داخلی     يادداشت     انديشه
قیام مهدی منتظر ماست (5)
   «قیام مهدی منتظر ماست» عنوان کتابی است که به قلم سید حسن فیروز آبادی منتشر شده است. در این کتاب رویکردهای مختلف آماده سازی منتظران حضرت، برای ظهور ایشان مورد بررسی قرار گرفته است. در این قسمت، به طور سلسله وار قسمت های مختلف این کتاب برای استفاده علاقمندان ارائه خواهد شد.
Share/Save/Bookmark
يکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۴
کد مطلب : 31713
قیام مهدی منتظر ماست (5)

هدف از تحقيق
اگر بخواهيم نظريه‌ی طوع را در ظهور و حضور حضرتش بازخواني كنيم، بايد اين نظريه را در چهارچوب سنت‌هاي الهي تبيين کنيم. به اين معنا كه بي‌ترديد جهان، نيازمند آينده‌اي متخلق، عادل و ظلم‌ستيز است كه در همه‌ی اديان بر اين مسأله تأكيد شده است و انديشه‌ی اشتياق در شكل‌گيري اين آينده در پناه انتظار ظهور حضرت حجت(عج) نيز در همين راستا تحليل مي‌شود، و برخلاف برخي از سنت‌هاي الهي كه نوعاً جبري، قطعي و خارج از اراده‌ی انسان‌ تلقي مي‌شوند، زمينه‌ی شكل‌گيري اين سنت، هرچند در اراده‌ی ذات حضرت حق تعالي است، اما بنا به مكتب انتظار خارج از فرآيندهاي ارادي انسان شكل نمي‌گيرد. 

ادبيات تحقيق
همه‌ی مكتب‌هاي روان‌شناسی لازم مي‌بينند تا به خواسته‌ها، علايق، محدوديت‌ها و اهداف انساني در رسیدن به هدف توجّه كنند و به نيازهايي همچون آرامش، اميد، رضايت خاطر، شوق، شكوفايي، وفاداری، كمال‌جويي و... پاسخ دهند. بزرگ‌ترين مكتب‌هاي روان‌شناسی معاصر و روان‌شناسان براي پاسخ دادن و تأمين اين نيازهاي انساني به رویکردهای دینی و فطری انسان تکیه‌ی تام دارند. در اين بيان روان‌شناسان غربي قرن گذشته براي پاسخ دادن به نياز انسان‌ها و تحقّق تمایل و اشتیاق روانی آنان از شيوه‌هاي متفاوتي استفاده مي‌کنند. زيگموند فرويد از راه لذّت‌جويي آزاد، آلفرد آدلر از راه قدرت‌جويي اجتماعی و ويكتوريا فرانكل از راه معناجويي جمعی، رغبت عمومی را قابل تحقّق مي‌دانستند، لكن بعضي روان‌شناسان نيز در اين مسير تحت تأثير اديان مختلف، تكنيك‌هاي خود را اعتبار می‌بخشیدند.

بزرگ‌ترين فيلسوفان قرن بيستم كوشيدند تا به پرسش‌هاي زندگي در مورد وظیفه‌ی اجتماعی و مشارکت در آن پاسخ دهند و در اين مسير راهكارهايي را عرضه کرده‌اند. بسیاری از آنان در این راستا نگاهی الحادي به اشتیاق اجتماعی داشتند. سارتر زندگي را برآمده از شور و شوق كودكانه مي‌دانست و با بي‌اعتمادي به حيات اخروي، مرگ را پايان راه و زندگي را تكرار مستمر تلقّي مي‌کرد. او كه تصويري منفي و ستيزه‌جويانه از خداوند و حتّي عالم دارد، خدا را محدود كننده‌ی وجود انسان مي‌داند و چون نمي‌تواند در ذهن خود ميان وجود خداوند با اراده و اختيار بشر سازگاري ايجاد كند، از اين‌رو خداوند را براي تحقّق اراده‌ی آزاد بشر به كنار مي‌گذارد تا آزادي انسان به كمال برسد و محدود نشود. وي بيهوده گمان مي‌برد كه وجود خدا سلب‌كننده‌ی اراده و آزادي انسان‌ها است.( مباحثات استاد علامه جعفري و ژان پل سارتر و كتاب مناظره دكتر و پير، شهيد هاشمي نژاد- 1356 – مشهد مقدس)

