داخلی     مقاله     میراث معنوی
ترجمه و شرح دعای افتتاح (4)
دعا به معنى خواستن است
  «ترجمه و شرح دعای افتتاح» عنوان کتابی است که توسط آیت الله محمدرضا مهدوی کنی تالیف شده است. قسمت های مختلف این کتاب به گونه ای سلسله وار در این بخش برای مطالعه علاقمندان قرار خواهد گرفت.
Share/Save/Bookmark
جمعه ۱۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۰:۰۰
کد مطلب : 31282
کتاب ترجمه و شرح دعای افتتاح.
کتاب ترجمه و شرح دعای افتتاح.
ابعاد تربيتى و معرفتى دعا
دعا ابعاد گوناگونى دارد. دعا افزون بر جنبه عبادى و راز و نياز و عرض حاجت به پيشگاه خداوند متعال، آثار ديگرى دارد كه مهم ترين آن بُعْد تعليم و تلقين آن است.

بسيارى از دعاهايى كه از طريق رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) به دست ما رسيده تنها يك تقاضاى شخصى و مناجات فردى نيست بلكه دنيايى از عرفان و تعليم و تربيت است. اين دعاها مكتب است، مدرسه است، انسان‏ساز است، جنبه اخلاقى و خودسازى دارد. اما از لحاظ معرفتى نمى‏توان با يك جمله و دو جمله و يك مقاله و يك كتاب و دو كتاب حق مطلب را ادا كرد. 

دعاهايى امثال صحيفه سجّاديّه، مكارم‏الاخلاق، مناجات شعبانيه، دعاى عرفه دعاى صباح و ادعيه شبهاى ماه مبارك رمضان بخصوص دعاى سحر، هر كدام دريايى از عرفان و معرفت و اخلاق است كه به زبان دعا و مناجات ايراد شده است و به قول استاد بزرگوارمان امام خمينى(ره) اين دعاها، قرآن صاعد است چنان كه قرآن مجيد، كلام‏اللّه نازل است و هر دو از سرچشمه وحى نشأت گرفته‏اند. (در آغاز انقلاب اين حقير ترجمه و شرحى براى دعاى سحر داشتم كه از صداى جمهورى اسلامى پخش مى‏شد. از خداوند متعال مسألت دارم كه نسخه‏اى از آن را بيابم و آنرا تكميل كنم بعونه و رحمته و فضله.) و اما از لحاظ اخلاقى و تربيتى در اين ماه دعاها از هر جهت غنى و پربار است و ارزشهاى اخلاقى را به صورت دعا تعليم داده‏اند.

به عنوان مثال اين دعايى كه هر روز و هر شب ماه مبارك رمضان مى‏خوانيم... اللهم أغن كل فقير... خدايا همه نيازمندان را بى‏نيازكن، اللهم أشْبِع كُلَّ جائع... بار خدايا تمام گرسنگان را سير كن، اللهم اكْسُ كلَّ عُريان... بار خدايا همه برهنه‏ها را پوشش عطا كن و دعاهاى عمومى ديگر، كه اينها تنها دعا و خواستن نيست زيرا مسلمانى كه وسائل زندگى خود را از هر جهت آماده مى‏بيند و آنگاه هنگام نماز دست به دعا بلند كرده و عرضه مى‏دارد: «خدايا من كه وسايل زندگى را براى خود فراهم كرده و آسوده خاطرم تو خود ميدانى و بندگان گرسنه و نيازمندت! خدايا خودت مشكلات آنان را برطرف كن!» اين‏گونه دعا به شوخى نزديك‏تر است.(اين منطق انسان مسلمان نيست بلكه از منطقهاى خرافى است كه از «كفر و نفاق» سرچشمه مى‏گيرد. 

