بيان مسأله
"آخرالزمان"، افقی از زمان است،که در طول تاریخ توجه بسیاری را به سوی خود جلب کرده، تا این سؤال که سرنوشت وضعيت جهان چه خواهد شد؟" را از سوی مخاطبان خود پاسخ دهد. افرادی که نمی توانستند نسبت به آینده و به خصوص آخرالزمان بی تفاوت باشند، زمان حال را با انبوه تحولات در حال گذر آن، پیش روی خود مي¬بينند، در حالی که همواره از خود سؤال می نمایند که به هنگام ظهور منجی بشریت چه روی می دهد و چه گونه روی می دهد؟ اهمیت این موضوعات تا چه حد است که از صدها و بلکه هزاران سال قبل، توجه مکاتب فراواني را به سمت خود معطوف کرده است، به طوری که بازتاب آن را به صورتی گسترده و فراگیر در تمام ایدئولوژی های الهی گونه می توان بدين شكل مشاهده نمودکه بسياري از مكاتب، رمز موفقیت خود را گنجانیدن اهداف و قابليتهاي خود در بستر ظهور منجي و فرآیند آینده نگری و واکاوی در آینده¬اي محتوم دانسته و تلاش دارند براي برنامه ها و راهبردهاي آینده چشم انداز و بستر روشنی را به تصویر بکشند و در اين بين، مکاتب دینی و غیر دینی اين رويكرد را با غايت پویاسازی عقیده خود و تصویرسازی ذهنی آن در قالب" پایان جهان" دنبال ميكنند. (كارگر، 1381: 141)
نکته دیگر امكان باز تجديد گذشته¬ي تاريخي پر افتخار و مملو از رفاه و امنيت است که اگر این تمدن را در گذشته تاریخی خودمان تجربه كرده ايم چه گونه ميتوانيم باز تكرار آن را در افق آينده به خصوص آینده انسان ها و جوامع اسلامی فراهم كنيم و اين تمدن چه جایگاهی در این آینده دارد؟
بیگمان ظهور آخرین منجی بشریت، در پایان دوران، حادثهای بی ماننداست، كه تاریخ فقط یك بار آن را تجربه خواهد كرد. این ظهور بزرگ، افزون بر آن كه دارای نشانههایی است، دارای شرایطی نیز هست. كه آينده شاهد شكل گيري آن خواهد بود و لذا امكان شناخت و امكان تاثير گذاري بر آن بسيار حائز اهميت است و ليكن این شرايط ظهور چگونه خواهد بود؟ چگونه می توان آن را شکل داد و برآن تاثیر گذاشت، اين سؤالات و ابهامات از جمله پرسشهایی است كه در دفتر پایان تاريخ بايد جستجو گردد و بدان پاسخ داده شود.
آنچه که در مباحث مهدویت و در مفروض به این سؤالات می تواند مطرح گردد توجه به این نکته است که اگر يك نظام فرهنگي از اعتقادی صحیح (سازنده ـ حرکت آفرین و هویت بخش ) و منطقی برخوردار باشد می تواند در شکل گیری آینده ای مطمئن نقش ايفا نموده و تهدیدات سد راه خود را مدیریت کرده و از همه فرصت های خود برای ساختن فرهنگي در راستای وعدههای الهی بهره گیرد. در حركت به سوي اين ايده و در موازات و يا تقابل با نگرش هاي حوزه مهدويت، اين مسأله ظاهر مي¬شود که آیا شیعیان و منجی باوران كه راهی برای دستکاری در گذشته ندارند، می توانند با برنامه¬ريزي و پيش¬بيني صحيح تحولات و رخدادها، آینده را دستکاری کرده و در شکل گیری آن تأثیر گذارند؟ (مظاهري، 1383: 85)
مهم ترین كاركردي كه بر خلاف تحجر، ماندن و در جازدن، به ارتقاء، رشد و بهآوري گرايش پيدا مي¬كند، متكي بودن بر آینده پژوهی است که بر خلاف گذشته پژوهی که منفعلانه عمل می کند عنصر دیگری را محقق می داند و آن را توجه به اختيار و اراده بشری كه خداوند در او به وديعت گذارده تا به ایفای نقش احتمالی خود در آینده بيانديشد و آن را عملي سازد، لذا اگر ملت و یا تمدنی بخواهند در آینده با اين رويكرد، بازیگر اصلي، تعيين كننده و پايان دهنده باشند، باید بدانند که چقدر قدرت دارند و آگاهی هایشان از سناریوهای محتمل خود و رقيب چقدر است؟ آگاهی آنان از امروز چقدر است؟
آنچه مسلم است در منازعات آینده همه شرایط در اختیار ما نیست و ما درصدی از آینده هستیم که باید توان و نقش خود را متناسب با ماموریت الهی به هنگام ظهور حضرت كسب نمائیم، لذا برای این آمادگی باید اكتشاف توان نمائیم که امکانات ما برای حضور در آینده چیست؟ آیا رویکرد و توان دینی و فرهنگی فعلی ما می تواند به ما کمک کند تا از آینده استقبال کنیم یا خیر؟
آیا توان و غايت آرماني ما در قبال كاركردهاي حريف استكباري، می تواند پیروان را مطمئن سازد که قادرند در آینده زندگی نمایند؟ آینده در کدامین شرایط برای ظهور ایشان آماده مي¬شود و امنیت دارد؟
ادامه دارد...
منبع:
کتاب «قیام مهدی منتظر ماست» ، نویسنده: سید حسن فیروزآبادی، ناشر: دانشگاه عالی دفاع ملی، تلفن تهران: 22970343