دو نكته زيستى و عاطفى
در اين آيه نكتهاى زيستى و نكتهاى عاطفى وجود دارد. كه ذكر آنها خالى از لطف نيست. نكته زيستى آنكه تمام موجودات زنده حتى موجودات ذرهبينى در خدمت انسانند كه اگر خداوند نظر لطفش را از انسانها بردارد آنها را نيز نابود مىكند تا انسانها نابود شوند.
نكته عاطفى آن است كه خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و به صرف ارتكاب گناه آنها را مؤاخذه نمىكند و كيفر نمىدهد بلكه مدتى به آنها مهلت مىدهد شايد بيدار شوند و توبه كنند، ما بايستى از اين دو نكته در زندگى فردى و اجتماعى درس بگيريم نخست آنكه محيط زيست را آلوده نكنيم و موجوداتى را كه براى حيات و سلامت ما مفيدند از ميان برنداريم.
دوم آنكه نسبت به انسانها مهربان باشيم و با ارتكاب يك خطا و اشتباه آنها را طرد نكنيم و آبروى آنها را نريزيم بلكه با صبر و حوصله و بردبارى در صدد اصلاح آنها برآييم چنانكه در اين بخش از دعا مىگوييم: خدايا از اين كه گناهانم را ناديده گرفتى و زشتىهايم را پوشاندى و با جرم و جنايتم كريمانه برخورد كردى به تو اميد بستم و نسبت به لطفت آزمند شدم و به سويت بازگشتم و دست نياز به درگاهت دراز كردم. و چشم اميد به پيشگاهت دوختم. از اين كلمات نورانى به طور روشن مىتوان فهميد كه بهترين عنصر و مؤثرترين عامل براى صلاح و فلاح انسان اميد است و خداوند دوست ندارد بندگانش نوميد شوند هر چند مرتكب گناهان بزرگ شده باشند چنانكه در قرآن كريم مىفرمايد:
قل يا عبادىالذين اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمهالله انالله يغفرالذنوب جميعا انه هوالغفور الرحيم بگو اى بندگان من كه بر خود ستم كردهايد (و مرزها را شكستهايد) از رحمت خدا نااميد مباشيد كه خداوند تمام گناهان را مىآمرزد يعنى همواره جاى آشتى را باقى گذاريد و ارتباط خود را با خدا به يك باره قطع نكنيد و استغفار كنيد كه خداوند غفور و رحيم است.
و عامل ديگر عفو و گذشت نسبت به بندگان خداست چنان كه مىفرمايد: ... وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ألاتُحِبُّون أن يَغْفِراللّهُ لكم وَاللّهُ غفور رحيم اگر مىخواهيد خداوند شما را بيامرزد شما نيز نسبت به بندگان خدا رحيم و مهربان باشيد. آيا دوست نداريد كه خدا شما را ببخشد؟ پس نسبت به بندگان خدا با گذشت و عفو و اغماض رفتار كنيد.
و درباره اهل تقوى مىفرمايد:
«الذين ينفقون فى السراء والضرّاء والكاظمين الغيظ والعافين عن الناس واللّهُ يحب المحسنين» آنانكه در همه حال (گاه سرور و گشاده دستى و گاه فقر و تنگدستى) انفاق مىكنند و خشم خويش فرو مىبرند و از لغزشهاى مردم مىگذرند و خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد. يعنى خداوند دوست مىدارد آنان را كه خداگونه رفتار مىكنند و افزون بر عفو و اغماض به مردم نيكى مىكنند و بديها را با خوبى پاسخ مىدهند و با برخورد كريمانه در دلها بذر خوبى و صفا مىافشانند و در عمل مردم را به صلاح و فلاح مىخوانند و بديها را از جامعه مىزدايند كه مىفرمايد:
ولاتستوى الحسنة ولاالسيئة ادفع بالتى هى احسن فاذاالذى بينك و بينه عداة كانه ولىّ حميم خوبى و بدى برابر نيستند تو با بهترين روش با مردم برخورد كن آن گاه خواهى ديد كه دشمنت با تودوست صميمى شده است.
از اين رو در ماه مبارك رمضان كه ماه خودسازى و ماه رحمت و مغفرت است ما را به پيوند و دوستى و صله رحم خواندهاند كه با خويشان و بستگان آشتى كنيم و با زيردستان رفتار نيكو داشته باشيم و لغزشهاشان را ناديده بگيريم تا از بركات اين ماه هرچه بيشتر برخوردار شويم و توفيق صلاح و اصلاح بيابيم و به هدف روزه كه تقوى الهى است برسيم.
فصرت ادعوك آمنا و اسئلك مستأنسا لا خائفا ولاوَجِلاً مُدِلاًّ عليك فيما قصدت فيه اليك فان ابطأ عنى عَتَبْتُ بجهلى عليك و لعل الذى أبطأ عنى هو خيرلى لعلمك بعاقبة الامور...
در اين بخش از دعا مىگوييم: پروردگارا لطف و رحمت تو موجب شده كه من با اين همه گناه با آرامش خاطر تو را بخوانم و با احساس محبت و انس از تو حاجت بخواهم بىآنكه بيم و هراسى به خود راه دهم در حالى كه مقصودم را عاشقانه و با ناز و كرشمه با تو درميان مىگذارم و اگر حاجتم دير آيد، از روى نادانى با عتاب و خطاب با تو چون و چرا مىكنم. با اين كه ممكن است دير شدن اجابت به سود من باشد، زيرا سرانجام كارها را تو مىدانى و من از اسرار عالم آگاه نيستم و از آينده چيزى نمىدانم.
هر چند لطف خداوند اقتضا دارد كه ما هيچ گاه از درگاهش نوميد نباشيم و همواره با اميدوارى عرض حاجت كنيم ولى بايد بدانيم كه لطف او باحكمت و مصلحت همراه است و بسيارى از تقاضاها و حاجتهاى ما به صلاح ما نيست زيرا اين عالم، عالم ماده و عالم تضاد و تزاحم است و چه بسيار چيزها كه در محدوده تزاحم و تضاد نه به صلاح ما و نه به صلاح ديگران است و چه بسا در اين محدوده امكان وجود ندارد البته خدا دعاى ما را بىپاسخ نمىگذارد و بىدرنگ لبيك مىگويد و اگر خواسته ما را نميدهد ولى براى ما پاداشى بزرگ مقدر مىفرمايد و براى روز گرفتارى (روز قيامت) ما ذخيره مىكند زيرا دعا دو بعد دارد.
نخست: خدا را خواندن و او را صدا زدن و اسماء صفاتش را به زبان آوردن. دوم: از او حاجت خواستن. در بعد نخست هيچ دعايى و هيچ ندايى بى پاسخ نمىماند. اما بعد دوم دعا ممكن است گاهى به تأخير بيفتد.
ادامه دارد ... .
منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: ۲۲۸۵۶۱۲۴