لكن معلمان اخلاق و فيلسوفان بزرگ اسلامي‌ معاصر همچون آيت‌الله مشكيني، علامه سيد محمدحسين طباطبائي، آيت‌الله شهيد مطهري و علّامه محمدتقي جعفري رضوان‌الله تعالي عليهم و استاد علامه جوادي آملي به فطرت الهي انسان و پرورش آن پرداخته‌اند و اين راه را راه درمان دردهای بشري و پاسخ دادن به نياز انسان‌ها و تحقق تمايل و اشتياق رواني آنان معرفي کرده‌اند و حضرت امام خميني قدس‌الله نفسه الزكيه در جريان انقلاب اسلامي كارآيي و اثربخشي مكتب اسلامي ناب محمدي را در درمان دردهای اجتماعي و پاسخگويي به نيازهاي انسان عملاً ثابت کرده است و امروز آثار اين مكتب حيا‌ت‌بخش تمامي مكاتب جهاني را تحت تأثير خود قرار داده است.

يكي از بزرگ‌ترين آرمان‌هاي اديان ابراهيمي كمك در مسير تحقّق رشد و كمال انسان‌ها است و انبيا(ع) آمده‌اند تا استعدادهاي انساني را شكوفا كنند و با آموزه‌هاي وحياني و با حرمت نهادن به حريم و كرامت انساني و رسميت بخشيدن به تمامي ابعاد وجودي انسان او را احيا کنند. آيا نگرش رغبت مهدوي می‌تواند از جنبه روان‌شناسانه راه‌حل و پاسخي را براي تحرک مسئولانه و آگاهانه و هدفمند انسان‌ها ارائه کند؟

امروز اهميت مرز جغرافيايي، زبان، نژاد، تاريخ و ديگر امور قراردادي و توافقي ميان ملت‌ها و لذّت و سود مادّي به قدري بر احساسات، عواطف و افكار مردم تاثير گذارده است كه نسبت به بسیاری از مفاهیم انسان‌محور و جامع که متضمن رهایی انسان از یوغ ستمگری و گرایش به آزادی و عدالت و اخلاق است، بی اعتنا شده‌اند. در حالی که در جامعه‌ی منتظر منجی‌باور در زیر لوای حجت زمان و برگزیدگان او، همه‌ی عوامل برتري مادي و نژادی، نخ‌نما خواهد شد و همه كوشش خواهند کرد تا به جاي عوامل زوال‌پذيري همچون ملّي‌گرايي، ثروت، زيبايي، مقام اجتماعي و ديگر امور دنيوي به شاخص‌هايي همچون ايمان، عمل صالح و مقام قرب آراسته گردند. در این جامعه، تنها ملاك، میل مهدوي و نزدیک‌سازی خود به آرمان‌های ایشان است که عامل تمايز و برتري خواهد بود.

از این روست که تمامی ادبیات حوزه، طوع و رغبت مهدوی بر اساس راهبرد خدمت پيش از عصر ظهور طراحی می‌شود و سه اصل راهبردی در آن تعمیم داده مي‌شود:

1- كاملاً واقع‌بينانه باشد و حقايق محیطی، روان‌شناختى و جامعه‌شناختى را از نظر دور ندارد.

2-همراه با ارائه‌ی راه باشد؛ يعنى راه رسيدن به شوق و رغبت در جامعه‌ی منتظر ظهور را شفاف سازد.

3- هدف اصلى و نهايى و هدف‏هاى واسط و فرعى براى جامعه طوع را تعيين و اولویت‌بندی كند.

