داخلی     يادداشت     میراث معنوی
غيبت امام عليه السلام؛ بزرگترين گرفتاري عصر
روزنامه جمهوري اسلامي 25/08/1385 صفحه مقالات
  اگر دوري از امام عليه السلام كسي را گرفتار كرده باشد انتظار فرج براي او معنادار مي شود و هر چقدر اين گرفتاري شديدتر باشد انتظار فرج شديدي تري خواهد داشت .
Share/Save/Bookmark
پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۵ ساعت ۰۷:۳۲
کد مطلب : 10743
غيبت امام عليه السلام؛ بزرگترين گرفتاري عصر
بخش اول
همان طور كه ميدانيم معمولا انسان ها در گرفتاري هاي سخت تر توجه بيشتري به خداي خود دارند و به همين دليل « انتظار فرج » در ايشان شديدتر مي شود. هر چه گرفتاري دشوارتر و شديدتر باشد اميد به رحمت خدا و دستگيري او در انسان بيشتر است و اتكا و تجه به اسباب و وسائط كمتر و ضعيف تر مي گردد. پس شدت و قوت انتظار فرج بستگي مستقيم به شدت گرفتاري انسان دارد يك بيماري سخت و صعب العلاج بيشتر از يك بيماري معمولي انسان را گرفتار مي كند و در نتيجه حال انتظار فرج در او لي بيش از حالت دوم است .
نكته ديگر اينكه : گرفتاري در انسان يك حالت روحي و معنوي است كه مي تواند منشا مادي داشته باشد يا نداشته باشد. يك بيماري خاص ممكن است از جهت شدت گرفتاري تاثيرات متفاوتي بر افراد مختلف داشته باشد; يكي را بيشتر و ديگري را كمتر گرفتار كند. و اين بستگي دارد به اينكه شخص از لحاظ روحي در مقابل آن بيماري چه عكس العملي نشان دهد. لذا نوع بيماري تنها عاملي نيست كه شدت گرفتاري را معين مي كند و عامل مهمتر تاثر روحي شخص از آن بيماري است .
پس به طور كلي ميزان گرفتاري انسان را تعلقات روحي و عاطفي او در يك مورد خاص تعيين مي كند. هر چه اين تعلقات عميق تر و شديدتر باشد گرفتاري سخت تر و شديدتر خواهد بود.
بهترين مثال براي اين مساله وقتي است كه فرزند كوچك انسان مريض مي شود. در اين حالت هر چند كه پدر و مادر خودشان مريض نشده اند ولي در بسياري موارد گرفتاري ايشان در بيماري فرزندشان بيش از زماني است كه خود آنها بيمار مي شوند. مادر كه عاطفه و محبتش به فرزند معمولا بيش از پدر مي باشد بيماري خودش را بسيار راحت تر تحمل مي كند تا بيماري فرزندش را.
در اين مورد هر چه فرزند كوچكتر باشد اين تعلق عاطفي قوي تر است و گرفتاري مادر نيز وقتي كه كودكش رنجور مي شود طاقت فرساتر و سخت تر است . مادر حقيقتا آرزو مي كند كه اي كاش خود او به جاي فرزندش بيمار شده بود و به واقع در بيماري فرزند خودش هم بيمار مي شود.
علت اين امر تعلق روحي شديدي است كه مادر نسبت به كودك خويش دارد و آنجا كه اين اندازه وابستگي روحي وجود ندارد چنين نيست . لذا همين مادر وقتي كه فرزند شخصي ديگر را به همان بيماري مبتلا مي بيند آنچنان گرفتار نمي شود و اگر بشنود يك كودكي به آن مرض گرفتار شده است قدري از لحاظ روحي متاثر مي شود ولي خيلي زود اين تالم روحي ازبين مي رود و آن مساله زندگي عادي او را به هم نمي زند و فكرش را مشغول نمي سازد. در حالي كه همين مادر نسبت به بيماري فرزند خودش هرگز چنين نيست و آسايش و راحتي او در آن هنگام از بين مي رود و تا وقتي كودكش بهبود نيافته است از فكر ناراحتي اش بيرون نمي رود.
اين مساله مخصوص اطرافيان انسان كه رابطه نسبي نزديك با او دارند نمي باشد بلكه نزديكي عاطفي و روحي مهم است . چه بسا كسي از لحاظ ارتباط نسبي رابطه نزديكي با انسان نداشته باشد ولي چون وابستگي شديد روحي با او دارد در سختي ها و گرفتاري هاي او ناراحت و گرفتار مي شود.
