داخلی     گفتگو     انديشه
یک پژوهشگر مهدوی:
فعالیت هنری آخرالزمانی غرب ضد موعودگرایی است
  یک پژوهشگر مهدوی معتقد است فعالیت های هنری غرب در زمینه آخر الزمان نه تنها موعودگرا نیست، بلکه در نقطه مقابل آن و ضد موعودگرا است
گزارشگر :
Share/Save/Bookmark
سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۰۹
کد مطلب : 55439
فعالیت هنری آخرالزمانی غرب ضد موعودگرایی است
اشاره: هنر به عنوان یک ابزار ارتباطی از سالها قبل در جهت تحقق اهداف مختلف بشر مورد استفاده بشر قرار گرفته است، انسان از دیرباز اهمیت هنر را درک کرده و در هر دوره زمانی سعی در بهره برداری حداکثری از این نعمت خدادادی را داشته است.

از آنجا که بشر همیشه سعی در استفاده از ابزارهای مختلف برای تبلیغ عقاید خود و متقاعد کردن دیگران برای رسیدن به هدف خود را داشته، یکی از مقوله های مهمی که در آن هنر را به عنوان یک ابزار مورد استفاده قرار می داد، بحث مسایل اعتقادی و تبلیغ این مسایل بوده است.

تمدن های مختلف از دیرباز در به بار نشستن اهداف و عقاید خود در میان سایر ملل از هیچ تلاشی فروگذار نبوده و همیشه نسبت به این برتری عطش داشته اند، لذا عمدتا این تمدن ها با گذشت دوران استفاده از هنر را از سنتی به مدرن تغییر داده و سعی در بهره برداری از شیوه های روز هنری داشته اند.

در عصر حاضر یکی از موثر ترین و بهترین راه های استفاده از هنر در تبلیغ عقاید و اعتقادات تمدن های مختلف، هنر در رسانه است، هنر در رسانه هنری است که انسان از هنر جهان شمول بوسیله رسانه استفاده کرده و به گونه ای اعتقادات خود را بوسیله هنر و با استفاده از رسانه به تمام جهان عرضه نماید. از مهمترین مقوله های اعتقادی که می توان گفت تمام نسل بشر به آن اعتقاد داشته اند، بحث آخرالزمان به معنای رویارویی شر و خیر در مقابل یکدیگر است.

اعتقاد به منجی هم در ادیان و مذاهب و فرق مختلف به گونه های متفاوت وجود داشته و هر گروه سعی در به بارنشستن عقیده خود و تبلیغ آن در سطح جهان بوده است.

اعتقاد به مهدویت یکی از مهمترین و شاید بتوان گفت مهمترین رکن اعتقادی در میان مسلمانان است که البته این موضوع هم با تفاوت های نگرشی زیادی روبرو بوده و هر گروه از مسلمانان در این زمینه عقیده خاص خود را دارند.

با این حال به هر دلیلی استفاده از هنر در انتشار این اعتقاد ناب و اصیل اسلامی جایگاه زیادی نداشته و در این زمینه استفاده از هنر مورد غفلت واقع شده به گونه ای که غرب سالهای سال است که در زمینه هنر موعودگرا اهتمام ویژه ای داشته اما این زمینه در میان مسلمانان چند سالی بیشتر سابقه ندارد.

از این رو خبرنگار بخش اندیشه آینده روشن در گفتگویی اختصاصی با محمّدامین حاجی‏هاشمی برگزیده هفتمین همایش بین المللی دکترین مهدویت به این موضوع پرداخته است.

هنر موعودگرای غرب چه مبانی و اهدافی را دنبال می کند؟
عقیده بنده بر این است که هنر غرب موعودگرا نیست، ضد موعودگرایی است. یعنی چون امروز دنیا به سمت یک موعود حرکت می کند و او را طلب می کند، غرب و سینمای غرب آمده است تا مسیر ها را عوض کند و نگذارد این حرکت و نگاه ها به مسیر درست هدایت شود؛ غرب نمی خواهد حرکت ها به سمت موعود امم پیش برود، موعود خیالی غرب برای گم کردن همین مسیرها در سینما جلوه گر شده است البته خیلی اوقات هم این آخرالزمان غربی در فیلم ها بدون موعود به سرانجام می رسد.

عناصر محتوایی، روایی و سبکی سینما و تئاتر موعودگراچه ویژگی هایی باید دارا باشند؟
درست است که سینما از ابتدا در این حرکت ضد موعودگرایی جلودار بود اما الان جنبه های دیگری از هنر و رسانه نیز وارد این حیطه شده اند و فکر میکنم امروز انیمیشن ها در این حرکت پیشتاز هستند، شما امروز در پس بسیاری از انیمیشن های بزرگ دنیا این بحث آخرالزمان و ضد موعود گرایی را مشاهده میکنید؛ مثلا انیمیشن های Ice Age با بهانه هایی به نابودی دنیا اشاره میکنند، مشاهده میکنیم که انیمیشن WallE که یک انیمیشن بدون کلام است به چه دقت و ظرافتی به بحث نابودی دنیا و آخرالزمان اشاره میکند و منظور و هدف خود را بدون کلام و با تصویر به تمام جهان مخابره میکند.