و دولت زمینه‌ساز نیز باید از توان و آمادگی لازم در پیاده‌سازی و نتیجه‌گیری لازم برخوردار باشد لذا زمینه‌سازی، سه کارکرد را باید در فرد و جامعه فراهم آورد:

1- اصلاح خود و آمادگی برای خدمتگزاری؛

2- اميد به آينده و تحقق اراده‌ی الهی؛

3- شاداب‌سازی محیط منتظِر و تلاش روز افزون.

انسانِ منتظر، مادري چشم به راه فرزند را مي‌ماند كه دائماً مراقب سلامتي، خوراك و اعمالش هست كه مبادا رشد فرزند در شكمش دچار مشكلي شود، بهداشت را رعايت مي‌كند و مرتب با طبيب و بزرگترها مشورت مي‌كند، فرش و اساس خانه را شستشو مي‌دهد و خانه تكاني مي‌كند؛ شناسايي‌هاي لازم را انجام مي‌دهد و در انتظار فرزند دلبندش لحظه‌شماري مي‌كند و هرچه به موعد آمدن وي نزديك مي‌شود، تلاشش را بيشتر مي‌كند و با وجود مشكلات بيشتر به اميد به دنيا آمدن فرزندش سرزنده‌تر و شاداب‌تر است؛ انسانِ منتظر نيز به دنبال اين است تا ميان روح خويش و امام سنخيت و ارتباط معنوي ايجاد کند.

وي با اميد به آينده مطلوب، وجد و شادابي دروني دارد و احساس يأس و نااميدي به خود راه نمي‌دهد. رغبت مهدوی پيش از عصر ظهور، محرک تهذيب نفس انسان‌هايي است كه به امام مهدي(ع) و جامعه‌ی آرماني او عاشقانه مي‌نگرند. برخلاف مدينه‌ فاضله‌ی افلاطون كه صرفاً يك تئوري و آرمان ذهني و انتزاعي است و هيچ انگيزشي در جهت عملي شدن آن صورت نمي‌دهد و تقدّسي در آن وجود ندارد، مهدويت در نزد پيروان آن از جنبه‌ی قدسي و دلبري برخوردار است، انگيزاننده است و مؤمنان در جهت تحقّق آن مي‌كوشند و آن را امري شدني و حتمي مي‌دانند. راهبرد خدمت در عصر غيبت، كاركردي رشد‌ دهنده داشته و همراه با سازندگي است. بدين جهت است که در روايات، خدمت به منتظران ظهور برترين عمل شمرده شده است. خادم منتظر هميشه براي رسيدن به وضعيت مطلوب مي‌كوشد.

وي هيچگاه بدون هدف نيست و در ركود و بطالت، عمر را سپري نمي‌كند. لذا راهبرد خدمت صرفاً يك تئوري نيست، بلکه پيش از ظهور به رضايت و طيب خاطر، شادابي و آرامش درون، اميد به زندگي و حيات بهتر، تحمل شدايد و سختي‌ها و پیشبرد اهداف ظهور می‌انجامد. امروز بسیاری از روان‌شناسان معتقدند معنويات و اعتقادات ديني موجب مي‌شود تا انسان در شكست‌ها، ناكامي‌ها و ناگواري‌ها از شكيبايي و تحمّل بيشتري برخوردار شده و به عنوان هدف، آرمان ديني و دورنماي زندگي بشر، حركتي پيوسته، مستمر و جاودانه را در روح و شخصيت افراد به وجود آورد. لذا با تصحيح رابطه‌ی انسان با دين و معنويت، موجبات شادابي روحي انسان فراهم و او را عاقبت غايت‌انديش و اخرويت‌نگر مي‌سازد و از پوچي، بيهودگي و زندگي تلخ مي‌رهاند، زندگي او معنادار و با گوهر ايمان به شادابی و سرخوشی می‌رسد، و هيچگاه عمر را به بيهودگي سپري نمي‌سازد، و اين در حالي است كه مكتب انتظار با درك درست از وجود مبارك منجي و معرفت به ايام و ظهور پرفتوح آن حضرت و آموزه‌هاي فراوان مكتب اهل بيت پيامبر اعظم- صلي الله عليه و آله و سلم- آثار و انگيزشي بسيار فراتر از نگاه علمي و روان‌شناسانه دارد و روح انسان را رشد و كمال مي‌دهد و زندگي طراوت و جوششي مي‌بخشد كه فردي همچون امام خميني قدس الله نفسه الزكيه و ياران او را به جهان هديه مي‌كند.