با اين مقدمه مي توانيم به سراغ مقصود اصلي خود برويم . در بحث « انتظار فرج امام عصر عليه السلام » مهمترين عامل اين است كه ببينيم غيبت آن حضرت چقدر انسان را گرفتار كرده است . اگر دوري از امام عليه السلام كسي را گرفتار كرده باشد انتظار فرج براي او معنادار مي شود و هر چقدر اين گرفتاري شديدتر باشد انتظار فرج شديدي تري خواهد داشت .
هر كس به تناسب ارتباط معرفتي و روحي خود با امام زمانش مي تواند ميزان گرفتاري اش در غيبت ايشان را بسنجد. ممكن است كساني باشند كه از غيبت امام خود هيچگونه احساس گرفتاري نكنند و اصلا برايشان مساله آنقدر مهم نباشد كه ذره اي فكرشان را مشغول سازد و آنها را به فكر چاره اين درد بيندازد! آيا براي اين گونه افراد انتظار فرج امام عصر عليه السلام مطرح مي شود !
همين افراد اگر يك اسكناس هزار توماني از جيب لباس يا كيف دستي آنها بدزدند چه بسا ناراحت و نگران مي شوند و فكرشان مشغول مي شود كه چه كار كنند از چه كسي كمك بگيرند دزد را چگونه پيدا كنند و ... اين نگراني و دل مشغولي حداقل دقايقي طول مي كشد ولي آيا تاكنون دوري از امام زمان عليه السلام به همان اندازه آنها را گرفتار و مشغول كرده است ! آيا براي چند لحظه فكر كرده اند كه چه كاري از دست ايشان براي رفع اين گرفتاري برمي آيد !
هر چيزي كه براي انسان اهميت بيشتري داشته باشد گرفتاري نسبت به آن برايش سخت تر است و فكر و قلب انسان را بيشتر به خودش مشغول مي سازد. تحمل بعضي گرفتاري ها آنچنان براي انسان مشكل مي شود كه خواب و آسايش را از او مي گيرد و عيش و نوش زندگاني را برايش تلخ مي سازد.
شايد هركس در زندگي خود كمابيش اين مساله را چشيده باشد و درگيري با آن را اين گونه تجربه نموده باشد. ولي جاي اين سوال وجود دارد كه : درد دوري از امام عليه السلام چند درصد شيعيان را اين چنين گرفتار ساخته است چند نفر هستند كه در اين مصيبت راحتي و آسايش خويش راـ هر چند موقت و محدودـ از دست داده اند
براي كداميك از ما اتفاق افتاده كه حتي براي چند دقيقه از درد فراق حضرت عليه السلام نتوانسته باشيم به خواب برويم البته اين را نمي توان از همه انتظار داشت ولي آيا هر يك از ما تاكنون فكر كرده ايم كه چرا اماممان غايب شده اند و چرا اين مصيبت تاكنون بيش از 1163 سال طول كشيده است براستي اين موضوع چقدر ما را به خود مشغول ساخته است
اگر متوجه شويم كه خداي ناكرده به بيماري سرطان گرفتار شده ايم ناگهان هم غم ها و غصه هاي عالم بر دلمان مي نشيند و به فكر فرو مي رويم كه براي خلاصي از اين درد چه بايد بكنيم . ولي از وقتي شنيده ايم كه امام زمان ما عليه السلام به امر خدا و خواست او از ما دور شده و غيبت كرده اند چقدر غصه خورده ايم چقدر انديشيده ايم كه اين بلا از كجا به سرمان آمد و راه نجات و خلاصي از آن چيست
فرمايش امام باقرعليه السلام را شنيده ايم كه فرمودند :
اذا غضـب الله تبارك و تعالي علي خلقه نـحانا عن جـوار هم .
هر وقت خداي تبارك و تعالي بر خلق خود غضب فرمايد ما (امامان ) را از كنار ايشان دور مي سازد.
معناي اين سخن آن است كه دوري از امام عليه السلام نتيجه غضب و ناخشنودي خداوند از مردم است . و اگر چنين است بايد بينديشيم كه چرا به چنين تنبيهي گرفتار آمده ايم و براي رفع آن چه كاري از دست ما ساخته است .
برگرفته از كتاب « سلوك منتظران »
نوشته دكتر سيد محمد بني هاشمي
در بحث نتظار فرج امام عصر(عج ) مهمترين عامل اين است كه ببينيم غيبت آن حضرت چقدر انسان را گرفتار كرده است اگر دوري از امام (ع ) كسي را گرفتار كرده باشد انتظار فرج براي او معنادار مي شود و هر چقدر اين گرفتاري شديدتر باشد انتظار فرج شديدتري خواهد داشت.