چنانكه قرآن بازگو مى‏كند: واذا قيل لهم انفقوا مما رزقكم الله قال الذين كفروا للذين آمنوا اَنُطعم من لو يشاءُاللهُ أطْعَمَه ان انتم الا فى ضلالٍ مبين. يس، 47 و هنگامى كه به آنها گفته شود از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنيد كافران به مؤمنان مى‏گويند آيا ما به كسى طعام دهيم كه اگر خدا مى‏خواست او را اطعام مى‏كرد (خدا خواسته كه اينها گرسنه باشند) شما در گمراهى آشكاريد. منطق كافران آنست كه هر كس مسؤول كار خود و منافع خويش است. و اين همان ليبراليسم مادّى است كه اصالت را به فرد مى‏دهد و جامعه را ريزه‏خوار مى‏داند.) دعاى جدّى آن است كه از دل برآيد و از اعماق جان نشأت گيرد. اين دعاها پيام دارد و به مسلمانان آموزش مى‏دهد كه خواست جدى هر مسلمان بايستى اين‏گونه باشد كه در دنيا، گرسنه‏اى و برهنه‏اى باقى نماند. 

مسلمانان با خواندن اين دعا هر روز به خود تلقين مى‏كنند كه هر كس در حد توان بايستى وسايل بهبود بيماران را فراهم سازد و به مشكلات آنها برسد زيرا اگر كسى با داشتن چنين آرزو و آرمانى و به طور جدّ خدا را بخواند و بگويد: «بار خدايا! من آرزو دارم كه تمام بيماران را شفا بدهى» در اين حال دعاكننده اگر پزشك باشد حتما با عجله به بالين بيمار مى‏رود هر چند دير وقت باشد و اگر پزشك نباشد بيمار را نزد پزشك مى‏برد و اگر بتواند، بيمارستان مى‏سازد و براى رفع محروميت از مردم تلاش بيشترى مبذول مى‏دارد و رفاه مردم را بر منافع شخصى و سود مادى ترجيح مى‏دهد و تنها به آسايش خود و خانواده نمى‏انديشد بلكه امكانات خدا داده را در خدمت بندگان خدا قرار مى‏دهد.

رسول گرامى اسلام(ص) فرمود:
الخلقُ عِيالُ اللهِ فأَحَبُّ الخلق اِلَى اللّهِ مَنْ نَفَعَ عِيالَ‏اللّهِ وَأدخَلَ على أهلِ بَيتٍ سُرورا. (اصول كافى، همان، ج 2، ص 164، حديث 6، بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 71، ص 339)

مردم عائله و جيره خواران خدايند . محبوب ترين آنها نزد خدا كسى است كه سودش به عائله خدا برسد و خانواده‏اى را خوشحال كند.

امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه «... وجَعَلَنى مباركا اين ما كنت... (سوره مريم، 31) كه درباره حضرت عيسى(ع) نازل شده است فرمود: مقصود از جعلنى مباركا «جعلنى نَفّاعا» (اصول كافى، همان، ص 165، حديث 11)مى‏باشد يعنى خداوند مرا براى مردم بسيار سودمند قرار داده است.

در حديث ديگرى آمده است:
سُئِلَ رسولُ‏اللهِ(ص) مَنْ أحَبُّ الناسِ الى اللّهِ؟ قال: أنْفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ. (اصول كافى، همان، ص 164، حديث 7، بحارالانوار، همان)

از رسول خدا(ص) پرسيدند محبوب ترين مردم كيست؟ فرمود: آن كه وجودش براى مردم سودمندتر باشد.

و در حديث ديگرى فرمود:
دَخَلَ عبدٌالجَنَّةَ بِغُصْنٍ مِنْ شَوكٍ كان على طريق المسلمين فأماطَهُ عنه. (قمى، حاج شيخ عباس، سفينه‏البحار، انتشارات فراهانى، بى‏تا، ج 2، ص 82)

بنده‏اى از بندگان خدا در اثر اينكه شاخه خارى را از سر راه مسلمين برداشت وارد بهشت شد.