براي دنبال‌سازي ادبيات رغبت ديني در ايجاد تحرك و تمايل فطري و قدسي در نزد انسان‌ها و شكل‌گيري جامعه منتظر و با بررسي محتوایي ادبيات طوع و رغبت انتظار در آيات قرآن حكيم مجيد اين گونه مشخص مي‌گردد كه ظهور حضرت منوط به فراهم شدن بستر و زمينه‌ي تغييري است‌كه انسان‌ها آن را از خداوند مطالبه کنند كه خداوند مي‌فرمايد: من پسنديده‌ام و به آن رضا داده‌ام. ((رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا) (سوره مائده آیه 3) و (دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ) سوره مباركه نور آيه 55)

در باور ديني رسالت امام زمان«خود» به عنوان انسان كامل و الگوي كامل انسانيت و نيز به عنوان ولي و امام هدايتگر و رهبر«جامعه‌ی ايده‌آل انساني»، يك الگوي عيني است كه بيانگر «شدن» و «امكان تحقق» است و فرد و جامعه را احيا مي كند و برمي‌انگيزاند تا به سوي آن«كمال مطلوب الهي» حركت كند و هر چه بيشتر از فاصله‌ی ميان «وضعيت موجود» و «وضعيت مطلوب»را کاهش دهد؛ ادبيات اشتياق و رغبت تنها در گام برداشتن در اين مسير شكل مي‌گيرد.

اشتياقي كه متضمن درك شرايط و خدمت عاشقانه و راغب در ياري رسانيدن او در انجام هدف مقدسش بوده و ماهيتي عمل‌گرايانه و مسئوليتي عيني دارد و در اين بستر و حوزه هر عمل نيكي كه از فرد با اشتياق و رغبت سر زند و هر تلاشي كه در راستاي اجراي عدالت و اعطاي حقوق عامه و جلوگيري از بروز منكري از سوي هر فردي در جامعه صورت پذيرد، اقدامي «منتظرانه» محسوب شده و يك گام به سوي شرايط مطلوب و پايداري است كه در عصر ظهور تجلي مي‌يابد(زيارت آل ياسين وزيارت حضرت صاحب الزمان (عج) و زيارت جامعه، دعاي ندبه «هل اليك يا بن احمد سبيل تلقي) و اين است معني واقعي روايت معصوم(ع) كه مي‌فرمايد منتظر صالح بايد خود صالح باشد. فرد و جامعه‌اي كه در اين راه گام برمي‌دارد، بدون ترديد خود را مستعد و آماده‌ی خدمت و فرمانبرداري از منجي ظهور يافته، کرده است و ديگر تكليف مسئولانه‌ی خود را براي تعيين زمان تاريخي ظهور، فهم کرده و به آن متعهد شده است.

بايد بپذيريم كه حركت به سوي آن نقطه، مسئوليت و اوج تعهد بايد با آغازي ممزوج از شناخت هدف، شوق حركت و اطاعت‌پذيري و ذوب در ولايت (شهيد آيت الله صدر در امام خميني ذوب شده است ذوب شديد هم‌چنان كه او در اسلام ذوب شده است.) همراه و آغاز شود. آغازي مؤمنانه و متعهدانه در جلب رضاي الهي و با حضور قلب كه در اين صورت، مي‌توان به تجربه‌اي از ظهور و حضور دل بست كه چون انسان‌ها با مسئوليت و درك شرايط و با شناخت از معيارها و اهداف منجي بشريت در راستاي عينيت‌سازي آن اهداف گام برداشته‌اند و هر لحظه را در پيوند خوردن با اهداف امام زمان(عج) به عنوان الگو و سمبل فرد و جامعه‌ی منتظر دنبال و رصد نموده و بهترين‌ها را براي جلب رضايت او انجام دهند و به اين ترتيب، «ظهور تقويمي» هيچگاه منتظر را به خود مشغول نمي‌سازد. بلكه منتظر با هر فعل مثبت و سالم‌سازي جامعه، يك گام خود را به ظهور او نزديك مي‌سازد تا خدا را به آن عدالت تام و غایي با اخلاق و كرامت تام انساني پيوندي ناگسستنی و مداوم دهد. دولت زمينه‌ساز مسئوليت اين آماده‌سازي را در نيّت حركت، عمل و تا تحقق ايده بايد بر عهده داشته باشد و خود را خدمتگزار به اين علاقه و تعهد قرار دهد. همچنین آماده‌سازي خود و جامعه را اصل جلب رضايت او و خداوند سبحان قرار مي‌‌دهد.