حال سوال اینجاست که چرا انیمیشن ها وارد این عرصه شده اند، به خاطر اینکه انیمیشن ها می توانند کاملا خیالی طراحی شوند، شما بسیاری از فیلم های سینمایی غربی را میبینید که وقتی با محتوای آخرالزمان وارد عرصه می شوند مجبور میشوند که از واقعیت ها دور شوند و از تکنیک های رایانه ای و انیمیشنی بهره بگیرند تا بتوانند رویدادهایی که مورد نظرشان است را به تصویر بکشند.

خب انیمیشن و کارتون دقیقا این ویژگی را داراست. یعنی تماما تکنیک های رایانه ای است، این بهترین ابزار برای به تصویر کشیدن فضای آخرالزمان یا آخرالزمان های خیالی غربی هاست؛ البته انیمیشن های امروز از ویژگی دیگری نیز برخوردارند مثل اینکه تنها برای کودکان ساخته نمیشوند و این ظرفیت عظیمی است که ما برای نشان دادن تصویر درستی از آخرالزمان می توانیم از آن استفاده کنیم.

موعودگرایی در سینمای ایران چه جایگاهی دارد؟
به نظر من ما هنوز درمورد خیلی از مسائل کار نکردیم، درک درست داشتن از آخرالزمان و مسیری که به ظهور منتهی میشود میتواند ما را برای حرکت از کارهای پراکنده مانند نشانه شناسی و مانند اینها به سمت تولید فیلم ها و انیمیشن هایی هدایت کند که عمق مسئله را به تصویر میکشند و انشالله می توانیم شاهد ساخت آثاری باشیم که اخرالزمان را به درستی به تصویر می کشد، همین قیام های مردم کشورهای اسلامی و مردم دنیا بهترین نمونه است، چرا نباید فیلمی ساخته شود که به مردم دنیا که امروز قیام کرده اند و طواغیت را به زیر می کشند چگونگی ادامه راه را تا انتها نشان دهد.

امام خمینی(ره) فرمودند " تنها هنري مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام ناب محمدي - صلي الله عليه و آله و سلم - اسلام ائمه هدي -عليهم السلام - اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميتها باشد. هنري زيبا وپاك است كه كوبنده سرمايهداري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بيدرد، و در يك كلمه "اسلام امريكايي " باشد.

اگر ما همین صحبت امام (ره) را چراغ راه قرار دهیم مسیر هنر کاملا روشن میشود، الان هنر غرب به جای نشان دادن حقیقت، توهم را به تصویر می کشد؛ هنر غربی، اسلام را مورد هجمه قرار می دهد و به دروغ آمریکا و غرب را مظلوم و مسلمانان را عامل فتنه معرفی میکند، در عوض، هنر زمینه ساز ظهور باید نشان دهد که واقعیت و حقیقت، مظلومیت اسلام است باید واقعیت های مقاومت در دفاع مقدس ایران و لبنان به تصویر کشیده شود باید مظلومیت مستضعفین جهان به تصویر کشیده شود؛ فیلمی حتی اگر با موضوع خانوادگی طراحی می شود باید واقعیت را نشان دهد و واقعیت این است که استکبار حتی در سبک زندگی دارد مردم دنیا را به انحطاط می کشاند، اگر هنرمند به دنبال نشان دادن و ترویج زندگی های سکولار باشد هنرش صیقل دهنده اسلام ناب نیست.

چه راهبردها و راهکارهای هنری می توان برای ایجاد یک جامعۀ زمینه‏ساز ارایه کرد؟
باید این ذوق هنری در مورد موعودگرایی را گسترش دهیم و درکنار آن به تعمیق این تفکر بپردازیم، باید هنرمند اولا بداند جامعه مهدوی چه ویژگی هایی دارد دوما باید نیاز و ضرورت آن را درک کند در این صورت موعودگرایی دغدغه هنرمند میشود بعلاوه اینکه درک درست او می تواند باعث خلق آثار بدیعی شود.

حوزه و دانشگاه چگونه می توانند در جهت تولید محتوی و پرورش نیرو برای زمینه سازی ظهور فعالیت کنند؟
باید ساحت فکری هنرمند به ساحت فکری عالمان حوزه ودانشگاه درخصوص مسائل دینی نزدیک شود؛ حضور حوزه و دانشگاه در عرصه هنری و نیز حضور هنرمند در عرصه های حوزوی و دانشگاهی باعث میشود این دو، حرف یکدیگر را بهتر متوجه شوند؛ هنرمند باید بداند دین چیست و آن را لمس کند باید درک کند مهدویت چیست اگر به هنرمند دیکته شود چون فضا را حس نکرده از عهده خلق تصاویر درست بر نمی آید، همچنین حوزویان باید وارد عرصه هنر شوند تا چگونگی درست به تصویر کشیدن مفاهیم را به هنرمندان آموزش دهند.

انتهای پیام/ب/۱۴