پس اين دعاها در صورتى اثر دارد كه دعا كننده در دعا جدى باشد و پيام دعا را دريافت كند و چنانچه براى رفع مشكلات مردم دعا مى‏كند بايستى دعا كننده در حد توان به ياد ديگران باشد و عملاً خود را در شادى و غم ديگران شريك كند چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود:

إنماالمُؤمنونَ فى تَراحُمِهم و تَعاطُفِهم بِمَنْزِلَةِ الجَسَدِ الواحد اذا اشتكى منه عُضْوٌ واحدٌ تَداعى له سائرُالجَسَد بالحُمّى والسَّهَر. (سفينه‏البحار، همان، ج 1، ص 13. اين روايت به همين مضمون در تفسير قرطبى، چاپ بيروت، جزء16،
ص 327، اصول كافى، همان، ج 2، ص 165، كتاب الايمان والكفر باب اخوة المومنين بعضهم لبعض حديث 1 و ص 166 حديث 4 با اندك تفاوت)

مؤمنان از نظر مهرورزى و عطوفت نسبت به يكديگر مانند يك پيكرند هرگاه عضوى از آن دچار دردى شود ساير اعضا (از راه تب و بيدارى و ناراحتى) همدردى خود را با آن عضو ابراز مى‏دارند و به كمكش مى‏شتابند.

سعدى در اين باره مى‏گويد:
بنى آدم اعضاى يكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند
چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو كز محنت ديگران بى غمى
نشايد كه نامت نهند آدمى
(كليات سعدى با مقدمه و تصحيح محمدعلى فروغى، انتشارات كتابفروشى موسى علمى، بازار بين‏الحرمين، ص 88، باب اول. لازم به يادآورى است كه رسول خدا (ص) در اين حديث جامعه مسلمين را به منزله پيكر واحد دانسته نه جامعه بشريت را. و حق هم همين است زيرا جامعه كفر و نفاق نمى‏تواند پيكر واحد باشد كه در كفر و نفاق جز جنگ و نزاع و خودخواهى و فريب چيزى وجود ندارد و نيز كفر و ايمان در يك كفّه ترازو قرار ندارد. )


خلاصه دعاى حقيقى آنست كه پيام آن جدى تلقى شود وگرنه شوخى و لغو است و چه بسا موجب غضب خدا شود و خداوند در جواب بگويد بنده من تو به دروغ مى‏گويى خدايا همه بندگان را سير كن. تو كه مى‏دانى در همسايگى يا در شهر و محلى كه زندگى مى‏كنى اين همه گرفتار و گرسنه و محروم هست آيا هيچ به فكر آنها هستى؟ چرا كالايى را كه مورد نياز مردم است گران مى‏فروشى يا آن را احتكار مى‏كنى به قصد آن كه گران‏تر بفروشى يا تنها به دوستان و آشنايانت مى‏فروشى و باز هم مى‏گويى خدايا همه بندگان را تو سير كن! 

پس اگر انسان دعا را با توجه و حضور قلب بخواند منقلب مى‏شود و تغيير روش مى‏دهد و اين يكى از ابعاد مهم دعا است. دعا تنها براى اين نيست كه انسان براى خودش چيزى بخواهد يا دست به درگاه خدا دراز كند و براى خدا تعيين تكليف كند.

دعا به معنى خواستن است. دعا يعنى آنچه مطلوب و محبوب انسان است و آن را دوست مى‏دارد مى‏خواهد. اگر من دوست دارم بيچاره و محرومى در ميان جامعه نباشد چگونه مى‏توانم آرام بنشينم و فقط بگويم خدايا چنين و چنان كن و اين خصيصه بسيار مهمى است كه در دعاها موجود است. 

اميدواريم كه ما از اين خاصيت محروم نباشيم و اين دعاها در دل ما اثر گذار باشد و در ماه مبارك كه ماه عبادت و خودسازى است، تحول و دگرگونى در ما پديد آيد و در مقام عمل ثابت كنيم كه براستى اهل دعاييم و شايسته نزول بركات خداييم.