اما آیا به راستي بدون ترغیب مهدوي چگونه مي‌توان انتظار نسلي منتظر و مهدي باور را داشت؟ به نظر مي‌رسد که بين ترغیب مهدوي و تربيت نسل منتظر، رابطه‌ی عليّ و معلولي برقرار باشد بدين معنا که نسل مصلح، منتظر و معتقد به مهدي- عجل الله تعالي فرجه- معلول و محصول يک نظام کارآمد ترغیبی است.

ترغیب ديني نسل منتظر و آسيب‌شناسي آن موضوع پيچيده‌اي است که هرگونه تجويزي براي آن نياز به يک جامع انديشي و ژرف¬نگري با سلطه بر مبادي معرفت شناسي در حوزه‌هاي مختلف علوم انساني و فناوري، تربيتي و آموزشي با رويکردهاي مختلف روش‌شناسي تبليغي، رسانه‌ای و ارتباطی دارد.

در ادبیات ترغیب مهدوی همچون تربیت دینی، ايمان بايد در سه حوزه‌ی شناختي، عاطفي و عملي اثرات خود را بر جاي بگذارد تا آن را يک باور و اعتقاد کامل بناميم. هدف در ترغیب مهدوي، رساندن سطح معرفت مخاطب از باور مهدوي به مسئولیت‌پذیری‌، تعهد و تلاش ايثار و مجاهدت برای برپایی و اعتلای جامعه‌ی منتظر است يعني باید با تبيين درست گزاره‌هاي معرفت‌بخش مهدوي به غناي اعتقادي مخاطبان امروز عمق ببخشيم و وقتي اين اعتقاد با روح و جان مخاطب در هم آميخت، قطعاً به حوزه‌ی رفتار فرد سرازير خواهد شد و به لطف و فضل خدا و بنا بر سنت الهي تحرک و هدفمندی اجتماعي خود را نيز نشان خواهد داد.( (انک لاتهدي من أحببت ولکن الله يهدي من يشا). اين خداست که امر هدايت در يد قدرت اوست و تو جز مبلغ پيام چيز ديگري نيستي و هيچ سلطه و هيمنه اي بر مردم جز تذکر نداري. قرآن كريم)
لذا در نظام مديريت ترغیب سعي می‌شود با تحريک سه حوزه‌ی احساس، انديشه و عمل بر اساس معارف و منابع فرهنگ غني موعودگرایی میل به ظهور و تلاش برای مستعدسازی زمینه‌های آن فراهم آید.
با آغاز انقلاب ‌اسلامی، ترغیب و ترويج دينی با گستره‌هاي وسيع و جهان‌بيني حداکثري از قالب‌هاي سنتي به روش‌ها و رويکردهاي جديدي تغيير شکل داده است. از آنجا که داشتن يک دورنماي ديني در رأس هرم فرهنگي جامعه به شتاب چرخ‌هاي فرهنگي آن جامعه کمک خواهد کرد، ترغیب مهدوي با لحاظ راه‌کارهاي مناسب در توليد و خلق نظام مهندسي فرهنگي جامعه نقش‌آفريني مي‌کند.
ادامه دارد...

منبع:
کتاب «قیام مهدی منتظر ماست» ، نویسنده: سید حسن فیروزآبادی، ناشر: دانشگاه عالی دفاع ملی، تلفن تهران: 22970343