي نگرند. در نگرش آينده پژوهي اين محققان، آینده شناسی را به طور سنتی در وحي و روايات و اندیشه فقها جستجو کرده و آینده شناسی را خاص مرور تاریخی و تجربه اجتماعی در گذشته و حال می دانند.

نوع سوم- آینده شناسی که امروز به حدس های علمی معروف می باشد، محدود به درک مبانی و اخذ نتایجی از آن معلوم منتهی می شود. یکی از بنیادی‏ترین فرض های آینده شناسی علمی، قبول پیوستگی تقریبی رویدادها است. بدين‏سان كه دامنه حوادث جهان را قاعده مند و یکپارچه فرض نموده و معنایش این است که آینده از همان قواعدی پیروی می کند که شرایط وقوع آن کمابیش در حال و گذشته وجود داشته و به هیچ وجه از تحول، تغییر و نوآوری تأثیر نمی¬گیرد و آینده چیزی جز تکرار گذشته و ليكن در قالب و نمادي ديگر نيست.

سنت آگوستین بنيان گذار اين تفكر مي گويد: زمان یک چیز ذهنی است. از رابطه منِ سوژهِ تحلیل گر با هستی یا هستنده های طبیعی یا اجتماعی پدید می‏آید. یعنی من هستم که می گویم گذشته این پدیده، حال این پدیده و آینده این پدیده چيست و لذا اين فرض پذيرفتني است که حوادث، انقطاعات بنیادی ندارند و کم و بیش روندی پیوسته به خود مي گيرد كه اين روند عبارتست از: احصاء و تفسیر گذشته یک شئ و سپس پیش بینی آینده این شئ بر حسب تفسیر و توصیفی که از کارکرد آن در گذشته و حال تجربه شده است. (ريموند، 1350: 47)

یعنی بروز اتفاقات جدید را او معتقد است که رخدادهايي از گذشته است که به گونه ای دیگر رخ مي نمايد، به همین دلیل می توان دسته بندی دیگری ارائه داد که در نظریه پردازی ها، آینده نگر آن را به دو گونه تحلیل می نمايند.

تحلیلی که آینده را مجموعه ای از احتمالات برمي شماردکه سناریوهای هم نشین یا امکان جایگزین راه حلی از گذشته در آن وجود دارد و دوم آن که، آینده امکان ظهور یک احتمال و یا بروز احتمالات متعدد است که باید بتوان با تکیه بر اصول و توانمندی هاي بر خاسته از امکان و غایت حاكم بر شرايط و قابليت هاي مدیریت تحولات، تحقق آنها را در قالب یك دامنه، شناسایی نمود. در این رویکرد نيز برای آینده پژوهي دو گام توصیه مي شود.