شرايط و آداب دعا
چنان كه دانستيم دعا بهترين و ارجمندترين عبادت است و عبادت چه در متن و چه در آداب و شرايط توقيفى است يعنى بايستى آنرا از طريق اولياى دين آموخت چرا كه آنها بهتر مى‏دانند چگونه با خدا سخن گويند و چگونه از خدا حاجت بخواهند و با او راز و نياز كنند. ما نيز به پيروى از آنها و به شيوه آنان از اين باب رحمت به پيشگاه صاحب رحمت و مالك ملك و ملكوت تقرب مى‏جوييم و دلها را صفا مى‏بخشيم و بلاها را از آسمان وجود خود دور مى‏كنيم و از اين طريق خود را در قافله خداجويان و خداپويان قرار مى‏دهيم و زمينه‏ نزول بركات الهى را فراهم مى‏آوريم و با دلهاى پاك به پيشگاهش بار مى‏يابيم. اميد آنكه روز قيامت با قلبى سالم و دلى تهى از گناه او را ديدار كنيم و مشمول رحمتهاى واسعه او شويم كه فرمود:

يوم لا ينفع مال ولابنون الا من اتى‏الله بقلب سليم. (شعراء، 89ـ88)

روزى كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد مگر آن كس كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد.

اينك آداب و شرايط دعا را از كتاب ارزشمند «المحجّه‏البيضاء» تأليف محدث‏عالى‏قدر مرحوم فيض كاشانى براى شما بازگو مى‏كنيم.

بهترين وقت براى دعا
دعا در اوقات خاصى كه براى آن تعيين شده است به استجابت نزديكتر است مانند روز عرفه، ماه مبارك رمضان، شب و روز جمعه و وقت سحر (المحجه‏البيضاء، همان، ج 2، ص 285) چنانكه قرآن كريم در اوصاف متقين مى‏فرمايد:

كانوا قليلاً مِنَ اللَّيلِ ما يَهْجَعُون و بِالاَسحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُون.(ذاريات، 18 - 17)

پرهيزكاران كمى از شب را مى‏خوابند و در سحرگاهان استغفار مى‏كنند.

بيدارى و عبادت در آخر شب از فضيلت زيادى برخوردار است. قرآن در اين باره به پيامبرش مى‏فرمايد:

و من الليل فَتَهَجَّدْ به نافلةً لك عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا. (اسراء، 79)

بخشى از شب را به عنوان نافله به عبادت بپرداز اميد است كه خدا تو را به مقام پسنديده‏اى نائل كند.

از رسول خدا(ص) نقل شده است:
اِنّ آخِرَ اللَّيل فى الْتّهَجُد أحَبُّ اِلىَّ مِنْ أوّلِه لِأنّ اللّهَ يقول وبالأسحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُون. (السيوطى، عبدالرحمن، الدرالمنثور فى‏التفسير بالمأثور، قم، منشورات مكتبة آيه‏ا... مرعشى، 1404 ه .ق، ج 6، ص 113 )

آخر شب براى تهجد (نماز شب) نزد من محبوبتر از آغاز آنست زيرا خداوند مى‏فرمايد: [پرهيزكاران] در سحرگاهان استغفار مى‏كنند.

شيخ بهايى گويد:
راه مقصد دور و پاى سعى لنگ
وقت همچون خاطر ناشاد تنگ
جذبه‏اى از عشق بايد بى‏گمان
تا شود طى هم زمان و هم مكان
روز از دود دلم تاريك و تار
شب چه روز آمد ز آه شعله بار
رخصت ار يابد زما آه سحر
هر دو عالم را كند زير و زبر
(العاملى، محمد، بهاءالدين شيخ بهائى كليات شيخ بهائى بكوشش غلامحسين جواهرى، انتشارات كتابفروشى محمودى، ص 58.)

ناصرخسرو گويد:
به وقت صبحدم مى‏باش بيدار
مگر در صبحدم بگشايدت كار
(ناصرخسرو، كليات ديوان ناصرخسرو، ص 512)

حافظ مى‏گويد:
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن نيمه شب آب حياتم دادند


صائب تبريزى گويد:
هر آنچه گم شده است از تو اى سياه‏درون
به روشنايى آهِ سحر توانى يافت (. ديوان صائب تبريزى به اهتمام منصور جهانگير، (تهران، سيماى دانش، 1378، چ 2، مركز پخش موسسه انتشارات دانشگاه)، ص 515. )

ادامه دارد... .

منبع:
کتاب «ترجمه و شرح دعای افتتاح» ، نویسنده: آیت الله محمدرضا مهدوی کنی، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تلفن تهران: 22856124